دانلود پایان نامه

علمی‌دارای دو جنبه توسعۀ کمی‌علمی ‌و توسعۀ کیفی علمی ‌است. توسعۀ کمی ‌علمی‌که به رشد علمی ‌معروف است شامل افزایش ظرفیت‌‌های فیزیکی انسانی و اجتماعی در حوزه علم است. مثلاً تعداد دانشجوها، تعداد اساتید، تعداد دانشگاه و… در کشور افزایش پیدا کند اما در توسعۀ کیفی علمی ‌علاوه بر این‌که بر رشد کمی ‌هم تاکید می‌شود بر تغییر نگرش‌‌ها و افکار، توان بهره‌گیری از ظرفیت‌‌های علمی، توانایی بکارگیری از نیروهای دانشگاهی تاکید می‌شود. اگر‌‌‌این دو جنبه از توسعۀ علمی‌در کنار هم و متناسب با دیگر ابعاد توسعه دچار تغییر بشوند منجر به توسعۀ فرهنگی و اجتماعی می‌شود ولی اگر بین ‌‌‌این دو فاصله بیفتد و توسعه‌کمی‌ علمی‌به توسعه کیفی علمی‌سبقت بگیرد در آن حالت می‌تواند چالش‌‌ها وآسیب‌‌های زیادی در کشور بیافریند. باقری معتقد است «توسعۀ علمی‌که ما می‌بینیم توسعۀ کمی ‌است. از تخصص‌های افراد متخصص استفاده‌ای نمی‌شود. از یک طرف نیروهای متخصص تولید کردیم، از طرف دیگر از‌ ‌‌این متخصصان در جامعه بهره‌وری‌های لازم را نبرده‌ایم. در نتیجه ما توسعه فرمالیستی خواهیم داشت».
برای رهایی از پدیده «توسعه نیافتگی فرهنگی» راهبرد‌‌های چهارگانه زیر ارائه می‌گردد. اولین راهبرد «سیاست‌گذاری ‌فرهنگی» است. «سیاست‌گذاری فرهنگی» به حالتی اطلاق می‌شودکه در آن دولت و برنامه‌ریزان عرصه‌های مختلف برای حل و فصل چالش‌‌های فرهنگی موجود در جامعه سیاست‌‌های جدیدی متناسب با شرایط روز در نظر می‌گیرند. ‌‌‌این نشانگر ‌‌‌این است که سیاست‌‌های فرهنگی فعلی از پس حل معضلات موجود فرهنگی بر نمی‌آیند در نتیجه تغییر در سیاست‌ها را در پیش می‌گیرند. سیاست‌گذاری بین اهداف جامعه و برنامه ‌‌های اجرایی تعادل ‌‌‌ایجاد می‌کند. یعنی برای ‌‌‌این‌که جامعه پیشرفت کند باید جهت‌گیری‌‌ها و سمت وسوهای فرهنگی جدید تعیین کند. باید بتوانیم در جامعه سیاست‌‌های فرهنگی مناسب تدوین کنیم که بتوان به کمک آن‌ها نه حتی بر چالش و آسیب‌‌های موجود فرهنگی پیروز شویم بلکه جامعه را از نظر فرهنگی و اجتماعی به سطح توسعه‌ای مناسب برسانیم.
دومین راهبرد برای رهایی از «توسعه نیافتگی فرهنگی»، «تقویت هویت ملی» است. هویت ملی می‌تواند «توسعه نیافتگی فرهنگی» را کاهش دهد. به عبارتی اگر ما بتوانیم از طریق تأکید بر هویت ملی میزان برخوردها و تنش‌‌های بین خرده فرهنگ دینی، سیاسی، زبانی و قومی‌ را کاهش دهیم در آن صورت می‌توان به کمک آن بخشی از «توسعه‌نیافتگی فرهنگی» را حل کنیم. همچنین «تقویت هویت ملی» می‌تواند بین افراد وگروه‌‌های موجود در جامعه اتحاد و همبستگی ‌‌‌ایجاد کند. ‌‌‌این اتحاد و همبستگی به نوبه خود می‌تواند سدی محکم در برابر تهاجم فرهنگی باشد. اگر ما هویت ملی و زبانی خود را تقویت‌کنیم ضمن ‌‌‌این‌که از برخوردهای فرهنگی در جامعه کاسته می‌شود می‌توانیم به توسعه یافتگی فرهنگی و اجتماعی نزدیک‌تر شویم.
توجه به «همه رشته‌‌های علمی» و «‌‌‌ایجاد رشته‌‌های متناسب با نیازهای جامعه» راهبردهای سوم و چهارمی ‌هستند که می‌توانند بر «توسعه یافتگی‌فرهنگی» تأثیر گذار باشند. ما باید بتوانیم تبعیض‌ها و پیش داوری‌های موجود در بین رشته‌‌های علمی‌کشور را از بین ببریم باید نگاه‌‌ها را نسبت به علوم تغییر دهیم. رشته‌‌های علمی ‌به فراخور موضوع، هدف و روش خود توانایی کارکرد و فایده‌مندی در جامعه را دارند. با فراگیری و پیشرفت رشته‌های علمی ‌در جامعه، تجهیزات و امکانات لازم را در نظر بگیریم. از طرف دیگر ما در اکثر حوزه‌ها نیاز به پرورش نیروهای متخصص، ماهر و کاردان داریم. باید بتوانیم از طریق توسعۀ علمی ‌‌‌این نیازها را رفع کنیم. اگر ما بتوانیم‌‌‌ این نگاه را نسبت به علوم و گرایش‌‌های علمی‌داشته باشیم آن وقت می‌توانیم توسعۀ فرهنگی بهتر پیاده کنیم.
راهبردهایی‌که برای پدیده « توسعه نیافتگی فرهنگی» درنظرگرفتیم دارای پیامدهایی‌هستند. اولین پیامد «تعامل فرهنگی» است. ‌‌‌این پیامد به حالتی اشاره دارد که در آن فرهنگ‌های مختلف جامعه دارای روابط مسالمت آمیز و احترام متقابل باشد. هرچه قدر موجودیت فرهنگ‌‌های مختلف جامعه بیشتر پذیرفته شود و هرچه قدر روابط بین آن‌ها مسالمت آمیز تر باشد در آن صورت «توسعه‌یافتگی فرهنگی» بیشتر اتفاق می‌افتد و عمق ‌‌‌این توسعه یافتگی بالاتر می‌رود. پیامد دیگر ‌‌‌ایجاد «حس همکاری» در بین شهروندان و کنشگران اجتماعی است. عمق و گستردگی «توسعه یافتگی فرهنگی» باعث می‌شود زمینه برای «حس‌همکاری» درحوزه‌های مختلف بین گروه‌ها و افراد بیشتر شود. «کاهش تعصبات و اختلاف‌‌ها» ازدیگر پیامدهای «توسعه‌یافتگی فرهنگی» است. ‌‌‌این‌ها به وضعیتی اطلاق می‌شوند که میزان تعصبات، پیش داوری‌ها و اختلاف‌ها در جامعه پایین بیاید. هرچه قدر توسعه یافتگی بالاتر تعصبات، پیش‌داورها و اختلاف‌ها کمتر می‌شود. پیامدهای دیگر عبارت‌اند از « توسعۀ علمی‌کیفی» و « تناسب ورودی وخروجی دانشگاه‌‌ها». توسعه یافتگی فرهنگی باعث می‌شود که کارشناسان بتوانند در زمینه‌های علمی‌و دانشگاهی برنامه‌ریزی‌‌های مناسب طرح‌ریزی بشود. ‌‌‌این پیامدها حاکی از وضعیتی هستندکه درآن فقط به رشد دانشجو و افزایش‌تعداد دانشگاه و استاد توجه نشود بلکه بتوان بین رشد کمی‌ علم و کیفت دروس تدریس و آموزش مناسب هم هم ارتباط برقرار شود.
– دخالت دولت
– تأخر فرهنگی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   منابع مقاله درباره ضرایب رگرسیونی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– جامعۀ نفتی
– منابع طبیعی

توسعۀ از بیرون
شرایط علّی
میزان-شدت
زمان
زمینه
شرایط‌‌‌ مداخله‌گر
– جنگ تحمیلی
– نقش احزاب
– مهاجرت ها
راهبردها
– توجه به فرهنگ روستایی
-فراهم‌کردن‌امکانات برای روستاها
-برنامه‌های بلندمدت و کوتاه مدت
-رابطه‌بادیگرکشورها
– رشد اقتصادی
– تنوع شکل‌های سکونتی
– بهره‌برداری از منابع روستایی
– تقسیم‌کار بین دولت و مناطق‌کشور
– جلوگیری ازتقلیل گرایی در توسعه
-جلوگیری ‌ازوابستگی
پیامدها
نمودار شمارۀ 4-8 مدل پارادایمی‌پدیده « توسعۀ نامتوازن»
توسعۀ نامتوازن
پدیده
– دخالت دولت
– تأخر فرهنگی
– جامعۀ نفتی
– منابع طبیعی
توسعۀ از بیرون
شرایط علّی
میزان-شدت
زمان

زمینه
شرایط‌‌‌ مداخله‌گر
– جنگ تحمیلی
– نقش احزاب
– مهاجرت ها
راهبردها
– توجه به فرهنگ روستایی
-فراهم‌کردن‌امکانات برای روستاها
-برنامه‌های بلندمدت و کوتاه مدت
-رابطه‌بادیگرکشورها
– رشد اقتصادی
– تنوع شکل‌های سکونتی
– بهره‌برداری از منابع روستایی
– تقسیم‌کار بین دولت و مناطق‌کشور
– جلوگیری ازتقلیل گرایی در توسعه
-جلوگیری ‌ازوابستگی
پیامدها
نمودار شمارۀ 4-8 مدل پارادایمی‌پدیده « توسعۀ نامتوازن»
پدیده

4-2-2-7 پدیده «توسعۀ نامتوازن»
« توسعۀ نامتوازن» پدیده دیگری است که در این تحقیق از داده‌ها بیرون کشیدیم و به حالتی‌گفته می‌شود که در آن بین همه ابعاد توسعه ارتباط و پیوستگی وجود ندارد، سطح پیشرفت و توسعه یافتگی آن‌ها با هم متفاوت است، از بعضی از پتانسیل‌‌ها و توانایی‌های اجتماعی استفاده لازم نمی‌شود، به طورکلی در این نوع توسعه تقلیل گرایی اتفاق می‌افتد یعنی یکی از ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پر رنگ می‌شود و هزینه‌های اصلی در آن حوزه قرار داده می‌شود. هرچقدر کشوری در فرایند توسعه خود نگاه همسو به ابعاد توسعه نداشته باشد سخت تر می‌تواند در توسعه به موفقیت برسد. توسعه وقتی اتفاق می‌افتد که همه ابعاد توسعه همراه با هم دیده شوند و یکی بر دیگری ترجیح داده نشود. خانیکی معتقد است که« همه را نمی‌شود با هم پیش برد ولی باید همه را با هم دید. من می‌گویم که آن الگویی از توسعه موفق است که توسعه را به عنوان مقوله پایدار و یا متوازن و هم زمان ببیند. بر این اساس حتماً مسائل نسبت به هم دیگر اولیت‌هایی دارند یعنی باید اولویت بدهند. درست است که دولت آقای خاتمی ‌بحث اصلی خود را جامعۀ مدنی توسعه سیاسی قرار داد ولی موفق‌ترین دستاوردهایش در حوزه اقتصاد بود برای ‌‌‌این که رابطه تنگاتنگی بین ‌‌‌این دو می‌دید ولی نه امرسیاسی را اقتصادی می‌دید و نه امر اقتصادی را سیاسی». همچنین عنبری اعتقاد داردکه «‌‌‌این‌که اقتصاد مقدم برفرض توسعۀ اجتماعی و فرهنگی است فرض درستی نیست. ‌‌‌اینها باید با هم باشند که همه با هم اتفاق بیفتند. اگر ‌‌‌این فرض را نداشته باشیم ‌‌‌این چیزی را که الان هست و اتفاق افتاده را در آینده هم خواهیم داشت».
« توسعۀ نامتوازن » علل و عواملی دارد. اولین علت « دخالت دولت » است و آن به حالتی گفته می‌شود که در آن دولت متولی توسعه باشد و همه‌کارها، برنامه‌ها و ارزیابی‌ها از زیر نظر دولت عبور کنند. دولت می‌تواند نقش‌‌های متفاوتی در زمینه توسعه داشته باشد. دولت می‌تواند دخالت کند، مشوق باشد، نظارت کند، اجرا کنندۀ باشد، تسهیل‌گر باشد یا … اگر نقش دخالت را در پیش بگیرد در مراحل توسعه و توسعۀ اجتماعی خلل ‌‌‌ایجاد می‌شود. اگر دولت بزرگ باشد دخالت می‌کند اما دولت باید کوچک، هوشمند و چابک باشد. دولت باید اکثر وظایف خودش را به نهادها و سازمان‌ها واگذارد تا به کارهای اصلی خودش برسد. باید حدود رابطه مردم، نهاد ها و دولت مشخص شود. دخالت دولت باعث می‌شود که نهادهای مدنی و NGO‌‌ها(سازمان‌های غیردولتی) پا نگیرند. هر چه دخالت دولت کمتر باشد توسعه موفق تر خواهد بود. میرسندسی عقیده دارد« دولت سه نقش دارد: سیاست‌گذاری و برنامه ریزی، کنترل و نظارت و اجرا. نیاز هست در توسعۀ اجتماعی دولت در دو بخش باشد یکی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و دیگری نظارت. اما اجرا نه. قرار نیست NGO‌‌ها تأسیس بشوند و خود دولت کارها را انجام دهد ‌‌‌این باعث می‌شود دولت متورم‌تر و چاق‌تر می‌شود. دولت باید تا جایی که می‌تواند خودش را بتکاند و وظایف خودش را به نهادهای واسط واگذار کند. دولت باید آگاه باشد که بدون توسعۀ اجتماعی پیشرفت اصلاً ممکن نیست». ‌‌‌ایمانی عقیده دارد« دولت دقیقا باید جایی وارد شود که مردم توانایی ندارند. دولت باید بفهمد کجا به درد می‌خورد. دولت باید کوچک، هوشمند و چابک باشد. ‌‌‌این خصوصیات را اگر دولت داشته باشد می‌تواند در بحث توسعه موفق باشد ».
عامل علّی دوم «تأخر فرهنگی» است. «تأخر فرهنگی» به حالتی گفته می‌شود که فرهنگ مادی یعنی اشیاء، فناوری، امکانات و به طور کلی تمام جنبه‌‌های مادی، عینی و قابل لمس فرهنگ دچار تغییر و تحول شوند اما فرهنگ معنوی و فکری یعنی ارزش‌ها، اعتقادات، باورها،‌اندیشه‌‌ها و افکار و به طور کلی بخش‌‌های ذهنی و غیر قابل لمس فرهنگ در معرض تغییرات بسیار کمی‌ قرار بگیرند و یا در وضعیت فعلی باقی بمانند و تغییری نکند. در چنین حالتی پس‌افتادگی فرهنگی اتفاق می‌افتد. در نتیجه تأخرفرهنگی باعث شده که زمینه‌‌های مادی فرهنگ توسعه پیدا کنند و زمینه‌‌های معنوی و فکری آن در وضعیت ثبات و عدم تغییر باقی بمانند. هرچقدر تأخر فرهنگی در جامعه بیشتر باشد هزینه توسعۀ اجتماعی بیشتر خواهد بود و توسعۀ اجتماعی پیچیدگی بیشتری خواهد داشت اما اگر معضل تأخرفرهنگی و توسعۀ نامتوازن حل بشود توسعۀ اجتماعی آسان‌تر خواهد شد.
عامل دیگری‌که به عنوان شرط علّی «توسعۀ نامتوازن» هست مفهوم «جامعۀ نفتی ومنابع طبیعی» است. «جامعۀ نفتی و جامعه وابسته به منابع طبیعی» جامعه‌‌‌ای است که وابستگی بسیار زیاد به یکی از منابع طبیعی دارد. نفت از جمله مهمترین منابع ‌طبیعی است‌که وابستگی ‌بسیار زیادی ‌‌‌ایجاد می‌کند. جامعه ‌نفتی باعث می‌شودکه جامعه تمرکزگرا، استبدادی و رانتیر به وجود بیاید. نفت و منابع طبیعی به علت ‌‌‌این‌که پولی فراوان، مجانی و بی زحمت در اختیار دولت‌ها قرار می‌دهد باعث «توسعۀ نامتوازن» می‌شود و دولت‌ها با ‌‌‌این پول بادآورده سراغ توسعه نظامی، توسعۀ اقتصادی، صنعتی و سیاسی می‌رود و ابعاد دیگر توسعه از جمله توسعۀ اجتماعی و فرهنگی را مورد غفلت قرار می‌دهند. اگر دولت بتواند از پولی که از طریق نفت و منابع طبیعی عاید مملکت می‌شود جهت رفع نیازها، شکوفایی توانایی‌ها و استعدادها، توانمندسازی مردم و مناطق در مقابل آسیب‌‌ها و ارتقاء آگاهی اجتماعی بهره بگیرد در آن صورت می‌تواند نگاهی همه جانبه به توسعه داشته باشد. ‌‌‌این امر راه رسیدن به توسعه خواهد بود. در اینجا به چند مورد از نکاتی که در مصاحبه‌ها به «جامعۀ نفتی و وابستگی به منابع طبیعی» تاکید دارند اشاره می‌شود: «جامعه ما چون جامعه‌‌‌ای نفتی است تمرکزگراست و تمرکزگرایی همیشه وجود دارد چون دولت مرکزیست که همیشه تصمیم می‌گیرد و بودجه تخصیص می‌دهد»،« منابع طبیعی خوب است اما متأسفانه ما به آن عادت کردیم و اگر بخواهیم ‌‌‌این رگ حیاتی را از جامعه بگیریم خیلی بار منفی دارد»، « نفت می‌تواند ابزاری برای توسعه آسان تر و زودرس‌تر باشد، نفت می‌تواند موجب ظهور و بروز استعدادهای بیشتر باشد. ‌‌‌این‌که ما نفت داریم تنبل هستیم و تنبلی خود را با نفت توجیه می‌کنیم. » اگر بتوان بین انسان، جامعه، توسعه و منابع نفتی و طبیعی تعادل ‌‌‌ایجاد کرد توسعه جامعه حالت متعادل، هموار و متوازن به خود می‌گیرد. اما ما شیوه استفاده از آن را به نحو مطلوب نمی‌دانیم. زارع معتقد است که « اگر محیط زیست را نگهداری نکنیم از توسعه خبری نیست. ‌‌‌اینها (منابع طبیعی) خوب هستند اما جای‌‌‌ این‌که‌ این موهبت‌ها را تبدیل به نعمت بکنیم تبدیل به نغمت کردیم و خسارت وارد می‌کند. ما باید تجدید نظر اساسی در رابطه با محیط زیست بکنیم زیرا سرنوشت ما به آن گره خورده است».
«توسعۀ از بیرون» عامل علّی دیگریست که بر توسعۀ نامتوازن تأثیر می‌گذارد. «توسعۀ از بیرون» به دو صورت اطلاق می‌شود. حالت اول ‌‌‌این‌که امورات و اختیار توسعه یک کشور را کشوری خارجی برعهده بگیرد. در چنین حالتی مشکلات زیادی برای آن جامعه به وجود خواهد آمد زیرا جامعه بیرونی براساس پیش فرض‌‌ها، اصول و مبانی جامعه خودش تلاش دارد جامعه دیگری را به توسعه برساند در نتیجه موفق نخواهد شد زیرا اصل اساسی توسعه توجه به بافت اجتماعی و فرهنگی هر جامعه و نیازها و مطالبات اجتماعی، اقتصادی، عرفی، دینی و سیاسی آن جامعه است. حالت دیگر توسعۀ از بیرون آن است که کشوری بخواهد اصول و مبانی الگوهای توسعه‌‌‌ای جامعه دیگر را وارد کند. در این صورت اگر هدف استفاده از تجربیات کشورهای دیگر باشد، توسعه آن‌ها می‌تواند موفقیت‌آمیز خواهد باشد ولی اگر هدف ‌‌‌این باشد که جامعه خود را مثل جامعه دیگری کنند در آن صورت ناموفق خواهد بود. باقری معتقد است که « وقتی مدل‌هایی وارد کشور شد بسیاری از افراد فکر می‌کردند که برای بهره‌وری از‌‌‌ این نظریه‌ها باید آن‌ها را همان گونه که هست در جامعه بکار بگیریم. اگر بخواهیم ‌‌‌این گونه نگاه کنیم به جایی نمی‌رسیم. جامعه برای ‌‌‌این‌که بتواند از‌‌‌ این نظریه‌ها


دیدگاهتان را بنویسید