تربیت اجتماعی

د کودک، سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعی، برای وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهی. »

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

-امام محمّد غزالی: از آراء تربیتی غزالی استفاده می شود که تعلیم و تربیت در دیدگاه ایشان عبارت است از نوعی تدبیر نفس و باطن از طریق اعتدال بخشی تدریجی به قوا و تمایلات به وسیلهی معرفت، ریاضت و استمرار، برای نیل به انس و قرب الهی.
-شهید مرتضی مطهری: در دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری، تعلیم، پرورش و استقلال دادن به نیروی فکری و زنده کردن قوهی ابتکار متعلّم است و تربیت، پرورش دادن و به فعلیت در آوردن استعدادهای درونی که بالقوه در یک شئ موجود است، می باشد؛ از این رو کاربرد واژهی تربیت فقط در مورد جانداران صحیح است؛ زیرا غیر جانداران را نمی توان به مفهوم واقعی پرورش داد آن طور که یک گیاه یا حیوان و یا یک انسان را پرورش می دهند. از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، طبیعت و سرشت شئ باشد. اگر بنا باشد یک شئ شکوفا شود باید کوشید تا همان استعدادهایی که در آن هست بروز کند، بنابراین تربیت در انسان به معنی پرورش دادن استعدادهای او می باشد و این استعدادها در انسان عبارتند از: «استعداد عقلی(علمی و حقیقت جویی)، استعداد اخلاقی(وجدان اخلاقی)، بعد دینی(حس تقدیس و پرستش)، بعد هنری و ذوقی یا بعد زیبایی و استعداد و خلاقیت (ابتکار و ابداع).
-امام خمینی (ره): ایشان تربیت را هدایت دانسته اند و آن را وسیلهی شکوفایی فطرت و استعدادهای نهفته انسان تلقی می کنند. انسان دارای ابعاد متعدد وجودی است که لازم است با فراهم سازی موقعیت های تربیتی مناسب، مجموعه استعدادهای وی به رشد برسد. امام خمینی (ره) تربیت واقعی را تربیتی می دانند که اسلامی باشد: «در این باره شکی نیست که برترین مکتب تربیتی، مکتب اسلام است»و«البته هر گونه تربیتی را نمی توان تربیت کامل دانست و باید توجّه داشت که تربیت کامل و مفید در پرتو ایمان به خدا و تعالیم انبیاء صورت می پذیرد.»
بند سوم : ابعاد تعلیم و تربیت
تربیت فرآیندی است که در سراسر عمر انسان اتفاق می افتد و جنبهی تکاملی دارد. تربیت دارای ابعاد متعدد و گوناگونی است. حضرت امام خمینی ره در نگاهی همه گیر به امر تعلیم و تربیت، معتقد بودند که باید به تمام ابعاد این امر توجّه کافی مبذول داشته شود. از جمله: تربیت معنوی، تربیت اخلاقی، تربیت فکری و عقلانی، تربیت اجتماعی و… .تربیت کامل تربیتی است که به تمام ابعاد توجّه داشته باشد و همه جانبه باشد.
آن چه از ابعاد گوناگون تربیت در باب موضوع این تحقیق اهمیت بیشتری دارد، بعد اجتماعی تربیت یا همان تربیت اجتماعی است. تربیت اجتماعی در جایی تصور می شود که برای انسان های دیگر در اجتماع حقوق و تکالیفی در نظر گرفته شود. لذا لازمهی نظام تربیت اجتماعی منسجم، در نظر گرفتن حقوق متقابل افراد انسانی در جامعه می باشد و این نظام باید بتواند با ساده ترین روشها متربیّان خود را به حقوق اجتماعی یکدیگر آشنا ساخته و رفتاری مطابق با آن ها را درخواست نماید.
مربیّان، از تربیت اجتماعی کودکان و نوجونان اهدافی چند را دنبال می کنند. برخی هدف از تربیت اجتماعی را ایجاد آمادگی برای انطباق با محیط اجتماعی می دانند و عده ای به طور مفصل برای تربیت اجتماعی اهدافی را به شرح ذیل بیان کرده اند:
1. رعایت حقوق همه انسان ها و مراعات انصاف در برخورد با آن ها.
2. تقویت روحیهی خدمت رسانی و ایثارگری نسبت به سایر افراد جامعه و به طور کلی ایجاد روحیهی دگر خواهی.
3. پرورش روحیهی عدالت خواهی و داوری به حق و پذیرش آن.
4. شناخت هنجارهای موجود در جامعه و احترام به آن ها.
5 .ایجاد عادت به نظم وانضباط درهمهی مناسبات فردی و اجتماعی
6 .و …
آن چه گفته شد تنها بخشی از اهداف تربیت اجتماعی می باشد. روشن است که اگر در راستای تربیت اجتماعی کودک و نوجوان به اهدافی از این دست نائل آییم، به طور قطع از بروز بخش اعظمی از انحرافات اجتماعی و رفتارهای مجرمانه پیشگیری کرده ایم. از این جاست که به ضرورت توجّه به ابعاد تربیتی مخصوصا تربیت اجتماعی پی برده می شود.
گفتار سوم: تحلیل محتوا
روش تحلیل محتوا در اصل، تحلیل نظام مند بسامد واژه ها، عبارت ها، مفاهیم و….در کتابها، فیلم ها و سایر انواع مواد است. هدف از این نوع روش تحقیقی، توصیف عینی و کیفی محتوای متون به صورت نظام داراست.
حوزه کاری تحلیل محتوا منابع مکتوب، شفاهی و تصویری مربوط به موضوعی خاص، نظیر کتاب ها، مجلات، روزنامه ها، سخنرانی ها، تصاویر و…است. به عنوان مثال اگر محقق بخواهد میزان حضور و اثرگذاری مفهوم یا مفاهیمی را در یک متن یا مجموعه ای از متون بررسی کند، از روش تحلیل محتوا استفاده می کند. در این روش فرض بر این است کلماتی که در یک نوشته یا نمادها و سمبل هایی که در یک رسانه منعکس می شود، نشان دهنده مفاهیم و ذهنیت هایی است که ورای آن نمادها و سمبل ها قرار گرفته است. مثلا کتابی می خوانیم یا فیلمی می بینیم، سپس می گوییم موضوع کتاب یا فیلم چیست و چگونه مفهوم و موضوع منتقل شده است. در این جا به تحلیل محتوا دست زده ایم. وقتی که قرار است در یک متن تحلیل محتوا صورت بگیرد، محقق یکایک اصطلاحات بکار رفته در متن را شناسایی و ضبط می کند وآن ها را براساس یک سلسله مشخّصه هایی که در صورت مسأله شکل گرفته گروه بندی می کند.
در روش تحلیل محتوا روی دو مفهوم مقوله و واحد بیشتر تأکید می شود. مقوله عبارت است از واحدها و عناصری که به دلیل وجوه مشترک تعریف شده ای کنار هم قرار می گیرند. همچنین واحد یا مفهوم عبارت است از عنصری که به عنوان یک کمیّت تلقی می شود.
مثال: مفاهیم پیشگیرانه از جرم در کتاب های درسی.
مقوله: مفهوم پیشگیری مقوله ای است که از عناصر واحدهایی چون پیشگیری عام وخاص، فردی و اجتماعی و… تشکیل شده است.
واحد: وقتی می خواهیم بدانیم در کتب درسی در چند مورد، از مفاهیم پیشگیرانه استفاده شده است باید ابتدا اقسام مفاهیم تربیتی پیشگیرانه از جرم مورد شناسایی واقع شوند.
به طور کلی هدف تحلیل محتوا این است که مشخّص شود گرایش یک متن و…. به کدام سمت است و سپس نتیجه گیری شود که این پیام چه تأثیری می تواند بر مخاطب داشته باشد.
گفتار چهارم : کتب درسی
کتاب درسی ابزاری است که معلم آن را برای برانگیختن دانش آموزان و دادن حداکثر آگاهی و درک و فهم درباره یک مسئله مورد استفاده قرار می دهد و در حقیقت معلم هوشمند آن را به نحوی به کار می گیرد که برای سطوح و انواع مختلف دانش آموزان مناسب باشد.
بند اوّل: ماهیت کتب درسی
با وجود تنوع و گوناگونی منابع و فنّاوری های آموزشی، کتاب های درسی هنوز یکی از عناصر مهمی هستند که در فرآیند یادگیری، معلّم و دانش آموز از آن بهره می برند. حتی بعضی از نویسندگان پا را فراترگذاشته و ادعا کرده اند که تنها دلیل فوق العاده برای توضیح دادن یک علم دریک زمان معین ، مقدمه ای از کتابی است، که در هر رشته عرضه شده است.
ساختار کتاب های درسی باید به گونه ای پایه ریزی شود که زمینه ساز تحقق فرآیند یادگیری مطلوب و مؤثر باشد. کتاب درسی باید از ویژگی هایی مانند جامعیّت، تناسب با اهداف، تناسب با ویژگی های مخاطب، سودمند بودن برای فراگیران، پیوند اجزاء و عناصر محتوا، ارتباط و هماهنگی با کتاب هایی که قبلا فراگیران خوانده اند یا بعدا خواهند خواند، انتخاب شیوه سازماندهی مناسب، ارائه سؤال های پژوهشی، معرفی منابع بیشتر و… بهره مند باشد.

