دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هر اقدامی اعم از کیفری و غیر کیفری که در راستای مقابله با جرم و کاهش آمار جنایی صورت بگیرد در مفهوم پیشگیری می گنجد.کاربرد پیشگیری در این مفهوم به بکاریا برمی گردد با جمله مشهور «پیشگیری از وقوع جرایم بهتر از کیفر دادن است». وی آخرین فصل رساله جرایم و مجازات های خود را به پیشگیری از جرم اختصاص داده است. پس از وی انریکو فری، طیف وسیعی از تدابیر و اقدامات را به عنوان اقدامات پیشگیرانه معرفی میکند که از آن جمله است: آزادی داد و ستد برای جلوگیری از افزایش غیر طبیعی قیمت مواد خوراکی و جرائم مربوط به بازار سیاه، لغو انحصارات برای جلوگیری از قاچاق کالا، جانشین کردن طلا و نقره به جای اسکناس برای جلوگیری از جعل، ایجاد کوچه های پهن، بهبود روشنایی در شب ها برای جلوگیری از سرقت.
مفهوم موسع پیشگیری، امروزه نیز در ادبیات جرم شناسی به کار می رود. هیگ و رومانو پیشگیری را مشتمل بر آن دسته از تلاش هایی می دانند که یک یا چند مورد از جنبه های ذیل را در بر داشته باشد: وقوع رفتار نابهنجار را به تأخیر بیاندازند، آثار یک رفتار نابهنجار را کاهش دهند، آگاهی ها، نگرش و رفتارهایی را که باعث افزایش بهبود جسمی و عاطفی افراد می شود گسترش دهند و از سیاست های سازمانی اجتماعی و دولتی که بهبود وضعیّت جسمانی و روانی افراد را در پی دارد، حمایت کنند.
به طور کلی کاربرد غیر تخصصی واژهی پیشگیری از جرم عمدتا درمعنای موسّع است.
2-مفهوم مضیّق:
پیشگیری در معنای مضیّق علی القاعده طیف محدودتری از اقدامات را در برمی گیرد. از پیشگیری در معنای مضیق و یا در معنای خاص تعاریف متعددی ارائه شده است که به ذکر برخی از آن ها بسنده می کنیم.
ریموند گسن در یک تعریف بیان می کند پیشگیری مجموعه اقداماتی است به جز اقدامات کیفری، که هدف غایی آن، منحصرا یا به صورت جزئی محدود کردن دامنه ارتکاب جرم، غیرممکن کردن، مشکل کردن وکم کردن احتمال وقوع جرم باشد. از این رو، گسن پیشگیری را خارج از نظام کیفری متصور می شود. وی در سال 2002 تعریف دیگری از پیشگیری ارائه میدهد که طبق این تعریف، پیشگیری مجموعه اقدامات و تدابیر غیر قهر آمیز است که با هدف خاص مهار بزهکاری، کاهش احتمال وقوع جرم و کاهش وخامت جرم، پیرامون علل جرائم اتخاذ میشود. در این تعریف اقدام پیشگیرانه، اقدام غیر قهر آمیزی است که بر عوامل جرم زا اعمال میگردد.
با توجّه به تعاریف ذکر شده به طورکلی چهار ویژگی و مؤلّفه را می توان برای تدابیر پیشگیرانه در معنای خاص برشمرد:
1. غیر قهر آمیز و غیر کیفری بودن: برای اعمال این اقدامات رضایت ذی نفع الزامی است. برخلاف ضمانت اجرای کیفری که یکسویه اعمال می گردد و مجرم در آن دخالتی نمی تواند بکند. اقدامات قهر آمیز، اصلاح و درمان معمول در حقوق جزا مشمول اقدامات پیشگیرانه نمیشود.
2. اختصاصی بودن اقدامات پیشگیرانه: هدف و غایت اصلی این اقدامات باید به طور ویژه مربوط به پیشگیری باشد، نه این که پیشگیری، از آثار جنبی آن باشد.
3. کاستن آثار جرم: اگر اقدامات پیشگیرانه نتواند جرم را محو کند، می بایست از شدت آثار و افزایش آمار آن بکاهد.
4. در نظر گرفتن عوامل خطر و محیط اجتماعی: تدابیر پیشگیرانه در معنای خاص، می بایست هم علل مستعد سازی بروز جرم ناظر بر شخص را در نظر بگیرد و هم ناظر بر محیط پیرامون فرد و عوامل جرم زا در این محیط باشد.
بند دوم: انواع پیشگیری از جرم
مرور ادبیات مربوط به جرم شناسی پیشگیرانه نشان می دهد که هر چه از عمر این شاخه نورسته جرم شناسی کاربردی می گذرد، بر تنوع تقسیم بندی انواع پیشگیری از جرم افزوده میشود. این تقسیم بندی ها بر اساس معیارهایی چون: سن ( تقسیم به پیشگیری از جرائم اطفال و بزرگسالان)، طرق پیشگیری ( پیشگیری قضائی با استفاده از سیستم کیفری، پیشگیری وضعی از طریق کاهش فرصت های ارتکاب جرم و پیشگیری از مجرمیت از طریق کاهش پتانسیل جنایی افراد)، عمومی و اختصاصی بودن (پیشگیری عام و خاص)، سطوح پیشگیری (پیشگیری اوّلیه، ثانویه و ثالث) و معیارهای دیگر شکل گرفته اند.
در ادامه به بررسی برخی از این تقسیم بندی ها خواهیم پرداخت.
الف)پیشگیری اوّلیه، ثانویه و ثالث

تقسیم بندی پیشگیری به پیشگیری اوّلیه، ثانویه و ثالث، بر اساس مدل اپیدمیولوژی پزشکی طرّاحی شده است.
-پیشگیری اوّلیه: در پیشگیری اوّلیه که لزوما مخاطبان آن مجرمان نبوده و عموم مردم اند، هدف اصلی از بین بردن فرصت های ارتکاب جرم است. در این گونه پیشگیری از طریق طرّاحی فعالانه تدابیر مناسب و تقویت توانایی های درونی افراد و یا اصلاح متغیّرهای خارجی به افراد فرصت داده می شود تا رفتار هایی را در پیش گیرند که در شرایط حال و آینده برای آنان مفید است. از نمونه برنامه های مبتنی بر پیشگیری اوّلیه می توان برنامهی آموزش والدین برای جلوگیری از بی توجّهی و سوء رفتار با کودکان، برنامه هایی در مدارس برای آگاه کردن دانش آموزان از پیامدهای سوء ترک تحصیل و موارد مشابه را نام برد.
-پیشگیری ثانویه: پیشگیری ثانویه به مداخله در مورد افرادی می پردازد که در معرض خطر خارج شدن از مسیر درست زندگی قرار دارند. هنگامی که بررسی ویژگی های شخصیتی فرد حاکی از آن باشد که وی در معرض خطر بزهکاری قرار دارد، اقدامات پیشگیری ثانویه برای رفع شرایط خطر و بازگرداندن فرد به مسیر مثبت زندگی به کار گرفته می شود.
از آن جا که موضوع پیشگیری ثانویه مداخله در شرایط خطر است نسبت به اقدامات پیشگیری اوّلیه از اولویّت و فوریّت بیشتری برخوردار است. برای نمونه تشکیل گروه پشتیبانی آموزشی برای دانش آموزانی که وضعیّت درسی و حضور آن ها در مدرسه حاکی از خطر شدید ترک تحصیل است و تلاش برای بقاء آنان در مدرسه.
-پیشگیری ثالث: مداخلات پیشگیرانه سطح سوم در شرایطی صورت می گیرد که فرد از مرحله خطر عبور کرده و وارد مرحله بزهکاری شده است لذا این اقدامات به منظور قطع روند بزهکاری، جلوگیری ازحرفه ای شدن مجرم و کاستن از جدیّت بزهکاری صورت می گیرد. با توجّه به ماهیت مداخلات پیشگیرانه سطح سوم و جمعیت هدف آن ها، معمولا این مداخلات در مجموعه های مشخّص مانند مراکز درمانی، کلینیک های بهداشت روانی و یا دفاتر مشاوره انجام می شود. به طور کلی این پیشگیری درصدد جلوگیری از تکرار جرم می باشد.
ب) پیشگیری قضایی، وضعی، اجتماعی (جامعوی و رشدمدار):
-پیشگیری قضایی: این نوع پیشگیری که با به کارگیری ابزارهای حقوق کیفری اعمال می شود از طریق ارعاب، ناتوان سازی و بازپروری به پیشگیری از ارتکاب جرم می پردازد. پیشگیری قضائی یا کیفری تداعی بخش گام های آغازین در تاریخ حقوق کیفری است که با استفاده از خصوصیّات ارعابی و بازدارندگی مجازات، در پی مقابله با جرم و پیشگیری در سطح فردی و جمعی بوده است. طبق بند ب ماده یک لایحه پیشگیری از جرم، پیشگیری قضائی عبارت است از مجموعه تدابیر و اقداماتی که دستگاه قضایی در خصوص اصلاح مجرمان و استفاده مناسب از قرارهای تأمین و ضمانت اجراها و جلب اعتماد عمومی نسبت به نهادهای عدالت کیفری اتخاذ میکند. این نوع پیشگیری بعد از ارتکاب جرم صورت می گیرد و هدف آن جلوگیری از تکرار جرم در آینده است. پیشگیری قضایی در واقع پیشگیری در معنای موسّع است.
-پیشگیری وضعی: اقدامات وضعی پیشگیرنده، ناظر بر اوضاع، احوال و شرایطی است که مجرم را در آستانهی ارتکاب جرم قرار می دهند. این اوضاع و احوال که در جرم شناسی وضعیّتهای ماقبل بزهکاری یا وضعیّت های پیش جنایی نام دارند، فرآیند گذار از اندیشه به عمل مجرمانه را تحریک یا تسهیل کرده و نقش تعیین کننده ای در آن ایفا می کنند. بزه دیده یا آماج جرم جزو این وضعیّت ها قلمداد می شود. بنابراین، پیشگیری وضعی با تغییر وضعیّت های ما قبل بزهکاری و دشوار کردن ارتکاب جرم، بالا بردن خطر شناسایی، دستگیری بزهکار و کاهش سود و لذت مورد انتظار مجرم، وی را در تعرّض به هدف یا بزه دیده خاصی مردد می کند و بدین ترتیب فرض بر این است که در چنین شرایطی، بزهکار از عملی ساختن اندیشهی خود نسبت به آن بزه دیده صرفنظر خواهد کرد.
– پیشگیری اجتماعی: اقدامات اجتماعی، فرهنگی و… که در سطح جامعه برای مردم اجرا میشود تا نیازهای آنان برطرف شود، به تدابیر پیشگیرانه اجتماعی موسوم اند. این قسم از پیشگیری به دو دسته جامعه مدار و رشدمدار تقسیم می شود.
1-پیشگیری جامعوی : منظور از پیشگیری جامعوی یاجامعه مدار مداخلات و اقداماتی است که برای تغییر درشرایط اجتماعی که بر بزهکاری درجوامع تأثیر می گذارند طرّاحی شده اند. بر طبق این دیدگاه، شلوغی و ازدحام جمعیت، نارسایی خدمات عمومی،کمبود مسکن، حاشیه نشینی و دشواری های حمل و نقل بر بزهکاری تأثیر می گذارند و برخی از اماکن شهری به سبب ساخت کالبدی از ظرفیت های جنایی بالا برخوردارند. این نوع پیشگیری با شناسایی مکان های وقوع جرم و ویژگی های ساختاری جوامع و اصلاح آن ها صورت می گیرد.
2-پیشگیری رشدمدار: در این نوع پیشگیری با شناسایی اطفالی که زودتر از سنین معمول رفتارهای ناسازگار، منحرفانه و مجرمانه از خود نشان داده اند، تلاش می شود تا ضمن شناسایی خلأها، کمبودها یا مشکلات عاطفی، تربیتی، تحصیلی، فرهنگی و… که به این دسته از رفتارها منجر شده اند، با خود آنان یا در صورت لزوم با اعضای خانواده آنان، معلمان و همکلاسی ها در مدرسه، همسایگان در محله، گروه همسالان وهمبازی ها و… برخورد متناسب صورت گیرد.
پیشگیری رشدمدار در فصل آینده بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
گفتار دوم: تعلیم و تربیت
بند اوّل : مفهوم تعلیم و تربیت
معنای لغت کثیر الاستعمال تربیت، برخلاف تصور عمومی نه تنها برای همهی استعمال کنندگان روشن نیست بلکه اکثر متخصّصان هم دربارهی مفهوم آن اتفاق نظر کامل ندارند. اولویّت این مبحث ناشی از آثار نامطلوبی است که خواه ناخواه بر عدم ادراک صحیح معنای تربیت از طرف متولیّان آن یعنی مربیّان و دیگر کسانی که از دور و نزدیک در تحقّق تعلیم و تربیت نسل جوان مشارکت دارند، مترتب می شود. زیرا عدم ادراک معنای صحیح تربیت ممکن است سبب شود که در فعالیت های تربیتی من جمله محتوای کتب درسی، آن چه در واقع وسیلهای بیش نیست هدف انگاشته شود و جریان رشد و تعلیم و جامعه پذیری در نیمه راه متوقف شود. بنابر گفتهی امانوئل کانت، یکی از بزرگترین فیلسوفان غربی، «تعلیم و تربیت بزرگترین و دشوارترین مسائل مبتلی به انسان است».
تعلیم در لغت به معنای ،«آموزش»، «علمی یا هنری را به کسی آموختن» ،«دانش آموختن»و تربیت در لغت به معنای،«پروردن»، «پروراندن»، «پرورش دادن»، «ادب و اخلاق به کسی آموختن» و «ایجاد کردن تغییرات مطلوب در کسی یا چیزی» می باشد. ترکیب این دو واژه، تعلیم و تربیت را می سازد که از نظر اصطلاحی تعاریف متعددی توسط اندیشمندان در این باب ارائه شده است، از جمله: «آشکار کردن یا به تعبیر دیگر فعلیت دادن استعدادها و قوای پنهانی فرد»، «تعلیم و تربیت عبارت است از یک عمل اجتماعی که اشخاص را تحت تأثیر و نفوذ محیط برگزیده و مضبوط( به ویژه مدرسه) قرار می دهد تا شایستگی اجتماعی کسب کنند و به حدّ نهایی رشد و تکامل فردی برسند.»
شایان ذکر است که آن چه از مفهوم تعلیم وتربیت در این تعاریف و به طور کلی در تحقیق حاضر مد نظر است، همانا معنای اخص تعلیم وتربیت است، به عبارت دیگر تعلیم وتربیت به معنای خاص می باشد که مخصوص نوع بشر است.
در بیان تفاوت تعلیم و تربیت همین بس که تعلیم جنبهی نظری دارد و سبب رشد فکری یادگیرنده می گردد و سطح معلومات و آگاهی های او را افزایش می دهد، بنابراین به عنوان مقدمهی عمل است و وسیله ای است برای تربیت. تربیت جنبهی عملی دارد، بدین معنا که مربّی باید کاری کند که متربّی بر اساس آگاهی های خود عمل کند و استعدادهایش را به فعلیّت برساند.
بند دوم: تعلیم و تربیت از دیدگاه دانشمندان:
از زمانی که اوّلین نسل انسانی پا به عرصهی حیات گذاشت نیاز به تعلیم و تربیت را در وجود خود احساس کرد. تربیت در تمام ابعاد و عرصه های زندگی افراد، مورد توجّه صاحبنظران قرار گرفته است. بازتاب وسیع این مسأله در آثار اندیشمندان، حاکی از آن است که تعلیم و تربیت مطلوب فرزندان، دغدغهی اصلی در تمام ادوار بوده است. بیان نظراتی چند در این خصوص مفید فایده به نظر می رسد.
-افلاطون : «منظور من از آموزش و پرورش، آموزشی است که عادات مناسب بر نخستین غرایز فضیلتی کودک عرضه شود و شادی و الم به شیوه ای صحیح در نفوس نامتعقل بذر افشانی گردد. آموزش شادی یا الم که به دوست داشتن یا تنفر داشتن نسبت به آن چه باید دوست داشت یا از آن متنفر بود می انجامد، آموزش و پرورش خوانده می شود.»
-ژان شاتو: «آدم تربیت شده کسی است که بلد باشد با عقل، نیروهای شدید و شبه حیوانی طبیعت اش را با هدایت آن ها به نقطهی کمالشان مورد استفاده قرار دهد. بنابراین تربیت کردن، یاری کردن کودک است تا به شخصیت آزاد و منضبطی که همان موجود اخلاقی است برسد، یا بهتر بگوییم، آن ها را در خود بسازد.»
-جان دیوئی: « به طور کلی تربیت مجموعه فرآیندهایی است که از طریق آن گروه یا جامعهای، چه کوچک باشد و چه بزرگ قدرت ها و مقاصد مکتب خویش را منتقل می کند تا بقای خود و رشد و دوام خویش را تضمین کند.»
-امیل دور کیم با نگرش اجتماعی خاص خود، تربیت را عملی می داند که نسل بزرگسال بر نسلی که هنوز برای زندگی در جمع رسیده و پخته نیست، اعمال می کند و هدف آن فعال ساختن و توسعهی حالات جسمی، فکری و مغزی او به گونه ای است که مطلوب جامعهی سیاسی در تمامیت آن و نیز مطلوب محیط خاصی که فرد بدان تعلق دارد می باشد.

-به نظر جورج کرشن اشتاینر عمل تربیتی عملی قائم بالذّات است که لازمهی وجود هر جمعیت انسانی است. این عمل در پی هدفی طبیعی که فرد منزوی بدون برخورداری از کمک جامعه به آن نائل تواند شد، نیست. به عبارت دیگرموجود روحانی قسمی موجود حیوانی که به درجه ای از کمال خود رسیده باشد نیست؛ موجود روحانی تألیفی بدیع و ترکیبی بی همتا از ارزش های فرهنگی است و هر آدمیزاده ای این ارزش ها را به روش خاص خود در وجدان خویش چنان که فردیّتش اقتضا می کند سازمان می دهد.
-آگونس کنت: « پیشرفت و ترقی بشر به آموزش و پرورش صحیح بستگی تمام و کمال دارد. تعلیم و تربیتی صحیح است که حس تفاهم را بین افراد پرورش دهد. »
-افلاطون درجایی دیگر می گوید: «تعلیم و تربیت عبارت است از کشف استعدادهای طبیعی و شکوفا ساختن آن ها. »
-ارسطو: «تعلیم و تربیت مجموعه ای از اعمال است که به وسیله خانواده یا دولت برای ایجاد فضایل اخلاقی و مدنی در افراد صورت می گیرد.»
-فارابی: «تعلیم و تربیت عبارت است از هدایت فرد به وسیلهی فیلسوف و حکیم برای عضویت در مدینه فاضله به منظور دستیابی به سعادت و کمال او در این دنیا و کمال نهایی در آخرت.»
-بوعلی سینا : «تعلیم و تربیت عبارت است از برنامه ریزی و فعالیت محاسبه شده درجهت رش

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید