باعث فاش شدن سؤال شود، که روایی نمرات آزمون را از بین می‌برد (وایس و کینگسبری، 2000). به عبارت دیگر، برخی از سؤالات نیز کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرند که این امر هم باعث اتلاف سرمایه‌ها می‌شود. بنابراین، انتخاب راهبردی برای کنترل مواجهه‌ی سؤالات برای آزمودنی‌ها، بخش جدایی‌ناپذیر طراحی آزمون است (داویس و داد، 2003).
یکی از اولین روش‌هایی که برای برخورد با مسائل کنترل مواجهه ایجاد شده است، روش 5-4-3-2-1 ( هتر و سیمپسون، 1997؛ مک‌برید و مارتین، 1983) که در CAT-ASVAB به کار رفت، می‌باشد. کینگسبری و زارا (1989)، و تامسون (1998) روش‌های متفاوت تصادفی را برای کاهش نرخ مواجهه‌ی کلی طراحی کردند. روش‌های چرخشی خزانه‌ی سؤال (وای، 1998، وای و استفان و اندرسون، 1998، آریل، ولدکمپ و وندرلیندن، 2004 ) و CAST (لانچ و نانگستر، 1998)، به منظور توزیع سؤالات در تست‌های متفاوت از طریق یک قیاس ایجاد شدند تا دردسترس بودن انتخاب سؤالات را کاهش دهند. با این وجود، در صنعت CAT، روش کنترل مواجهه‌ی سؤال مبتنی بر روش سیمپسون و هتر، (1985) به‌طور وسیعتری به کار می‌رود.
روش کنترل مواجهه‌ی سیمپسون-هتر
روش کنترل مواجهه سیمپسون – هتر (S-H) یکی از رایجترین شیوه‌های انتخاب مشروط سؤال است. در این روش به هر سؤال یک مقدار پارامتر کنترل مواجهه اختصاص داده‌ می‌شود، که بر اساس فراوانی انتخاب سؤال که در یک شبیه‌سازی چرخشی CAT تعیین می‌شود، استوار است. به سؤالاتی با فراوانی‌های اجرای زیاد، پارامترهای کنترل مواجهه کوچکتری اختصاص داده‌می‌شود، که دامنه‌ی آن از 0 تا 1 می‌باشد. در طول اجرای آزمون، پارامتر کنترل مواجهه‌ی سؤال انتخاب شده با عدد یکنواخت تصادفی که دامنه‌ی آن نیز بین 0 تا 1 است، مقایسه می‌شود. اگر پارامتر کنترل مواجهه بزرگتر از عدد تصادفی باشد، سؤال اجرا می‌شود، و اگر کوچکتر باشد، سؤال به خزانه‌ی سؤال بازگردانده می‌شود. به همین صورت، فرآیند یکسانی برای بهترین سؤال بعدی صورت می‌گیرد. پارامتر کنترل مواجهه مشابه آستانه می‌باشد. با کنترل آستانه‌ی روش (S-H) اجرای سؤالاتی که به‌طور‌فراوانی در CAT استفاده می‌شوند، محدود می‌شود و نرخ بیشینه‌ی مواجهه‌ی سؤال برای سؤالاتی که اغلب کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرند را تضمین می‌کند. معمولاً پارامترهای کنترل مواجهه در روش (S-H) به‌وسیله‌ی مجموعه‌ای از شبیه‌سازی‌های چرخشی اجراهای واقعی CAT تنظیم می‌شود. به عبارت دیگر، این پارامتر، نسبت نرخ مواجهه‌ی هدف برای احتمال انتخاب سؤال در آزمون می‌باشد. این شیوه به صورت زیر عمل می‌کند:
فرض کنید که انتخاب سؤال را برای یک آزمودنی که به‌طور تصادفی نمونه‌گیری شده را نشان می‌دهد، همچنین فرض کنید که اجرای آن سؤال را نشان می‌دهد. نرخ مواجهه‌ی سؤال می‌تواند به‌صورت تفسیر شود، یعنی احتمال اجرای سؤال برای آزمودنی که به‌طور تصادفی نمونه‌گیری شده است. روش (S-H) سؤالاتی را که اجرا شده از سؤالاتی که انتخاب می‌شود، از طریق رابطه‌ی احتمال جدا می‌کند و را از طریق کنترل یعنی نسبت انتخاب‌هایی که به اجرا منجر می‌شود، کنترل می‌کند. برای هر نرخ مواجهه‌ی معین ؛ ، می‌تواند از طریق تعیین به‌دست آید. اگر معلوم باشد، یا بتواند تقریب زده ‌شود، این روش می‌تواند به آسانی از طریق ایجاد یک متغیر تصادفی یکنواخت اجرا شود.
روش (S-H) به‌طور مؤثری، نرخ‌های مواجهه‌ی همه‌ی سؤالات را محدود می‌کند. با این‌ وجود، چون سؤالاتی که انتخاب نشدند، نمی‌توانند اجرا شوند، سؤالاتی با احتمالات انتخاب کوچک، نرخ‌های مواجهه کوچکی خواهند داشت؛ بنابراین، روش (S-H) نرخ‌های مواجهه را برای سؤالاتی که کمتر مواجهه می‌شوند را نمی‌تواند افزایش دهد. بعلاوه، تا زمانی‌‌که مواجهه‌ی یک سؤال در میان سطوح ‌بتواند کنترل شود، میزان کنترل یکسانی برای آزمودنی‌ها در سطح توانایی ویژه‌ای صورت نمی‌گیرد. برای مثال، حتی اگر مواجهه‌ی یک سؤال کنترل شود، به‌طوری‌که آن سؤال برای بیش از %30 از آزمودنی‌های همپوش اجرا نشود، آن سؤال ممکن است برای آزمودنی‌هایی با توانایی بالا در %100 دفعات اجرا شود. بعلاوه، اجرای این روش به شناخت نیز نیاز دارد، که آن هم به شکل توزیع جامعه‌ی آزمودنی وابسته است. از‌این‌رو، باید توزیع پیشین پارامتر تعیین شود و سپس مقدار از طریق شبیه‌سازی تقریب زده شود (سیمپسون و هتر، 1985).
انواع بسیاری از روش‌های (S-H) ارائه شده‌اند. پارشال و دیوی و نرینگ (1998)، روش (S-H) شرطی را که در آن پارامترهای کنترل مواجهه براساس سطح توانایی مشخص می‌شود را ایجاد کردند. همچنین تامسون (1995) نیز شیوه‌ای از کنترل مواجهه‌ی شرطی را روی توانایی آزمودنی ایجاد کرد. در رویکردهای سیمپسون – هتر شرطی، ماتریسی از پارامترهای مواجهه‌ی سؤال با پارامترهای مواجهه‌ی متفاوت برای هر سؤال در هریک از سطوح توانایی مجزا ایجاد می‌شود که با توانایی آزمودنی‌ها رابطه دارد. استوکینگ و لوئیس (1995) روشی برای استفاده از مدل چند جمله‌ای ایجاد کردند. همچنین نوع دیگری از این روش که جایگاه‌های پارامتر کنترل مواجهه نه تنها فراوانی سؤالی که انتخاب می‌شود، بلکه سطح را نیز درنظر می‌گیرد را ارائه کردند (استوکینگ و لوئیس، 1998). این روشی که به روشS-H اضافه شده است (اغلب به عنوان روشS-H شرطی زمانی که مدل چند جمله‌ای به‌کار نمی‌رود، شناخته می‌شود)، به دلیل مزایای زیادی که برای روش S-H از طریق ایجاد یک پارامتر کنترل مواجهه برای هر سؤال در تعداد متفاوتی از سطوح ایجاد می‌کند، مطلوب است. همچنین، روش دیوی – پارشال، روی سؤالاتی که قبلاً در طول اجرای یک CAT معین اجرا شده شروطی قرار می‌دهد (دیوی و پارشال، 1995؛ پارشال، دیوی و نرینگ، 1998). روش “hybrid” یا “Tri-Conditional” این رویکردها را ترکیب می‌کند و روی هر سؤال، توانایی آزمودنی و زمینه و بافتی که این سؤالات قبلاً اجرا شده است، شرط قرار می‌دهد (نرینگ، دیوی و تامسون، 1998؛ پارشال، هوگارتی و کرومری، 1999).
استفاده از پارامترهای کنترل مواجهه
سیمپسون و هتر (1985) مبحث کنترل مواجهه‌ی سؤال را بر اساس یک روش احتمالی بنا کردند. در این روش پارامتر کنترل مواجهه بر اساس رفتار سؤالات در شبیه‌سازی‌های مکرر طرح تست بر روی نمونه‌ای که از توزیع موردنظر توانایی بدست می‌آید، برآورد می‌شود. در این شیوه، یک آزمودنی را که به‌طور تصادفی از یک گروه مورد نظر آزمودنی‌ها نمونه‌گیری می‌شود را درنظر می‌گیرد، همچنین، بین احتمال ، یعنی، احتمال اینکه یک سؤال از یک لیست مرتب ‌شده‌ای براساس یک الگوریتم انتخاب سؤال CAT به عنوان بهترین سؤال برای اجرا انتخاب شود، و بین ، یعنی احتمال اینکه یک سؤال مشروط به اینکه انتخاب شود، اجرا شود، تمایز قائل می‌شوند. این شیوه در جستجوی کنترل مواجهه‌ی سؤال یعنی یا احتمال کلی که یک سؤال اجرا شود، است. معادله‌ی (2-11) این احتمال را محاسبه می‌کند:

 

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه روانشناسی :اجتماعی و فرهنگی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(2-11)
این روش به دنبال این است که حداکثر مقدار همه‌ی سؤالات موجود در خزانه، کمتر از مقدار r باشد. مقدار r حداکثر نرخ مطلوب استفاده از سؤال است.
؛ احتمال انتخاب یک سؤال به‌عنوان بهترین سؤال آزمون.

؛ احتمال اجرای یک سؤال به‌ شرط انتخاب سؤال.
؛ احتمال اینکه یک سؤال اجرا شود. بنابراین،
به هریک از سؤالات موجود در خزانه یک پارامتر کنترل مواجهه، یعنی، اختصاص داده می‌شود. این پارامتر از طریق مجموعه‌ای از شبیه‌سازی‌ها با استفاده از یک طرح آزمون انطباقی که قبلاً ساخته شده و آزمودنی‌های شبیه‌سازی شده‌‌ای که از توزیع مورد نظر توانایی نمونه‌گیری شدند، تعیین می‌شود. پس از هر شبیه‌سازی، نسبت دفعاتی که هر سؤال به‌عنوان بهترین سؤال انتخاب می‌شود،، و نسبت تعداد دفعاتی که هر سؤال اجرا می‌شود،، به‌طور جداگانه‌ای محاسبه می‌شود. سپس،، برای چرخش بعدی بر اساس معادله‌ی (2-12) محاسبه می‌شود:
(2-12)
شبیه‌سازی و اصلاحات تا جایی ادامه می‌یابد که روش ثابت شود و حداکثر مقدار مشاهده شده برای همه‌ی سؤالات تقریباً برابر با مقدار مطلوب r شود. البته، تضمینی وجود ندارد که سرانجام این روش با ثبات شود و به‌راستی هم این امکان وجود ندارد (وندر لیندن و گلاس 2000).
پارامترهای کنترل مواجهه که در انتخاب سؤال به‌کار می‌روند، هم در طول شبیه‌سازی‌ها و هم بعد از مقادیر پایانی که ساخته شده‌است، به صورت زیر است:
لیستی مرتب شده از سؤالات مورد نظر تشکیل دهید.
مطلوبترین سؤال را در نظر بگیرید.
مطلویترین سؤال را با احتمال اجرا کنید.
اگر مطلوبترین سؤال اجرا نشد، از خزانه‌ی سؤالات باقیمانده برای این آزمودنی حذف شود.
گام 3 و 4 برای مطلوبترین سؤال بعدی تکرار شود. و تا جایی که یک سؤال اجرا شود ادامه یابد.
سؤالاتی که در لیست قبل از سؤال اجرا شده پدیدار می‌شوند، سؤالات انتخاب شده درنظر گرفته می‌شود، و سؤالات انتخاب شده بدون جایگزینی، نمونه‌گیری می‌شوند. سؤالاتی که در لیست بعد از سؤال اجرا شده ظاهر می‌شود، برای بررسی‌های بعدی به خزانه برگردانده می‌شوند. بنابراین روش سیمپسون و هتر می‌تواند به عنوان روش جایگزینی نسبی درنظر گرفته شود. اگر طول لیست منظم‌شده در گام اول خیلی بزرگ باشد و اگر ایجاد اعداد تصادفی در گام سوم با بدشانسی همراه شود، تعداد قابل توجهی از سؤالات ممکن است، برای یک آزمودنی از خزانه حذف شود. با این وجود، اگر طول تست انطباقی برابر با n باشد، باید حداقل n سؤال در خزانه وجود داشته باشد که پارامتر کنترل مواجهه‌ی آن برابر با یک باشد. اگر این تعداد سؤال وجود نداشت، بنابراین، ممکن است برای برخی از آزمودنی‌ها برای اجرای یک آزمون انطباقی کامل سؤالات کافی در خزانه وجود نداشته‌باشد. در مواقعی که n مورد از چنین سؤالاتی در پایان چرخش وجود ندارد، سیمپسون و هتر، روش معقولانه‌ای پیشنهاد می‌کنند، به‌طوری‌که مقادیر پارامترهای کنترل مواجهه را منظم می‌کنند و بزرگترین n را برابر با یک قرار می‌دهند. این روش باعث می‌شود که نرخ مواجهه سؤالاتی که کم‌ترین محبوبیت را دارند، افزایش یابد (وندر لیندن و گلاس، 2000؛ هتر و سیمپسون، 1997).
مزیت روش سیمپسون و هتر این است که کنترل مستقیمی روی احتمال اینکه یک سؤال اجرا شود،، در جمعیت مورد نظر آزمودنی‌ها را بدست می‌آورد. با این وجود، شبیه‌سازی‌ها باید مقادیری از ، را برای هر سؤال به‌دست آورند. به‌دست آوردن این مقادیر برای خزانه‌هایی با ساختار پیچیده، زمان‌بر می‌باشد. اگر یک خزانه‌ی سؤالی با اضافه‌شدن یا حذف شدن یک سؤال تغییر یابد، یا اگر توزیع توانایی‌های جامعه‌ی هدف تغییر بابد، شبیه‌سازی‌ها باید برای خزانه‌ی جدید و یا جامعه‌ی هدف جدید تکرار شود تا کنترل مواجهه پیوسته را برای تضمین کند ( استوکینگ، 1993؛ هتر و سیمپسون، 1997؛ وندرلیندن و گلاس، 2000). بعلاوه، اگر ساختار خزانه‌ی سؤال تطابق مناسبی با ساختار ویژگی‌های آزمون نداشته باشد، روش سیمپسون و هتر ممکن است دچار واگرایی شود، و این امکان وجود ندارد که مقادیر با ثباتی از برای هر سؤال در خزانه به‌دست آید (استوکینگ، 1993).
تعادل محتوایی آزمون
امنیت آزمون‌ها و سؤالات در CAT به کنترل مواجهه و یا محدودیت‌هایی که روی فراوانی اجرای آزمون در میان آزمودنی‌ها قرار می‌گیرد، مربوط است،. مفهوم کنترل مواجهه‌ی سؤال با مفهوم برقرای قیود محتوایی رابطه‌ی بالایی دارد.
آزمون‌های متعارف غیر انطباقی، معمولاً با توجه به یک طرح یا الگوی پیش ساخته‌ای طراحی می‌شوند، در این الگوها مشخص می‌شود که چه تعداد سؤال از هر حوزه‌ی محتوایی در آزمون قرار گیرد. هم در آزمون‌های غیر انطباقی و هم انطباقی، بهترین سؤال، سؤالی نیست که دارای حداکثر آگاهی در برآورد توانایی باشد، بلکه محتوای سؤال از لحاظ اهمیت با میزان آگاهی سؤال برابری می‌کند. از این‌رو، ایجاد تعادل محتوایی سؤال از طزیق الگوی طراحی آزمون به دو هدف کلی کمک می‌کند؛ اول این‌که، این الگو به این فرض کمک می‌کند که آزمون شواهد روایی محتوا و سازه‌ را نشان می‌دهد. دوم اینکه، الگوی محتوایی به طراح کمک می‌کند تا مطمئن شود که فرم‌های دیگری از همان آزمون تقریباً با یکدیگر موازی هستند و احتمال این‌که هر فرم ترکیب مشابهی از مهارت و دانش را اندازه‌ بگیرد را افزایش می‌دهد. الگوهای ساخته شده برای آزمون‌های غیر انطباقی برای CAT هم قابل استفاده هستند. در این طراحی باید این نکته رعایت شود که سطح دشواری سؤالاتی با حوزه‌های محتوایی متفاوت باید مشابه هم باشد (پارشال، اسپری، کالن و دیوی، 2002).
چندین رویکرد ممکن برای ایجاد تعادل محتوایی وجود دارد. در رویکرد خزانه‌ی سؤال مجزا، خزانه‌ی سؤال می‌تواند به چندین خزانه‌ی سؤال تک بعدی تقسیم شود و CAT های مجزایی از هرکدام اجرا شود. در رویکرد فهرست، جداول آگاهی مجزایی می‌توانند ایجاد شوند و یکی درمیان بر اساس طرحی استفاده شوند. در رویکرد انتخاب بهینه، یک تابع جبرانی یا الگوریتم برنامه‌نویسی عدد صحیح برای انتخاب یک تست بهینه به کار می‌رود که هم ویژگی‌های آماری و هم محتوایی را متعادل می‌کند (پارشال، اسپری، کالن و دیوی، 2002).
در رایج‌ترین شکل تعادل محتوایی CAT تعداد یا نسبت‌های مربوط به سؤالات در هر حوزه‌ی محتوایی به دامنه‌ی معینی مقید می‌شوند (استوکینگ و سوآنسون، 1993). با این وجود، متعادل کردن نسبت‌های سؤالاتی که در طول اجرای CAT ارائه می‌شوند، لزوماً تأثیری که هر حوزه‌ی محتوایی در تعیین برآورد نهایی توانایی دارد را متعادل نمی‌کند. برآوردهای توانایی از تعداد سؤالاتی که از یک حوزه‌ی محتوایی انتخاب می‌شود، تأثیر نمی‌بخشند، بلکه تا اندازه‌ای به‌وسیله‌ی مقدار آگاهی که این سؤالات برای برآورد توانایی ایجاد می‌کنند، تأثیر می‌گیرد. اگر آزمونی برای آزمودنی‌هایی با توانایی بالا اجرا شود که نیمی از سؤالات‌اش از حوزه‌های محتوایی آسان باشند، این سؤالات تأثیر اندکی روی میزان آگاهی کل آزمون در برآورد توانایی نهایی این آزمودنی‌ها ایجاد می‌کند. از آنجا که، سؤالات غیر آگاهی‌دهنده تأثیر خیلی کمی روی برآورد توانایی دارند، حوزه‌های محتوایی آسان خودبه‌خود از نمره‌ی آزمون این افراد خارج می‌شوند (پارشال، اسپری، کالن و دیوی، 2002). بنابراین، از آنجا که متعادل کردن تعداد یا نسبت‌های سؤالاتی که اجرا می‌شوند، بی اثر می‌باشد، سگال و دیوی (1995)، الگوریتم‌هایی را ایجاد کردند که مقدار آگاهی به‌دست آمده از هر حوزه‌ی محتوایی را متعادل کند. نسبت‌های آگاهی به‌دست آمده از هر حوزه‌ی محتوایی لزوماً ثابت نیست، بلکه می‌تواند در سطوح متفاوت توانایی متفاوت باشد (سگال و دیوی، 1995).
مولفه‌ی خزانه‌ی سؤال، به عنوان یک بخش جداگانه به تفضیل شرح داده می‌شود:

خزانهی سؤال
یکی از مولفه‌های جالب توجه مرتبط به


دیدگاهتان را بنویسید