ویژگی های فنی و ظاهری کتاب می تواند به صورت مستقمیم و یا غیر مستقیم بر تسهیل فرآیند یادگیری، انگیزه دانش آموزان و تسهیل درک مفاهیم و تعمیق یادگیری تاثیرگذار باشد. نتیجه مطالعات نشان می دهد که دو عامل اصلی تاثیر گذار بر کیفیت کتاب های درسی در جریان یادگیری، نوع محتوای دروس و مقطع و دوره تحصیلی می باشد. بنابراین، ضرورت توجّه جدی به نقش کتاب های درسی در موقعیت های مختلف یادگیری ضروری است.
به طور کلی کتاب درسی باید دارای ویژگی های که در ذیل آمده است باشد:
1- کتاب درسی بر مبنای اهداف یادگیری مشخّص تالیف می شود.
2- در محتوای کتاب درسی باید فعالیت های یادگیری مناسب لحاظ شده باشد.
3- در محتوای کتاب درسی باید زمینه های ایجاد انگیزه در یادگیرنده تدارک دیده شده باشد.
4-کتاب درسی باید با توجّه به شرایط و واقعیّات تالیف شده باشد.
5-کتاب درسی، متنی سازمان یافته است که باید اهداف آموزشی را در قالب نوشتار، تصاویر و تکالیف، ارائه و اهداف آموزش و پرورش را با کلاس درس، پیوند دهد.
6-کتاب، رسانه ای گروهی است وباید در آن مطالبی ضبط شده باشد که قابل انتقال بوده و بازیابی مطالب آن از نظر زمان و مکان محدود نباشد.
در فصل های آتی به تفصیل به شرح این ویژگی ها خواهیم پرداخت.
بند دوم: اهمیت کتب درسی در حوزه آموزش
واکاوی و تحلیل تحولات اجتماعی، نشانگر برخی عوامل کلیدی و بنیادی است که آموزش از مهم ترین و پایدارترین آن ها می باشد. آموزش و پرورش در مفهوم وسیع آن، همه تلاش های سازمان یافته و غیر سازمان یافته ای را در بر می گیرد که موجب انتقال میراث علمی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر می شود. همچنین یکی دیگر از رسالت های خطیر آموزش و پرورش، ایجاد فرصت هایی برابر برای رشد، شکوفایی و تعلیم و تربیت صحیح افراد جامعه به خصوص کودکان و نوجوانان می باشد. آموزش عبارت است از هرگونه فعالیت با تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای که هدف آن آسان کردن یادگیری در فراگیران است.
آموزش زمانی می تواند بیشترین بازدهی را داشته باشد که هدفمند بوده و براساس یک چارچوب و ساختار مشخّص باشد. آنچه بیش از همه مهم می باشد و همیشه به عنوان یک دلمشغولی مهم وجود داشته و دارد، پاسخگویی به این سؤال مهم است که برای ایجاد و حفظ اثربخشی در نظام های آموزشی و به ویژه نظام آموزش و پرورش، چه تدابیر و راهکارهایی را باید اتخاذ کرد تا بیشترین بازدهی را داشته باشیم.
متخصّصان برنامه ریزی و مدیریت نظام های آموزشی به سؤال های فوق به شکل های مختلفی پاسخ داده اند که از مجموع نظرات و مطالعات آنها می توان ارکان هر نظام آموزشی را حاوی پنج عنصر کلیدی به این شکل دانست: محتوای آموزشی، معلم، فراگیر، تجهیزات، ابزارها و سرانجام برنامه ریزی و مدیریت آموزشی. همچنین پر واضح است که هر یک از این عناصر دارای روابط متقابل با یکدیگر می باشند که ماهیت پویا و متحولی را به نظام آموزشی می بخشند.
محتوای آموزشی یکی از عناصر مهم این فرآیند می باشد و شاید هم مهم ترین عنصر. چرا که بدون وجود محتوای آموزشی و مطالبی برای آموزش و انتقال، آموزش بی معنا و مفهوم خواهد بود. منظور از محتوای آموزشی، هر گونه پیام کتبی، اعم از تصویری و نوشتاری و یا ترکیبی از آنها می باشد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر افکار، ارزش ها و مهارت های مخاطب تاثیر میگذارد . در این برداشت، محتوای آموزشی در برگیرنده طیف وسیعی از مطالب و موضوعات در شکل های متنوع نوشتاری، تصویری و شنیداری خواهد بود.
کتاب های درسی به لحاظ نقش و جایگاه خود برای حفظ اعتبار و حیثیت علمی و فرهنگی و همچنین نقش تربیتی، در نظام آموزشی کشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. کتابهای درسی، کتاب هایی هستند که بر اساس برنامهی درسی خاصی و یا اهداف معین مطابق پایه، رشته و شرایط ذهنی و سنی یادگیرندگان تالیف، چاپ و از سوی مراجع ذی صلاح در وزارت آموزش و پرورش به تصویب رسیده اند و در چارچوب زمانی معین، در کلاس های رسمی مدارس تدریس می شوند وسپس از آن ها ارزشیابی به عمل می آید و یاد گرفتن محتوای آن ها منجر به اخذ مدرک تحصیلی می شود.
از زمانی که کتب درسی برای ارائه در مدارس رواج یافته تاکنون عدم نیازمندی به آن اعلام نشده و یا اگر مسائلی در این زمینه هم وجود داشته به صورت جدی مطرح نشده است.

بازنگری، تجدید نظر و اصلاح محتوای کتاب های درسی، زمینه های رشد و تکاملبرنامه ریزی درسی و به تبع آن رشد، بهبود و پیشرفت تحصیلی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، با آگاهی از نقش و اهمیت کتاب های درسی در پیشرفت امر آموزش و با توجّه به تغییر نظام های آموزشی ضروری است تا به ارزیابی کتاب های درسی و تحلیل محتوای آن ها پرداخته شود.
مبحث دوم: تعلیم و تربیت و پیشگیری از جرم
آدمی در شمار موجوداتی است که کمالشان در فطرت از وجود متأخّر افتاده است. به همین دلیل انسان در دورهی رشد خود یعنی فاصلهی بین وجود تا کمال نیازمند تربیت است و مراقبت از رشدش ضرورت دارد.
در هر جامعه ای مجموعه ای از پدیده های اجتماعی مثبت و منفی وجود دارد. پدیده های اجتماعی مثبت، اعمال منطبق با نرم ها و هنجارهای جامعه می باشد و پدیده های اجتماعی منفی، عدم تطابق رفتاری با هنجارها و در معنای دیگر همان تخلّفات، انحرافات و جرائم می باشد.
هنجار مجموعه قواعد رفتاری پذیرفته شده در یک جامعه است. انسان در فرآیندی به نام جامعهپذیری با این پدیده ها آشنا میگردد.مفهوم عام جامعه پذیری از دیدگاه اندیشمندان علوم اجتماعی و جامعه شناسان، نوعی استراتژی برای حفظ انسجام اجتماعی و وحدت گروهی تلقّی میگردد به عنوان مثال، کارولاین پلوس تاکید می کند که یک جامعه یا گروه معین از استراتژی جامعه پذیری استفاده می کند تا ویژگی های خود را به تازه واردین منتقل نماید و بدین طریق جامعه اطمینان خاطر حاصل می کند که رفتار این تازه واردها انسجام اجتماعی و نظم جامعه را به مخاطره نخواهد انداخت. به عبارت دیگر منظور از ویژگی های جامعه در نظر کارولاین پلوس، همان هنجارهای پذیرفته شده در هر جامعه ای می باشد. حال اگر فرد در جریان جامعه پذیری، تحت تأثیر تربیت نادرست قرار بگیرد، پدیده های اجتماعی منفی را سر لوحهی عمل خویش قرار می دهد و به آنان پایبند می شود و جامعه وی را شخصی نابهنجار تلقی می کند. دراین مرحله از یک نظر، فرد باز هم به هنجارها پایبند شده است ولی نه هنجارهای عام که مورد قبول اکثریت جامعه است، بلکه هنجارهای خاص که متبوع اقلیّتی محدود است و در تضاد با هنجارهای عام میباشد.
اگر فرد در سایهی تربیت درست قرار بگیرد به اصطلاح بهنجار تلقی می شود و گفته می شود که جامعه پذیر شده است. بنابراین روشن است که آموزش یکی از ابزارهای اجتماعی شدن است و اجتماعی شدن در این معنا، فرآیندی است که به انسان راه های زندگی کردن در جامعه را میآموزد، به وی شخصیت می دهد و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضوی از جامعه، توسعه می بخشد. برقراری ارتباط با دیگران و فراگرفتن ارزش ها و اعتقادات اساسی، از مهم ترین اهداف اجتماعی شدن است که در سایهی تعلیم و تربیت صحیح می توان بدان دست یافت.
پس از ذکر مقدّمات فوق، در ادامه ابتدا بنا به ضرورت موضوع تاریخچه ای کوتاه از سیر آموزش و پرورش را بیان خواهیم کرد و در ادامه به بررسی نهاد های مؤثّر در امر تعلیم و تربیت و نقش آموزش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *