دانلود پایان نامه

مراد از صادقین علی بن ابیطالب(ع) است سپس بر شیعه اشکال نموده است که آنها به وسیله این آیه استدلال می کنند بر حقانیت حضرت علی(ع) و لکن بدون ذکر دلیل آنرا انکار می نماید. این روایات همانهایی است که ذکرشان گذشت.122
8) مظهری
محمد ثناء الله مظهری از مفسرین قرن سیزدهم پس از بررسی معانی صدق و نیز تطبیق بر دو خلیفه اول و اصحاب آنها، روایت ابن عباس در نزول آیه در شأن حضرت علی(ع) را نیز نقل می نماید.123
گفتار دوم: روایات اهل سنت
روایات اهل سنت در باب صادق بودن امیرالمؤمنین(ع) را به چند دسته می توان تقسیم نمود:
دسته اول: تصریح به صادق بودن پیامبر(ص) و امام علی(ع)
این دسته از روایات از چهار نفر راوی با سلسله سندهای متفاوت در ذیل تفسیر آیه صادقین نقل شده است، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر. این روایات با مضمونهای مختلف یک معنا را تبیین نموده اند. مضمون روایات به شرح زیر است:
1) همراه با محمد(ص) و علی بن ابیطالب(ع)
حاکم حسکانی به نقل از باغندی به همراه سلسله سند از امام صادق(ع) نقل کرده است.
2) همراه با علی بن ابیطالب(ع)
حاکم حسکانی به نقل از سبیعی به همراه سلسله سند از و ابن البطریق به اسنادی از محمد بن عثمان بن ابی شیبه و سیوطی از ابن مردویه همگی از ابن عباس نقل نموده اند و حاکم حسکانی با سند از ابان بن تغلب و ابن عساکر با سند از جابر از امام باقر(ع) نقل نموده اند.
3) همراه با علی(ع) و اصحاب او
ثعلبی به اسنادی از سبیعی از ابن عباس نقل می کند.
4) همراه محمد(ص) و اهل بیت او
حاکم حسکانی از مالک از نافع به نقل از عبدالله بن عمر و سبیعی نیز به اسناد خود همین مطلب را ذکر کرده است.
دسته دوم: امیرالمؤمنین(ع) صدیق اکبر است
دسته دوم از روایاتی که در کتب اهل سنت است و به این مطلب دلالت دارد از شش نفر روایت شده است: علی بن ابیطالب(ع)، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، انس بن مالک، عبدالله بن عباس و ابی لیلی غفاری.
زینبی با سلسله سندی از انس نقل می کند که در خواب پیامبر(ص) را دیده و ایشان بسیار بر او عتاب نموده بر کتمان نمودن فضائل علی(ع) و سپس فرموده است: علی فهو الصدیق الأکبر.124
حاکم از ابوذر غفاری نقل می کند که پیامبر(ص) به علی(ع) فرمودند: انت الصدیق الاکبر.125 بزاز126، اسکافی.127 ابن قزوینی128، طبرانی129، ابن عساکر130، حمویی131 از کتاب امالی طوسی و حسن بن رشیق132 هر کدام به سلسله سندی دیگر همین را از ابوذر نقل می کند.
ابن قزوینی و حموی همین جریان را که از ابوذر نقل نموده اند از سلمان فارسی نیز نقل نموده اند. ابن مؤمن و ابن عدی و عقیلی از ابن عباس این روایت را نقل نموده اند. 133
جوزقانی به سندی از حبه العرنی، عاصمی از سعید بن جبیر، حاکم به سندی از عباد بن عبدالله اسدی، احمد نیز به سندی از عباد بن عبدالله، عقیلی، ابن ابی شیبه، باغندی، ذهلی، ابن کرامه، طبری، نسائی، ابن ماجه، ثعلبی، بخاری، ابن قتیبه، دولابی، ابن عدی، ابن عساکر، بخاری، بلاذری، اسکافی و چند نفر دیگر همگی روایت نموده اند که علی بن ابیطالب(ع) بر منبر بصره فرمود: انا الصدیق الاکبر آمنت قبل ان یؤمن ابوبکر. من صدیق اکبر هستم و قبل از آنکه ابوبکر ایمان بیاورد من ایمان آوردم.134
عاصمی ، ابن عبدالبر، ابن اثیر، ابواحمد و ابن منده هر یک با سندی از ابولیلی و او از رسول خدا(ص) شنیده است که حضرت حدیث فوق را بیان نمودند.
دسته سوم: امیرالمومنین(ع) اولین صدیقین است
این مطلب را عاصمی از سعید بن جبیر در ضمن خطبه ای از امیرالمؤمنین(ع) نقل نموده است.135
دسته چهارم: امیرالمؤمنین(ع) افضل صدیقین است
وادعی، محمد بن عثمان بن ابی شیبه، حسن بن سفیان، مطین، ثعلبی، حسکانی، ابن مغازلی، قطیعی، ابونعیم، کلابی، ابن مردویه، ابن شجره، ابن انباری و دیلمی و دیگران به نقل از ابی لیلی صدیقین را از طرف پیامبر(ص) سه نفر معرفی می نمایند که در همه این روایات امیرالمؤمنین(ع) وجود دارند و پیامبر(ص) تأکید می فرمایند که علی(ع) افضل صدیقین است.136
دسته پنجم: امیرالمؤمنین(ع) لسان صدق است
ابن مردویه از امام صادق(ع) و خزاعی از امام علی(ع) و او از پیامبر(ص) حدیث فوق را نقل نموده است.137
دسته ششم: روز قیامت صدیق از اسامی امیرالمؤمنین(ع) است
زینبی از انس مالک و او از پیامبر(ص) نقل می کند که روز قیامت علی(ع) را به هفت نام می خوانند که اولین آنها صدیق است و سپس خداوند به او امر می کند تو و شیعیانت بدون حساب وارد در بهشت بشوید.138
در کتاب شبهای پیشاور برای رد ادعای خصم در اثبات ورود آیه بر حضرت و اهل بیت(ع) اینگونه استدلال شده و نام افراد ذیل آورده شده است: “امام ثعلبى در تفسیر کشف البیان و جلال الدین سیوطى در درّ المنثور از ابن عباس و حافظ ابو سعد عبد الملک بن محمّد خرگوشى در کتاب شرف المصطفى از اصمعى و حافظ ابو نعیم اصفهانى در حلیه الاولیاء روایت می کنند که رسول اکرم(ص) فرمود هو محمد(ص) و على(ع) و شیخ سلیمان حنفى در ینابیع الموده از موفق بن أحمد خوارزمى و حافظ ابو نعیم اصفهانى و حموینى‏ از ابن عباس روایت نموده که صادقون در این آیه محمّد(ص) و اهل بیت است‏. و شیخ الاسلام ابراهیم بن محمّد حموینى که از اعیان علماء است در فرائد السمطین و محمّد بن یوسف گنجى شافعى در کفایت الطالب و محدث شام در تاریخ خود مسندا نقل مینمایند که مع الصادقین اى مع علىّ بن أبی طالب(ع).”139

مطلب مرتبط :   پایان نامه درموردضمن عقد، انتخاب همسر، آداب و رسوم

نتیجه
از آنچه گذشت نتیجه گیری می شود با وجود این همه روایات و
تبیین آنها در کتب اهل سنت اصل وجود این روایات و انطباق آن بر امام علی(ع) مسلم و واضح است و می توان انطباق استدلال فخر رازی در وجود معصوم در هر زمانی را با وجود این روایات ثابت نمود بنابراین انکار روایات و این قبیل تفاسیر امکان پذیر نیست.

فصل سوم: دیدگاه مفسرین و علمای شیعه پیرامون آیه صادقین

در این فصل با توجه به بیان مفسرین شیعه ابتدا در یک مقدمه فرازهای آیه را تعیین و سپس محل نزاع را تبیین می نمائیم می نمائیم و آنگاه در قالب سه گفتار ادله علمای شیعه را بررسی می نمائیم.
مقدمه
آیه شریفه در نگاهی اجمالی دارای سه فراز بوده که به این شرح است:
1) “یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا” ای کسانی که ایمان آورده اید.
خطاب به مؤمنین است زیرا غیر مؤمن هر چه با تقوى و با صادقین باشد نتیجه ندارد و مراد از مؤمن کسی است که توحید و نبوت و ما جاء به النبى(ص) و معاد را تصدیق نماید.
2) “اتَّقُوا اللَّهَ” تقوا داشته باشید.
در اتیان به واجبات و ترک محرمات، ارشاد به رکن ایمان است و تقوى از وقایت گرفته شده و عقد سلبى است به این که قوام ایمان به نیروى خویشتن دارى از عقوبت پروردگار و پرهیز از شک و نفاق و تبرى از رذایل خلقى و اجتناب از گناهان است.
3) “وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ” و با صادقین باشید.
اطاعت کنید آنها را و مخالفت نکنید و دوست آنها و دوستداران آنها باشید و دشمن دشمنان آنها و دست از دامن آنها برندارید و از آنها جدا نشوید. و صادق اطلاق شخصى است که شئون وجودى و صفات او صدق محض باشد و در کمون او صدق عقیده و صدق خلقى بطور فعلیت نهاده شده و شائبه کذب و تزلزل و بطلان در آن نباشد.140
محل نزاع در آیه
همچنان که گذشت خداوند در این آیه شریفه، خطاب به مؤمنین، به آنها دو دستور مى‏دهد:
نخست این که، مسلمانان تقواى الهى را پیشه کنند، که بالاترین سرمایه محسوب شده و عامل قرب الى اللَّه است. دومین دستورى که خداوند در این آیه به مؤمنان فرموده اند این است که همراه صادقین باشید. در واقع محل نزاع در این آیه شریفه همین تعبیر صادقین است و آنچه مفسرین شیعه بر آن استدلال نموده اند همین عنوان است.
در واقع سؤال مهمی را که در آیه شریفه باید به آن پاسخ داد و تفسیر نمود، این است که: آیا منظور از “صادقین” در این آیه شریفه، که مسلمانان موظّف به پیروى از آنها شده‏اند، افراد خاصّى هستند و یا منظور معناى لغوى آن و همراهى کردن با هر انسان راستگویى است؟ خلاصه آنچه مفسرین شیعه در پاسخ به آن پرداخته اند این است که: ما معتقدیم که منظور از “صادقین” در این آیه شریفه هر انسان راستگویى نیست، بلکه افراد خاصّى منظور مى‏باشد. 141
بررسی ادله
مفسرین شیعه بر ادعای خویش که صادقین افراد خاصی بوده اند و تطبیق آن فقط بر امیرالمؤمنین(ع) و اولاد مطهر ایشان است به سه روش استدلال نموده اند. اول به روش استدلال عقلی و استفاده از قرائن موجود در آیه، دوم با استفاده از آیات دیگر قرآن، سوم با استفاده از روایات. حال به بررسی این ادله در قالب سه گفتار آتی می پردازیم.
گفتار اول : ادله عقلی و قرائن موجود در آیه
مفسرین شیعه بر این ادعا که صادقین در آیه دلالت برگروه خاصی دارد، دو دلیل، قرینه و شاهد آورده اند: یکی معیت و همراهی با آنها و دیگری اطلاق در تبعیت از آنها.
دلیل اول
اگر “صادقین” به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، باید مى‏فرمود: “کونوا من الصّادقین” نه‏ “مَعَ الصَّادِقِینَ” چون همه باید از راستگویان باشند، نه این که صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراین، از آنجا که‏ “مَعَ الصَّادِقِینَ” گفته شده و پیروى از آنها لازم گشته، معلوم مى‏شود، منظور افراد خاص و برجسته‏اى هستند که پیروى از آنها لازم گردیده است.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهعلامه طباطبایی، فریقین، علامه طباطبائی

دلیل دوم
اطلاقی است که در این آیه آمده است. ظاهر آیه نشان مى‏دهد این همراهى و پیروى بى‏قید و شرط است و چون همراهى و پیروى از صادقین بى‏قید و شرط آمده است پس صادقین مورد بحث، ضمانت الهى داشته و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى‏توانند همیشه از آنها پیروى کنند، بلکه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، باید از آنها جدا گردند. بنابراین، چون همراهى و پیروى از “صادقین” بصورت مطلق ذکر شده، باید آنان افراد خاص و معصوم از خطا و گناه باشند تا پیروى بى‏قید و شرط از آنها امکان‏پذیر باشد.
نتیجه
نتیجه این که، یا باید همراهى و اطاعت از صادقین مطلق باشد، ولى‏ “صادقین” مقیّد به افراد خاصّى باشد و یا این که‏ “صادقین” مطلق باشد و شامل تمام راستگویان شود و همراهى و پیروى از آنان مقیّد گردد. و طبق دو قرینه‏اى که گذشت، همان احتمال اوّل صحیح است؛ بنابراین “صادقین” مقیّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پیروى از آن افراد خاص مطلق است.
ادله عقلی انطباق بر اهل بیت(ع)
آنگاه در مقام تطبیق، این امر ، جز به رسول اکرم(ص) و اوصیاء صادقین ایشان بر کس دیگری منطبق نمی شود زیرا:
اولا طهارت و عصمت وجودى و صدق آنان ذاتى است و آنها صدق محض می باشند.
ثانیا از طریق اکتساب هرگز نمیتوان به صدق ذاتى و صدق محض متصف شد. یعنى قابلیت کسب صدق و صفاى روح در انسان نهفته است و امری تدریجى و اکتسابى است و صدق اکتسابى هرگز حکم صدق ذاتى را نخواهد داشت و در یک ردیف نخواهند بود.
ثالثا جمله “کونوا مع الصادقین” کان ناقصه ذکر شده و مفاد آن صفت است ی
عنی شعار اهل ایمان باید قبول ولایت و پیروى از سیره صادقین باشد و مراد معیت و معاشرت نیست، بلکه خود را به سیره آنان معرفى نماید و مفاد روایت متواتر ثقلین نیز تمسک به سیره عترت صادقه بر حسب عقیده و عمل است.
لازمه صدق ذاتى، علم و عصمت است و به واسطه تعلیمات ربوبى و الهامات غیبى موهبت مى‏گردد و از سنخ دیگری غیر از علوم اکتسابى و حصولی است و از آثار این علم و عصمت، طهارت اعتقادى و اخلاقى تزلزل ناپذیر است. مفاد معیت با صادقین قبول ولایت و پیروى از دعوت اوصیاء رسول اکرم(ص) است که مسئولیت تبلیغ و دعوت جامعه بشری بر حسب ظاهر و همچنین هدایت معنوى و تربیت نیروى ایمان را پروردگار به عهده آنان نهاده است، بر این اساس نور ایمان که به قلوب پیروان مکتب قرآن مى‏تابد، از کانون نور صدقى است که پروردگار به اوصیاء صادقین موهبت فرموده و متصف بصدق ذاتى و اعتقادى شده‏اند.
از بیان گذشته چند مطلب استفاده می شود:
1) رکن ایمان معیت


پاسخی بگذارید