دانلود پایان نامه حقوق در مورد  

ه حاصل از عمل مجرمانه، قصد و عمد داشته باشد ».

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عده ای دیگر از صاحب نظران معتقدند: «قتل عمد وقتی است که مرتکب عمداً و با قصد یا با استفاده از وسایلی که نوعاً کشنده است فعلی را انجام دهد که باعث مرگ مجنی علیه گردد.
قانون مجازات اسلامی نیز در تمامی موارد، سخن از انجام کار آورده است در حالی که میدانیم ترک فعل و انجام فعل فرقی از نظر تحقق قتل عمدی با وجود شرایط دیگر ندارد. قتل عمدی سلب حیات از شخص آدمی با قصد صریح و ضمن قتل یا ترک فعل بدون مجوز قانونی است. در قانون مجازات عمومی و سایر قوانین ایران اعم از سابق و لاحق تعریف نگردیده و به بیان موارد آن اکتفا شده است. به طور کلی می توان گفت قتل عمد عبارت اند از انجام فعل ارادی نسبت به جان مجنی علیه و قصد سلب حیات از انسان زنده .
در قتل عمد لازم است اولاً فعل انجام یافته مرتکب، از روی غفلت و بی احتیاطی و امثال آن نباشد بلکه مرتکب با آگاهی و اختیار آن عمل را انجام داده باشد ثانیاً هدف و مقصد اصلی مرتکب، سلب حیات یعنی کشتن مجنی علیه باشد. پس پدری که فرزندش را برای تأدیب می زند یا کارفرمای که کارگرش را بدون حفاظ به کار وادار میکند یا راننده که با سرعت یا بدون گواهینامه یا با بی احتیاطی رانندگی میکند عمد در قتل وجود ندارد. ثالثاً مجنی علیه باید انسانی باشد که تغییر حالت داده است زنده بوده فوت شده است. آنچه مهم است موجودیت قبلی مجنی علیه می باشد جنسیت، سن، سلامتی یا تبعیت او مطرح نیست اگر مقتولی وجود نداشته باشد نمیتوان عنوان قتل را مطرح کرد. همچنین ماده170 وماده 171 ق.م.ع مصوب1304 راجع به قتل عمد بوده. ماده170 این قانون بدون اینکه تعریفی از قتل ارائه دهد مقرر داشت «مجازات مرتکب قتل عمدی اعدام است» مگر در مواردی که قانون استثناء شده باشد. ماده171 این قانون هم مقرر داشت: « هرکس عمداً به دیگری جرح وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد و بدون اینکه مرتکب قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد. مشروط بر اینکه آلتی که استعمال شده است آلت قتاله نباشد و اگر آلت قتاله باشد مرتکب در حکم قاتل عمدی است.» مقنن پس از انقلاب با استناد به منابع فقهی ابتدا در ماده 2 قانون حدود و قصاص و مقررات آن مصوب1361 و پس در ماده 206 ق.م.ا مصوب1370 و حال حاضر در ماده290 ق.م.ا مصوب1392 طی بند موارد کلی قتل نفس را چنین ذکر کردهاند: «هو اذهاق النفس المعصومه المکافئه عمدا و عدونا» قتل عمدی، اخراج نفس از روح انسان معصوم الدم است. به وسیله شخص عاقل و بالغ از روی عمد و عدوان، این عبارت به تعبیر دیگر همان تعریف قتل عمد است.
گفتار دوم: رابطه بین واژاگان اصلی و واژگان مرتبط
در این گفتار رابطه بین واژگان اصلی که همان اشتباه می باشد را با دیگر واژگانی که مرتبط با اشتباه می باشد نظیر جهل، شبه، خطا، اتفاق مورد بررسی قرار میدهیم در ابتدا واژگان مرتبط را تعریف کرده سپس انواع آن را برشمرده و به دنبال آن رابطه هر یک را با اشتباه مورد مطالعه قرار داده ایم .

بند اول :رابطه اشتباه با جهل
در این بند ابتدا جهل را تعریف کرده و سپس انواع جهل از جمله جهل بسیط و مرکب را تعریف کرده و آنگاه به بررسی رابطه جهل با اشتباه می پردازیم.
الف: تعریف جهل
مفهوم جهل در اغلب رشته های حقوق به ویژه حقوق خصوصی و کیفری و در رشته های مرتبط با حقوق مانند فقه و اصول از کاربرد زیادی برخوردار است. متمرکز شدن در ماهیت جهل، در حوزه های مختلفی منشأ اثر دارد از جمله در فقه معاملات و حقوق تعهدات در مبحث اشتباه در فقه کیفری و حقوق جزا، در بحث عنصر معنوی جرم و به طور خاص در مسئولیت متهم مدعی جهل میتوان بهره جست ابتدا به مفهوم لغوی و اصطلاحی جهل و آثار و احکام آن می پردازیم. از نظر لغوی، «جهل» به معنای «ناآگاهی» یا «ندانستن» است و در مقابل مفهوم «علم» به کار می رود .  زبیدی که از ائمه لغویین است در کتاب تاج العروس میگوید (( جهله کسمعه جهلاً و جهاله ضد علمه… و قال راغب الجهل علی ثلاثه أضرب الاول هو خلو النفس من العلم و هذا هو الامل … و الثانی اعتقاد الشیء بخلاف ما هو علیه و الثالث فعل الشیء بخلاف ما حقه … و علی ذلک قوله تعالی أتتخذنا هزواً قال اعوذ بالله أن اکون من الجاهلین فجعل فعل الهزؤجهلاً … و الجهل علی قسمین بسیط و مرکب فالبسیط عدم العلم عما من شأنه أن یعلم و المرکب اعتقاد جازم غیر مطابق للواقع)) جهل مانند شنیدن و جهالت اوست و جهالت او ضد عقلش است… راغب گفته است جهل بر سه قسم تقسیم میشود قسم اول : جهلی که نفس خالی از علم باشد و این خود آرزو است. قسم دوم: اعتقاد به چیزی برخلاف آنچه هست. قسم سوم: انجام دادن عملی برخلاف آنچه حقیقت دارد و بر همین مبناست. پس ایشان از قول ابن کمال کسی که دارای جهل بسیط است به حیران تشبیه کرده چرا که چنین انسانهایی ((ما به یمتاز الانسان عن الحیوان)) جهل را میتوانند در سه معنای ضد علم، خلاف علم، نقیض علم، بکار برند و دارای دو نوع کلی است : جهل بسیط و جهل مرکب، امری که در کتب لغت فارسی نیز به آن اشاره شده است .
  اصطلاح ” جهل ” گاهی در مقابل مفهوم «علم» و گاهی نیز در مقابل مفهوم «عقل» قرار میگیرد. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان میدهد اصطلاح “جهل” در گذشته، در مقابل مفهوم «حلم» به کار میرفته است. علاوه بر این، از نظر تاریخی نیزدیدگاه ها و عقاید فراوان و حتی متضادی درباره این مفهوم وجود دارد؛ به عنوان نمونه «جهل» در نگاه بیشتر دانشمندان پدیدهای مذموم و ناپسند به شمار میآید، اما عدهای از متفکران، مانند عالمان متصوفه، «جهل» را  امری مورد قبول و حتی پسندیده میدانستند. جهل در مفردات راغب به سه معنا آمده است :
الاول: و هو خلو النفس من العلم ، هذا هو الاصل . جهل این است که هیچ علم وآگاهی در ذهن و نفس انسان وجود نداشته باشد .
و الثانی : اعتقاد الشییء بخلاف ما هو علیه . در این معنا شخص اعتقاد به چیزی دارد . لیکن برخلاف حقیقت شیء است.
و الثالث: فعل الشی بخلاف ما حقه الا یفعل سواء اعتقد فیه اعتقاداً صحیحاً او فاسداً . در نتیجه، جهل در لغت، ممکن است به معنی عدم آگاهی باشد ( جهل بسیط) یا به معنای اعتقاد داشتن به شیء که برخلاف حقیقت آن شیء باشد. (جهل اعتقاد صحیح یا غلط برای انجام کاری که خلاف آن شیء باشد که به این گونه جهل مرکب اشتباه گویند )
  در حوزه علوم عقلی، اصطلاح «جهل»  تقریباً در همان معنی لغوی به کار برده میشود؛ یعنی “جهل” اصطلاحی است که در مقابل مفهوم «علم» به کار رفته و به معنی ندانستن یا نا آگاهی است”.
  اگر بخواهیم کمی دقیقتر نگاه کنیم، باید بدانیم که اصطلاح «جهل» در محدوده علوم عقلی، رابطه بسیار تنگاتنگی با مفهوم و تعریف «علم» دارد؛ یعنی برای درک معنی اصطلاحی«جهل» در این علوم، باید مفهوم «علم» نیز به درستی شناخته شود.
ب : انواع جهل
جهلی که در این بحث مد نظر میباشد دو نوع است: 1- جهل بسیط 2- جهل مرکب که در ذیل به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است.
 1- جهل بسیط
جهل بسیط عنوانی تازه که دارای مسمایی کهن و با سابقه، در گسترده حقوق و از زمره پدیدارهایی است که در این عرصه به جهت تأثیر فروانی آن از شاخه های مختلف همچون فقه و جرم شناسی و نیز عرف، همواره پذیرای تعامل نظریهای گوناگون و مرتبط در دوران خویش بوده است. بنابراین اگر کمی دقت کنیم، متوجه میشویم که سادهترین تعریف برای «جهل بسیط»، “ندانستن” است؛   تمام حالتهایی که در گفتگوهای روزمره به آنها ندانستن گفته میشود، و همین جهل، انسان را وادار به پرسش و تحقیق کرده و باعث پیشرفت وی میشود.
این جهل را میتوان بر محور چگونگی تعلق آن و اینکه به موضوع بیرونی مرتبط میگردد یا به حکم قانون گذار، به جهل بسیط حکمی و جهل بسیط موضوعی تقسیم کرد.
به طور خلاصه جهل بسیط با مفهوم گفته شده چنانچه مربوط باشد به جهل متهم به حکم قانون گذار اعم از حکم قانون به جرم بودن، نوع مجازات، میزان کیفر و … با جهل بسیط حکمی مواجه هستیم و در صورتی که متهم با وجود علم به حکم قانون گذار، نسبت به اموری همچون ماهیت قربانی، یا وصف او با شرایط پیرامون جرم مثل در حرز بودن، نبودن مال در سرقت، با جهل بسیط موضوعی مواجه هستیم.
تعامل جهل بسیط و اشتباه : واژه اشتباه در این مقام که به لحاظ لغوی در زبان فارسی معادل شک و خطا و در عربی برابر شبه و در انگلیسی مساویmistak تلقی میگردد تنها اشتباه ذهنی مرتکب است نه اشتباهات دیگر همچون اشتباه در نشانه روی و امثال آن «هنگامی که ناشی از عدم مهارت متهم است چرا که بدیهی است جهل به عنوان یک پدیده ذهنی رابطه اش با چنین اشتباهی متباین شود. و این اشتباه ذهنی مرتکب همچون اشتباه موضوعی وی نسبت به هویت یا سایر شرایط و اوضاع و احوال اطراف یا ابزار و آلات به کار گرفته شده یا اشتباهات حکمی وی نسبت به اموری همچون ممنوعیت قانونی هستند که میتوانند سبب تداخل و تعامل بیشتر با جهل بسیط گردند.
2- جهل مرکب یا اشتباه
  «جهل مرکب» که در فارسی با نادان کامل از آن یاد شده در اصطلاح عبارت اند از اینکه انسان چیزی که نداند و خودش به جاهل بودن خویش نسبت به آن، ناآگاه باشد، به همین دلیل نام “مرکب” را برای آن انتخاب کردهاند. بنابراین نمیداند که اشتباه هم نوعی جهل است نسبت به این دو عموم و خصوص مطلق می باشد چرا که هر اشتباهی جهل است ولیکن هر جهلی اشتباه نیست در اشتباه فرد مدعی علم است در حالی که در جهل هیچ علمی وجود ندارد. در جهل احتمال شک و ظن راه مییابد در حالی که در اشتباه تنها اعتقاد جازم و ظن معتبر پذیرفته است. به نظر میرسد کسانی که معتقدند اشتباه منحصر در اعتقاد جازم است لااقل در مفهوم حقوقی اشتباه دقت لازم را نداشته اند چرا که چنانچه دیدیم هیچ فردی نمی تواند بر اساس ظن معتبر نسبت به مسئلهای علم پیدا کند و بعد مدعی اشتباه در آن خصوص شود حتی اگر از لحاظ لغوی جهل مرکب(اشتباه)تنها منحصر به اعتقاد جازم باشد به لحاظ حقوقی و احکام مربوط هیچ منعی ندارد که فردی بر اساس ظن معتبر دچار اشتباه گردد و ادعای اشتباه او را باید بپذیریم ؛ بر اساس آن مثال، «جهل مرکب» حالت انسانی است که خیال میکند موضوعی را میداند، امادانسته های او با عالم خارج مطابقت ندارد؛ یعنی در واقع او نمیداند، اما خیال میکند که میداند.
  بنابراین هنگامی که شخصی در موضوعی «جهل مرکب» دارد، اگر از وی در مورد آن موضوع سؤال شود، در پاسخ خواهد گفت که جواب را میداند، اما پاسخی که به شما میدهد صحیح نخواهد بود.
  بر اساس آنچه گفته شد، «جهل مرکب» بسیار شبیه به علم است و تنها تفاوت اساسی آن با علم را میتوان در “تطابق با واقع” دانست؛ به همین علت، حقوق دانان اساسیترین ویژگی «جهل مرکب» را مطابق نبودندانسته های انسان با واقع میدانند؛ همچنین با توجه به این ویژگی، روشن میشود که جهل مرکب تنها در شاخه “جهل تصدیقی” اتفاق میافتد؛ زیرا تنها در تصدیقات است که انسان درباره عالم واقع حکم میکند.
هنگامی که حقیقت چیزی برای ما نامعلوم است، گاهی ناآگاهی ما ناشی از تصور نادرستی است که ما از آن شیء داریم، و گاهی ناشی از این است که اصلاً از آن هیچ تصوری در ذهن نداریم؛ اولی اشتباه و دومی جهل است. در واقع جهل ملازم با فقدان تصور است و اشتباه ملازم با تصور نادرست به عبارت دیگر، اشتباه توهمی است که باعث تصور نادرست از واقعیت میشود، و فرد را وادار به رفتار معین سلبی یا ایجابی میکند، چه این تصور نادرست مربوط به هدف باشد یا انگیزه یا ارکان.
در این تعریف اشتباه در مفهوم عام مورد نظر است، و شامل همه نوع وقایع میگردد ، اعم از اعلان اراده ، وقایع با ماهیت جنایی و غیره. از سوی دیگر اشتباه یک حادثه و واقعه است، نه یک وضعیت؛ و برعکس عدم علم و جهل تام که در آن هیچ تصوری وجود ندارد، یک وضعیت است چون عدم علم بیانگر مرحله قبل از غلط و اشتباه است ولی اگر عالم روانی و باطنی را نادیده بگیریم از لحاظ ظاهری، اشتباه و جهل یکیاند؛ اگر چه اشتباه بیانگر جنبه «متحرک» و دینامیکی این پدیده و جهل بیانگر «ساکن» و استاتیکی آن است . در نتیجه جهل اعم مطلق از اشتباه است، چون اشتباه یکی از اقسام جهل است، یعنی جهل مرکب.
بند دوم:رابطه اشتباه با شبهه
شبهه در لغت به معنای مشابهت و پوشیدگی است. معانی دیگری چون اشتباه، احتمال اشکال و شک نیز دارد و همچنین چیزی که حق و باطل در آن معلوم نیست را شبهه می نامند.
شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند «وما قتلوه و ما صلبوه و لکن شُبِّه لهم » . «عیسی را نکشتند و به دار نزدند » لیکن کار بر آنها مشتبه شد. تشابه، متشابه و مشتبه به ترتیب در آیات ۱۱۸بقره و آیات 99-5-4 سوره انعام به کار رفته است.
به عبارت دیگر شبهه خود را شبیه به حق مى ‌نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشکل و افراد را دچار شک و تردید مى‌کند.
شبهه نیز در لغت به معنی همانند بودن دو چیز به دلیل شباهت است. و در اصطلاح چیزی است که مجاز و ممنوع بودن آن معلوم نیست؛ و یا چیزی است که شباهت به واقعیت دارد، ولی واقعی نیست . فقها از جمله صاحب جواهر در تعریف شبهه میگوید « وطی به شبهه آن است که شخص در واقع و نفس الامر استحقاق عمل ندارد ولیکن فاعل معتقد به استحقاق است با اینکه عمل به علت جهالتی که از نظر شرع مقبول و پذیرفته شده است از فاعل صادر می شود یا اینکه شبه از آن جهت که فاعل تکلیف ندارد و تکلیف به سپس که حرام نیست از او برداشته شده است. فقهای اهل سنت در تعرف شبه گفته اند «الشبهه هی ما یشبه الثابت و لیس بثابت» یعنی شبه چیزی است شبیه ثابت در حالی که ثابت نیست به عبارتی شبیه واقع است در حالی که هیچ ثبوت و حقیقتی ندارد و نیز گفتهاند: شبیه این است شبهه را به آنچه دارای ادله متعارض است، آنچه فقها در آن اختلاف دارند؛ آنچه مکروه است و مباحی که به دلیل امری خارج از ذات آن، بهتر است ترک گردد، تفسیر کرده اند و از جهتی شبهه در حکم، شبه در فعل، شبهه در عقد و شبهه در طریق، و از جهتی دیگر شبهه در محل، شبهه فاعل و شبهه در جهت، را از اقسام آن برشمردند.
آیت الله خوئی شبه را به معنای جهل قصوری یا تقصیری در مقدمات فعل ممنوع میداند؛ با این شرط که مرتکب در حال ارتکاب عمل معتقد به حلیت عمل باشد. در این صورت مستحق مجازات نیست، ولی جاهل مقصری را که علم به جهل خود دارد، مستحق مجازات میداند. بنابراین به نظر وی (اعتقاد به حلیت) عمل لازم است و شبه را جهل مرکب یعنی همراه با اعتقاد به حلیت عمل معنی می کند.
همچنین، آنها شبهه را اعم از اشتباه میدانند؛ چون گاهی شبهه ناشی از اشتباه است و گاهی بدون آن به وجود می آید
بنابراین (اشتباه)، (جهل مرکب) و (غلط) دارای مفهوم واحدی هستند. در همه آنها فرد تصوری در ذهن دارد که نسبت به آن آگاه است؛ و این تصور خلاف واقع است، ولی نسبت به عدم تطابق آن با واقع، آگاهی ندارد. و واژه (شبه) اعم از (اشتباه) است ، زیرا گاهی از (اشتباه) ناشی نمیگردد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *