دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و هم دیگران را به مراعات حرمت انسان ها الزام می نمایند. اما نکته ای که در این میان قابل طرح آن که در آموزه های اسلامی، تنها به این امر بسنده نشده، بلکه علاوه بر توجه به پرورش و ارتقاء عزت نفس «شخصی» در افراد (لزوم مراعات حرمت شخصی افراد) در سطحی بالاتر اهمیتی به مراتب بیشتر نسبت به مسئلهی عزت نفس «انسانی» (لزوم حرمت نهادن به خود انسانی) داده شده و سعی گردیده با آگاهانیدن انسان ها به جایگاه و مقام والای انسانی خود، آن ها را از دست زدن به هر گونه رفتار خلاف شأن و مقام انسانیت باز دارد.
عزت نفس شخصی و عزت نفس انسانی، همبستگی تام ورابطه متقابل و دو سویه ای با هم دارند، به گونه ای که تقویت هر یک، تأثیر کاملاً مستقیم و مثبتی در دیگری خواهد داشت، لذا این بحث را در دو مبحث زیر پی می گیریم و تعالیم اسلامی در زمینهی تقویت هر یک را جداگانه بررسی می کنیم و در نهایت به بیان ساز و کار تأثیر میزان عزت نفس در جلوگیری از اعمال ضد اجتماعی و انحرافات اخلاقی خواهیم پرداخت.
آزادی معنوی و آزادی اجتماعی
بحث از کرامت انسان، در آموزه های اسلامی هم بستگی ویژه ای با بحث آزادی دارد، بدین توضیح که در این دین، با ارزش ترین آزادی که تأمین کننده سایر آزادی های انسانی از جمله آزادی اجتماعی می باشد، آزادی معنوی است.
آزادی معنوی نیز چیزی جز رها شدن از اسارت هوسها، شهوات و تمایلات نفسانی وجود آدمی و به خدمت گرفتن آن ها در زندگی برای نیل به مقاصد عالی و تکاملی نیست. همان طور که قبلاً بیان شد، انسان در عین حال که دارای نیازهای حیوانی و تمایلات نفسانی است، دارای ارزش های متعالی و فطرت نیز هست لذا اساساً وجود آدمی دارای دو «من» است؛ من حیوانی و من انسانی. آن چه در این میان در وجود آدمی، اصلی و واقعی است، من انسانی است و من حیوانی باید تحت اختیار و تسلط من انسانی باشد تا موجبات کمال همه جانبه انسان فراهم شود. وجود این دو من، در نهاد انسان است که گاهی درون نیازهای حیوانی باید بر آورده شوند و اسلام اجازهی از بین بردن این من را نمی دهد، ولی زمام اختیار آن باید دست عقل و من انسانی (فطرت) باشد و پرداختن به نیازها و تمایلات حیوانی- که سیری نا پذیرند- باید به حد ضرورت محدود گردد و در خدمت دستیابی به ارزشها و نیازهای متعالی انسان قرار گیرد.
کرامت نفس و احساس بزرگواری در شخصیت نیز دقیقا به همین معنی است ؛ یعنی ترجیح من انسانی و عقل و فطرت بر من حیوانی و تمایلات و مشتهیات نفسانی و مهار آنها در جهت اهداف متعالی انسانی .
«جهاد با نفس» در فرهنگ اسلامی نیز دقیقا به معنی مبارزه با من غیر اصیل و حیوانی است تا بدین وسیله زمینهی رشد و تکامل من انسانی (کرامت نفس ) فراهم آید . این دو موضوع ، پایه های مهم اخلاق اسلامی به شمار می روند که با توضیحی که داده شد ، مشخص گردید که این دو دستور اخلاقی ، در راستای یکدیگرند ، نه متناقض با هم . حضرت علی (ع) با اشاراتی زیبا ، به بیان این موضوع پرداخته اند:
«أقبِل علی نفسک بالإدبار عنها » با روی گردانی از نفس خویش ، به آن رو کن.
در این کلام بلیغ امام (ع) بیان می فرمایند که انسان دارای دو «خود» است که روی گردانی از یکی (من حیوانی) باعث توجه به دیگری (من انسانی) می شود . به بیان دیگر ، چشم پوشی و صرف نظر کردن از خود پرستی ، خود بزرگ بینی و هواهای نفسانی موجب شکوفایی خود واقعی انسان می شود.
رسیدن به چنین جایگاهی ، همانا دستیابی به آزادی معنوی است که بالاترین سرمایه انسانی از منظر دینی است.
اما نکته ای که در این زمینه ، برخی از متفکرین اسلامی نیز بدان اشاره دارند ، این که آیا اساسا رسیدن به آزادی اجتماعی و نجات دادن افراد از اسارت ، بندگی بهره کشی ظالمانه و بردگی یکدیگر و عدم ظلم و تجاوز به دیگر همنوعان ، بدون آزادی معنوی امکان پذیر است ؟ آیا ممکن است بشر، آزادی اجتماعی داشته باشد ، ولی آزادی معنوی نداشته باشد ؟ به بیان دیگر، بشر اسیر شهوت ، خشم ، حرص و آزار خودش باشد ، ولی در عین حال آزادی دیگران را محترم بشمارد ؟

بدین مسئله عملا در جهان امروز پاسخ مثبت داده اند . و عملا انسان اسیر نفس اماره را در محیطی که سراسر ترویج سکس ، خشونت و تعرض به دیگران است ، دعوت به احترام به آزادی اجتماعی و حقوق دیگران می نماید . پر واضح است که این تضاد کنونی اجتماع انسانی، به هیچ وجه با قانون ، ابزارهای بازدارنده و پیش گیرنده از هر قبیل، قابل درمان نخواهد بود و تا انسان از درون نتواند خود را کنترل نماید، همهی سایر ابزارهای کنترل بیرونی، فاقد اثر و کارای لازم خواهد بود. در منطق اسلام، آزادی اجتماعی هرگز بدون آزادی معنوی امکان پذیر نخواهد بود. تا هنگامی که انسان های دیگر را محترم بشمارد، چرا که تنها با تسلط بر من حیوانی زیاده خواه و سود جو و محدود کردن نیازهای سیری نا پذیر آن به حد ضرورت و رسیدن انسان به عزت نفس و کرامت انسانی است که می توان سخن از احترام به حقوق دیگران میان آورد و امید به اصلاح اجتماع با اصلاح افراد انسانی و با تربیت درونی تک تک اعضا امکان پذیر است و هر اقدامی جز این؛ از جمله پیشبینی سیستم های اجتماعی ساز و کارهای بیرونی برای اجبار انسان ها به کنترل رفتار به هیچ وجه کار ساز نخواهد بود.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درباره ابطال رأی داوری

گفتار دوم: خود کنترلی با تکیه بر پرورش نگرش توحیدی
یکی از مباحث مهم در روان شناسی، موضوع «نگرش» است. به خاطر اهمیتی که این موضوع در زندگی انسان دارد، برخی از روان شناسان اجتماعی، موضوع اصلی روان شناسی اجتماعی را نگرش دانسته اند.این اهمیت بدان لحاظ است که در این علم، عقیده بر آن است که «نگرش های تعیین کننده رفتار» هستند؛ به عبارت دیگر در روان شناسی اجتماعی بدون هیچ تردیدی ثابت شده که نحوه و نوع نگرش افراد نسبت به موضوعات ، به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر چگونگی رفتار آن ها تأثیر گذار است و در مقابل، گاهی نیز رفتارها بر نگرش افراد مؤثر واقع می شود. بر این مبنا، بیان گردیده که تغییر رفتارهای افراد در اجتماع مبتنی بر تغییر یافتن نگرش آنان است.
در فرهنگ اسلامی و معارف دینی، یکی از اساسی ترین نگرش ها ، «نگرش ایمانی» است که مبتنی بر یک سلسله عقاید و باورهای ویژه، همراه با علاقه های عاطفی و احساسی است که جهت دهندهی رفتارها در یک مسیر مشخص و هدف دار است. بر این اساس، ادعا این است که شخص مؤمن و تربیت یافته بر اساس آموزه های این مکتب، با جهت گیری از این نگرش اساسی، از انجام این رفتارهای نا مطلوب اجتماعی و ارتکاب جرایم و انحرافات به دور خواهد بود.
1-3 نگرش ایمانی در اسلام و نقش آن ها در کنترل درونی رفتار
1-3-1 ایمان به مبداء (خدای یگانه)
ابتدایی و در عین حال اساسی ترین امر در دین اسلام، که نقطهی اتکا و مرکز پرگار ساختارهای پی ریزی شده در اسلام و از جمله آن ها تعالیم تربیتی این دین است، موضوع «عقیده و ایمان به غیب» است. این امر اهمیتش تا بدان حد است که نقطهی آغاز و گام ورود به هندسهی معرفتی نظام دینی را بنیان می نهد و مسیر سلوک و طی طریق خود را از غیر آن (کفر) باز می نمایاند.

«ایمان» – که در بسیاری از موارد با لفظ «عقیده» در ردیف یکدیگر و با عم به کار می روند – از لحاظ مفهومی ، معنایی اخص از عقیده ای را شامل می شود که کاملا در روح و روان انسان نفوذ کرده و استقرار یافته باشد ؛به بیان دیگر ، کسی که ایمان دارد ، «اعتقاد خود را از ریب ، اضطراب و شک که آفت اعتقاد است ، می رهاند و آن را ایمن می کند . از این رو ، رسوخ و استقرار عقیده در قلب را «ایمان » می گویند».
«غیب» نیز به معنای نهادن ، مخفی و پنهان است و منظور چیزی است که با هیچ یک از حواس عادی قابل درک نباشد. در فرهنگ دینی و قرآنی ، ایمان به غیب ، به عنوان عبارتی جامع است برای ایمان و اعتقاد راسخ انسان به متافیزیک و حقایقی ماورای ادراک حسی بشر که در عالم وجود دارد ولی با این حواس پنج گانه ظاهری قابل درک نیست ، بلکه با برهان عقلی یا نقلی به آنها پی برده می شود . این عبارت، شامل ایمان به خدا ، صفات پروردگار ، وجود روح و ملائکه ، دستگیری های نهانی و امدادهای غیبی خارج از اسباب و علل مادی و … می گردد.
در مکتب اسلام ، بارزترین مصداق ایمان به غیب ، ایمان به خدا و مبدا هستی به عنوان خالق حکیم ومبدر عالم هستی است که از آن به عنوان بالاترین سرمایهی حیات و زندگی بشری یاد شده است .
در هندسه معرفتی این دین ، اعتقاد به غیب و در راس آن ایمان به خدای یگانه ، مولفه هایی نیز دارد که در عین نظام بخشی کامل به توحید ربوبی خداوند متعال ،چنان شالوده فکری و نظری برای انسان بنا می نهد که خود می تواند به عنوان اهرم اساسی در سنجش عملکرد و رفتار عاملی موثر در باز دارندگی از ارتکاب گناهان و تجاوز به حقوق دیگران عمل نماید. از آن جمله می توان به علم و تدبیر الهی در خلقت و نظارت دقیق او اشاره کرد.
الف) تدبیر الهی و هدفمند بودن خلقت: بر اساس آموزه های اسلامی، خالق هستی موجودی است کامل و مبرا هر عیب و نقصی که بر اساس حکمت خویش، عالم خلقت را بر اساس اهداف مشخص آفریده است و سررشته تدبیر و ارادهی ریز و درشت همهی امور آن ، لحظه به لحظه در تحت قدرت اوست.

بر این اساس، پروردگار عالم، موجودی نیست که مجموعهی خلقت و انسان را آفریده باشد و آنگاه او را به خود واگذاشته و هیچ تسلط و قدرتی بر او نداشته باشد. در این جهت، خداوند برای رسیدن انسان ها به کمال و هدف نهایی از آفرینش نیز، تمام اسباب هدایت و قوای تشخیص را برای بندگانش فراهم ساخته است و به او در انتخاب راه، آزادی اعطا کرده است تا بار مسئولیت اعمال خویش را بر دوش بگیرد و خود، سرنوشت را رقم بزند.
ب) علم الهی و نظارت و محاسبه تمامی امور: تعالیم و آموزه های اسلامی در این زمینه بیان می دارد که عالم، محضر خداوند متعال است و تمامی خلقت، تحت سیطره علم الهی قرار دارد و هیچ امری بر او پوشیده نیست.
بر این اساس به انسان گوشزد می شود که هر عمل، سخن، رفتار و ترک افعال او در مرئی و منظر خداوند قرار دارد. و حتی تفکرات و خطورات ذهنی و هر آن چه در ذهن و دل انسان می گذرد، از دایره آگاهی او خارج نیست و مورد محاسبه قرار می گیرد. تمامی اعمال و رفتار انسان، مورد نظارت و ثبت و ضبط الهی است. و علاوه بر آن خود خداوند نیز ناظر بر ظاهر و باطن و خلوت و جلوت آدمی در هر لحظه می باشد. و بنابراین، تمامی اعمال و رفتار انسان حفظ ضبط گردیده و مورد محاسبه قرار خواهد گرفت.
با نگاهی کلی و مجموعی به اعتقادات فوق، به روشنی مشخص می گردد که چگونه ایمان به این مورد می تواند بر عملکرد افراد تأثیر گذار باشد، ایمان به خدا و یاد او در همه حال اعتقاد به آگاهی او بر همه چیز و این که همهی ما در محضر خدا هستیم، اعتقاد راسخ به این که هیچ فعل و ترک فعلی نیست که این عالم واقع شود و از دایره علم و ادراک الهی خارج باشد و حتی خاطر و تفکرات ذهنی انسان نیز از او پوشیده نیست، ایمان به این که در لحظه لحظه حیات ، از فیض و رحمت او بهرمند می شویم و آن به ان در ادامه حیات محتاج افاضهی او هستیم و بالنتیجه حیات و ممات هر لحظه ما به ید قدرت اوست، همگی در مجموع چنین نیرویی در انسان پدید می آورد که او را جز به انجام عمل خیر و صالح و در مقابل صرف نظر از هر گونه عمل زشت و ناپسند سوق نمی دهد، و به راستی کدام دولت و حکومتی است که بتواند چنین رقیب درونی و بیرونی همیشه و همه جا حاضر و ناظری را برای انسان طراحی و اجرا کند؟!
نکتهی دیگری که در خصوص اثرات ایمان به خدا باید بدان اشاره کرد، نقشی است که این مهم، در ارتباط با «اخلاق» بر عهده دارد. ایمان به خدا، تنها سرمایه و پشتوانه محکم و صحیحی است که می تواند اخلاق، ارزش های اخلاقی و احترام انسان به حقوق دیگران را توجیه نماید. «زیرا بنای همه اصول اخلاقی و منطق آن ها، بلکه سر سلسله همه معنویات، ایمان مذهبی، یعنی ایمان و اعتقاد به خداست. کرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستی، درستکاری، فداکاری، احسان، صلح و سلم بودن خدا، طرفداری از عدالت، از حقوق بشر، و بالاخره همه اموری که فضیلت بشری نامیده می شود و همهی افراد و ملت ها آن ها را تقدیس می کنند و آن هایی هم که ندارند، تظاهر به داشتن آن ها می کنند، مبتنی بر اصل ایمان است، زیرا تمام آن ها مغایر با اصل منفعت پرستی است و التزام به هر یک از این ها مستلزم تحمل یک نوع محرومیت مادی است. آدمی باید دلیلی داشته باشد که رضایت به یک محرومیت بدهد، آن گاه رضایت می دهد که محرومیت را محرومیت نداند. این جهت، آن گاه میسر است که به ارزش معنویت پی برده و لذت آن را چشیده باشد. زیر بنای هر اندیشه معنوی، ایمان به خداست. حداقل اثر ایمان به خدای عادل حکیم این است که یک مؤمن عادی، مطمئن می شود که کار خوب و صفت خوب در نزد خدا از بین نمی رود… و هر محرومیتی از این قبیل، نوعی بازیافت است. بشر واقعاً دو راه بیشتر ندارد: یا باید خود پرست و منفعت پرست باشد و به هیچ محرومیتی تسلیم نشود و یا باید خدا پرست باشد و محرومیت های را که به عنوان اخلاق متحمل می شود، محرومیت نشمارد و لااقل جبران شده بداند.»

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه حقوق در مورد مسئولیت کیفری

1-3-2 ایمان به معاد
در بینش معرفتی اسلام در سوی دیگر اعتقاد به خدای یگانه، بحث «اعتقاد به قیامت و معاد» مورد توجه قرار گرفته است، به گونه ای که در آیات متعددی از قرآن کریم، ایمان و رستاخیز، هم پای ایمان به خدا قرار گرفته است. توجه ویژه قرآن کریم به این بحث تا بدان جا است که در بیش از 1500 آیه به مناسبت های مختلف، این اصل از اصول دین به انسان ها تذکر داده می شود تا از گزند فراموشی به دور بماند.
بر این اساس، چون در مکتب اسلام، آفرینش انسان و جهان، بی هدف و بیهوده نیست تا به بیهودگی و نیستی پایان پذیرد و از طرفی انسان، موجود جاودانه و همیشگی است، لذا زندگی انسان محدود به زندگی دنیوی در این عالم نیست؛ بلکه حیات واقعی و جاودانی انسان ها در سرای دیگر رقم خواهد خورد. در این نگرش، زندگی در این دنیا تنها حکم مزرعه ای را دارد که در آن انسان به طور آزادانه و با اختیار و با ابزارهای شناخت و اسباب هدایتی که خداوند متعال به او داده است، مسیر حرکت به سوی سعادت یا شقاوت خود را انتخاب می نماید و توشه ای اعم از خیر یا شر برای حیات جاوید اخروی خویش تدارک می بیند. در این دادگاه، مرگ انسان به هیچ وجه پایان زندگی وی به شمار نمی رود، بلکه تنها به منزلهی گذرگاه و پلی است برای انتقال از سرای فانی به دار باقی.
در قرآن کریم مهم ترین عامل هدایت انسان و باز داشتن او از کژ روی، اعتقاد به قیامت و یاد معرفی شده و در مقابل، فراموشی نسبت به این امر نیز، به عنوان اساسی ترین عامل تبهکاری و مبتلا شدن به عذاب بیان گردیده است:
«إن الّذین یضلونَ عن السبیل الله بهم عذاب شدید بما نشوا یوم الحساب»
کسانی را که از راه خدا گمراه شوند عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند.
اهمیت ایمان رستاخیز و معاد در کنترل رفتار و عملکرد انسان، تا بدان جا است که «با فراموش کردن روز حساب، حتی اعتقاد به ربوبیت مطلق خدای سبحان و این که او سراسر

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید