استراتژی تجاری سازی فناوری

 

با بررسی عوامل مختلف در ادبیات پیرامون پیشینه استراتژی تجاری سازی فناوری، چند جریان فکری استخراج شد. در درجه اول، مجموعه ای از مطالعات در تجاری سازی تأیید کننده آن است که محافظت قوی از فناوری (رژیم قوی تملک پذیری) منجر به استراتژی تجاری سازی همکارانه خواهد شد(Gans et al., 2002; Greis etal., 1995; Katila and Mang, 2003; Pisano et al., 1988; Pisano and Wheelwright, 1995). تحقیقات دیگر نیاز به دارایی های مکمل (Greis et al., 1995; Pisano et al., 1988; Shan, 1990) و رقابت با دیگر شرکتهای تجاری سازی را پیشنهاد می کنند (Clarke et al., 1989; Greis et al., 1995; Shan, 1990). تحقیقات مبتنی بر ادغام عمودی، عوامل مؤثر بر مرزهای شرکت را توصیه می کنند(Araujo et al., 2003; Argyres, 1996; Barney, 1999; Monteverde and Teece, 1982a). سایر تحقیقات نیز متغیرهای مؤثر بر نوع همکاری را شناسایی کرده اند (Chen and Chen, 2003; Das and Teng, 2000; Dutta andWeiss, 1997; Osborn and Baughn, 1990; Oxley, 1997).
نظریه های اصلی برای توضیح این وابستگی ها ، نظریه های اقتصاد هزینه مبادله[۱]، دیدگاه منبع محور[۲] و نظریه حقوق مالکیت[۳] می باشند. مطابق اقتصاد هزینه مبادله، شرکتها فرمی از همکاری را انتخاب خواهند کرد که هزینه های مبادله را حداقل کند (Williamson, 1991). همکاری به عنوان شکل واسطه ای بین واگذاری کامل و تجاری سازی مستقل فناوری در بازار درنظر گرفته شده است. مطابق نظر ویلیامسون(۱۹۹۱)، ویژگی دارایی و عدم اطمینان موجب هزینه های بالاتر مبادلات خواهد شد. هزینه های بالای مبادلات ادغام عمودی بیشتری می طلبد چرا که در ادغام عمودی، فرصت طلبی دارای اهمیت کمتری خواهد بود.

مطابق با دیدگاه منبع محور، نه تنها کارایی بلکه منابع و قابلیت های شرکت نیز مرزهای آن را تحت تأثیر قرار می دهند (Barney, 1999). دیدگاه منبع محور بر منابع، قوت ها و ضعف ها تأکیدکرده و کمتر بر نیروهای صنعت تمرکز کرده اند (Barney, 1991, 1999; Knyphausen, 1993; Penrose, 1959;Wernerfeld, 1984). اتحادها هنگامی افزایش می یابند که شرکت ها نیازمند منابع باشند یا شرکت ها بر روی دارایی های خود جهت خلق فرصت های اتحادانه سرمایه گذاری کنند. بنابراین، اتحادها از احتیاجات به منابع یا فرصت های منبع محور بوجود می آیند (Eisenhardt & Schoonhoven, 1996). مرزهای شرکت وابسته به قابلیت آن جهت تقبل فعالیت های تولیدی (قابلیت های مستقیم) و تعامل با تأمین کنندگان، مشتریان و شرکا (قابلیت های غیر مستقیم) می باشد (Araujo et al., 2003).

نظریه حقوق مالکیت، بر زمان و میزان حقوق حول فناوری تمرکز می کند (Lerner and Merges, 1998). در هر مرحله از توسعه، یک شرکت باید تصمیم به حفظ، به اشتراک گذاری یا فروش کامل فناوری بگیرد. همچنین شرکت تصمیم می گیرد که کدام بخش هایی از زنجیزره ارزش باید بصورت درونی یا بیرونی انجام گیرد. منابع مالی شرکت عاملی مهم در تصمیم گیری در نظر گرفته می شوند زیرا منعکس کننده قدرت چانه زنی شرکت در ارتباطات با شرکای وارد شده در همکاری می باشند.

از بررسی ها قابل تعبیر است که اولاً اکثر مطالعات گذشته پیرامون تجاری سازی با تأکید بر حوزه بنگاه انجام شده و ثانیاً هر یک از این مطالعات به ظن خود، اثر عاملی خاص را بر انتخاب دو نوع کلی از استراتژیها (همکارانه یا رقابتی) مرتفع ساخته و مطالعه ای که به بصورت جامع در برگیرنده تمام عوامل شناسایی شده همراه با اثر آنها بر هر یک از انواع استراتژی ها باشد صورت نگرفته است. در ایران نیز اکثر قریب به اتفاق پژوهش ها و پایان نامه های صورت گرفته در زمینه تجاری سازی، به شناسایی یا اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر استراتژی و فرایند تجاری سازی فناوری و دستاوردهای پژوهشی در حوزه ای خاص پرداخته و تا کنون الگویی که به شناسایی و ارائه چارچوبی عام از عوامل اصلی موثر بر استراتژی تجاری سازی بپردازد صورت نگرفته است.

بنابراین در این پژوهش با هدف ایجاد چارچوب و تحقیقی جامع از نتایج مطالعات پیشین، تصمیم به شناسایی و ترکیب عوامل مطرح در مطالعات گذشته حول استراتژی تجاری سازی فناوری گرفته شد.

 

[۱] Transaction Cost Economics
فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
[۲] The Resource-Based View

[۳] Property Rights Theory