دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

محبوب تراز جوان توبه کار نیست.»
«پاداش جوان توبه کننده چون اجر یحیی بن زکریای پیامبر است.»
حضرت علی(ع) نیز می فرمایند:
«شش چیز نیکو است و لیکن از شش کس نیکوتر است، از جمله: توبه نیکوست و لکن توبه از جوانان، نیکوتر و بهتر است.»
همانگونه که ملاحظه شد، در آیات مذکور آمرزش خداوند شامل حال توبه کنندگان شده و بر عمل صالح و ترک گناه در مقام توبه تأکید شده و نقش ساقط کنندگی توبه نسبت به گناهان به وضوح بیان گردیده است.
مبحث پنجم- مفاهیم حق الله و حق الناس و مصادیق حق الله و حق الناس در حقوق کیفری
این مبحث که شامل سه گفتار می باشد حق الله و حق الناس، مصادیق حق الله و حق الناس در حقوق کیفری، شرایط توبه نسبت به هر کدام از جرایم حق الله و حق الناس مورد بررسی قرار می دهد.
گفتار اول- مفهوم حق الله و حق الناس در لغت و اصطلاح
در این گفتار برای پی بردن به جنبهی حق اللهی و حق الناسی جرایم ابتدا در بند اول به تعریف این دو مفهوم پرداخته و بعد در بند دوم مصادیق حق الله و حق الناس را ذکر کرده و در نهایت در بند سوم آثار تفکیک حق الله و حق الناس بررسی خواهد شد.
بند اول- تعریف حق الله و حق الناس
برخی گفته‌اند: «هر آنچه که اولاً‌ و بالذات معصیت الله و بالعرض تجاوز به حقوق افراد باشد، حق الله و هر چه که عکس آن باشد حق الناس است.»
و نیز در تعریف حق الله آمده است: « حق الله سلطنت خداوند بر باز خواست بندگان است عموماً بر انجام یا ترک عملی که در مورد آن نهی یا امر شارع به مکلف متوجه شده است.»
و عده‌ای این دو مفهوم را به آثارش تعریف کرده و گفته‌اند: « هر آنچه که بنده می‌تواند آن را ساقط کند حق الناس و هر آنچه که بنده حق اسقاط آن را ندارد حق الله است.»
تکالیف را به سه دسته حق الله و حق الناس و حق مختلط تقسیم کرده‌اند آیت الله اردبیلی پس از ذکر اقوال فقها و حقوقدانان می‌نویسد: «حق الله در دو معنا بکار می‌رود:
1- حق ولایت مطلقه خداوند و آن امر و احکام خداوند و وجوب پیروی از آنهاست.
2- هر آنچه که ملاک حکم در آن مصالح عامه و خاصه‌ای است، اختیارش به دست مکلف نیست اگر چه مصلحت متعلق به او باشد مثل حرمت خودکشی یا فرزندکشی و مقصود از حق الناس چیزی است که ملاک (حکم) در آن مصلحت شخصی است و اختیار آن به دست شخص است مثل وجوب قصاص و دیه که منوط به مطالبه ولی دم است و هر وقت عفو کند منتفی است.»
از نظر کمیسیون استفتائات شورای عالی قضایی «هر جرمی که موجب تضرر شخص یا اشخاص خاص بشود حق الناس و هر جرمی که باعث اخلال و اختلال در نظم گردد و موجب لطمه بر مصالح اجتماعی و حقوق عمومی باشد حق الله محسوب می‌شود…»
بند دوم- مصادیق حق الله و حق الناس در حقوق کیفری
بر مبنای تقسیم ‌بندی مجازات می ‌توان گفت تمام جرایم مستوجب مجازات حدی به جز قذف و سرقت قبل از رفع الی الحاکم و ثبوت جرم حق الله و همه دیات و قصاص حق الناس می‌باشند.
جرایم تعزیری نیز با توجه به تعریف حق الله و حق الناس، برخی حق الله مثل روابط نامشروع مادون زنا و برخی مثل توهین حق الناس می‌باشند.
جرایم مستوجب مجازات باز دارنده ( که طبق قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 عنوان باز دارندگی از این جرایم گرفته شده و این جرایم در حیطه جرایم تعزیری قرار گرفته اند.) هر چند که طبق تعریف‌های حقوق، حق الله محسوب می‌شوند در عین حال نظریه‌های مشورتی 5086/7 – 19/7/1384 و 4456/7- 24/8/77 جرایم مذکور در قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب 17/8/76 مجمع تشخیص مصلحت نظام که از مصادیق روشن جرایم بازدارنده می‌باشند را از شمول حق الله و حق الناس خارج دانسته و بیان داشته‌اند «جرایم مذکور در قانون مبارزه با مواد مخدر نه جنبه حق‌اللهی دارد و نه جنبه حق الناسی…»
بند سوم- آثار تفکیک حق الله و حق الناس
آثار مختلفی بر تفکیک بین این دو حق در نظام قضایی اسلام مترتب است که مؤلفین فقهی و حقوقی به احصاء و بررسی آن پرداخته‌اند در بین کتب حقوقی می‌توان به کتاب «جرایم علیه اموال و مالکیت» دکتر میر صادقی و از بین کتب فقهی به کتاب «فقه القضاء» آیت الله اردبیلی اشاره کرد که در کتاب اخیر تعداد چهارده اثر مترتب بر این تفکیک، بر شمرده شده است که برخی از آنها عیناً‌ درج می‌شود.
1-حق الله مبتنی بر تخفیف است برخلاف حق الناس.
2- صدور حکم غیابی در حق الناس جایز است برخلاف حق الله.
3- شهادت بر شهادت در حق الناس پذیرفته می شود برخلاف حق الله.
4- صدور حکم و اجرای آن در حق الناس منوط به مطالبه شاکی است برخلاف حق الله.
5-در حقوق الله در برخی موارد حاکم حق عفو دارد برخلاف حق الناس.
به نظر می رسد در ادبیات حقوقی (به ویژه در حوزه مباحث کیفری و جزایی) هر گاه شارع (قانونگذار) در وضع مجازات (مثلاً حد) جنبه اجتماعی جرم و تأثیر منفی و نامطلوب آن بر روی جامعه مد نظر قرار دهد، مشمول عنوان حق الله قرار می گیرد و زمانی که در تعیین مجازات جنبه فردی جرم و ایراد ضرر و زیان به افراد را مورد توجه قرار دهد، مصداق حق الناس خواهد بود.
بند چهارم: حق الله
دلیل مجازات در مورد این جرایم، مخالفت با اوامر و نواهی خداوند است، در حالی که امکان دارد با نظم عمومی نیز در تعارض باشد. توبه در مورد این گناهان شرایطی دارد از جمله اینکه، مجرم از کرده خود واقعاً پشیمان شده و عزم بر ترک گناه و معصیت داشته باشد و عمل صالح انجام دهد. نکته قابل توجه این است که در ماده 2 قانون آیین دادرسی کیفری، مقنن می گوید: کلیه جرایم دارای جنبه الهی است: و به شرح ذیل تقسیم می گردد:
اول- جرایمی که مجازات آن در شرع معین شده، مانند حدود و تعزیرات شرعی؛ دوم- جرایمی که تعدی به حقوق جامعه و یا مخل نظم همگانی است؛
سوم- جرایمی که تعدی به حقوق شخص یا اشخاص معین حقیقی یا حقوقی است». این اصطلاح «جنبه الهی» غیر از حق الله است (قانون آیین دادرسی کیفری، مصوب 1378). یکی از معیارهای تشخیص حق الله از حق الناس اصل « لکل ذی حق اسقاط حقه» می باشد که بر اساس این اصل، حقی که اسقاط آن متعلق به خداوند باشد حق الله و حقی که اسقاط آن متعلق به مردم باشد، حق الناس نام دارد. این اصل یکی ازاصول مسلّم عقلی است و معیار روشنی برای تعیین حق الله از حق الناس.
حق الله و حق الناس در جرایم و مجازاتها(تبیین فقهی ماده 727 قانون مجازات اسلامی) است حق به معنای عام (اعم از حکم، ملک، حق به معنای خاص) دارای تقسیماتی است که یکی از آنها تقسیم به حق الله و حق الناس است. هر یک از این دو حق دارای ویژگیهایی است از جمله این ویژگیها، اهم (موکد) بودن حق الناس و تخفیف (تسامح) در حق الله است. ویژگیهای هر یک از دو دسته حقوق یاد شده در مسائل مربوط به آیین دادرسی، ادله اثبات دعوا، اجرای مجازات و سایر موارد، دارای آثار متفاوتی است که به تفصیل در ابواب مختلف منابع فقهی مورد بحث قرار گرفته و مواردی از آنها نیز در قوانین موضوعه جزایی جمهوری اسلامی ایران ذکر شده است از جمله ضرورت مطالبه در حق الناس، ضرورت محاکمه حضوری در جرایم حق اللهی و… و یکی از ویژگیهای بارز حق الناس قابل گذشت بودن آن است. جنبه حق الناسی و حق اللهی در جرایم، معیار تشخیص قابل گذشت و یا غیر قابل گذشت بودن آنها در فقه اسلامی است به بیان دقیق تر اگر جرم دارای مجازاتی باشد که آن مجازات حق الله محض یا حق الله غالب محسوب شود، غیر قابل گذشت و در صورتی که حق الناس (غالب) باشد، قابل گذشت خواهد بود.
بند پنجم: حق الناس
توبه از جرایمی که جنبه حق الناس دارند مجازات را ساقط نمی کند. البته اگر چنین فردی از کرده خود پشیمان باشد و تصمیم بر ترک معصیت بگیرد، مجازات اخروی نخواهد داشت ولی توبه در حق الناس، توأم با دادن حق مردم می باشد.
لذا توبه عملی این فرد جبران خسارت می باشد و در صورت عدم جبران خسارت و یا جلب رضایت مردم، خداوند نمی تواند از حق الناس بگذرد. در شریعت اسلامی، عفو یک فضل بوده و جزء مکارم اخلاق است.
این امر در روابط انسانی مورد توجه آیات قرآن کریم و روایات قرار گرفته و در مورد مجازات های با جنبه حق الناسی بر آن تاکید شده است. از جمله در مورد قصاص در آیات 178 و 179 سورهی بقره ، قرآن کریم پس از بیان قصاص می فرماید، اگر عفو کنید بهتر است.

بند ششم- حق جامعه
وقتی یک کار از دیدگاه قوانین کیفری جرم تلقی می شود و برای ارتکاب آن مجازات تعیین می شود، فرض بر این است که جامعه از آن امر زیان می بیند. علاوه بر این، تحقق جرم ممکن است به فرد یا افرادی نیز خسارت وارد کند. به موجب ماده 2 قانون آیین دادرسی کیفری پیشین مصوب 11/6/1290 برای جرم دو حیثیت (عمومی و خصوصی) اعتبار کرده که عبارت است از: «جرم ممکن است دو حیثیت داشته باشد. حیثیت عمومی از جهتی که مخل نظم و حقوق عمومی است و حیثیت خصوصی از آن جهت که راجع به تضرر شخص یا اشخاص یا هیئت معینی است.»؛ بنا براین، حیثیت(جنبه) عمومی جرم همیشه وجود دارد و بدون آن، جرم قابل تصور نیست. ولی حیثیت خصوصی آن ممکن است وجود داشته یا نداشته باشد؛ بدین معنا که اگر جرم ارتکابی موجب تضرر مادی یا معنوی افراد باشد دارای حیثیت خصوصی خواهد بود و الا حیثیت خصوصی نخواهد داشت. بنابراین، می توان جرایم را با توجه به داشتن یا نداشتن حیثیت خصوصی به سه دسته تقسیم کرد:
اول- جرایمی که حیثیت خصوصی نداشته، صرفا دارای حیثیت عمومی است، مثل: تکدی، ولگردی، حمل سلاح غیر مجاز، استعمال علائم و نشانهای دولتی و شرب خمر.
دوم- جرایمی که هم واجد جنبه عمومی بوده، مخل نظم عمومی است و هم دارای جنبه خصوصی که بر اثر ارتکاب آن اشخاص، اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی، نیز متضرر می شوند؛ و لیکن جنبه عمومی بر جنبه خصوصی غلبه دارد؛ از قبیل: خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، ارتشاء و غیره.
سوم- جرایمی که هم جنبه عمومی و هم جنبه خصوصی است و لیکن جنبه خصوصی بر جنبه عمومی غلبه دارد؛ مانند: جرایمی که با توجه به ماده 727 قانون مجازات اسلامی، اصلاحی مصوب 1375 ]‌‌و جرایم ذکر شده در ماده 104 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که جایگزین ماده 727 شده[ قابل گذشت شمرده شده اند.
پس از اسقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و ورود واژه «حق الله» در ادبیات حقوقی ایران، جنبه الهی (حق اللهی) جرایم نیز مد نظر قرار گرفت و در لوایح و متون قوانین راه یافت؛ مثلا در ماده 19 آیین نامه تشکیل دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت، سه حیثیت «حق اللهی»، «عمومی» و «خصوصی» برای جرایم منظور شده است. همچنین مادهی 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری (مصوب 1378) نیز جنبه های سه گانه الهی، عمومی و خصوصی را بر شمرده است و در صدر ماده مذکور پیش از بیان اقسام جرایم، آمده است: «کلیه جرایم دارای جنبه حق اللهی است… .» و در ماده 8 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نیز همه جرایم را دارای جنبه الهی دانسته، که می توانند دارای حیثیت عمومی یا خصوصی باشند. حیثیت عمومی از جهت تجاوز به حدود و مقررات الهی یا تعدی به حقوق جامعه و اخلال در نظم عمومی و حیثیت خصوصی از جهت تعدی به حقوق شخص یا اشخاص معین می باشد.
به نظر می رسد، جرم الزاماً یکی از دو جنبه الهی یا عمومی را دارا است و بسیاری از جرایم علاوه بر آنها، به ملاحظه خسارت وارده به اشخاص بر اثر جرم، واجد جنبه خصوصی نیز می باشد. که این مسئله در ماده 8 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 به طور صریح بیان شده است.
برخی حق الله را برابر با حق عمومی جامعه در نظر گرفته اند، ولی می توان گفت که این دو کاملاً مساوی و برابر نیستند.
زیرا جرایمی وجود دارند که باعث تضییع حقوق جامعه می شوند در حالی که مجرم با اوامر و نواهی خداوند مخالفت نکرده است،
مثل تخلف رانندگی، مگر اینکه طبق نظر برخی از مراجع، تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی را شرعاً جرم بدانیم که در این صورت با توجه به جعل مجازات اخروی بر این ماده اعمال، توبه در مورد این جرایم نیز معنی پیدا می کند، در این مورد گرچه توبه، باعث ساقط شدن مجازات اخروی می شود نمی توان گفت مجازات قانونی را هم ساقط می کند.
البته قاضی صادر کننده رأی می تواند در این مورد با توجه به توبه مرتکب جرم، وی را مشمول ماده 22 قانون مجازات اسلامی کرده و جرم او را تخفیف دهد.

قضات محاکم عموماً مجتهد نیستند بلکه قاضی مأذونند و صرفاً به موارد مصرح در قانون نسبت به مسقط بودن توبه اکتفا می کنند، چون توبه از معاذیر قانونی معافیت از مجازات است و معاذیر قانونی نیاز به نص قانون دارند و در قانون به غیراز جرایم مستوجب حد(به استثنای حد قذف و تبصره ماده 512 و ماده521 در بحث جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور) در موارد دیگر از توبه به عنوان مسقط بحث نشده است ولی اگر قاضی، مجتهد و صاحب نظر باشد می تواند در همه موارد(حدود و تعزیرات)به جز حق الناس توبه مجرم را بپذیرد و مجازات را ساقط کند.
در این زمینه می توان به آیه 25 سوره شوری استنادکرد:
« وَ هُوَ الَّذِییَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ»
توبه در نظام حقوقی اسلامی آثار زیادی دارد و فقط عاملی برای بخشندگی گناهان از سوی خدا نیست نه به آثار اخروی آن اکتفا شود. از همین رو لازم بود احکام و مقررات شرعی توبه در قانون بیان شود آنچه که در مواد 114 و تا 119 آمده احکام کلی است در حالی که باید تعریفی از توبه ارائه شود، و ارکان و شرایط تبیین گردد، نحوه استفاده از آن مشخص شود.
مبحث پنجم: جایگاه و فلسفه توبه در سیستم قضایی اسلام
بزرگترین هدف بعثت پیامبران، تهذیب، تزکیه و پرورش نفوس انسان ها بوده است و پیامبر اکرم (ص) نیز به کرامت انسان ها توجه ویژه ای مبذول داشته تا جایی که کرامت اجتماعی نیز در گستره جامعه اسلامی جایگاه ویژه ای به خود گرفته و از مختصات بارز جامعه اسلامی شمرده می شود.
دین مبین اسلام، دین ستاریت و عیب پوش است و وسعت گستره اغماض شریعت درباره گناهان و جرایم بشر، متناسب با این ویژگی و بنابر مصلحت عدم شیوع جرم شکل گرفته است.
در سوره «مومن» فرشتگان حامل عرش الهی و آنان که بر گرد عرش تسبیح گویانند، برای مومنان آمرزش طلبیده، دعا می کنند که ای پروردگار ما، رحمت و علم تو هم چیز را فرا گرفته است؛ پس آنان را که توبه کرده و به راه تو گرویده اند، بیامرز و از عذاب جهنم آنان را نگه دار.
همچنین خداوند بندگان را به آمرزش و مغفرت بشارت داده و آنها را از تکرار جرایم نهی می نماید؛ به بندگانی که بر نفس خود اسراف کرده اند، بگو هرگز از رحمت خدا نا امید نباشید؛ خداوند گناهان شما را خواهد بخشید که او خدای آمرزنده و مهربان است.
نقش مهم توبه در نفی مجازات قبل از ورود به محاکم در جامعه اسلامی: از آن روست که شریعت، هدایت و اصلاح را فی حد ذاته اراده کرده است، نه از طریق مجازات کردن؛ از همین رو، معصومان (ع) نیز توجه وبژه ای به توبه و اصلاح مجرمان داشته اند.
گفتار اول- کار کرد های اجتماعی توبه
برای توبه از این زاویه دید می توان کار کردهای چندی بیان داشت. یکی از مهم ترین کار کردهای توبه در حوزه اجتماع آن است که ارتباط میان مردمان


دیدگاهتان را بنویسید