دانلود پایان نامه

(فیشر وولز، 2005). مثال‌های زیرمعرف TAF می‌باشد. «اگر من فکرآسیب رساندن به خودم راداشته باشم، به خودم آسیب خواهم رساند»یا«اگرمن افکارنادرستی داشته باشم، این فکر به معنای آنست که می‌خواهم آن افکار راداشته باشم». TAF توسط راچمن، 1993، شافران ، ثردارسون وراچمن(1996) وراچمن وشافران، 1999، مطرح ودرمدل ولز نیز مورد توجه قرارگرفت وبه این معناست که افکار مزاحم خاصی، بطورمستقیم برحوادث بیرونی اثرمی‌گذارند، علاوه براین گاه شامل این باور که داشتن بعضی ازافکار مزاحم معادل انجام دادن آن است نیزمی‌شود. درTEF، مرز بین فکروحادثه ازبین می‌رود وبیمار باور داردکه یک فکر خاص، یک اتفاق را به وجود خواهدآورد. برای مثال این فکر که«اگرفکرکنم که اتفاقی خواهد افتاد، این فکربه واقعیت خواهد پیوست»ومثالی برای TOF اینکه«اشیاء می‌توانندباافکار واحساسات کثیف شوند»(ولز، 2000). این باورهاتوسط افکارمزاحمی‌که بطور طبیعی رخ می‌دهند، فعال شده وباعث میشوندکه افکار مزاحم به عنوان خطرناک یامزاحم ارزیابی شوند(مایرز، فیشر وولز، 2009). داشتن این باورهای ائتلافی تمایل به تمرکز بر افکار وکنترل آنها راافزایش می‌دهد. درواقع فردباتمرکز بر این افکار سعی برحذف آنها از ذهن خود دارد، تاازطریق حذف آنها ازافکار خودمانع رخ دادن آن افکار درواقعیت شود. این تلاش منجر به ایجاد دور معیوبی می‌شودکه نه تنها درجهت کنترل افکار نتیجه‌ای دربر نخواهد داشت، بلکه بالعکس فراوانی آن افکار را نیزافزایش خواهد داد.
درمدل درمانی ولز اصلاح باورهای ائتلافی امری ضروری است(فیشر وولز، 2005). علاوه بر فراشناخت‌های دررابطه با ائتلاف، این مدل مدعی است که عوامل فراشناخت دیگری نظیر باور‌های فراشناخت درمورد تشریفات(برای مثال، نیازبه کنترل افکار)واستفاده ازملاکهای درونی بدکارکردی درایجاد وتداوم مشکلات OCD سهیم هستند(مایرز وولز، 2005). به این ترتیب گروه دوم باورها دررابطه با وسواس مطرح می‌شود.
ب- باورهایی درباره تشریفات
گروه دوم ازباورهای وسواسی باورهایی درمورد تشریفات وسواسی است، که شامل دوجزء می‌باشد:
1- باورهای اخباری درباره نیاز به انجام دادن تشریفات و2- یک طرح یابرنامه برای نظارت وکنترل عمل. مدل فراشناخت براین تأکید دارد که بیماران OCD باورهای فراشناخت مثبتی درمورد ضرورت اجرای تشریفاتی که علائم وسواس فکری و عملی راحفظ می‌کند و بر می‌انگیزاند، دارند. آنهاهمچنین ازملاک درونی نامناسبی نظیر یک ملاک احساسی یا«حافظه کامل» که دلالت می‌کند براینکه بایدتشریفات قطع شود، استفاده می‌کنند(فیشر وولز، 2005). نقش این باورها در رویکردهای شناختی قبلی مورد توجه قرارنگرفته است.
