پرخاشگری


خشم، بخشی از مکانیسم بقاء در وجود انسان است و آن، سوخت‏ حمله و تامین کننده انرژی برای پرخاش‌گری است. خشم تأثیرات‏ مخرب از جمله صدمه و آسیب زدن، حملات آسیب‏زا به خود و دیگران، مرگ غیرمنتظره و رفتارهای پرخطر و تأثیرات سازنده‏ای‏ چون ابراز احساسات، پیدا کردن و حفظ نقش و جایگاه خود بین انسان‌ها و ایجاد روابط مطلوب اجتماعی می‏تواند داشته‏ باشد که این ویژگی سبب شده که از آن به شمشیر دولبه تعبیر شود‌ (جنتری[1]، 2007).

خشم یکی از هیجان‌های طبیعی انسان است که در مؤلفه‌های هیجانی جایگاه خاصی دارد. خشم واکنشی مرتبط با تنیدگی و خصومت است که با قرار گرفتن در موقعیت‌های گوناگونی از ناکامی‌های واقعی یا خیالی، آسیب‌ها، تحقیرها، تهدیدها یا بی عدالتی‌ها برانگیخته می‌شود که ممکن است به پاسخ‌های غیر ارادی مانند افزایش فشار خون، ضربان قلب، تعریق و افزایش فشار خون منجر شود. خشم به طور معمول به یک هدف بیرونی منتقل می‌شود. همچنین واکنش‌های رفتاری می‌تواند طیفی از اجتناب از منشأ خشم تا خشونت کلامی یا رفتاری را در بر گیرد. اگر چه خشم هیجانی طبیعی و گاهی مفید است ولی خطرهایی نیز به همراه دارد. وقتی خشم خارج از کنترل و مخرب باشد، می‌تواند به مشکلاتی در کار، روابط بین فردی و کیفیت کلی زندگی منجر شود. بررسی آمار و اطلاعات نشان می‌دهد که در چند دهه اخیر، خشم و پرخاش‌گری افزایش یافته است و شواهد تجربی زیادی آثار مخرب خشم در روابط انسانی نشان داده اند‌ (شکوهی یکتا و همکاران، 1387).

در لغت نامه‌های فارسی خشم به غضب، غیظ، قهر، سخط و مقابل خشنودی معنا شده است‌ (فرهنگ دهخدا). البته غیظ به معنای شدت غضب و برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است که پس از مشاهده ناملایمات به انسان دست می‌دهد‌ (مکارم شیرازی و دیگران، 1361).

از جمله کلماتی که به خشم اشاره دارند عصبانیت است و آن به حالت کسی اطلاق می‌شود که از نظر روحی ناراحت است و تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی و خشم از دست داده است‌ (فرهنگ دهخدا). در اصطلاح روان شناسی تعاریف متعددی از خشم ارائه شده اند. طبق نظر برخی از روان شناسان، همچون بسیاری از هیجانات دیگر، تعریف عینی خشم نیز دشوار است و این به خاطر آن است که مفهوم خشم با واکنش‌های هیجانی همنوع مثل نفرت، پرخاش‌گری و خصومت در می‌آمیزد‌ (پورافکاری، 1380).

مطلب مرتبط :   ابعاد مزیت رقابتی

بنابراین در اینجا با تکمیل یکی از جامع‌ترین تعاریف، برای دست یابی به تعریفی نسبتاً جامع و مانع، می‌توان گفت‌‌: «خشم یک واکنش هیجانی نسبتاً قوی است که در انواعی از موقعیت‌های حقیقی و خیالی همانند به بند کشیده شدن، مداخله بی‌مورد دیگران، ربوده شدن متعلّقات و مورد تهدید یا حمله واقع شدن ظاهر می‌گردد و با برانگیختگی فیزیولوژیک و افکار ستیزه جویانه همراه است و اغلب رفتارهای پرخاش‌گرانه به دنبال دارد. ‌»‌ (مصباح و دیگران، 1374).

 

چارچوب مفهومی پرخاش‌گری

تعاریف پرخاش‌گری

عبارت است از حالت منفی ذهنی همراه با نقص‏ها و انحرافات‏ شناختی و رفتارهای ناسازگارانه و همچنین به رفتار آشکار اعم از فیزیکی و کلامی‏ اطلاق می‏شود که منجر به آسیب به شخص، شی‏ء و یا سیستم‏ دیگری می‏شود و از سه مؤلفه تشکیل شده است‌‌: 1-رفتار پرخاش‌گرانه‌: عبارت است از رفتار قابل مشاهده که با قصد آسیب رساندن انجام می‏شود، 2- احساس پرخاش‌گرانه‌: حالت‏ هیجانی است که زیربنای پرخاش‌گری و خصومت است که خشم‏ نیز نامیده می‏شود و3- افکار پرخاش‌گرانه‌: نگرش پرخاش‌گرانه‏ فراگیری است که فرد را به‏سوی رفتارهای پرخاش‌گرانه سوق‏ می‏دهد و خصومت نامیده می‏شود (اسکودوسکی، کازینو و گرمن[2]، 2004).

پیش از بیان تعاریف، معنای لغوی «پرخاش‌گری» را مورد بررسی قرار می‌دهیم. رایکرافت[3] (1969) در واژه‌نامه انتقادی روان تحلیل‌گری خود، پس از ذکر معنای پرخاش‌گری به عنوان پویایی، ابراز وجود وسعت فکر و کشانندگی، اشاره می‌کند که این اصطلاح از واژه لاتین اَدگرادیار[4] گرفته شده که به معنای «به طرف جلو حرکت می‌کنم» است. واژه‌های دیگری که از همین ریشه اشتقاق یافته عبارتند از‌‌: واژه‌هایی که حرکت به طرف جلو، خارج، عقب و داخل را نشان می‌دهند‌ (بشیری، 1379).

مطلب مرتبط :   ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده

مک دوگال [5] (1908)، در کتاب روان شناسی اجتماعی، پرخاش‌گری را به منزله یک غریزه تعریف کرده است. گروه ییل[6] (1939)، هر رفتار ناشی از ناکامی را پرخاش‌گرانه تلقّی نموده اند. بندورا[7] (1974)، اعمالی را که به آسیب شخصی روان شناختی یا جسمانی یا تخریب مالی منجر می‌شود، پرخاش‌گرانه دانسته است. آدلر[8] بیان می‌کند که پرخاش‌گری در هرگونه تجلّیِ «میل به قدرت» ابراز می‌گردد. فروید[9] «غریزه مرگ» در رفتار هشیارانه را پرخاش‌گری دانسته است. برکوویتز[10] (1979)، پرخاش‌گری را عملی می‌داند که به آسیب رسانی عمدی به دیگران منتهی می‌گردد‌ (بشیری، 1379).

در تعریف پرخاش‌گری گفته می‏شود، پرخاش‌گری را می‏توان رفتار به قصد آزار و صدمه فردی که برای احتراز از این اقدام‏ برانگیخته شده است تعریف کرد. در یک‏ تعریف دیگر گفته شده است‌‌: «پرخاش‌گری معمولا به رفتاری اطلاق می‏شود که قصد از آن صدمه‏ رساندن (جسمانی یا زبانی) به فرد دیگر با نابود کردن دارایی افراد است. واژه اصلی در این‏ تعریف قصد است. کاپلان[11] و دیگران می‏گویند‌‌: «پرخاش‌گری عبارت از رفتاری است که در جهت‏ صدمه زدن و یا آسیب رسانیدن به موجود زنده‏ای بروز کرده به گونه‏ای که این موجود قاعدتاً از چنین رفتاری اجتناب می‏ورزد. ‌» در تعریف دیگری که اتکیسون[12] در کتاب مقدمه‏ای بر روانشناسی آورده است‌‌: «پرخاش‌گری معمولا به‏ عنوان یک رفتار تعریف می‏شود که در آن قصد صدمه زدن به شخص دیگری ملحوظ می‏باشد که‏ این رفتار می‏تواند به صورت فیزیکی یا کلامی‏ باشد. ‌» و در یک نتیجه‏گیری کلی می‏توان گفت‏ قصد و هدف در پرخاش‌گری محور این‏گونه‏ رفتارها می‏باشد که باید آن را از دیگر رفتارهای فرد متمایز نمود‌ (شریعتی رودسری، 1376).

[1] Jentery

[2] Sukhodosky, Kassinove & Groman

[3] Rycroft

[4] ad-gradior

[5] Mc Dougall

[6] Yale Group

[7] Bandura

[8] Adler

[9] Froud

[10] Berkawits

[11] Caplan

[12] Atikson

دسته بندی : علمی