واسطه‌ای دوم بر گرایش به اعتماد به نفس در تفکر انتقادی 195
جدول شماره 4-19: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای برون‌‌زاد، واسطه‌ای اول

و واسطه‌ای دوم بر گرایش به حقیقت‌جویی 196
جدول شماره 4-20: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای برون‌‌زاد، واسطه‌ای اول
و واسطه‌ای دوم بر گرایش به تحلیلگری 197
جدول شماره 4-21: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای برون‌‌زاد، واسطه‌ای اول
و واسطه‌ای دوم بر گرایش به گشوده‌ذهنی 198

فهرست شکل‌ها

عنوان صفحه

شکل شماره 1-1 : چهارچوب کلی مدل پیشنهادی پژوهش حاضر در مورد عوامل
مؤثر بر رشد گرایش‌های تفکر انتقادی 13
شکل شماره 1-2 : نحوه اثرگذاری عوامل فرهنگی- اجتماعی بر یادگیرنده (اقتباس‌شده
از شومر- ایکینز، 2004) 14
شکل شماره 1-3 : نظریه نیازهای پایه 15
شکل شماره 1-4 : نحوه اثرگذاری عوامل فرهنگی – اجتماعی بر فرد بر اساس

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نتایج تحقیق کیفی کاکای (2001) 18
شکل شماره 1-5 : نحوه اثرگذاری عوامل محیطی- اجتمـاعی بر گرایش‌های
تفکر انتقادی از طریق ارضای نیازهای روان‌شناختی پایه 33
شکل شماره 1-6 : دیاگرام مسیر مدل مورد آزمون پژوهش حاضر در مورد عوامل
مؤثر بر گرایش‌های تفکر انتقادی 34
شکل شماره 2-1 : دیاگرام مسیر مدل مفروض پژوهش حاضر در مورد عوامل
مؤثر بر گرایش‌های تفکر انتقادی 108
شکل شماره 4-1 : مسیر مستقیم متغیرهای برون‌زاد به متغیرهای واسطه‌ای اول 154
شکل شماره 4-2 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای برون‌زاد و
متغیرهای واسطه‌ای اول به متغیرهای واسطه‌ای دوم 161
شکل شماره 4-3 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای برون‌زاد،
عنوان صفحه

متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به
متغیرهای درون‌زاد 173
شکل شماره 4-4 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهـای بـرون‌زاد،
متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به
متغیرهای درون‌زاد (پس از بهبود مدل) 182
شکل شماره 4-5 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهـای بـرون‌زاد،
متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به
متغیر درون‌زاد گرایش به اعتماد به نفس در تفکر انتقادی 184
شکل شماره 4-6 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیـرهای بـرون‌زاد،
متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به
متغیر درون‌زاد گرایش به حقیقت‌جویی 185
شکل شماره 4-7 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیرهـای بـرون‌زاد،
متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به
متغیر درون‌زاد گرایش به تحلیلگری 186
شکل شماره 4-8 : مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم متغیـرهای بـرون‌زاد،
متغیرهای واسطه‌ای اول و متغیرهای واسطه‌ای دوم به
متغیر درون‌زاد گرایش به گشوده‌ذهنی 187

فصل اول

مقدمه

1-1- کلیات پژوهش

هدف اصلی از تعلیم و تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان پرورش یادگیرندگانی مادام‌العمر است که نه تنها پیوسته خود را رشد می‌دهند، بلکه جامعه خود را نیز ارتقا می‌بخشند. به نظر متخصصان یکی از راه‌های اصلی دستیابی به این هدف، مجهز کردن فراگیران به توانایی تفکر انتقادی در این دنیای به شدت متغیر انفجار اطلاعات است. اطلاعاتی که امروز یاد گرفته می‌شود، ممکن است چندی بعد تغییر کند یا جایگزین شود. از این رو، تعلیم و تربیت به جای فراهم آوردن اطلاعات و دانش‌های خاص، باید نحوه یادگیری و تفکر را آموزش دهد و این امر به کمک پرورش مهارت تفکر انتقادی در یادگیرندگان میسر می‌شود. مهارتی که افراد را در فرایند یادگیری درگیر می‌کند و از آنها یادگیرندگانی خودتنظیم و خودجهت‌ده می‌سازد (فاسیونه ، 2011؛ هالپرن ، 2003؛ هالپرن و هکل ، 2002).
تفکر انتقادی به افراد در ارزیابی خردمندانه انواع اطلاعات و موقعیت‌ها، استقلال عقلانی می‌بخشد. با برخورداری از این نوع تفکر افراد قادر می‌شوند تا نقطه‌نظرهای متعارض، ادعاها، توصیه‌های دیگران و انتخاب‌هایی که با آنها مواجه می‌شوند، را مورد ارزیابی قرار دهند و افکار و عقاید متداول اما اشتباه پیرامون خود را زیر سؤال ببرند (انجمن فلسفی امریکا ، 1990؛
فاسیونه، 2011؛ هالپرن، 1998، 2003؛ هاف ، 2000؛ لاوسون ، 1999؛ پل ، 2005). اهمیت تفکر انتقادی تا بدان جاست که سازمان بهداشت جهانی تفکر انتقادی را به عنوان یکی از ده مهارت اساسی لازم برای زندگی موفق و رشدیافته معرفی می‌کند. مهارت‌هایی که برای داشتن رفتار سازگارانه و مثبت لازم هستند و اشخاص را قادر می‌سازند تا با مطالبات و چالش‌های زندگی روزمره به طور مؤثر کنار بیایند.
پژوهش حاضر به بررسی این موضوع می‌پردازد که گرایش دانشجویان به استفاده از تفکر انتقادی چگونه تحت تأثیر عوامل فرهنگی، ارتباطاتی و فردی قرار می‌گیرد.

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در مورد درمان بیماران

1-1-1- تفکر انتقادی

توجه به پرورش تفکر انتقادی به حدود 2500 سال پیش و زمان سقراط برمی‌گردد. سقراط به تمرکز معلمان بر مهارت‌های استدلالی یادگیرندگان تأکید داشت و خود از سؤال برای تحریک تفکر افراد استفاده می‌کرد (آورهویزر ، 1997). سال‌هــا پس از سقراط، تأکید چندانی بر تفکـر انتقادی وجود نداشت تا اینکه در دوره نوگرایی اندیشه انتقادی توجه روشنگران سده‌ هجدهم از جمله کانت را به خود جلب کرد و در دوره‌ فـرانوگرایی ایـن مفهـوم توسط افرادی همچون

جان دیویی ، ماکس بلک ، گوردون هولفیش ، رابرت انیس ، متیو لیپمن ، جان مک پک و ریچارد پل وارد فرایند تعلیم و تربیت شد (جهانی، 1382). در حدود هشت دهه پیش، دیویی اهمیت «تفکر تأملی » را در فرایند تعلیم و تربیت مورد تأکید قراد داد. امروزه اکثر متخصصان، تفکر تأملی دیویی را همخوان با تفکر انتقادی می‌دانند (گریسون ،1991). دیویی معتقد بود هدف اصلی آموزش به جای حفظ کردن طوطی‌وار مطالب، باید تفکر تأملی و یادگیری نحوه‌ تفکر باشد (دیویی، 1933). از آن پس، گرچه اصطلاحات در خلال سال‌ها اندکی تغییر کردند، اما رشد تفکر انتقادی یادگیرندگان همچنان هدف اصلی فرایند تعلیم و تربیت محسوب شد و تلاش در جهت تعریف، آموزش و اندازه‌گیری تفکر انتقادی شدت پیدا کرد (انیس ، 1989؛ جونز ، 1993 و نوریس ، هر دو به نقل از گیانکارلو و فاسیونه، 2001؛ کرفیس ، 1988). گرچه در این زمینه تلاش‌هایی چشمگیر صورت گرفت اما تا سال 1990 تعریف روشنی از تفکر انتقادی که مورد توافق همگان باشد، حاصل نشد. در سال 1990، با حمایت مالی انجمن فلسفی آمریکا، گروهی متشکل از چهل و شش متخصص تفکر انتقادی در رشته‌های تحصیلی مختلف به سرپرستی پیتر فاسیونه با انجام پروژه‌ای تحت عنوان پروژه دلفی بعد از شش دور بحث و تبادل نظر که دو سال به طول انجامید، مفهوم‌سازی قویی از تفکر انتقادی به عنوان آنچه که باید حاصل آموزش در سطح دانشگاه باشد، ارائه دادند. پژوهش حاضر بر مبنای نتایج این پروژه هدایت می‌شود. مفهوم و تعریف تفکر انتقادی در بیانیه‌ مورد توافق این گروه به صورت زیر گزارش شده است:

«ما تفکر انتقادی را قضاوت خودتنظیم هدفمندی می‌دانیم که حاصل تعبیر و تفسیر ، تجزیه و تحلیل ، ارزیابی و استنباط علاوه بر توضیح ملاحظات مستند، مفهومی، روش‌شناختی، معیارشناختی یا بافتی است که قضاوت بر اساس آنها صورت می‌گیرد…» (انجمن فلسفی آمریکا،1990، ص. 2).

بر اساس ایـن تعـریـف، تفکـر انتقـادی به عنـوان یک فـرایند شناختی به صورت «قضاوت خودتنظیم هدفمند» تعریف می‌شود. به کمک این فرایند شخص درباره‌ اینکه در شرایط معین به چه چیز اعتقاد داشته باشد و چه کاری را انجام دهد، قضاوت می‌کند. در طی این فرایند فرد از مجموعه مهارت‌های شناختی و فراشناختی مهم تجزیه و تحلیل، تعبیر و تفسیر، استنباط (نتیجه‌گیری)، توضیح، ارزیابی و خودتنظیمی برای شکل دادن به قضاوت خود، بازنگری و بهبود کیفیت آن استفاده می‌کند. این فرایند به صورت غیرخطی اتفاق می‌افتد. برای مثال، کسی که به طور انتقادی فکر می‌کند قادر است تجزیه و تحلیل خود را توضیح دهد، تعبیر و تفسیر خود را تجزیه و تحلیل کند و استنباط یا نتیجه‌گیری خود را ارزیابی کند. این تعریف همچنین بیان می‌‌کند که بخش مهمی از تفکر انتقادی روش برخورد صحیح با شواهد، در نظر گرفتن بافت و زمینه و انتخاب درست معیارها است (انجمن فلسفی امریکا، 1990). در ادامه‌ بیانیه‌ توافقی متخصصان پروژه‌ تحقیقاتی دلفی، متفکر نقاد ایده‌آل به صورت زیر توصیف می‌شود:

«… متفکر نقاد ایده‌آل عادتاً فردی کنجکاو، مطلع و آگاه، به دنبال دلیل، نسبت به عقاید نو یا متفاوت گشوده‌ذهن، انعطاف‌پذیر، در ارزیابی بی‌طرف، در مواجهه با سوگیری‌های شخصی با خود رو راست و صادق، در قضاوت محتاط، مایل به تجدید‌نظر، درباره‌ موضوعات دارای نظری روشن و خالی از ابهام، در برخورد با مسایل پیچیده نظام‌مند، در یافتن اطلاعات مرتبط پیگیر و سخت‌کوش، در انتخاب معیارها منطقی و معقول، در کندوکاو و بررسی متمرکز و به دنبال نتیجه‌‌گیری‌هایی است که تا جایی که موضوع و شرایط امکان می‌دهد، دقیق هستند. بنابراین، پرورش متفکر نقاد خوب به معنای کار در جهت این ایده‌آل است. این کار رشد مهارت‌ها ی تفکر انتقادی را با پرورش این گرایش‌ها تلفیق می‌کند که همواره به بینش‌های سودمند می‌انجامد و پایه و اساس یک جامعه‌ منطقی و دمکرات است» (انجمن فلسفی امریکا، 1990؛ ص. 2).

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد تحلیل عامل اکتشافی

بیانیه مذکور خاطر نشان می‌کند که هر مفهوم‌سازی از تفکر انتقادی که فقط بر مهارت‌های شناختی متمرکز باشد، کامل نیست (انجمن فلسفی امریکا، 1990). بلکه، متخصصان تفکر انتقادی معتقدند در این تفکر مؤلفه‌ای منش‌شناختی نیز وجود دارد که از آن تحت عنوان گرایش یاد می‌شود. گرایش نسبت به تفکر انتقادی، تمایلی است که فرد را به استفاده عملی از مهارت‌های خود در تفکر انتقادی برمی‌انگیزد و بدون آن، فرد تمایلی به کاربرد مهارت‌های تفکر انتقادی خویش ندارد. به‌طور‌کلی، گرایش‌ها ابعادی از شخصیت و تمایلاتی درونی، طولانی‌مدت و عادت‌گونه هستند که بر رفتار انسان تأثیر می‌گذارند. از این رو، فرد دارای گرایش به تفکر انتقادی به استفاده از مهارت‌های تفکر انتقادی خود تمایل و عادت دارد. به عبارت دیگر، مؤلفه منش‌شناختی گرایش به تفکر انتقادی انگیزشی درونی و مداوم است که خود را به هنگام مواجهه فرد با حل یک مسأله، ارزیابی یک ایده و یا گرفتن یک تصمیم‌ به صورت تمایل فرد به استفاده از مهارت‌های تفکر انتقادی نشان می‌دهد (گیانکارلو و فاسیونه، 2001؛ فاسیونه، 2011).
فرد دارای گرایش به تفکر انتقادی «روحیه نقادانه »ای دارد. داشتن روحیه نقادانه به این معنا نیست که چنین شخصی همیشه به طور منفی و بیش از حد منتقد همه کس و همه چیز است. متخصصان از عبارت استعاره‌ای روحیه انتقادی در معنای مثبت آن استفاده می‌کنند و منظور آنها این است که چنین شخصی کنجکاو است، ذهن تیزی دارد و بسیار مشتاق دانستن دلایل مسایل و اطلاعات معتبر است. همیشه می‌خواهد بداند «چرا؟» یا «چگونه؟» یا «چه اتفاقی می‌افتد اگر؟» (فاسیونه، 2011). شخصی که گرایشی قوی نسبت به تفکـر انتقادی دارد،
احتمالاً با اظهارات زیر موافق است:

«متنفرم از میزگردهایی که در آنها افراد عقاید خود را با صدای بلند بیان ‌می‌کنند ولی در توضیح اینکه چرا چنین عقایدی دارند، هیچ دلیلی نمی‌آورند.»
«برای من مهم است که منظور افراد را با توجه به چیزی که دارند می‌گویند، بفهمم.»
«در کارهایی که از من انتظار می‌رود با فکر خودم آنها را انجام دهم، عملکرد بهتری دارم.»
«تصمیمی نمی‌گیرم، مگر اینکه با توجه به عقایدی که دارم در مورد آن فکر کرده باشم.»
«به جای اتکا به نوشته‌ها و یادداشت‌های شخص دیگری، ترجیح می‌دهم اطلاعاتی را که خودم فراهم آورده‌ام، بخوانم.»
«سعی می‌کنم در عقاید دیگران چیز با ارزشی پیدا کنم، حتی اگر این احتمال وجود داشته باشد که آن را رد کنم.»
«اگر مسأله‌ای سخت‌تر از آنچه که انتظارش را داشته‌ام باشد، به حل کردن آن ادامه می‌دهم.»
«تصمیم‌گیری عاقلانه از برنده شدن در بحث، باارزش‌تر است» (فاسیونه، 2011، ص. 10).

شخصی که گرایشی ضعیف نسبت به تفکر انتقادی دارد، احتمالاً با اظهارات بالا مخالف و با اظهارات زیر موافق است:

«من کارهایی را ترجیح می‌دهم که در آنها فرد ناظری به من بگوید دقیقاً چه کاری را انجام دهم و دقیقاً چگونه آن را انجام دهم.»
«مهم نیست مسأله‌ای چقدر پیچیده باشد، می‌توان مطمئن بود که همیشه راه حل ساده‌ای وجود دارد.»
«من وقت خود را با جست و جوی مطلبی در کتاب‌ها، تلف نمی‌کنم.»
«از اینکه استادان به جای اینکه فقط پاسخ سـؤال‌ها را بگویند درباره آنها بحث کنند، متنفرم.»
«… هر مطلبـی را که فکـر می‌کنی باعث هم‌ عقیده شدن دیگـران با تو می‌شـود، بیـان کن.» (فاسیونه، 2011، ص. 10).

پیتر فاسیونه و همکارانش (راهنمـای سیاهه گـرایش به تفکـر انتقـادی کالیفرنیا ، 2007؛
فاسیونه و فاسیونه، 1992؛ فاسیونه، گیانکارلـو، فاسیونه و گینن ، 1995؛ گیانکارلـو و فاسیونه،
2001) در مطالعات خود نشان داده‌اند که هفت جفت گرایش مثبت و منفی نسبت به تفکر انتقادی یا هفت ویژگی منش‌شناختی دوقطبی در ارتباط با تفکر انتقادی وجود دارند. قطب‌های مثبت این هفت ویژگی منش‌شناختی هفت عادت فکری خوب و قطب‌های منفی آنها هفت عادت فکری بد را تشکیل می‌دهند. عادت‌های فکری خوب یک متفکر نقاد عبارتند از حقیقت‌جویی ، گشوده‌ذهنی ، تحلیلگری ، قاعده‌مندی ، اعتماد به [نفس در] تفکر انتقادی ، کنجکاوی و پختگی شناختی . عادت‌های فکری بد فردی که نقادانه فکر نمی‌کند بی‌صداقتی با خود (در برخورد با اطلاعاتی که به دست می‌آیند)، تعصب ، بی‌توجهی (نسبت به دلالت‌های ضمنی اطلاعات)، بی‌قاعدگی (در روش برخورد با اطلاعات)، بی‌اعتمادی به قدرت استدلال خود، بی‌تفاوتی (نسبـت به یافته‌های تازه و جدید) و ساده‌نگری (به طور‌ مثال، به صورت دوگانه‌گرایی ساده‌انگارانه ) هستند (راهنمای سیـاهه گرایش به تفکـر انتقـادی کالیفرنیا، 2007؛ فاسیونه و فاسیونه، 1992؛ فاسیونه و همکاران، 1995؛ گیانکارلو و فاسیونه، 2001). جدول شماره 1-1 این عادت‌های فکری خوب و بد یا گرایش‌های مثبت


دیدگاهتان را بنویسید