دانلود پایان نامه

خواهد کرد .
سه- تعلیق مجازات

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعلیق در لغت به معنی بلاتکلیف نهادن یک کار است به طوری که نفیا و اثباتا ، تصمیمی راجع به آن نگرفته باشد .
امر معلق از آن حیث که معلق است نه معدوم کامل است و نه موجود کامل، بلکه وجودی است ناقص چنانچه کارمند معلق از خدمت عنوان کارمند رادارد ولی یک کارمند کامل نیست .
در ترمینولوژی حقوق در تعریف تعلیق مجازات چنین آمده است :
«هرگاه مجرم سابقه ارتکاب جرم رانداشته باشد به او اخطار می شود که هرگاه بعدا جرم دیگری مرتکب نشود حکم فعلی هم تا وقتیکه جرم دیگری مرتکب نشده به مرحله اجرا در نمی آید و گرنه حکم هر دو مجازات در حق او اجرا می شود این راتعلیق مجازات گویند که در حقیقت تعلیق اجرای مجازات است» ( جعفری لنگرودی ،1378 ، 165) بحث تفصیلی در این باره در فصول آینده خواهد آمد.
چهار-کیفر زدایی
کیفر در لغت به معنی سزا ، جزا و مکافات است(عمید ،1359 ، 977) و همچنین به معنی عقوبت و مجازات نیز آمده است و به کسی که خلاف قانون یا اخلاق یا عرف وعادت رفتار کرده ومرتکب عمل بدشده داده می شود در کیفرزدایی منظور این است که ممنوعیت ارتکاب عمل،کماکان به حالت خود باقی است اما در صورت ارتکاب عمل ممنوعه در مرحله اجرایی با ابزارهای حقوق کیفری پاسخ وواکنش داده نمی شود .
بلکه از سایر ابزارها و علوم و شیوه های دیگر نظر حقوق اداری ، انضباطی پزشکی و درمانی و … استفاده می شودو این ابزارها مکمل حقوق کیفری می باشند.
کیفر زدایی گونه ای از ابزارهای سیاست جنایی است که از تخفیف کیفر تا حذف آن ، پیوستگی و تناوب میان کیفر و یک اقدام غیر کیفری در مقابل پدیده مجرمانه راشامل می شود. ( گلدوزیان 1378، 122)
کیفرزدایی در مفهوم وسیع خود عبارت از اقدامات سیاست جنایی است که در برگیرنده تخفیف کیفر تا حذف اجرای آن ، مبتنی بر اندیشه ناتوانی عقوبت در اصلاح و تربیت مجرم و پیشگیری از جنایت است .
پنج- پرونده شخصیت
پرونده شخصیت به پرونده ای گفته می شود که در کنار پرونده کیفری که در برگیرنده کیفیت ونحوه عمل مجرمانه است تشکیل می شود و شامل نظریات کارشناسی مربوط به وضع جسمانی و زیستی و بیولوژیک شخص واطلاعاتی مربوط به وضع شخص ، چه از نظر اجتماعی و چه از نظر فرهنگی ، وضع تعلیم وتربیت مجرم می باشد و در واقع شناسنامه متهم می باشد که او رادر پشت میز محاکمه ، آن طوری که هست نه آن طوری که می نماید یا وانمود می کند معرفی می کند.
لزوم تشکیل چنین پرونده ای در قوانین بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی مورد تاکید قرا گرفته است شرح تفصیلی مربوط به آن در فصول آینده خواهد آمد.

شش- جرم زدایی
جرم زدایی در معنای دقیق کلمه یعنی زدودن برچسب و عنوان مجرمانه از یک عمل یااز یک رفتار است .( نجفی ابرندآبادی و بیگی ، 1377 ، 77) و تفاوت جرم زدایی با فردی کردن مجازات ها در این است که از شناخت شخصیت واقعی مجرم، توجه به عوامل مختلف تاثیر گذار در ارتکاب با جرم به نحوی که با شناخت آن بتوان باعث اصلاح و درمانی مجرم شد ونیز در این مورد باتوجه به اینکه تنها راه حمایت و حفظ ارزش ها و هنجارهای اجتماعی وتفاوت نظم از طریق جرم زدایی می باشد که رابطه برابر با فردی کردن را ایجاب می نماید.
این قوانین با توجه به نیاز جامعه ودر یک برهه زمانی به تصویب قانون گذار رسیده و ممکن است پس از مدتی کارایی خود رااز دست دهد یاباعث به وجودآمدن معضلات دیگری گردد که این امر موجب شده است که صاحب نظران با طرح مساله جرم زدایی پرداخته تا با بررسی قوانین موضوعه، عنوان جزایی را زدوده و تورم کیفری را مهار نماید که این عمل قانون گذار در حذف عناوین مجرمانه را جرم زدایی می نامند.
بخش دوم: بررسی تاریخی فردی کردن مجازات ها
پیدایش و تولد هر پدیده ای در هر اجتماعی ، امری اتفاقی نبوده، بلکه سابقه ای تاریخی در طول تکامل آن اجتماع دارد و عوامل مختلف در طول تاریخ دست در دست هم داده است و باعث پیدایش آن پدیده گشته اند چون بر اساس قانون خلقت ، تازمانی که علت تامه چیزی فراهم نشود، آن چیز وجود پیدا نمی کند.
فردی کردن مجازات ها نیز چون سایر پدیده های اجتماعی در طول تاریخ حقوق کیفری شکل گرفته است .در ابتدا همراه باتکامل مجازات وطرز نگرش به آن از افکار اندیشمندان، فلاسفه و جرم شناسان تراویده و رشد نموده و در اواخر قرن نوزدهم متولد شده است مانیز در بررسی این پدیده و سیر تکوینی آن،سرنوشت ن را حآن را جدای از مجازات نمی دانیم وآن را همراه با تحول مجازات ها،بررسی می کنیم .
ابتدا به بررسی زمینه های پیدایش فردی کردن مجازات ها در تاریخ عمومی جهان در دوران گذشته می پردازیم و سپس در گفتاری جداگانه این تحول را در تاریخ ایران موردبررسی قرار میدهیم .

مطلب مرتبط :   تحقیق درباره راهنمایی و رانندگی

گفتار اول – زمینه های پیدایش مفهوم فردی کردن مجازات ها در تاریخ عمومی جهان
سیرتکوینی هر پدیده ای در تمام جوامع مثل هم نبوده ولی بسیاری از جوامع به علت نزدیکی جغرافیایی و یافرهنگی دارای سرنوشتی مشترک بوده اند .
تقسیم بندی که در بررسی فردی کردن مجازات ها در طول دوران تاریخ عمومی جهان صورت گرفته در بین اکثر جوامع مشترک می باشد اینک به بررسی موضوع فردی کردن مجازاتهادر طول دوره های تاریخی می پردازیم .
یک- دوره انتقام خصوصی
اجرای مجازات ها در این دوره بر اصول وقاعده خاصی استوار نبوده است مجازات اعمالی که مخالف منافع خانواده یا قبیله تلقی می شد ، از طرف خود خانواده یا به صورت جنگ بین گروه ها صورت می گرفت این دوره توسط بعضی حقوقدانان،دوره دادگستری خانوادگی یا دوره دادگستری میان کلانها نامیده شده است . ( صانعی ، 1376، 45)
در این دوره هرگاه کسی مرتکب جرمی می شد پدر خانواده او را تنبیه می کردو اگر جرم علیه قبیله دیگر بود،حل اختلاف به صورت جنگ و نزاع میان گروه ها و قبایل تجسم خارجی می یافت .
در این دوران حق مجازات ویژه رئیس خانواده و از اختیار تام وی سرچشمه می گرفت و حد و مرزی نداشت در تمامی دعاوی قضاوت بر عهده رئیس خانواده بود و افراد به واسطه پیوند خونی به هم پیوند می خوردند و در صورتی که جرم علیه قبیله دیگری صورت می گرفت جنگ بین آنها در می گرفت و تا فرو نشستن آتش خشمشان ادامه می یافت و فرض بین جرایم مدنی و کیفری نبود.
از ویژگیهای بارز این دوره می توان موضوعی بودن مسئولیت را نام برد یعنی وقتی جرمی علیه شخصی صورت می گرفت به صرف انتساب آن به جانی،مجازات از طرف قبیله مجنی علیه بر ضد قبیله جانی آغاز میشدو تا فرونشستن خشمشان ادامه می یافت و فرقی هم بین جرائم مدنی و جزایی و یا جرایم عمدی و غیر عمدی نبوده و به صرف انتساب،مجازات آغاز می شد .
خصوصیت دیگر مجازات در این دوره جمعی بودن مسئولیت بود، یعنی همه افراد قبیله یاخانواده در مقابل مجنی علیه و خانواده یا قبیله وی مسئولیت داشتند و باید تاوان خطای عضو خود را بدهند و در آتش خشم قبیله مجنی علیه می سوختند.
ویژگی دیگر مجازات در این دوره نامعین بودن نوع و میزان آن بود در این دوره مجازات مشخص و معینی وجود نداشت و مقدار آن بر اساس میل رئیس قبیله مشخص می شد و تا تسکین حس انتقام و کینه مجنی علیه و اعضای گروه نسبت به مرتکب و اطرافیانش ادامه می یافت .
ازبررسی کلی این دوره نتیجه می گیریم که مجازات در این دوره فردی نبوده بلکه حتی شخصی هم نبوده است و علاوه بر شخص مرتکب،خانواده و طایفه وی نیز در مقابل مجنی علیه مسئولیت داشتند و مجازات شامل حال همه می شد.
ویژگیهای شخصی و اجتماعی هیچ تاثیری در میزان مجازات ها نداشته و فردی کردن مجازات واینکه مجازات مطابق شخصیت هر کس باشد در این دوره هیچ جایگاهی نداشته است و حتی مجازات شخصی هم نبود تا چه رسد به فردی چون آنچه در این دوره بر مجازات ها حاکم بود، انتقام و زورگویی بود چه بسیار قبیله ها در آتش چنین انتقام هایی نابود شدند.
دو- دوره دادگستری خصوصی
با گذشت زمان و رشد قدرت و اعتبار شهرها و احساس نیاز به امنیت کم کم اختیارات افراد در گرفتن انتقام به دلخواه خودشان تعدیل یافت و با گسترش و رشد تجارت و احساس نیاز به امنیت، مجازات و انتقام گیری تحت نظم و قاعده در آمد و آتش جنگهای که به قصد انتقام گیری رخ میداد رو به خاموشی نهاد و نظام مجازات قاعده منع شد که از این به بعد با عنوان دادگستری از آن یاد می کنیم .
مسئولیت جمعی جای خود را به مسئولیت شخصی داد و کم کم مجازات ها شخصی شدند و فقط فرد مجرم تحویل خانواده مجنی علیه داده می شد تا وی را مجازات نموده و یااز نیروی کار او استفاده نمایند.
با گسترش جوامع و پیدایش مراکز شهری پس از ظهور دین یهود و مسیح و پیروی از دستورات مشترک و مذهبی و رشد همبستگی ها کم کم حق تشخصی از دست روسای قبایل خارج شد و به نیروهای مذهبی منتقل شد و مفهوم انتقام جای خود رابه تعقیب مذهبی و اجتماعی داده که از طرف زیان دیده صورت می گرفت و به تدریج مفهوم مسئولیت جمعی دوره انتقام فردی جای خود را به مسئولیت فردی شخص مرتکب جرم داده و اندیشه اجرای عدالت کیفری را به وجود آورد . ( ولیدی ،1385 ، 200)
هرچند شیوه اجرای مجازات ها دراین دوره تکامل یافته بوده و میزان وشدت آن نیز تعدیل شد اما همچنان مجازات باقصد انتقام از طرف مجنی علیه بر ضد جانی صورت می گرفت در این دوره مسئولیت جمعی به مسئولیت فردی تبدیل شد و نظام مجازات قصاص خسارت مالی دریافت می کرد و در واقع نوعی نظام سازش حاکم شده بود و کم کم زمینه های دخالت دولت ها در مجازات ها فراهم شد.
با بررسی این دوره در ارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که این دوره از این نظر گامی به جلو بود و مجازات ها تا حدودی شخصی شده بودند و دیگر شامل خانواده و قبیله جانی نمی شد و نسبت به افراد در طبقات اجتماعی از نظر مجازات تفاوتی محدود قائل می شدند ولی از نظام فردی کردن مجازات ها خبر نبود و همچنان افراد در صورتی که جرائم مشابه انجام می دادند به سرنوشت مشترکی دچار می شدند و از فکر اصلاح و تربیت و شناسایی شخصیت مجرم خبری نبود هر چند این تفکر کم کم در آرا و نظریات رهبران کلیسا شکل می گرفت و اعتقاد به مدارا و اصلاح مجرم در بین کلیسا و حامیانش رشد می کرد .
سه -دوره دادگستری عمومی
تحولات حقوق جزا مانند سایر نهادهای اجتماعی همیشه در متن و زمینه شکل حیات جامعه و تحت تاثیر عوامل و پدیده های محرک آن صورت می گیرد به این ترتیب با پیدایش قدرتهای مرکزی،لزوم بازرسی رفتارافراد جامعه با قاطعیت و در سطحی گسترده و با ضوابط مشخص احساس گردید .
در واقع پیدایش دادگستری عمومی معلول عوامل زیر بنایی اجتماعی بود که وجودآن را ضروری می ساخت .در این دوره علاوه برمقررات عمومی که برای همه وضع می شودجرم جنبه اجتماعی و عمومی به خود می گیرد یعنی مجرم علاوه بر اینکه به خاطر عمل زشتش مجازات می شود به خاطر ضربه ای که به پیکر اجتماع می زند نیز مورد مواخذه قرار میگیرد .
مساله فردی کردن مجازات ها از میانه های این دوره کم کم در افکار اندیشمندان شکل می گیرد و رشد می نماید و در نهایت در اواخر قرن نوزدهم متولد شده و حیات خود را در متن حقوق کیفری جوامع مختلف ادامه می دهد ما دربررسی مساله فردی کردن مجازات ها این مساله را در سه دوره فرعی مورد مطالعه قرار میدهیم .
الف- دوره قدیم
این دوره که اصطلاحا به زمان بین شروع دادگستری عمومی تا اندکی قبل از انقلاب فرانسه اطلاق می شود بعضی از صاحبنظران آن را دوره جرائم عمومی یا عصر قدیم دوره دادگستری عمومی نامیده اند همزمان با از بین رفتن نظام های ملوک الطوایفی و تحول اجتماعی و پیدایش قدرتهای متمرکز و حکومت های مقتدر در اروپا بوده است . ( ولیدی ، 1385 ، 206)

گسترش قدرت سلاطین و قدرت گرفتن حکومت های مرکزی و تصویب مقررات از طرف آنها و برقراری نظم موجب ایجاد اصطکاک بین آنها و محاکم مذهبی کلیسا شد چون در آن زمان قضات از طرف محاکم مذهبی منصوب می شدندو در اجرای مقررات حکومتی چندان رغبتی از خود نشان نمی دادند و رحم و عطوفت بیش از حد محاکم مذهبی در مورد مجرمین باعث ناامنی در جامعه شده بود و کم کم وقتی حاکمان، محاکم مذهبی را سد راه خود دیدند به مقابله با آنها پرداختند و این محاکم رو به ضعف نهادند و کم کم محاکم حکومتی قدرت گرفتند و قضات حکومتی اختیارات فراوانی یافتند و شکنجه برای گرفتن اعتراف از متهمین رایج شد. ( نوربها، 1383، ،2)
و به شکل قانونی در آمد که از طرف قضات برای اخذ اقرار تجویز می شد مجازات های شدید برقرار شد و پیشرفتهایی که در زمینه برخورد با مجرمین توسط کلیسا صورت گرفته بود مجددا جای خود را به انتقام جویی و اعمال خودسرانه داد .
اما در این دوره انتقام جویی اجتماعی جایگزین انتقام جویی فردی شده بود و مسئولیت جمعی مجددا جای خود را بازیافت و اگر کسی متهم به خیانت به شاه می شد اعضای خانواده او بازداشت می شدند و مورد آزار قرار می گرفتندو تبعیض در اجرای مجازات ها نیز در این دوره رواج یافته بود. ( گلدوزیان1369، ،64)
در یک بررسی کلی از این دوره درارتباط با فردی کردن مجازات ها به این نتیجه می رسیم که این دوره در ارتباط بافردی کردن مجازات ها چند گام به عقب بود چون فکر اصلاح مجرمین و شخصی کردن مجازات ها و رعایت عدالت که توسط محاکم مذهبی و کلیسا تا حدودی رواج یافته بود با افول قدرت این محاکم و برقراری دادگستری حکومتی مجددا جای خود را به بی عدالتی ، مسئولیت دسته جمعی کیفری ، تبعیض در اجرای مجازات ها و اعمال مجازات های سنگین داد و اجرای مجازات زندان که توسط محاکم مذهبی به قصد اصلاح مجرمین رواج یافته بود جز در موارد محدودی اهمیت خود را از دست داد و تبدیل به مجازات های چون داغ کردن مثله کردن، پاروزنی در کشتی ها که با خشونت هرچه تمام تر اجرا می شد داد.

ب- دوره میانه یا عصر اصلاحات
فکر بهتر ساختن مقررات کیفری و رعایت حقوق و امتیازات انسانی افراد از ابتدای تاریخ بشر طرفدارانی داشته است نهضت اصلاح طلبی مقررات و قوانین کیفری از قرن هیجدهم میلادی آغاز می شود از قدیم گفته اند تاریکترین زمان شب ، نزدیکترین زمان به طلوع خورشید است بعد از گذر از دوره تاریک دوره قدیم فکر اصلاح طلبی از همه جا سر برآورده و طوفانی از آن که انگلستان را در بر گرفته بود دیگر کشورهای اروپایی و مخصوصا فرانسه را که در این زمینه استعداد لازم را داشت دربر گرفت .
منتسکیو در سال 1748 در کتاب مشهور خود روح القوانین نسبت به اصول عقاید استبدادی که بیشتر ملهم از انتقام اجتماعی بود عکس العمل شدیدی نشان داد. ( نوربها، 1384، 101)
هر چند باید یادآوری کرد که اندیشه های وی برای سالهای بعد از این دوران بود ما در اینجا برای برررسی سرنوشت فردی کردن مجازات به بیان نظریات روسو و بکاریا و تاثیر آنها بر سرنوشت مجازات و به تبع آن فردی کردن می پردازیم ظهور افکار بکاریا در ایتالیا با انتشار کتاب معروف جرائم و مجازات ها آغاز می شود و در عرض چند سال ، تمام اروپای آن زمان را فرا می گیرد او نظام حقوق جزای عصر خود را به شدت مورد انتقاد قرارداد و کلامش چنان مستدل و نافذ بود که دامنه تاثیرش تمام اروپا را فرا می گیرد کتاب او به 22 زبان ترجمه شدو تاثیرات اساسی روی قوانین


دیدگاهتان را بنویسید