خرید پایان نامه روانشناسی : مدل پارادایمی

مثبت سنتی را متناسب با شرایط روز سازگار کرد. مثلاً ما نمی‌توانیم تکنولوژی‌های مدرن را استفاده نکنیم. باید سعی کنیم زمینه آشتی بین ‌‌‌این دو را فراهم کنیم. از آنجایی که ارزش‌های سنتی دارای ظرفیت مناسبی جهت کمک به توسعۀ اجتماعی هستند باید تلاش کنیم که هر کدام از آن‌ها که دارای تأثیر مثبت هستند را مورد بازبینی قرار دهیم. درهمین زمینه خانم موسوی خامنه معتقد است که «توسعۀ اجتماعی در درجه اول باید مبتی بر سنت‌های مثبت یک جامعه باشد. مهمل توسعۀ اجتماعی را باید در جامعه خودمان جست وجو کرد و ‌‌‌این به معنای ‌‌‌این نیست که ما به گذشته برگردیم. به نوعی باید به این توجه کنیم سنت‌ها خیلی جاها مغایر با توسعۀ اجتماعی نیستند. خیلی جاها می‌توانند توسعه را تسهیل کنند. »
«تهاجم فرهنگی» عامل دیگری است که بر عدم توجه به سنت‌های فرهنگی تأثیر می‌گذارد و به حالتی اطلاق می‌شود که دو فرهنگ متفاوت با هم دیگر در ارتباط هستند ولی در فرایند‌‌‌ این ارتباط آن فرهنگی که از قدرت بیشتری برخوردار است بر دیگری تسلط پیدا می‌کند. ‌‌‌این تسلط باعث می‌شود که به مرور زمان ارزش‌ها و نظام فرهنگی جامعه مغلوب درمعرض خطر نابودی قرار بگیرند. نزدیک به یک قرن است‌ که فرهنگ ‌‌‌ایرانی خواسته و ناخواسته درمعرض تهاجم فرهنگی قرار گرفته است. کشورهای غربی به علت تعارض شدید فرهنگی با دین اسلام درصدد بودند ارزش‌ها و سنت‌های آن را از بین ببرند فارغ از‌‌‌ این‌که فرهنگ ‌‌‌ایرانی-اسلامی ‌فرهنگی غنی و با قدمت تاریخی است که از بین بردن آن آسان نیست. البته لازم است بدانیم‌که نباید درباد فرضیه غنای فرهنگی بخوابیم و از‌‌‌ این موضوع غفلت کنیم که دشمن در کمین است. باید برنامه‌‌های مناسب جهت تقویت فرهنگ خودمان و تقابل با تهاجم فرهنگی داشته باشیم. البته ‌‌‌این موضوع با تعامل و مبادله فرهنگی فرق دارد. ما می‌توانیم از ویژگی‌‌های مثبت فرهنگ و تمدن غربی استفاده بکنیم. خانم راودراد معتقد است که « قطع ارتباط کامل با خارج اصلاً موضوعیت ندارد اما نوع ارتباط می‌تواند برنامه‌ریزی شود. ‌‌‌این ارتباط باید از نظر فرهنگی به شیوه‌ای باشد که هم در زمینه نیازهای جامعه واردات فرهنگی داشته باشیم و هم توانایی صادرات فرهنگی را به دست بیاوریم. علت چهارمی‌که بر «سنت‌گریزی فرهنگی» تأثیر دارد «نبود وفاق بین‌نخبگان» است. اگر در جامعه‌‌‌ای بین نخبگان و روشنفکران هم در بخش سنتی و هم در بخش مدرن جامعه توافق ‌‌‌ایجاد شود می‌توان شرایطی ‌‌‌ایجاد کرد که از طریق این توافق سنت‌های گذشته و بافت فرهنگی جامعه مورد توجه قرار بگیرند. چلبی عقیده دارد که « وفاق مهم است اگر نباشد نفاق تا پایین جامعه کشیده می‌شود. خوب نیست جامعه نفاق آلود باشد. در این صورت هیچ کس، دیگری را قبول ندارد. همه همدیگر را ملامت می‌کنند. ما انتظار نداریم یک اتفاق نظر حداکثری در جامعه به وجود بیاید باید یک اتفاق نظر حداقلی فعال داشته باشیم که آماده باشند. وفاق نیاز به تأسیساتی داردکه بتواند نخبگانی را پرورش‌دهدکه حداقلی از وفاق داشته‌باشد وآرمان‌هایی‌که جامعه باید داشته باشد باید جوری باشند که بشود آن‌ها را پیاده کرد و قابلیت اجرایی داشته باشند. نه باید بگوییم نه هیچ چیز نه همه چیز. ‌‌‌این دلسردی می‌آورد. وعده‌های سنگین نشدنی است ‌‌‌این جور اقتدارمان پایین می‌آید. »
در به وجود آمدن پدیده «سنت‌گریزی» سه عامل نقش مداخله‌گر دارند. اولین عامل«نوع حکومت» است. نوع حکومت می‌تواند در توجه یا بی‌توجهی به سنت‌های جامعه تأثیرگذار باشد. اگر حکومت‌ها بتوانند در برنامه‌های خود شاخص‌‌ها وآداب و رسوم سنتی را مورد توجه قراردهند و در این زمینه برنامه‌هایی مناسبی داشته باشند درجه اهمیت به سنت‌ها در بین مردم و مسئولین بیشتر می‌شود. در غیر ‌‌‌این صورت بی توجهی به سنت‌ها از یک طرف گسترش پیدا می‌کند و ازطرف دیگر ‌‌‌این بی‌توجهی پتانسیل‌‌‌این را دارد که شرایط بحرانی ‌‌‌ایجاد کند. عامل مداخله‌گر دوم بر پدیده «سنت‌گریزی فرهنگی» مفهوم «پیشرفت تکنولوژی» است. پیشرفت روزافزون تمدن بشری همراه با تکنولوژی باعث به وجود آمدن نگاهی نو و بینشی علمی‌به زندگی اجتماعی شده است. مردم به تکنیک و صنعت روی آورده‌اند چون ‌‌‌این عنصر زندگی را برای آن‌ها آسان تر کرده است. امروزه‌‌‌ این استفاده به حدی گسترده‌شده که از تأثیر منفی و ازخود بیگانه کنندۀ‌ تکنولوژی برانسان‌ها صحبت می‌کنند. انسان امروزی خواسته یا ناخواسته در این وادی فرو رفته است. با ‌‌‌این شرایط «پیشرفت فناوری» می‌تواند باعث شود انسان‌ها از سنت‌‌ها فاصله بگیرند.
عامل مداخله‌گر دیگر «نقش رسانه‌ها است». رسانه‌‌های می‌توانند در سنت‌گریزی یا سنت خواهی تأثیر فراوانی داشته باشند. امروزه رسانه‌های بزرگ با پوشش‌های خبری گسترده وجود دارند که می‌توانند به راحتی و در زمانی کوتاه اخبار و اطلاعات را از یک نقطه به دورترین نقاط دیگر جهان برسانند. رشد سریع رسانه‌ها باعث شد که سنت‌ها در معرض خطراتی جدی قرار بگیرند. رسانه‌ها پدیده جهانی شدن را سرعت می‌بخشند زیرا به راحتی از فراز تهاجم ‌فرهنگی می‌توانند یکسانی و همسانی ‌فرهنگی را در همه جهان پیاده‌کنند. هرچه قدرسرعت و قدرت تولید اطلاعات بیشتر باشد در معرض خطر قرارگرفتن سنت‌ها هم بیشتر خواهد بود.
راهبردهای پدیده «سنت گریزی» عبارت‌اند از «سیاست‌گذاری فرهنگی»، «آشتی سنت و مدرن» و «نظارت بر برنامه‌‌ها و تولیدات رسانه‌‌ها». اولین استراتژی «سیاست گزاری فرهنگی» است. برای رهایی از پدیده «سنت گریزی» در جامعه باید در زمینه فرهنگی سیاست‌‌ها و تصمیم‌‌های مناسب گرفته شود. در سیاست‌گذاری فرهنگی باید به مبانی و اهداف جامعه توجه شود یعنی وضع قوانین و اقداماتی هماهنگ و هدفمند جهت حل و فصل مسائل فرهنگی جامعه. زیرا سروسامان دادن به فعالیت‌‌های حوزه فرهنگ در جامعه مستلزم آگاهی و شناخت اهداف، امکانات، منابع و برنامه‌‌ها و مجریان برنامه‌‌ها است. اگر ما بتوانیم در زمینه ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی جامعه برنامه‌‌ها و سیاست‌‌های مناسبی اتخاذ کنیم خواهیم توانست مسائل و مشکلات فرهنگی را حل کنیم و تأثیر منفی‌‌‌ای که از‌‌‌ این طریق بر جامعه وارد می‌شود را خنثی کنیم. در غیر‌‌‌این صورت نه حتی مسائل فرهنگی افزایش می‌یابند بلکه هم رسیدن به توسعۀ اجتماعی در جامعه سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و هم اثرات منفی حوزه فرهنگی و نابسامانی‌‌های آن بر دیگر حوزه‌‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. در هر زمانی که توانستیم در زمینه فرهنگ برنامه‌‌های متناسب با شرایط جامعه طرح‌ریزی کنیم در آن صورت خواهیم توانست به سوی توسعۀ اجتماعی گام برداریم.
راهبرد دوم «آشتی سنت و مدرن» است. تضاد میان سنت و مدرن یکی از بزرگترین چالش‌‌های کشورهای در حال توسعه برای پیشرفت جوامع آن‌هاست. شدت ‌‌‌این تضاد گاه چنان قوی است که ناآرامی‌‌ها و نا بسامانی‌‌های زیادی درسطح روابط و تعاملات اجتماعی ‌‌‌ایجاد می‌کند. در چنین حالتی هر دیدگاهی به انکاردیگری می‌پردازد و ممکن است در این وادی خیلی از واقعیت‌‌های جامعه نادیده گرفته بشوند و صفت‌‌های نیکوی فرهنگی از بین بروند. هرگاه جامعه‌‌‌ای برای حل مناقشه سنت خواهی و تجدد خواهی شیوه‌‌های مسالمت آمیز به کار گیرد در آن صورت می‌تواند ضمن رهایی از آسیب‌‌های مخربِ ‌‌‌این چالش از جوانب مثبت هر دو مورد استفاده مفید ببرد. بجای تعصب و جانبداری محض از یک دیدگاه باید حرکت‌‌های اصلاح طلبانه را در جامعه تشویق کرد تا ازطریق آن بتوانیم بین نخبگان هردو حوزه اجماع برقرار کنیم. باید بدانیم توجه صرف به مدرنیت یعنی از دست دادن مناسبات اجتماعی و آداب و رسوم ملی و دینی و از طرف دیگر توجه صرف به سنت یعنی عقب ماندن از چرخه رشد و توسعه در قیاس با دیگر جوامع. هرگاه ما بتوانیم برنامه‌‌ها وشیوه‌‌های مناسبی جهت ‌‌‌ایجاد ثبات و مسالمت نسبی بین سنت‌ها و مدرنیته برقرار کنیم در آن صورت می‌توانیم به توسعۀ فرهنگی و اجتماعی برسیم.
سومین راهبردیکه در این زمینه باید به آن توجه بکنیم «نظارت بر برنامه‌ها و تولیدات رسانه‌ها» است. در دنیای پیچیدۀ امروزی رسانه‌‌ها کارکردهای متنوعی دارند و می‌توانند اقدامات زیادی انجام دهند. کارگزاران و متولیان توسعه باید بتوانند از طریق نظارت بر تولیدات رسانه‌‌‌ای تأثیر آن‌ها را جهت رهایی ازفرایند «سنت‌گریزی» بالا ببرند. یکی از وظایف رسانه‌‌ها در جامعه باید انتقال فرهنگ و ‌‌‌ایجاد اقتدار ملی در جامعه باشد. رسانه‌‌ها نباید با قدرت بالای خود درجهت از بین بردن سنت‌‌ها تلاش کنند. بدیهی است لازمه جلوگیری از‌‌‌ این کار نظارت و مدیریت مناسب است. رسانه‌ها امروزه تأثیر بسیاری در جامعه پذیری رفتار‌‌های فرهنگی و اجتماعی دارند. باید از آن‌ها جهت اصلاح رفتار‌‌ها و سنت‌‌های جامعه کمک گرفت. اگر در این زمینه موفق باشیم رسیدن به توسعۀ اجتماعی به نحو مطلوبی میسر خواهد شد. رسانه‌‌ها نقش مهمی ‌در فراهم‌آوردن بستر‌‌های فرهنگی جهت ‌‌‌ایجاد وفاق اجتماعی در جهت توسعه دارند و می‌توانند با ساخت برنامه‌های مختلف به طور مستقیم و غیرمستقیم در این زمینه تأثیرگذار باشند.
راهبردهای‌که در بالا درنظرگرفتیم پیامدهای دارند. ازجمله پیامدهای‌آن‌ها برای رهایی ازپدیده «سنت‌گریزی» فرهنگی می‌توان به این موارد اشاره کرد: اولین پیامد توجه به سنت‌‌ها است. سنت بخش جدای ناپذیر از هویت و بافت فرهنگی جامعه ماست. کشور ما با سابقه تمدن تاریخی‌ای خود دارای فرهنگ سنتیِ غنی و با ارزش است. اگر ما بتوانیم مسائل و مشکلاتی که در این زمینه وجود دارند را از سر راه برداریم می‌توانیم سنت خودمان را حفظ کنیم. پیامد دیگر حفظ هویت ‌‌‌ایرانی و اسلامی ‌ماست. هویت ملی ارزش‌ها و آرمان‌های مشترک ما است. هویت مجموعه خصوصیات اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و روحی روانی ماست. ‌‌‌این خصوصیات باعث یگانگی و همبستگی ما می‌شوند. هویت ملی باعث تمایز و جدای ما از دیگران می‌شود و به رفتار‌‌ها و فعالیت‌‌های ما جهت می‌دهد. پیامد سوم ‌‌‌این است که از ‌‌‌این طریق ما می‌توانیم بین تکنولوژی و ارزش‌های مدرن از یک طرف و بافت فرهنگی، اجتماعی از طرف دیگر تناسب و سازگاری‌‌‌ ایجاد کنیم. آوردن تکنولوژی مدرن به کشور برای توسعه بدون توجه به بستر فرهنگی و اجتماعی امکانپذیر نیست و از طرف دیگر در دنیای امروزی بدون توجه به تکنولوژی مدرن و تنها تکیه بر سنت‌‌ها هم نمی‌تواند ما را به توسعه و پیشرفت برساند. پیامد بعدی کاهش مسائل و آسیب‌‌های اجتماعی است. در نتیجه سیاست‌گذاری فرهنگی و از طریق نظارت بر تولیدات فرهنگی می‌توانیم مسائل اجتماعی را به حداقل برسانیم. ما می‌توانیم از‌‌‌ این طریق اسباب توسعۀ اجتماعی و فرهنگی را مهیا کنیم. آخرین پیامد، بازسازی سنت‌‌ها است. ما باید سنت‌‌ها را بازسازی کینم تا بتوانیم از عهده چالش‌‌های عصر مدرن برآییم.
شرایط علّی
زمینه
شرایط‌‌‌ مداخله‌گر
راهبردها
– جایگزینی مناسب نیروها
– بکاربردن نیروهای شایسته
– استفاده از مدیران لایق
-کم کردن فساد اداری
– تولید آمار و اطلاعات معتبر
نمودار شمارۀ 4-3 مدل پارادایمی ‌پدیدۀ « بی برنامه‌گی و بلاتکلیفی»
پدیده
بی‌برنامه‌گی و بلاتکلیفی
شرایط علّی
زمینه

شرایط‌‌‌ مداخله‌گر
راهبردها
– جایگزینی مناسب نیروها
– بکاربردن نیروهای شایسته

– استفاده از مدیران لایق

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

-کم کردن فساد اداری
– تولید آمار و اطلاعات معتبر
نمودار شمارۀ 4-3 مدل پارادایمی ‌پدیدۀ « بی برنامه‌گی و بلاتکلیفی»
پدیده
پیامدها
پیامدها

میزان- شدت
زمان
میزان- شدت
زمان
-کارشناسی‌پست‌ها
– استفاده از مدیرانِ لایق
– به روزکردن سیستم ها
– اعتبارمندکردن آمار و اطلاعات رسمی
-کارشناسی‌پست‌ها
– استفاده از مدیرانِ لایق
– به روزکردن سیستم ها
– اعتبارمندکردن آمار و اطلاعات رسمی

-رهاشدگی وآزاد بودن جامعه
– فقدان هماهنگیِ نهادی و سازمانی
-نداشتن‌جهت‌گیری روشن
– وجودجهت‌گیری های مخالف
-ضعف‌سیاستگذاری
-رهاشدگی وآزاد بودن جامعه
– فقدان هماهنگیِ نهادی و سازمانی
-نداشتن‌جهت‌گیری روشن
– وجودجهت‌گیری های مخالف
-ضعف‌سیاستگذاری

– دخالت دولت در برنامه ها
– یک جانبه نگری و تک بعدی بودن
– دخالت دولت در برنامه ها
– یک جانبه نگری و تک بعدی بودن

4-2-2-2 پدیدۀ « بی برنامه‌گی و بلا تکلیفی»
یکی دیگر از مفاهیمی‌که از دل داده‌ها بیرون کشیده شده پدیده «بی برنامه‌گی و بلا تکلیفی» است. ‌‌‌این پدیده به حالتی اطلاق می‌شود که طرح و برنامه مناسب و روشنی در زمینه توسعۀ اجتماعی کشور وجود نداشته باشد و اگر هم وجود داشته باشد جهت‌گیری‌‌ها و ابعاد آن روشن نباشند، یا ‌‌‌اینکه برنامه‌‌ها آرمان‌گرایانه باشند و با واقعیت در دسترس نباشند. در مصاحبه‌ای که با شجاعی‌زند ترتیب داده شده به خوبی به این تفاوت اشاره شده است. «تقابل نو وکهنه یک دعوای قدیمی و همیشگی است. نمی‌توان جامعه‌ای را پیدا کرد که در گذشته‌ی خود متوقف مانده باشد. همه جوامع دستخوش تحولات شده‌اند. کُند و تُند؛ سطحی یا عمیق. لذا همه جوامع به نوعی تغییر و تحول و مقابله نو و کهنه را تجربه کرده‌اند. آن چیزی که جدید است و فراتر از چالش میان نو و کهنه، تضاد و تعارض میان باورها و اعتقادات دینی ما از یک ‌سو و مدرنیته از سوی دیگر است. ‌‌‌این تقابل، به‌سادگی هم حل و فصل نخواهد شد؛ مگر با استحاله یا عقب‌نشینی یکی به نفع دیگری».
علل مختلفی در تولید پدیده «بی‌برنامه‌گی و بلا تکلیفی» دخالت دارند. اولین شرط علّی« رهاشدگی و آزاد بودن جامعه» است. ‌‌‌این عامل به این معناست که در جامعه پیوندها و اتصالات قوی وجود نداشته باشد تا بتواند در سطح خرد بین مردم و در سطح کلان مردم را به سازمان‌‌ها و دولت یا به جامعه بزرگ‌تر متصل کند. در همین زمینه زارع معتقد است که به دلیل« سرگردانی در راه توسعه نگاه ما به الگوهای موجود توسعه بیشتر سلبی بوده تا ‌‌‌ایجابی یعنی نفی می‌کنیم و کار درخوری در سطح توسعه انجام ندادیم. به همین دلیل از همه جا رانده و از همه جا مانده‌ شدیم و دچار سردرگمی‌بودیم». او درجایی دیگر ادامه می‌دهد که « چون انقلاب بر اساس نفی شرق و غرب صورت گرفته و چون دنبال طرحی نو بودیم خیلی توجه نکردیم. بعد از انقلاب همه گرایشات ضد غربی و تاحدی ضد شرقی اساسا تلاش داشته‌اند از مکاتب موجود غربی استفاده نکنند. چون ازنظر آن‌ها ‌‌‌این رویکردها مرکز ثقل ‌اندیشه‌های اومانیستی بوده‌اند و نگرش‌های ما الهی بوده‌اند».
علت دیگر پدیدۀ « بی‌برنامه‌گی و بلا تکلیفی»، « فقدان هماهنگی نهادی و سازمانی» است. یکی از عواملی که در توسعۀ اجتماعی تأثیرگذار هست ‌‌‌این است که باید بین نهادها و سازمانه‌های مختلف درجامعه هماهنگی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *