به عبارتی ساده انتقال تکنولوژی عبارت است از: توانایی انتخاب، تحصیل، توسعه، پخش و مدیریت تکنولوژیکهای وارداتی یا انتقال یافته به نحوی که درچارچوب حمایتی نظام R&D کشور وارده کننده قرار گیرد (فرهمند، ۱۳۸۳).
انتقال تکنولوژی فرایند پیچیده و دشواری است. خرید و انتقال تکنولوژی بدون مطالعه و بررسی لازم، نه تنها مفید نخواهد بود، بلکه ممکن است علاوه بر هدر رفتن سرمایه و زمان، به تضعیف تکنولوژی ملی هم بیانجامد. نگاه به انتقال باید به عنوان فرایندی باشد که از طریق این تکنولوژی وارداتی به گونه ای کسب شود که نه تنها برای تولید محصول به کار گرفته شود، بلکه زمینه ای برای خلق تکنولوژی جدید باشد. انتقال فناوری به دو گونه صورت می‌گیرد: انتقال عمودی و انتقال افقی. در انتقال عمودی یا انتقال تحقیق و توسعه، اطلاعات فنی و یافته های تحقیقات کاربردی به مرحله توسعه و طراحی مهندسی انتقال می‌یابد و سپس با تجاری شدن تکنولوژی به فرایند تولید وارد می‌شود. در انتقال افقی، تکنولوژی از یک سطح توانمندی در یک کشور به همان سطح توانمندی در محل دیگری منتقل می‌شود. در این حالت هرچه سطح گیرنده تکنولوژی بالاتر باشد هزینه انتقال تکنولوژی کاهش می‌یابد و جذب آن به صورت موثرتری انجام می‌شود (علی احمدی و توکلی، ۱۳۸۵).
با مطالعه سابقه توسعه کشورهای در حال توسعه، خصوصاً کشورهای شرق آسیا ملاحظه می‌شود که آن‌ها در مسیر توسعه خود برای تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژی کشور خود را از طریق انتقال آن از سایر کشورهای توسعه یافته تقویت کرده و سپس با ایجاد زیربنای اقتصادی مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خود برآمده‌اند. اگر کشورهای در حال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانش‌های علمی و فنی ضروری جهت توسعه اقتصادی را بدون بهره گیری از دانشهای موجود که نتیجه تحقیقات پژوهشگران و اندیشمندان جهان است کسب کنند، این نه تنها عملی بس مشکل است، بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می‌شود. به علاوه دستیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهای کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادی در نظر گرفته‌اند امکان پذیر نیست. اگر چنین تفکری در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهای جهان از جمله کشورهای صنعتی مختل خواهد شد (فرهمند، ۱۳۸۳).
نمودار۲-۲ فرایند انتقال تکنولوژی( دلاوری و آراستی، ۱۳۸۳)
انتقال موفق تکنولوژی نیاز به شناخت اهداف صنعت، منابع تکنولوژی، نحوه ابداع و نحوه انتقال، روشهای انتقال، فاکتورهای تاثیرگذار، نحوه جذب و نحوه توسعه آن دارد و هریک از آن شناخت‌ها متکی به تخصص ویژه خود است. بدون استفاده از کارشناسان انتقال تکنولوژی و اصول مدیریت تکنولوژی، معمولاً عمل انتقال یا اصولاً صورت نمی‌گیرد و یا انتقال تکنولوژی مربوطه به صورت ناقص و نیم بند انجام می‌شود. برای کاستن فاصله تکنولوژی بهترین گزینه است. برای این کار بایستی به عناصر تشکیل دهنده تکنولوژی توجه کرد. به طور عمومی فرایند انتقال تکنولوژی در نمودار (۲-۲) نشان داده شده است (دلاوری و آراستی، ۱۳۸۳).
۲-۷-۲- انواع شیوه های اکتساب تکنولوژی
در این بخش انواع شیوه های اکتساب تکنولوژی بیان می‌شود.
خرید حق امتیاز[۳۵]: در این روش سازمان گیرنده تمام با بخشی از حقوق تکنولوژی را که متعلق به سازمان دیگری است (دهنده تکنولوژی) در قبال پرداخت مبلغی یا ارائه خدماتی دریافت می‌کند. این روش دستیابی به تکنولوژی، معمولاً در صنایع غذایی و دارویی و نیز فعالیت‌های خدماتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش، سازمان گیرنده تکنولوژی علاوه بر تسلط بر تکنولوژی مورد نظر، با استفاده از اعتبار و نام شرکت مالک تکنولوژی به عرضه محصول/ خدمت در بازار اقدام می‌نماید. در اواسط دهه ۵۰ شرکت سونی حق استفاده از تکنولوژی ترانزیستور را از شرکت تلگراف و تلفن آمریکا خریداری کرد و قادر شد تا به شکلی گسترده از این تکنولوژی در محصولات خود استفاده کند (خلیل، ۱۳۸۶، فارسیجانی و تیموریان، ۱۳۸۸).
فرانشیز[۳۶]: یک نوع خاص از خرید حق امتیاز است که در آن دریافت کننده تکنولوژی از جانب مالک تکنولوژی مورد حمایت و پشتیبانی مداوم قرار می‌گیرد. به عنوان مثال می‌توان از تامین مواد اولیه، تامین بازار یا آموزش پرسنل یاد کرد. در صنعت خدمات، کسب فرانشیز از یک شرکت معتبر همچون برگرکینگ، کاری است رایج و متداول. برای استفاده از نام چنین شرکت‌هایی و برای عرضه محصولات آن شرکت، مجوز گیرنده مبالغی را به فرانشیز دهنده می‌پردازد (خلیل، ۱۳۸۶، فارسیجانی و تیموریان، ۱۳۸۸).
سرمایه گذاری مشترک[۳۷]: در این روش دو یا چند بنگاه توان تکنولوژیک، دانش و منابع خود را برای توسعه یک تکنولوژی خاص به اشتراک می‌گذارند که در آن یک شرکت سوم که معمولاً عمر محدودی دارد ایجاد می‌شود و طرفین همکاری، در سود و زیان آن شرکت خواهد بود. معمولاً در پروژه های بزرگ که هزینه‌ها و ریسنک سرمایه گذاری بالا می‌باشد استفاده از همکاری مشترک اهمیت زیادی پیدا می‌کند (خلیل، ۱۳۸۶، فارسیجانی و تیموریان، ۱۳۸۸).
در سرمایه گذاری مشترک دو یا چند شرکت مادر توافق می‌کنند سرمایه، تکنولوژی، منابع انسانی، مخاطرات و پاداش‌ها را به شکل یک موجودیت جدید تحت کنترل مشترک، تسهیم کنند. سرمایه گذاری مشترک، می‌تواند به صورت هر نوع معامله تجاری بوده که افراد[۳۸] در آن می‌تواند شامل اشخاص، گروهی از افراد، شرکت‌ها یا شرکتهای بزرگ باشند و به طور گسترده ای برای شرکت‌ها جهت ورود به بازار های خارجی استفاده می‌شود (هوانگ و دانگ، ۲۰۰۸).
استخدام و تبادل نیروی انسانی[۳۹] : در این روش شرکت گیرنده، متخصصانی را تحت شرایط خاصی استخدام نموده و یا از خدمات متخصصان دیگر شرکتها به عنوان مامورد استفاده می‌نماید. در منابع مختلف از این روش تحت عنوان کسب تکنولوژی از طریق افراد آموزش دیده نیز نامبرده شده است.
آموزش و تحصیل[۴۰] : این روش به دو بخش آموزش و تحصیل تقسیم می‌گردد (خلیل، ۱۳۸۶).
تحصیل[۴۱]: کارکنان شرکت گیرنده تحت نظارت دهنده تکنولوژی در مقاطع مختلف جهت تحصیل در داخل یا خارج کشور اعزام شده و مدارک معتبر علمی دریافت می‌نمایند.
آموزش[۴۲]: شرکت گیرنده تکنولوژی دوره های کوتاه و بلند مدت مورد نیاز را در شرکت دهنده و یا تحت نظارت آن برگزار می‌کند. این روش تحت عناوین دیگری نیز معرفی شده است که از آن جمله می‌توان به دوره های مطالعاتی و آموزش و تحصیل در خارج اشاره نمود (خلیل، ۱۳۸۶)
مهندسی معکوس[۴۳]: در این روش شرکت گیرنده با شبیه سازی، شکستن کدها و پی بردن به رموز تکنولوژی و دوباره سازی محصولات به تکنولوژی دست می‌یابد. این روش تحت عناوین دیگری نیز چون تقلید و کپی سازی از محصول معرفی شده است. هنگامی که دسترسی به تکنولوژی سخت و محال باشد و یا هزینه های انتقال بالا و هزینه حقوقی پائین باشد از این روش می‌توان استفاده نمود (خلیل، ۱۳۸۶).
پیمانکاری[۴۴]: در این روش، شرکت گیرنده به عنوان پیمانکار یک شرکت دیگر فعالیت می‌کند و اقدام به تولید یا مونتاژ قطعات می‌نماید که از این طریق به دانش فنی تولید و مونتاژ و دسترسی پیدا می‌کند (امرایی و مرادی، ۱۳۸۵).
برونسپاری[۴۵]: در این روش بعضی از فعالیتها به خارج از شرکت انتقال داده می‌شود. در جریان این انتقال و تحویل گرفتن محصولات ساخته شده توسط پیمانکار که معمولاً با کنترل آن محصولات و یا حتی کنترل فرایند ساخت آن محصولات از جانب کارفرما همراه است، انتقال تکنولوژی یا دانش فنی ساخت نیز اتفاق می‌افتد‌ (خلیل، ۱۳۸۶).
قراردادهای کلید در دست[۴۶]: در این روش گیرنده، تکنولوژی را در قالب یک پروژه کامل از دارنده تکنولوژی خریداری می‌نماید که مراحل طراحی، نصب و راه اندازی و بهره برداری اولیه توسط دهنده تکنولوژی مدیریت و اجرا می‌شود. در موارد خاصی، آموزش و پشتیبانی پس از راه اندازی نیز جزء قرارداد می‌باشد. این سریع‌ترین راه دستیابی به یک تکنولوژی است و خریدار نه تعهد خاصی نسبت به فروشنده دارد و نه منابع خاصی برای طراحی آن تکنولوژی نیاز دارد. اما در این روش هیچ گونه کنترلی بر تکنولوژی فروخته شده وجود ندارد و در واقع هیچ گونه دست یابی به تکنولوژی رخ نداده است. استفاده از این روش برای دسترسی یافتن به تکنولوژی مستلزم ایجاد ارتباط قوی است با تامین کننده تکنولوژی به منظور اطمینان خاطر کسب کردن از استمرار پشتیبانی تکنولوژی و ارائه به موقع آن برای افزایش طول عمر تکنولوژی خریداری شده. این روش دست یابی به تکنولوژی، برای انواع بیرونی تکنولوژی مناسب می‌باشد (خلیل، ۱۳۸۶).
کسب تکنولوژی از طریق اخذ مالکیت یک شرکت[۴۷]: در این روش شرکت گیرنده به جای انتقال مستقیم تکنولوژی از مالک آن، نسبت به خریداری شرکت دارنده تکنولوژی و تملک آن اقدام می‌نماید. بدیهی است از این طریق تکنولوژی مورد نظر نیز کسب خواهد شد (چیزا و منزین[۴۸]، ۱۹۹۸).
ادغام[۴۹]: در این روش یک شرکت با شرکت دیگر که دارنده تکنولوژی است ادغام می‌شود و از این بین شرکت جدیدی از ترکیب دو شرکت قبلی بوجود می آِد که در آن توانمندیهای تکنولوژی به اشتراک گذاشته می‌شود. بدیهی است در جریان به اشتراک گذاشتن توانمندی‌های تکنولوژیک، انتقال تکنولوژی و دانش فنی بین دو سازمان اتفاق می‌افتد(چیزا و منزین، ۱۹۹۸).
ائتلاف[۵۰]: در این روش دو شرکت توانایی تکنولوژیک خود را جهت رسیدن به تکنولوژی جدید به اشتراک می‌گذارند(چیزا و منزین، ۱۹۹۸). این روش تشابه زیادی با روش سرمایه گذاری مشترک دارد با این تفاوت که در این روش سهامی بین طرفین وجود نداشته و مدت همکاری کوتاه مدت می‌باشد (روبرت و بری[۵۱]، ۱۹۸۵).
تملک سهام[۵۲]: سرمایه گذاری در دیگر شرکت‌ها امکان دسترسی به تکنولوژی را فراهم می‌سازد و چندین شکل دارد.. گیرنده ممکن است در شرکت منبع، سرمایه گذاری کند تا به دانش فنی دسترسی یابد و یا شرکت منبع، ممکن است در شرکت گیرنده سرمایه گذاری کند تا آن شرکت به تکنولوژی دسترسی پیدا کند. این سرمایه گذاری می‌تواند به صورت سهام مساوی و یا سهام اقلیت باشد. در روش سهام اقلیت، یک شرکت بخشی از سهام شرکت عرضه کننده تکنولوژی را می‌خرد اما در مدیریت آن نقش ندارد (چیزا و منزین، ۱۹۹۸).
همکاری در زمینه تحقیق و توسعه[۵۳]: همکاری در زمینه تحقیق و توسعه به چند صورت امکان پذیر است‌(خلیل، ۱۳۸۶).
تحقیق و توسعه مشترک[۵۴]: دو شرکت بدون آنکه سهام یکدیگر را خریداری نمایند تصمیم می‌گیرند به طور مشترک در زمینه های تحقیق و توسعه اقدام به پژوهش و تحقیق در مورد تکنولوژی خاصی نمایند (چیزا و منزین، ۱۹۹۸).
قراردادهای پیمانکاری تحقیق و توسعه[۵۵]: در این روش سازمان بخشی از فعالیت‌های تحقیق و توسعه خود را به صورت یک پروژه تعریف و به سازمانهای دیگر به صورت قرارداد پیمانکاری واگذار می‌کند. با برون سپاری، یک شرکت می‌تواند فرایند تحقیق و توسعه را انجام بدهد بدون اینکه مجبور باشد سرمایه گذاری سنگینی کند. بسیاری از شرکت‌ها دارند به این روش روی می‌آورند تا هزینه های تحقیق و توسعه خود را کاهش بدهند. محبوبیت این روش به خصوص پس از پایان جنگ سرد افزایش یافته است، زیرا بسیاری از مراکز تحقیق و توسعه که قبلاً در خدمت اهداف نظامی و دفاعی بوده‌اند. اکنون در خدمت اهداف مدنی در آمده‌اند. این آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، منابع انسانی و فنی لازم را در اختیار دارند و مدتی است که خدمات خود را تجاری عرضه می‌کنند. بسیاری از شرکت‌ها از این فرصنت بهره برداری می‌کنند و پروژه های تحقیق و توسعه خود را به آن‌ها واگذار می‌کنند (خلیل، ۱۳۸۶).
استفاده از تحقیق و توسعه داخلی[۵۶]: در این روش، شرکت به منابع انسانی و فنی خود برای طراحی یک تکنولوژی داخل شرکت اتکا می‌کند. این امر مستلزم وجود یک نیروی کار فنی قوی و حمایت مالی قوی از عملیات تحقیق و توسعه است.
رقابت صنعتی[۵۷]: در این روش دسترسی به اطلاعات فنی و تکنولوژیک از طریق مختلف، بدون اطلاع و رضایت دارنده تکنولوژی انجام می‌پذیرد. با وجود تردید اخلاقی در این روش، استفاده از آن ممکن است یک تصمیم منطقی برای رسیدن به تکنولوژی باشد. این روش در صنایع با تکنولوژی‌های بالا که منجر به پیشرو بودن در تکنولوژی و بازار می‌شود کاربرد بیشتری دارد (خلیل، ۱۳۸۶).
جدول۲-۲ انواع روشهای اکتساب تکنولوژی با توجه به تحقیقات گذشته تعدیل شده از (دعیم و کوک اوغلو، ۲۰۰۸)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

کامالا و سوامی (۱۹۸۵)، دیل(۱۹۹۰)، لوپز مارتینز و همکاران (۱۹۹۴)، آلپ و همکاران (۱۹۷۰-الف،ب)، چیزا و همکاران (۲۰۰۰)، انکاترامان (۲۰۰۵)، روبرت و فوکودا (۲۰۰۴)، لیچتنتالار (۲۰۰۴)، ناکامورا و اوداگیری(۲۰۰۵) حمایت مالی از تحقیقات دانشگاهی کنسرسیوم مشت۰رک تحقیقات صنعت و دانشگاه
ومهی (۱۹۹۳)، آلپ و همکاران(۱۹۹۷- الف،ب،ج)، پون و مک فرسون (۲۰۰۵) حمایت از تحصیلات تکمیلی کارمندان دانشکده های تخصصی