الگوهای مبتنی بر کارکرد و فرایند درونی

۲-۵-۱-۲ دانشگاه مشارکتی

بیرن بائوم دانشگاه هریتیج[۱] رو مثل سیستمی مشارکتی معرفی می کنه. تأکید بر توافق جمعی، قدرت مشارکتی، تعهدات و آرزو های مشترک و رهبریی که بر مشورت و مسئولیت های همگانی تأکید داره، از جمله چند تا نکته مهم در هریتیج به حساب می رود. هریتیج نهادیه که فرق های شغلی و موقعیتی در اون دید نمی شه و افراد همه به صورت برابر و مساوی با هم تعامل دارن. این موضوع باعث می شه که اون دانشگاه رو به عنوان جامعۀ همکاران در نظر بگیریم. تعابیری مثل هیأت کارشناسان و هیأت مشارکتی معمولاً در آموزش عالی به کار می روند. مطالعه ای که تازگیاً در مورد هیأت های علمی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی انجام شده اعلام می داره که مشارکت دارای سه عنصر اصلیه: حق مشارکت در فعالیت ها و امور دانشگاه، عضویت در گروهی از صاحب نظران همفکر و همدل و ارزش مساوی علم در رشته های جورواجور که از رفتار بی عدالتی آمیز علیه هیأت علمی در رشته های جور واجور جلوگیری می کنه. (بیرن بائوم، ۱۳۸۲: ۹۱)

توافق

۲-۵-۱-۳ دانشگاه بروکراتیک

بائوم مدرسۀ عالی پیپل[۲] رو به عنوان نمونۀ دانشگاهیِ بروکراتیک با ساختار و نظام تصمیم گیری عقلایی نام می برد. در این الگو ساختار سازمانی نقش خاصی رو بازی می کنه. علاوه بر نمودار سازمانی ویژگی های دیگری هم در پیپل هست که در بروکراسی انتظار می رود. مثلا وظایف هر بخش رو مقررات و آیین نامه ها مشخص کرده ان. از کارکنان انتظار می رود که براساس نقش های خود نسبت به همدیگه عکس العمل نشون بدن. در این الگو تأکید بر وظایف نوشته شده شغلی و بر قوانینی که هدایت کنندۀ رفتارند، ثبات و بهره وری سازمانی رو افزایش می دهد. رؤسای دانشکده ها، مدیران عالی و کمک های مالی، هر یک نقشی ویژۀ خود دارن، اما نقش و فرد یکی نیستن. آدمایی رو که دارای نقش هایی هستن می توان کنار نهاد و کسان دیگری رو به جای اونا گذاشت بی اینکه اثر قابل توجه ای بر دانشگاه داشته باشه. ارتقا مدیریت در پیپل بر مبنای لیاقت و توانایی تخصص و حرفه ای صورت می گیرد. مدرسۀ عالی پیپل تقسیم کار سیستماتیک کارکنان رو تدارک دیده و حقوق و وظایف رو تدوین کرده و با یه سیستم کنترلی سلسله مراتبی اون رو تقویت می کنه. افراد می دانند که مسئولیت اونا چیه و حدود و ثغور مسئولیت هاشون کدامه. (بیرن بائوم، ۱۳۸۲: ۱۱۹- ۱۱۷)

۲-۵-۱-۴ دانشگاه سیاسی

بیرن بائوم از دانشگاه ایالتی ریجینال[۳] (RSU) به عنوان نمونۀ دانشگاه سیاسی نام می برد که ویژگی اصلی اون رقابت بر سر قدرت و منابعه. در الگوی فوق سیاست های سازمانی شامل کسب قدرت، پیشرفت و به کار گیری اون، به خاطر اخذ یافته های مورد نظر در موقعیت هاییه که گروه ها با هم اختلاف دارن. اگر RSU رو به عنوان سیستمی سیاسی در نظر بگیریم باید به بی ثباتی و اختلاف و مخالفت توجه کنیم. RSU از تعداد زیادی گروه های کوچیک و بزرگ تشکیل شده که طوری جداگونه اما مربوط به همدیگه عمل می کنن. سیستم های سیاسی بر اساس بده بستانای اجتماعی و بنابر این وابسته به همدیگه هستن. قدرت هر جناح تا حدودی به ارزش مساعدت اون جناح به جامعۀ سیاسی و تا حدودی هم به مساعدت مشابه بقیه گروه ها بستگی داره. مثلا گروه های آموزشی در RSU که به منابع مهم خارجی مثل کمک های پژوهشی دسترسی دارن، نفوذ بیشتری بر نحوۀ تخصیص بودجۀ داخلی، نسبت به بقیۀ گروه های آموزشی دارن.

قدرت در RSU نه متمرکز، بلکه تقسیم شده و خیلی از افراد و گروه ها دارای قدرت هایی جور واجور و موقعیت هایی متفاوتند. گروه های فرعی، مایل به تأثیرگذاری ان، طوری که منافعشان هنگام تخصیص بودجه ها و امکانات سازمانی، مثل پول و اعتبار و نفوذ، مراعات شه… بعضی از گروه ها قوی تر از بقیه ان، ولی هیچ گروهی جوری قوی نیس که بر بقیه حکمرانی کنه (بیرن بائوم، ۱۳۸۲: ۱۴۵-۱۴۱).

۲-۵-۱-۵ دانشگاه هرج و مرج طلب

نمونۀ دانشگاه هرج و مرج طلب دانشگاه فلگ شیپ[۴] است. ویژگی اصلی این الگو معنایابی در اجتماعی از بازیگران خودمختار می باشه. ایدۀ سیستم های باز، پیوندهای سست، عقلانیت محدود می تونن منظره های بدیلی رو واسه نگاه کردن به دانشگاه فلگ شیپ به عنوان هرج و مرج منظم جفت و جور کنن… اهداف نامعلوم، فنّاوری غیر مشخص و مشارکت بی ثبات سه ویژگی یه هرج و مرج سازمان پیدا کرده. این الگو واسه توصیف سیستمی طراحی شده که در اون هر فردی هر کاری که بخواد انجام می دهد. روند اداره کردن دانشگاه، خیلی، به وسیلۀ شهود، روش های غیرعقلایی، و واکنشای غیراصولی پیش می رود. (بیرن بائوم، ۱۳۸۲: ۱۶۵- ۱۶۱)

۲-۵-۱-۶ دانشگاه سایبرنتیک

نمونۀ دانشگاه سایبرنتیک دانشگاه هاکسلیه که ویژگی اصلی اون هدایت از راه نظارت بر خود می باشه. یه ناظر بافرهنگ، با نظر کردن به هاکسلی می تونه نشونه ها و الگوهایی رو بفهمه که واسه ناظری با تجربه ای کمتر از اون فقط به شکل مشتی امور درهم و مغشوش جلوه می کنه. اما به نظر می می رسد که الگوها اهداف چندگانه ای دارن و اونقدر ییچیده هستن که فقط بخشی از اونا رو می توان درک و کنترل کرد. چیجوری اینجور سازمان پریشونی و گیجی می تونه به زندگی خود ادامه بده و موثر هم باشه؟ به نظر بیرن بائوم این به وسیله نظارت های سایبرنتیک قابل دست یابیه. یعنی به وسیله سازوکارهای خود اصلاحی که بر کارکردهای سازمانی نظارت دارن و سرنخ های مشخص یا بازخوردهای منفی در وقتی که کارا خوب پیش نمی روند به اعضا میدن. در نتیجه، هماهنگی نه به وسیله فردی چیزدان و عقل کل، بلکه به وسیله فعالیت دائمی اصلاحی بخش های دانشگاه انجام می شه. (بیرن بائوم، ۱۳۸۲: ۱۹۲- ۱۸۹)

۲-۶ کارکردهای دانشگاه و نگاه به آموزش عالی

امروزه کارکردهای دانشگاه و آموزش عالی از حالت سنتی خود یعنی آموزش و تحقیق خارج شده. هر چند هم حالا هم؛ آموزش، اولین وظیفه و کارکرد دانشگاه حساب می شه، اما کارکرد آموزش عالی به این مأموریت خطیر محدود نمی شه. این در حالیه که دانشگاه ها با آگاهی کافی، علاوه بر کارکردهای سنتی خود، به طرف تنوع هرچه بیشتر قدم بر می دارن. تحولات الان جوامع بشری در عصر مدرن، مخصوصا در میدون های اطلاعاتی، نوآوری و فناوری، کارکردهای مراکز آموزش عالی رو به میدون های مختلفی جهت داده.

اگه در دهه های گذشته دانشگاه بخشی از چرخۀ تولید تلقی می شد که وظیفۀ اون آموزش نیروی متخصص به عنوان یه داده در نظام تولید اقتصادی بود؛ امروزه کارویژۀ اصلی دانشگاه  رو باید در تولید و بسته بندی علم جدید، آینده نگری و تولید نرم افزارهای تغییر اجتماعی و داخلی کردن هنجارهای مدرن جست و جو کرد. در سه دهۀ گذشته، اهمیت نگاه اقتصادی به دانشگاه، تا حدودی کم شده و به همین اندازه نگاه فرهنگی- اجتماعی به اون زیاد شده. البته کارکردهای اجتماعی دانشگاه واسه جوامع در حال گذار از اهمیت مضاعفی برخورده. چون کشورای پیشرفت نیافته واسه رسیدن به هدف های پیشرفت بیشتر از قبل به مغزافزار و نرم افزار واسه تغییر همه جانبه نیازمندن و واسه روبرو شدن با فرهنگ های مسلط و نیروهای ضدتوسعه از دانشگاهیان انتظار کمک دارن. (ذاکر صالحی، ۱۳۸۳: ۱۵)

اقتصادی

می توان گفت دانشگاه کارکرد و نقش موثری بر بقیه ساختارهای جامعه داره. با در نظر گرفتن الگوی(AGIL) پارسونز، کارویژه نظام فرهنگی، کنترل و نظارت از راه تولید علم و اطلاعاته که با اجرای نقش فرهنگی مطلوب خود، نظام سیاسی رو جهت دهی و هدایت کرده و واسه نظام اقتصادی هم توانایی های لازم رو تامین و نیروی انسانی مورد ضرورت رو تربیت می کنه و ظرفیت برابری نظام رو با محیط افزایش می دهد و واسه نظام اجتماعی هم الگو و راهنمای عمل میشه؛ یعنی، کارکرد نظام اجتماعی، حفظ انسجام و ثبات یه جامعه س و کارکرد نظام سیاسی تحقق اهداف تعهدآور یه نظامه و نظام اقتصادی، به دنبال برابری نظام با محیط اطرافه و دانشگاه محلیه که ظرفیت برابری با محیط، مثل فیزیکی و اجتماعی رو زیاد کرده، موجبات تسلط و کنترل بر اون، به خاطر رفع نیازای انسانی رو جفت و جور می سازه. هم اینکه نقش مهمی در هدف های سیاسی و روش هدف دار نظام سیاسی و تامین الگوی ثبات اجتماعی رو برعهده داره (سیف زاده، ۱۳۷۹: ۱۵۵-۱۵۰).

اقتصاد

پس امروز دانشگاه ها علاوه بر کارکردهای علمی و پژوهشی، رسالت های خطیری رو رو دوش دارن که کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از جملۀ اوناس. در این قسمت به صورت خلاصه به کارکردهای نامبرده دانشگاه پرداخته می شه.

۲-۶-۱ کارکردهای اقتصادی

 

در جامعۀ نوین آموزش عالی کاربرد وسیع و گسترده ای در اقتصاد مدرن بازی می کنه و به عنوان مهم ترین منبع کلی در تولید، مورد توجه تموم دولتا قرار گرفته.

تحقیقات نشون می دهد هر یک دلار سرمایه گذاری در آموزش و پرورش، درآمد ملی رو به مراتب بیشتر از یه دلار سرمایه گذاری در ساخته شدن جاده ها، سدسازی و کارخانه ها یا بقیه جنسای سرمایه ای افزایش می دهد (قره باغیان، ۱۳۷۰: ۶۵۸).

دلار

چهار روند اساسی اقتصادای بر اساس علم ، تولید، پخش، انتقال و کاربرد علم، می باشه. حجم و چگونگی رابطه این فرایندها با همدیگه جدا کنندۀ اقتصادای مدرن و سنتیه. حجم کم و رابطۀ خطی این فرایندها دلالت بر اقتصادای سنتی داره. در اینجور اقتصادهایی بین به کار گیری علم و تولید اون رابطۀ مستقیم وجود نداره، بلکه به واسطۀ انتقال علم یه رابطۀ غیرمستقیم یه طرفه شکل می گیرد، که ضامن هیچ گونه پیشرفتی نیس. در مقابل در اقتصادای بر اساس علم در درجۀ اول رابطه بین تولید و بهره ورداری از علم، به صورت سیستمی دیده شده، که اجزا و بازیگران زیادی در تولید و منتشر کردن و بهره ورداری از علم نقش دارن و در درجۀ دوم  دارای جریان های بازخوردیه، به گونه ای که سیستم از نحوۀ فعالیت و تعامل بازیگران در بخش های جور واجور روند، بازخورد گرفته و علم حاصل شده هم جهت با بهبود کارکرد سیستم به کار می رود. این جریان نشون دهنده جست و خیز سیستم اقتصادی و متمایزکنندۀ اون با اقتصادها سنتیه (کوان و پال[۵]، ۲۰۰۰ به نقل از تقوی و پاکزاد، ۱۳۸۶: ۲۱- ۲۰).

برابر نظریه های سرمایه انسانی، آموزش به معنی عام خود و از جمله آموزش عالی، تو یه روند بلندمدت می تونه زمینه های رشد اقتصادی رو جفت و جور کنه. افزایش علم آموختگان آموزش عالی، موجب رشد عرضه نیروی انسانی متخصص و پیشرفت مشاغل فکری تخصصی می شه و براساس نظریه سرند، گزینه های بازار کار و نظام اشتغال رو پیشرفت می دهد. از این گذشته، بهره گیری از آموزش عالی، از جمله عوامل مؤثر در پخش درآمد در میان جمعیته و موجب افزایش درآمد علم آموخنگان و بالا رفتن سطح زندگی خونواده های ذی ربط می شه. اقتصاددانان، رابطه بین آموزش بیشتر و سطح درآمد رو در نیمرخ های سن – درآمد تبیین کرده ان که برخلاف محدودیت ها، هنوزم به اونا استناد می شه. آخرسر در دوره حاضر، زندگی بیشتر از قبل، بر اساس علم شده و الگوهای جدید تری مانند «جامعه یادگیرنده» به میان آمده که براساس اون، افزایش تعداد دانشجویان و علم آموختگان، بیشتر از قبل واسه کیان اقتصادی جامعه، جنبه حیاتی پیدا کرده و از جمله پیش شرط های لازم واسه حرکت، به سمت اقتصاد علم تلقی می شه. (فراستخواه، ۱۳۸۲: ۱۶-۱۵).

نقش و جایگاه آموزش عالی در میدون اقتصادی وقتی مشخص می شه که بدونیم پیش بینی ها و برآورده های علمی تغییرات و پیشرفت های سریعی رو در بخش تکنولوژی و به دنبال اون در کارکرد نهادهای اقتصادی جامعه ترسیم می کنن. بنابر این از اونجایی که آموزش عالی افراد رو با مهارت های تکنیکی و علمی مناسب تربیت و آماده می کنه، یکی از عناصر کلیدی در پیوند بین علم علمی و کاربرده های اون واسه تحقق پیشرفت های اقتصادی حساب می شه (عزیزی، ۱۹۹۹: ۱). پس توجه بیشتر  به تربیت و پرورش نیروی انسانی در کشور، موجب افزایش سطح توانایی ها، شکوفا شدن استعدادها، افزایش تولید ملی و به دنبال اون افزایش درآمد جامعه می شه. اما هرچند در سال های گذشته سرمایه گذاری های قابل توجه و زیادی در سرمایه انسانی کشور انجام شده، اما واسه عقب نماندن در کورس رقابت با کشورای پیشرو، و فتح قله های رفیع پیشرفت و سرافرازی و قدرت، باید به صورت روزافزونی در تربیت جوانان این مرزوبوم، مراکز جور واجور دولتی و غیر دولتی، علی الاخصوص مراکز آموزشی و مخصوصا مراکز آموزش عالی کمر همت بندند و در تربیت نیروی انسانی باهوش، باکیفیت، باتعصب، پربهره و کارا تلاش کنن.

۲-۶-۲ کارکردهای اجتماعی

کارکردهای اجتماعی دانشگاه هم به عنوان یکی از بزرگترین مأموریت های آموزش عالی در دهه های گذشته مورد توجه بسیاری قرار گرفته. آموزش عالی با تربیت نیروی انسانیِ فعال، شرایط تربیت فرزندانی پرصلابت و باهوش، آگاه به مسائل روز، علاقه مند به دانش اندوزی، علاقه مند در خدمت به کشور و …. رو بوجود می آورد، و ایجاد کننده پیشرفت جامعه در میدون های جورواجور رو نوید می دهد. دانشگاه با آموزش اخلاق حرفه ای به علم جویان، اصول رعایت احترام و اعتماد دوطرفه به همدیگه رو، به خاطر ساختن جامعه ای بامتانت وفرهنگ عالی پایه ریزی می کنه.

دانشگاه به عنوان نهاد رسمی آموزش و کانون پرورش نخبگان و برگزیدگان آیندۀ کشور حساب می شه و فارغ التحصیلان اون گردانندگان امور جور واجور دولتی و ملی می شن. پس علم و بینشی که این افراد در دانشگاه ها پیدا می کنن و به صورت توانایی ها، توانایی های فنی و تخصصی، نگر شها و گرایش ها در اونا ظاهر می شه عامل بسیار موثری در شکل گیری خوی و منش اجتماعی و سوگیری اوناس. واقعا دانشگاهه که آینده علمی، اجتماعی و فرهنگی جامعه رو پی ریزی می کنه(آگاه، ۱۳۴۲: ۲۲۹).

 

برابر تحقیقات تجربی، برخورداری پدر و مادر و بقیه اعضای خونواده از آموزش عالی، دلیل می شه که کارآیی خونواده و نوع کسب مطلوبیت اون، پیشرفت پیدا بکنه. مدیریت خونواده و سبک تربیت فرزندان بر اثر آموزش عالی پیشرفت می یابد. علم آموختگان، ً در تأمین بهداشت خود و اعضای خونواده، کسب اندازه بازده بیشتر از پس اندازه ها، ضریب هوشی کودکان، پیشرفت تحصیلی فرزندان، کیفیت خریدها، نبود ارتکاب جرم و مانند اون موفق تر بوده ان. از این گذشته زنان علم آموخته، از اندازه باروری کمتر و اندازه مشارکت اجتماعی بیشتر بهره مند می شن و از نظر نقش اجتماعی و هم تربیت فرزندان و مانند اون پیشرفت کیفی پیدا می کنن. آخرسر، زندگی دانشجویی عامل مؤثری در پیشرفت تعامل بین اقوام و خرده فرهنگ های جامعه به حساب می رود. (فراستخواه، ۱۳۸۳: ۱۹-۱۸).

۲-۶-۳ کارکردهای فرهنگی

از دیگر کارکردهای آموزش عالی کارکرد فرهنگی اون هستش. پیشرفت فرهنگی هر جامعه ای در زمرۀ مهمترین ارکان توسعۀ پایدار تلقی می شه. فرهنگ والای خونواده ها که مأخوذ از مراکز علمی مخصوصا مراکز آموزش عالیه، باعث ارتقای سطح فرهنگی جامعه، براندازی فقر و نابرابری، گسترش توجه به کتاب و کتابخانی، ارتقای سبک زندگی ایرونی، و هم گسترش فرهنگ بومی این ملت در کشورای دیگه می شه.

امروزه از دانشگاه انتظار می رود در رفع و کاهش نیازها و خلاءهای فرهنگی و اجتماعی همپای علم در سطح جامعه بکوشد چون که اجرای نقش فقطً آموزش و تربیت نیروی بازار کار رو می توان رو دوش آموزشگاه های تخصصی و فنی و حرفه ای ها هم گذاشت ولی فقط این دانشگاه ها هستن که مامورند آدم هایی حساس به مسائلی مثل فقر، نابرابری، آلودگی محیط زیست، دارای مسولیت اجتماعی و معتقد به حفظ هم اینکه بعضی فعالان فرهنگی  اصول و با روحیه انسانی تربیت کنن (کالینگفورد[۶]، ۲۰۰۴: ۲۵۲- ۲۴۸).

پیشرفت آموزش عالی از عوامل موثر در توسعۀ فرهنگی، و در واقع یکی از ابعاد اون هستش. رشد تعداد دانشجویان و علم آموختگان، به ساخت و پیشرفت طبقه متوسط فرهنگی کمک می کنه، الگوهای مصرف رو گسترش و تنوع می بخشه، به درخواست جنسای جدید فرهنگی دامن می زند و چگونگی گذران اوقات فراغت رو پیشرفت می دهد. شاخص هایی مانند تولید، پخش، مصرف، تبدیل و مبادله اطلاعات و فناوری اطلاعات از بنیادی ترین مؤلفه های عصر اطلاعات هستن که بر اثر افزایش تعداد دانشجویان و تعداد علم آموختگان، پیشرفت پیدا می کنن. گسترش تحصیلات عالی، موجب می شه اندازه مطالعه کتاب، مجله و روزنامه، عضویت در کتابخونه ها و امانت گیری کتب و مطبوعات از اونا، خرید کتاب و روزنامه، کاربری کامپیوتر، اینترنت و اینترانت و مراجعه به سایت ها، تعامل با محیط بین الاذهانی و جهانی اطلاعات و گفتگوی بین فرهنگی و بین تمدنی و مانند اون، زیاد شه. از این گذشته، رشد آموزش عالی از عوامل مؤثر در پیشرفت الگوای شناختی، عاطفی و رفتاری، پیشرفت سبک زندگی و کیفیت زندگی و پیشرفت دامنه انتخاب های انسانیه (فراستخواه، ۱۳۸۲: ۲۲-۲۱). با در نظر گرفتن مهم بودن این کارکردِ دانشگاه، باید مشکلات موجود بر سر راه مراکز آموزش عالی، واسه تربیت نیروی انسانی فهمیده و بافرهنگ والا و هم تربیت آدم دانشگاهی ای که علاقه مند به مطالعه، علاقه مند به فرهنگ بومی و رسیدن به شکوفایی و پیشرفته رو برطرف کرد، تا این مراکز علمی بتونن این کارکرد رو به راه بسیار مطلوبی بکنن. شکوفایی و پیشرفت هر ملتی وابسته به دست یابی به فرهنگ والا و ممتازِ مخصوص به اون ملته، و در صورت نبود دست یابی به اون، جامعه و مردم اون با عقب ماندگی، فقر فرهنگی، نخوت و بدبختی مواجه هستن.

۲-۶-۴ کارکردهای سیاسی

چهارمین کارکرد دانشگاه معطوف به سطح سیاسیه. دانشگاه وظیفۀ تربیت نیروی انسانی ای رو رو دوش داره که در آینده باید در پست ها و مقام های جور واجور سیاسی، مسئولیت و رهبری بخش های مهم دولتی رو به عنوان نمایندگان مردم مسوولیتشو قبول کنن. سرافرازی هر کشوری در سطوح بین المللی، وابسته به تربیت نیروی انسانی فهمیده، وطن پرست و معتقد به آرزو های اون ملته. بنابر این آموزش عالی به عنوان اساسی ترین مرکز واسه تربیت نیروی انسانیِ مسئولیت پذیر و معتقد، باید تموم تلاش خود رو واسه رسیدن به سطح مطلوبی از این کارکرد استفاده کنه.

افزایش تعداد دانشجویان و علم آموختگان، در پیشرفت فرهنگ سیاسی جامعه مثلاً در مشارکت سیاسی، دیگرپذیری، مدارا، مراقبت از منابع ملی، دفاع از حقوق شهروندان و حقوق حاکمیت ملی، سهم مؤثری داره. دانشجویان و علم آموختگان، معمولاض نقش مؤثری در تشکیل گروه ها و اتحادیهای صنفی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی  NGOها و رشد پیشرفت جامعه مدنی اجرا می کنن و از این روش، ساز و کارای واسط بین آحاد جامعه و دولت رو بهتر می کنن. (ذاکر صالحی، ۱۳۸۳: ۸۷). بعضی از صاحب نظران بر این باور هستن که افزایش مشارکت زنان در آموزش عالی، می تونه از نظر سیاسی منتهی به افزایش موقعیت زنان واسه دسترسی به قدرت و قدرت شه و در نظام سیاسی ملی، اونا رو از قدرت سیاسی بهره مند سازه.

با در نظر گرفتن مطالب فوق مبنی بر کارکرد های دانشگاه باید گفت به طور یقین هر گونه برنامه ریزیِ پیشرفت دانشگاه بدون در نظر گرفتن زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، چه در اندازه جهانی و منطقه ای و چه در اندازه ملی و محلی و تغییرات و تحولات اون زمینه ها، کار لغو و الکی ایه. این موضوع رو بررسی های تاریخی هم نشون میدن که دانشگاه همیشه در بستر، یا بهتر بگیم، در چارچوب نظام های فراتری که بر اون محیط هستن، حرکت می کنه. مثلاً  از نظر اثر نظام فرهنگی بر کار  دانشگاه می توان گفت اگه در فرهنگ جامعه ای، انگیزه واسه نتیجه کار و کار برجستۀ علمی، انگیزۀ مسلط باشه، زمینه ای مساعدتر واسه شکل گیری نگاه آدما به آموزش عالی و به دنبال اون حرکت خلاق و تولید کننده علمی در دانشگاه جفت و جور می آورد. اما باید توجه داشت که مؤفقیت و توسعۀ مراکز آموزش عالی وابسته به توجه متوازن به هر چهار کارکرد بنیادی فوق میشه. توجه آموزش عالی به کارکردهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رمز باقی موندن، کمال، پیشرفت همه جوامع در دنیای پیشرفته ورقابتی مدرن حساب می شه. پس تنها گزینه اطمینان بخش و مؤثر واسه تحقق پیشرفت پایدار کشور، نگاه همزمان و هماهنگ به هر چهار کارکرد نامبرده می باشه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

– Heritage University

– People College

– Regional State University

– Flagship University

– Cowan & Paal

– Collingford