کاربرد «نگاه دانش بنیاد» دلالت بر آن دارد که حوزۀ اجتماعی باید به حدی توانمند شود که بتواند در فهم و پیش‌برد امور خود از علم و دانش استفاده ثمربخشی به عمل آورد.
4-3-2 شرایط مداخله‌گر مقوله مرکزی
برای پدیده « توسعۀ اجتماعی » مفاهیم مداخله‌گر زیرتأثیرگذار هستند. اولین عامل مداخله‌گر « تعامل با خارج » است یعنی مبادلات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، صنعتی و علمی‌با دیگر کشورها. ‌‌‌این مفهوم به حالتی اطلاق می‌شود که در آن جامعه بتواند در قالب تعامل و احترام متقابل با دولت‌ها و فرهنگ‌های غیرخودی ارتباط برقرار کند. ‌‌‌این ارتباط باید به نحوی انجام گیرد که موجب ارتقاء و افزایش ظرفیت‌ها و توانایی‌‌های کشور شود. ‌‌‌این عامل باعث می‌شود ضمن از بین بردن تنش‌های احتمالی، ارتقاء فرهنگی و خودباوری را درکشورترفیع دهد. هر چقدر ما بتوانیم در توسعه وتوسعۀ اجتماعی تعامل با دیگرکشورها را بهبود ببخشیم و در یک رابطه دوطرفه آگاهانه قرار بگیریم شرایط توسعۀ اجتماعی درکشور بهتر می‌شود زیرا موجب افزایش ارتباطات و تعاملات در سطح جهانی و ارتقائ آگاهی اجتماعی می‌شود. ‌‌‌این عامل باعث‌می‌شود از فرایند درخودماندگی فرهنگی رهایی یابیم. جمشیدی‌ها معتقد است « اصل بر تعامل است نباید درها را بر روی خودمان ببندیم و خودمان را خفه کنیم. ‌‌‌این یعنی از بین بردن خودمان. اصل تعامل است چون دوطرفه هست و برابری را می‌رساند. اما رابطه نباید طوری باشد که موجب سلطه خارج بر کشورمان شود».
عامل مداخله‌گر دوم « موضوع رسانه‌های‌خصوصی» است. رسانه‌های خصوصی می‌توانند در نهادینه و جامعه ‌پذیر کردن ارزش‌ها و فرهنگ جامعه تأثیرگذار باشند. لازمه جامعۀ مدنی حضور رسانه‌های عمومی ‌و خصوصی است. رسانه‌‌های خصوصی می‌توانند جهت جذب افراد و گروه‌های محروم و طرد شده در جامعه به عنوان عاملی بسیار مهم وجود داشته باشند. آن‌ها می‌توانند مشارکت اجتماعی و امید اجتماعی را افزایش دهند. رسانه‌های خصوصی می‌توانند پل ارتباطی بین مردم و دولت‌ها باشند. گروه‌های مختلف جامعه از طریق رسانه‌های خصوصی می‌توانند خواسته‌‌ها، نیازها و تمایلات خود را داشته باشند. همچنین آن‌ها می‌توانند عاملی درگسترش آزادی‌های مدنی، شکوفایی استعدادها و توانایی‌ها، توزیع قدرت، منابع وامکانات، تحقق دموکراسی و جامعۀ مدنی و رشد و توسعه محلی باشند. رسانه‌های خصوصی می‌توانند از طریق رقابت رسانه‌ها اخبار و اطلاعات درست و معتبر را گسترش دهند. اگر در جامعه رسانه‌‌های خصوصی افزایش پیدا کنند. زمینه برای مشارکت اجتماعی و به تبعه آن توسعۀ اجتماعی مهیا می‌شود.
« توسعۀ پلکانی » عامل مداخله‌گر دیگری هست که بر مقوله مرکزی ما یعنی « توسعۀ اجتماعی» تأثیر گذار هست. ‌‌‌این مفهوم حاکی از ‌‌‌این است که در فرایند توسعۀ اجتماعی باید مرحله به مرحله و آهسته پیش برویم. از آن جایی که شروع توسعۀ اجتماعی در همه زمینه‌‌ها کاری بسیار سخت، طاقت فرسا، پرهزینه و زمان بر است بهتر است از توسعۀ پلکانی استفاده کنیم. ابتدا در زمینه‌‌ها و بسترهای مختلف باید نیازهای اولیه را جهت توسعه شناسایی کنیم. سپس در مراحل بعد سراغ مرحله‌‌های کلان و بزرگتر توسعۀ اجتماعی برویم. با استفاده از ‌‌‌این عامل ضمن ‌‌‌این که از هزینه سرسام‌آور در بخش‌های مختلف و بدون برنامه‌ریزی جلوگیری کنیم می‌توانیم کاستی‌‌ها و مسائل سر راه آینده توسعه را ببینیم تا از ‌‌‌این طریق بتوانیم چشم‌انداز بهتری برای آینده ترسیم کنیم. توسعۀ پلکانی می‌تواند عاملی مهم در رشد و توسعۀ متوازن هم باشد. شجاعی زند اعتقاد دارد که توسعه باید اولاً همه جانبه باشد؛ ثانیاً باید پلکانی باشد. و در همه بخش‌ها به نحو متوازن پیش رود. زیرا رشد نامتوازن باعث نابسامانی و آسیب می‌شود. توسعه واجد مسیری یک طرفه و بدون بازگشت است. مثلاً نمی‌توان پس از یک دوره رشد اقتصادی بی‌محابا، برگشت و سیاست‌های توزیعی را در پیش گرفت».
چهارمین عامل مداخله گر عامل « دولت کوچک و هوشمند» است. ‌‌‌این مفهوم به دولتی اطلاق می‌شود که خودش بخشی از اختیارات و وظایف‌ش را به بخش‌های خصوصی و نهادهای مدنی واگذار کند. با ‌‌‌این وجود در جامعه ما دولت بزرگ‌ترین و مهمترین مجری در تمام زمینه‌‌ها است. ‌‌‌این ازجمله مهمترین موانع توسعۀ اجتماعی است. دولت می‌تواند از طریق کوچک کردن خود و گسترش بخش خصوصی و جامعۀ مدنی از حجم عظیم مشاغل و مسائل خود بکاهد تا از طریق کوچک کردن خود ضمن بالا بردن مشارکت اجتماعی و آوردن افراد، گروه‌ها و کنشگران مختلف به صحنه‌‌های اجتماعی رضایت مندی اجتماعی را بالا ببرد. متأسفانه در جامعه ما نه حتی اقدامی‌انجام نمی‌گیرد بلکه نهادهای مدنی و خصوصی زیر چتر دولت هستند. در چنین جامعه‌ با ‌‌‌این وضع نباید منتظر توسعۀ اجتماعی واقعی بود علی رغم ‌‌‌این که شاید در ظاهر بتوانیم در زمینه‌‌هایی رشد داشته باشیم. دولت باید بتواند در سطح کلان جامعه‌‌‌ ایجاد امینت و قانون گذاری کند. دولت نباید آن قدر بزرگ باشد که اگر مردم در هر زمینه‌‌‌ای بخواهند اقدام کنند دولت در مقابل آن‌ها باشد. اگر ‌‌‌این جور باشد مردم تمام بدی‌ها و خوب‌ها را به دولت نسبت می‌دهند. دولت کوچک باعث می‌شود مردم فکر کنند، مسئولیت‌پذیری کنند، در تصمیم‌گیری‌‌ها دقت بیشتری به خرج دهند، درصدد رفع نیازهای خود برآیند و مردم خلاق و مستقل باشند.
آخرین عاملی که در بحث « توسعۀ اجتماعی» نقش مداخله‌گر دارد مفهوم « عزم ملی » است. ‌‌‌این مفهوم به حالتی از توسعۀ اجتماعی اشاره دارد که پیچیدگی، چندبعدی بودن و گسترده بودن آن را مطرح می‌کند. از آن جایی‌که توسعۀ اجتماعی با اخلاقیات، رفتارها و افکارآدمی‌ در ارتباط است به تنهایی نه از طریق دولت می‌تواند انجام گیرد، نه بوسیله مردم و نه از طریق نهادهای مدنی حتی اگر نهادهای مدنی قوی‌ای داشته باشیم. توسعۀ اجتماعی نیازمند هم افزایی و هم‌کناری آگاهانه تمام اجزاء و عناصر اجتماعی از روی میل و اشتیاق با تکیه بر ارزش‌ها و اخلاقیات مشترک جهت نیل به اهداف والای ملی است. عزم ملی یعنی ‌‌‌این‌‌که تمام کنشگران اجتماعی به‌ اندازه توانایی‌ها و استعدادهای خود جهت سربلندی کشور تلاش کنند؛ رسانه‌‌ها، اقوام و اقلیت‌ها، جوانان، زنان، سیاستمداران، روستاها و شهرها، دانشجویان و دانش آموزان… همه و همه باید تلاش خود را به کار بیندازند. ‌‌‌این عاملی است که باعث می‌شود که ما بتوانیم سریع تر به توسعه برسیم. بدون ‌‌‌این عامل توسعۀ اجتماعی کاری بسیار سخت و طاقت فرسا است.
4-3-3 راهبردهای پدیده « توسعۀ اجتماعی»
برای‌ ‌‌این که « توسعۀ اجتماعی » را به دست بیاوریم به راهبردها و استراتژهایی نیاز داریم. اولین راهبرد « گسترش رقابت رسانه‌‌‌ای» است. همان طورکه در قسمت‌های قبل توضیح داده شده ‌گسترش رسانه‌‌ها نقش بسیار مهمی ‌در توسعۀ اجتماعی دارد. اگر رسانه‌‌ها به نحو مطلوبی در سطح جامعه گسترانیده بشوند رسیدن به توسعۀ اجتماعی آسان تر خواهد بود. راهبرد دوم « نگاه کلان و ملی» است. هرچه قدر ما بتوانیم در زمینه مسائل و مشکلات اجتماعی درون کشور از مباحث قومی‌ و قبیله‌ای و به دور از تعصب و جانبداری حضور پیدا کنیم بهتر می‌توانیم مراحل توسعه را پشت سر بگذاریم. ما باید از سطح منطقه نگری، قوم و خویش نگری و بخشی نگری فاصله بگیریم و به سمت یک نگاه کلان و ملی جهت حل مسائل حرکت کنیم. باید مسائل را همه جانبه ببینیم و همه جانبه نگاه کنیم.
راهبرد سوم « استراتژی توسعۀ نیازمحور» است. همانطوری که در پارادایم « توسعۀ نیازمحور» توضیح داده شد طرح ‌‌‌این نوع توسعه حلال بسیاری از مشکلات و مسائل است. می‌تواند موجب به صحنه آوردن همه پتانسیل‌ها و نیروها گردد. می‌تواند سرمایه‌گذاری منطقی و عاقلانه را موجب شود. همچنین استفاده بهینه از منابع و امکانات را موجب می‌گردد. استراتژی بعدی « توسعه فراگیر و پایدار » است. امروزه توسعۀ پایدار از جمله مهمترین انواع توسعه است. در مفهوم توسعۀ پایدار به رابطه بین محیط طبیعی و انسان توجه می‌شود. یکی از اجزاء و عناصرتوسعۀ اجتماعی بحث محیط زیست و منابع طبیعی ‌است. ‌‌‌این نوع توسعه بین نیازهای فعلی و نیازهای‌‌‌ آینده انسان‌ها سازگاری و تعادل ‌‌‌ایجاد می‌کند. آیندگان در بحث توسعۀ پایدار نقش مهمی‌دارند.
راهبرد چهارمی‌که در این‌جا باید مورد نظرقرار گیرد «الگوی توسعه بومی« است. به عبارت دیگر باید یک الگوی توسعه‌ای متناسب شرایط جامعه خودمان در نظر بگیریم که از طریق آن ضمن حفظ ارزش‌های و سنت‌‌ های جامعه بتوان در زمینه‌‌های مختلف با جامعۀ جهانی داد وستد داشته باشیم. ‌‌‌این الگو که امروزه در کشور ما به عنوان « الگوی اسلامی-اسلامی ‌پیشرفت» معروف است باید بتواند موانع توسعه را برای پیشبرد آن از سر راه خود بردارد. اگرچه کاری بسیار سخت و نیاز به گذشت زمان دارد. عنبری معتقد است « اگر ‌‌‌این الگو نتواند با پاسخی مناسب به مشکلات هویتی بدهد نمی‌تواند موفق باشد و دقیقاً مثل قبل می‌شود. باید ابعاد مختلف هویت ‌‌‌ایرانی، اسلامی ‌و مدرن را با هم ادغام کنیم. هویت کلید همین اصول توسعه است. اگر مسائل هویتی حل شود توسعۀ اجتماعی خواهیم داشت. توسعۀ اجتماعی باید رضایت روحی و روانی تولید کند».

آخرین راهبرد در زمینه پدیده مرکزیِ « توسعۀ اجتماعی» مفهوم « مدیریت منابع» است. ‌‌‌این مفهوم حاکی از ‌‌‌این است که مدیریت و نظارت بر منابع هم انسانی و هم طبیعی یک معضل و چالش هست. مدیریت منابه عبارت است از فرایند بکارگیری مناسب منابع و امکانات طبیعی، سازماندهی توانایی‌‌های انسانی و مدیریت استعدادهای طبیعی. ‌‌‌این فرایند از به هدر رفتن منابع و هزینه‌‌های نابجا در موارد کم بازده جلوگیری می‌کند. مدیریت منابع به هدایت درست و هدفمند کردن توانایی‌‌ها و استعدادهای جامعه و شکوفایی آن‌ها اشاره دارد. مدیریت منابع می‌تواند در زمینه چگونگی جمع‌آوری، ذخیره سازی، بکارگیری، به روز رسانی و ‌‌‌ایجاد دانشِ مدیریتِ مناسبِ منابع تأثیر گذار باشد.
4-3-4 پیامدهای پدیده مرکزی
راهبردهای مختلفی‌که اعضای هیأت علمی ‌برای توسعۀ اجتماعی عنوان کرده‌اند پیامدهایی دارند. ‌‌‌این پیامدها عبارت‌اند از: اولین پیامد آن ‌‌‌این است که همه اقوام و شهروندان جامعه احساس توفیق و اهمیت در خود می‌کنند. آن‌ها از ‌‌‌این‌که خود را متعلق به جامه می‌دانند حس کامیابی در آن‌ها رشد و پرورش می‌یابد. ‌‌‌این پیامد اشاره به وضعیتی دارد که در آن همه کنشگران اجتماعی در حوزه‌‌های مختلف احساس تعلق به جامعه کنند و اطمینان خاطر در آن‌ها به وجود بیاید. پیامد دیگری که توسعۀ اجتماعی می‌تواند به بار بیاورد تقویت اتحاد و همبستگی در سطح ملی و کلان است. یعنی حالتی که در نتیجه آن بین تمام نیروهای اجتماعی همبستگی و انسجام رشد یافته باشد. یعنی همه کنشگران احساس کنند در یک هدف و آرمان مشترک با هم متحد و هم دل هستند. پیامد دیگر استفاده ازهمه ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها در جامعه است. توسعۀ اجتماعی باعث می‌شود که کاربران و متولیان توسعه به همه نیروها و توانایی‌‌ها توجه کنند و همه را مورد استفاده قرار دهند. در این حالت سرمایه‌‌های انسانی، اجتماعی و طبیعی نادیده گرفته نمی‌شوند بلکه هرکدام از ‌‌‌این سرمایه‌‌ها به موقع و درجای مناسب مورد استفاده قرار می‌گیرند. توجه به همه مناطق و نیروهای اجتماعی پیامد دیگر توسعۀ اجتماعی در کشور است. اگر ما به توسعۀ اجتماعی برسیم دیگر شهر و روستا نخواهیم داشت. بلکه هم شهر و هم روستا در نتیجه سیاستگذاری‌‌های منطقی و عقلایی به پیشرفت می‌رسند. توجه به نقش و اهمیت روستاها در توسعۀ اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این صورت اکثر نیروهای ‌اجتماعی‌ و طبیعی‌که در بخش روستایی هستند مورد بهره‌برداری مناسب قرار می‌گیرند. از‌‌‌ این طریق یکی از پیامدهای غیرمستقیم توسعۀ اجتماعی یعنی کاهش مهاجرت‌ها را خواهیم داشت. در نتیجه آسیب‌‌های اجتماعی شهری که در نتیجه افزایش بی‌رویه مهاجرت به شهر به وجود آمده‌اند از بین می‌روند. پیامد دیگر برنامه‌‌هایی که برای توسعۀ اجتماعی در نظر گرفته شده‌اند جلوگیری از دستکاری محیط زیست و توسعۀ پایدار است. یعنی حالتی که در آن انسان‌ها قدر محیط زیست را می‌دانند و تلاش دارند که رفتار خود با محیط زیست و پدیده‌های طبیعی را در چارچوب یک برنامه منطقی و دوطرفه قرار دهند. در توسعۀ پایدار که بحث مهمی‌ در توسعۀ اجتماعی است رابطه انسان با طبیعت همچنین رابطه معاصران با ‌‌آیندگان در نظر گرفته می‌شود. یعنی توسعه اکنون نباید خطری برای آیندگان ‌‌‌ایجاد کند زیرا آن‌ها متعلق به این جامعه هستند و در منابع و امکانات سهیم هستند. آخرین پیامدی که باید به آن اشاره کنیم حفظ سنت‌ها در کنار توجه به تکنولوژی مدرن است. در توسعۀ اجتماعی نه سنت‌‌ها فدای مدرنیته می‌شوند و نه مدرنیته به بهای سنت‌‌ها کنار گذاشته می‌شود. توسعۀ اجتماعی بین آن‌ها آشتی ایجاد می‌کند، هر دوی آن‌ها را با ارزش و لازم و ملزوم هم می‌داند. کارگزارن توسعۀ اجتماعی می‌دانند که باید بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه را در کنار تجربیات و دستاوردهای مدرن قرار داد تا هم رضایت اجتماعی به وجود بیاید و هم از پیشرفت‌‌های و تغییرات مدرن عقب نیفتد.

فصل پنجم
نتایج تحقیق
فصل پنجم
نتایج تحقیق

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5-1 بحث و نتیجه گیری
در سده‌های اخیر برنامه‌ریزان، کارشناسان و متصدیان توسعه در ‌‌‌ایران در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای فراهم کردن زمینه توسعه و توسعۀ اجتماعی درکشور با چالش‌های متعددی روبه رو بوده‌اند. به طوری که در مواجهه با هر یک ازگفتمان‌های توسعه-گفتمان نوسازی، گفتمان وابستگی، گفتمان اقتصادی، گفتمان تکاملی، گفتمان‌ مارکسیستی، گفتمان‌ نظم ‌جهانی- دیدگاه‌های مخالف و موافق‌ گوناگونی وجود داشته است. در این تحقیق هدف براین بود که با درنظرگرفتن دیدگاه علمی ‌اعضای هیأت علمی‌گروه‌‌های علوم اجتماعی‌نسبت به بکارگیری‌گفتمان‌های ‌مختلف ‌مطرح‌شده در دستگاه‌ فکری و علمی‌متصدیان ‌امرتوسعۀ اجتماعی نظر آن‌ها را نسبت به موفق/ناموفق بودن ‌‌‌این گفتمان‌ها جویا شده و از این طریق ضمن شناسایی موانع و محدودیتها بتوانیم از راهکارها و پیشنهادهای آن‌ها در‌آینده توسعۀ اجتماعی استفاده‌کنیم.
امروزه رابطۀ بین سطح توسعه یافتگی هر کشور و رفاه، آسایش، رضایت اجتماعی، سلامت روحی و روانی و احساس کامیابی شهروندان آن بر هیچ کس پوشیده نیست و همه صاحب نظران توسعه بر این ‌‌‌ایده توفق نظر دارند. از دهه‌‌های قبل صحبت توسعۀ اجتماعی در محافل سیاسی و علمی ‌‌‌ایران زیاد به گوش می‌رسید اما به توفیق آنچنانی نرسیدیم. عامل نرسیدن به توسعه اجتماعی در ایران با فاکتورهای اجتماعی و فرهنگی متعددی


دیدگاهتان را بنویسید