باورهای اخباری درباره نیاز به انجام دادن تشریفات را ولز به باورهای مثبت ومنفی تقسیم می‌کند(ولز، 2000؛ فیشر وولز، 2008). اینکه«تشریفات رفتاری مرا امن نگه می‌دارد»ویا«تشریفات رفتاری می‌تواند باعث از دست دادن کنترل یا دیوانگی من شود»مثال‌هایی برای باورهای مثبت ومنفی درمورد تشریفات رفتاری است. درمورد جزء دوم یعنی یک طرح یا برنامه برای نظارت وکنترل عمل ولز بیان می‌داردکه بیماران تمایل دارند که برملاکهای درونی به عنوان علائم توقف تشریفات تکیه کنند. به این ترتیب آنها ملاکی احساسی مثل «احساس اطمینان»یا«احساس کامل شدن»رانشانه توقف تشریفات قرارمی‌دهند. اما این احساس ناپایداربوده و درمقابل کوچکترین محرک ازبین رفته وفرداحساس می‌کند که مجبور به انجام مجدد این تشریفات تا زمان کسب مجدد احساس اطمینان است واین چرخه معیوب همچنان ادامه خواه یافت(ولز، 2000).
مدل فراشناخت OCD مشتمل بر عوملی که درماندگاری وسواس فکری و عملی مشارکت می‌کنند از سوی ولز به این ترتیب نشان داده شده است.
ماشه چکان

شکل (2-6) یک مدل فراشناختی اولیه مشتمل برعواملی که در ماندگاری اختلال وسواس فکری و عملی مشارکت می‌کنند(اقتباس از ولز، 1997؛ به نقل از فیشر و ولز،2008، ص118).
در توضیح نمودارفوق چنین بایدگفت:
درابتدا یک ماشه چکان (دراغلب موارد یک فکر مزاحم، تردید، ویا یک هیجان یا احساس مزاحم)باورهای فراشناختی راکه در ارتباط باماشه چکان هستند، فعال می‌کند. باورهایی که دراین سطح وجود دارندشامل باورهایی درمورد خطر یامعنای فکر می‌باشد. این باورها درتوضیحات قبلی تحت عنوان TAF، TEFوTOF توضیح داده شد. سپس باورهای فراشناختی بر شیوه ارزیابی افکارمزاحم تأثیر می‌گذارند. علاوه براین، دراین مرحله باورهایی درموردتشریفات نیزبراین ارزیابی‌ها اثرمی‌گذارند، که شامل باورهای مثبت ومنفی درمورد تشریفات ویک طرح یابرنامه برای نظارت وکنترل عمل می‌باشد. باورهای درمورد تشریفات منجر به انتخاب وانجام پاسخ‌های رفتاری می‌شود، که تازمان کسب احساس رضایت درونی ادامه می‌یابند. انجام پاسخ‌های رفتاری وشکست یاموفقیت درانجام آنها می‌تواند به صورت افزایش یاکاهش اضطراب ویا ادارک تهدید تعبیروتفسیرشود. پاسخ‌های هیجانی که نتیجه ارزیابی افکارمزاحم هستند، منجر به تعبیروتفسیرهای منفی دیگری می‌شوند. برای مثال ممکن است به عنوان ازدست دادن کنترل ویاخطرات دیگری تعبیر شوندویاعلائم اضطراب ممکن است به عنوان شاهدی برای حمایت ازتعبیر وتفسیرهای منفی افکار مزاحم ارزیابی شود. درهر حال پاسخ‌های هیجانی احتمال بروز افکار مزاحم رابیشتر می‌کند. همچنین پاسخ‌های هیجانی دارای آستانه‌های پایینی برای ردیابی محرکهای وسواسی هستند ومانع به وجود آمدن حالات درونی می‌گردند که علائمی‌ برای توقف وخنثی‌سازی این افکار به وجود می‌آورند. این حالات هیجانی به عنوان ماشه چکان عمل می‌کنند وبه این ترتیب افراد باور دارند که غرق دراحساس‌های منفی هستند وتازمانیکه تشریفات را به جا نیاورند، احساسات منفی آنها ادامه دارد.
همچنین پاسخ‌های رفتاری ازطریق دو چرخه‌ی بازخوردی منجر به تداوم اختلال می‌شود. از سویی فرد عدم وقوع فجایع وخطرات را به انجام رفتارها وتشریفات رفتاری نسبت می‌دهدواین عاملی می‌شود برای تثبیت باورهای فراشناخت ومانعی است برای اثبات ناکارآمدی این باورها. ازسوی دیگر توجیهات معکوس(عدم یاد آوری یک عمل دال بر عدم انجام آن عمل است)، افکارمزاحم رابرانگیخته‌تر می‌کند. به این ترتیب چرخه معیوبی بین پاسخ‌های هیجانی، رفتارهاوافکار مزاحم به وجود می‌آید که منجر به افزایش افکار مزاحم وافزایش پاسخ‌های هیجانی ورفتاری می‌شود. این فرآیندی است که مطابق مدل ولز، ماشه چکان ها، باورهای فراشناخت اعم ازائتلاف ها و باورهای درمورد تشریفات وارزیابی افکار مزاحم وپاسخ‌های رفتاری وهیجانی را به یکدیگرمرتبط ودریک چرخه معیوب قرارمی‌دهد. چرخه‌ای که درجریان درمان بایدلاجرم درنقطه‌ای قطع شود.
علاوه بر این همه باورهای فراشناخت مرتبط بااختلالات هیجانی که درنظریه ولز درقالب پنج باور فراشناخت ودریک پرسش نامه(MCQ)گردآوری شده، باافکار وسواسی ووسواس چک کردن رابطه مثبت ومعنی داری نشان داده‌اند. وسواس شستشو با باورهای منفی درباره نگرانی(خطرو عدم توانایی برای کنترل)ووسواس چک کردن باباورهای مثبت درباره نگرانی رابطه داشتند و اجبارهای مربوط به زیبایی و آراستگی باخودآگاهی شناختی رابطه مثبتی داشتند(کارت رایت- هاتون وولز، 1997). همچنین ولزوپاپاجورجیو ،1998، بیان کردند که رابطه مثبتی بین اطمینان شناختی در MCQوعلائم وسواس فکری و عملی مثل چک کردن، شستشو، آراستگی، تکانه‌هاوافکاروسواس گونه وجود دارد. همچنین بعضی پژوهش‌ها رابطه مثبت بین خودآگاهی شناختی (CSC)وOCD رانشان داده‌اند. تمرکز افراطی (بیمارگونه)برخود درOCD ممکن است شامل توجه زیاد به افکارباشد. یعنی درکنارتفاوت‌های موجود درمورد ارزیابی افکار مزاحم وتفاوت درباره باورهای درمورد افکار، یک بعد اساسیOCD می‌تواند تمرکز مفرط وآگاهی ازافکار خودباشد(ژانک، کالاماری، ریمن وهفل فینگر، 2003). کارت رایت- هاتون وولز(1997)دریافتند که CSCتنها زیرمقیاسی بود که شرکت کننده‌های واجدOCD واختلال اضطراب منتشر (GAD) درآن تفاوت داشتند و نمرات افرادOCD دراین زیرمقیاس‌ها بطور معنی داری ازافراد GAD بیشتربود.
2-2-3-4 درمان اختلال وسواس فکری و عملی مطابق مدل S-REF

مبتنی بررویکرد ولز نقطه اصلی وشروع درمان آگاهی بیمار ازنقشی است که باورهای فراشناخت درحفظ علائمشان بازی می‌کند. به این منظور درمانگر، باید درمانجو را یاری کند که شیوه‌ی فراشناختی ارتباط باافکار راجایگزین شیوه‌ی عینی نماید(فیشر ولز، 2008). درشیوه عینی، افکار نشان گر واقعیات هستند(تهدید واقعی است)، باید به فکرها عمل کرد، هدف حذف تهدید است وراهبردهاشامل ارزیابی تهدید وانجام رفتارهایی است که تهدید راکم می‌کند(مثل نگرانی ونظارت برتهدید). به نظر ولز پیامد شیوه عینی تقویت دانش ناسازگار وناکارآمداست. درحالیکه درشیوه فراشناخت، افکاروقایع هستند ونه واقعیات وتهدید یک پدیده ذهنی است وافکار باید مورد ارزیابی قرارگیرند، لذا هدف اصلاح افکار است ونه حذف تهدید. شیوه و راهبرد رسیدن به این هدف ارزیابی افکار وانجام رفتارهایی است که توام با کنترل فراشناختی هستند، نظیر جهت دهی مجددتوجه. پیامد احتمالی این روش که درواقع هدف درمانی مورد نظر است، بازسازی دانش وبه وجود آمدن طرح‌های جدید می‌باشد(ولز، 2000).
همچنین به منظور فراهم نمودن زمینه برای تغییر باورها درمانجو بایدشیوه فراشناخت برقراری ارتباط باموقعیت‌ها رافراگیرد. به این منظور به بیمار آموزش داده می‌شودکه با فاصله گرفتن ازغنی سازی ذهن (ولز، 2000)به وسواس‌ها پاسخ بدهد. فاصله گرفتن ازغنی سازی ذهن می‌تواند شیوه فراشناختی را رشد بدهد. برای انجام این تکنیک به بیمار آموزش داده می‌شود که افکار واحساساتش را باحفظ فاصله نگاه کند. گویا که درحال دیدن فیلم ازپرده سینماست. به این ترتیب افکارمنفی که ممکن است به صورت تصویرسازی و یا کلامی ‌ظهور پیدا کنند، می‌توانند دریک صفحه نمایش ذهنی دیده شوند. بیمار باید بتواند درضمن استفاده از این روش نقش یک بیننده منفعل را داشته باشد. این تمرین در درجه نخست باموادخنثی ازنظرهیجانی وسپس در رابطه با افکار وسواسی انجام می‌شود(فیشر وولز، 2008).
علاوه بر این ازبیماران خواسته می‌شودکه نشخوارگری، سرکوب فکر، حواس پرتی، تشریفات رفتاری یا خنثی‌سازی پنهان درپاسخ به افکار وسواسی راقطع کنند(فیشر وولز، 2008). به منظور جلوگیری ازسرکوبی فکر ازآنان خواسته می‌شود که بگذارند افکار آزادانه به ذهن بیایند، بدون آنکه به دنبال آن اقدام به خنثی‌سازی وانجام تشریفات رفتاری نمایند. استفاده ازروش آموزش توجه (ATT)راهبرد دیگری برای افزایش توان رها شدن ازنشخوارهای فکری است. ATTشامل یک سری تمرینات توجهی مربوط به شنوایی است. این تمرین‌ها به سه دسته تقسیم می‌شود: 1- توجه انتخابی ، 2- تغییرتوجه و3- توجه تقسیم شده . مدت زمان انجام تمرین دریک جلسه 12 دقیقه می‌باشد. پنج دقیقه برای توجه انتخابی، پنج دقیقه برای تغییرتوجه و دو دقیقه برای توجه تقسیم شده (ولز، 2007 ب).

اگر مدلS-REF پیش بینی می‌کند که باورها، خروجی‌های جریان‌های پردازشی خاصی هستند، دراین صورت اصلاح پردازش‌های شناختی وکنترل شناختی باید بر باورها اثر بگذارد. به نظر ولز چند مکانیسم درجریان ATT قابل توجه است:
کاهش توجه متمرکز بر خود
-قطع راهبردهای غلط پردازشی مبتنی بر نگرانی ونشخوارفکری
-افزایش کنترل اجرایی بر پردازش وتوجه
-تقویت شیوه فراشناختی پردازش
ATT نه تنهاتوجه را ازحالت جسمانی وهیجانی دورمی‌سازدبلکه درحالات هیجانی، توجه انتخابی به افکار منفی را کاهش می‌دهد (ولز، 2000).
افراد باتمرکز افراطی بر خود، پاسخ‌های تشدید شده استرسی می‌دهند. ATT اثرات درمانی خود را از طریق قطع فعالیت‌های پردازشی مقاوم مانند نگرانی ونشخوار فکری اعمال می‌کند. این پردازش‌ها عامل ناسازگارانه اصلی سندرم توجهی- شناختی هستند و موجب گرفتارشدن فرد در درون شکل‌بندی‌های پردازش منفی ودر نتیجه حفظ باورها وتعبیرو تفسیرهای منفی می‌شوند. قطع این فعالیت‌های پردازشی توسط ATT منجر به افزایش ظرفیت توجه به عملیات پردازشی دیگر می‌شودکه برای ایجاد اطلاعات عدم تأییدی بالقوه وجدید لازم هستند (ژانک، کالاماری، ریمن وهفل فینگر، 2003؛ ولز، 2000).
موضوع زیربنایی درتمام منطق‌های درمانی این است که خود تمرکزی، واکنش‌های درونی راشدیدتر می‌کند، ردیابی چنین واکنش‌هایی را افزایش می‌دهد و منجر به حفظ باورهاوهیجان‌های منفی می‌شود. درمانگران باید بر این نکته تأکید کنند که هدف این تکنیک‌ها خارج کردن موضوعات ازآگاهی وسرکوب کردن آنها ویا اجتناب ازوقایع درونی نیست، بلکه هدف جهت دادن توجه روی یک موضوع خاص وافزایش کنترل فرد روی توجه وانعطاف درتوجه متمرکز است(ولز2000 و2007 ب).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3 پژوهش‌های داخلی و خارجی وسواس
همانطور که مشاهده شد، مبتنی بررویکردهای مختلف در آسیب‌شناسی اختلال وسواس فکری و عملی روش‌های درمانی متفاوتی به وجود آمده است. از جمله معتبرترین این روش‌ها، روش‌های درمان دارویی، رفتاری و رفتاری – شناختی است که پژوهش‌های گسترده‌ای در ارتباط با مبانی نظری و اثرات درمانی آنها انجام شده است. ازمجموعه‌ی روش‌های روان‌شناختی، روش درمان رفتاری به عنوان یک روش نسبتاً معتبر در درمان OCD مطرح است. آنچه که در حال حاضر در این حوزه پژوهش بیشتر انجام می‌شود، فراتحلیل پژوهش‌های صورت گرفته به ویژه در ارتباط با روش ERP به عنوان معتبرترین و مؤثرترین روش درمان رفتاری برای OCD است. از سوی دیگر اعتبار این روش آن را به عنوان ملاک و معیاری برای سنجش کارآمدی سایرروش‌های درمانی تبدیل کرده است. بنابراین بخشی از پژوهش‌ها در این حوزه در واقع اعتبارسنجی سایر روش‌های درمانی در مقایسه میزان اثرات درمانی آنهاست. همچنین به عنوان حد واسط بین روش‌های رفتاری و شناختی (و حتی فراشناختی) در بعضی پژوهش‌ها تأثیر روش‌های درمان رفتاری برفرایندهای شناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد. به تعبیر دیگر رابطه‌ی بین عوامل شناختی (و فراشناختی) و زیرمجموعه‌ها و علائم OCD به صورت غیرمستقیم و با واسطه‌ی روش درمان رفتاری انجام می‌شود.
در حوزه شناختی به دلیل تنوع و پیچیدگی مباحث شناختی در مقایسه با مباحث رفتاری، شاهد گستردگی و تنوع بیشتر نظرات و رویکردها هستیم. این گستردگی و تنوع مانع انسجام مباحث و مشخص بودن دقیق ارتباط بین عوامل شناختی و باورهای مختلف با علائم OCD شده است. در این حوزه بخشی از پژوهش‌های شناختی مربوط به مبانی نظری و بررسی رابطه‌‌ی باورهای خاص با OCD و زیرمجموعه‌های آن است و بخشی دیگر اثر درمانی روش‌های شناختی را در درمان OCD مورد بررسی قرار می‌دهد. در درمان فراشناختی نیز شرایط به همین ترتیب است. با این تفاوت که به دلیل قدمت کمتر آن نسبت


دیدگاهتان را بنویسید