دانلود پایان نامه

بهبود پیدا می‌کنند، اما تنها 25% بدون علامت باقی می‌مانند. به علاوه این نتایج ازبهبودی و بدون علامت بودن بیش برآوردی از نتایج درمانی بوده و تنها آنهایی را در برگیرد که درمان را کامل کرده‌اند. به نظرکلارک،2004، تقریباً 30% بیماران یا درمان را رد کرده و یا زود آن را رها می‌کنند، به این ترتیب، در این صورت نرخ کلی بهبودی کاهش می‌یابد(فیشر و ولز، 2008). این مشکلات ضرورت استفاده از روش‌های درمانی جایگزین یا مکمل را به طور جدی مطرح می‌کند.
در ایران علیلو، ایمانی؛ بخشی‌پور و فرنام(1388) در یک پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی رفتار درمانی شناختی و مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی به این نتیجه رسیدند که در کاهش علائم وسواسی بیماران وسواس فکری و عملی رفتار درمانی شناختی و مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ تفاوت معنی‌داری با گروه کنترل در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت دارند(01/0‍P) ، اما این تفاوت در بین رفتار درمانی شناختی و مواجهه‌سازی و جلوگیری از پاسخ معنی‌دار نمی‌باشد.
مکملی، مرتضوی و عابدی(1387) با هدف برسی تأثیر آموزش درمان رفتاری – شناختی به شیوه‌ی خود درمانی برکاهش علائم وسواس فکری و عملی در بیماران سرپایی یک گروه آزمایشی و یک گروه شاهد (لیست انتظار) را با یکدیگر مقایسه کردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش خوددرمانی به شیوه‌‌ی رفتاری – شناختی درگروه آزمایشی باعث کاهش معنادار علائم اختلال وسواس فکری و عملی نسبت به گروه شاهد در مرحله‌ی پس‌آزمون شده است.
شمس، کرم‌قدیری، اسماعیلی ترکانبوری، رحیمی نژاد و ابراهیم خانی(1385) در یک بررسی در مقایسه باورهای وسواسی در بیماران مبتلا به وسواس و سایر اختلالات اضطرابی با گروه شاهد و با استفاده از OBQ-44 نتایج به دست آمده نشان داد نمره‌ی کل OBQ-44 و نمرات خرده مقیاس‌های احساس مسئولیت / ارزیابی خطر و تهدید و نیاز به کسب اطمینان و قطعیت در دو گروه وسواسی و اضطرابی بیشتر از گروه سالم بود ولی تفاوت دو گروه وسواسی و اضطرابی معنادار نبود.
همچنین مکملی، نشاط‌دوست و عابدی (1384) در یک پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان گروهی به شیوه‌ی شناختی – رفتاری در کاهش علائم وسواس فکری و عملی در مورد هشت بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی در قالب گروه‌های آزمایش و کنترل با پیش‌آزمون و پس‌آزمون به این نتیجه رسیدند که درمان شناختی – رفتاری به روش گروهی باعث کاهش معنی‌دار علائم وسواس فکری و عملی آزمودنی‌های یاد شده نسبت به آزمودنی‌های گروه کنترل در مرحله‌ی پس‌آزمون می‌شود. وفتی (1376) کاربرد عملی رفتار درمانی شناختی را در مورد سه بیمار مبتلا به وسواس فکری و عملی مقاوم به درمان مورد بررسی قرارداده برپایه یافته‌های این پژوهش درمان شناختی – رفتاری در مورد این سه بیمار موفق بوده و نتایج درمانی در پیگیری شش ماهه برجای مانده است.
2-3-3 دارودرمانی (پژوهش‌های داخلی و خارجی)
درمان‌های دارویی از جمله درمان‌های پذیرفته شده و موفق در درمان اختلال وسواس فکری و عملی است(انجمن روانپزشکی آمریکا،2000). در اختلال وسواس فکری و عملی وضعیتی غیرطبیعی در سامانه پیام‌رسان‌های عصبی سروتونین پدید می‌آید که برپایه آن فرضیه سروتونین ارائه شده است. همه داروهای ضدافسردگی که بردرمان وسواس نیز تأثیر مثبت دارند، روی سامانه سروتونین اثرمی‌گذارند. این داروها همانطور که قبلاً اشاره شد عبارتند از کلومی‌پرامین، فلووکسامین، سرترالین، پاروکستین و فلوکستین. اما باور کلی این است که فرضیه سروتونین به تنهایی و بدون دخالت سایرپیام‌رسان‌های عصبی، پاسخگوی تمام جوانب این اختلال نیست و نبود تعادل میان پیام‌رسان‌های عصبی به ویژه سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در شکل‌گیری نشانه‌های وسواس فکری و عملی دخالت دارند(میرسپاسی و سالیانی، 1382).
پژوهش‌های گسترده‌ای در مقایسه‌ی اثرات این داروها با یکدیگر، با دارونما و با روش‌های مختلف درمان روان‌شناختی و بررسی اثرات ترکیبی داروها با روش‌های درمان روان‌شناختی صورت گرفته است. در این میان بیشترین تحقیق در بین مهارکننده‌های اختصاصی بازجذب سروتونین(SSRIs) و مهارکننده‌های بازجذب سروتونین(SRIs) برروی کلومی‌پرامین، فلوکستین و فلووکسامین انجام شده است(ون بالکوم و همکاران، 1994؛ آبرامویتز،1997؛ به نقل از فرنام، ایمانی، علیلو، و بخشی‌پور،1388). اما علائم مختلف OCD پاسخ‌های متفاوتی به درمان‌های دارویی داشته‌اند(شتی و همکاران، 2005؛ به نقل از نیکولینی، آرنولد، نستادت، لانزاگرتا و کندی، 2009).
مرور فراتحلیل‌ها از استفاده از ضدافسردگی‌ها در درمان OCD حمایت می‌کند(آبراموتیز،1997؛ کوباک ، گریست ، جفرسون ، کاتزلنیک و هنک ، 1998؛ به نقل از ادی، درتا، برادلی و وستن، 2004).

فراتحلیل انجام شده درباره‌ی درمان اختلال وسواس فکری و عملی میزان بهبود بیماران را در مقایسه با دارونما در مورد کلومی‌پرامین 61 درصد و درمورد داروهای SSRI 22 تا 28 درصد گزارش نموده‌اند(استین ، اسپاداسسینی و هولاندر ، 1995؛ به نقل از حمیدی، دادفر، جهانگیری، نصراصفهانی و دادفر، 1385).
گرچه مقایسه‌های فردی برتری کلومی‌پرامین را نسبت به سایر بازدارنده‌های بازجذب سروتونین نشان داده‌اند، فراتحلیل‌ها این تفاوت‌ها را در حد معنی‌دار نیافته‌اند(آبراموتیز، 1997؛ سواین سون ، موریسون و لی، 1993؛ کوباک و همکاران، 1998؛ ون بالکوم و همکاران، 1994؛ به نقل از ادی، دترا، برادلی و وستن،2004). در فراتحلیل ادی و همکاران(2004) بیشترین اندازه‌‌ی اثر برای کلومی‌پرامین در مطالعات اولیه مشاهده شده است و این نتیجه در مطالعات جدیدتر تکرار نشده است. با وجود این احتمال رهاکردن درمان در بیمارانی که کلومی پرامین را دریافت می‌کردند به دلیل عوارض جانبی دارو بیشتر بود و در تنها مطالعه‌ای که تأثیر طولانی مدت کلومی پرامین مورد بررسی قرارگرفت علی‌رغم اثرات اولیه مثبت دارو بسیاری درمان را رها کردند.
بعضی از مطالعات نیز تأثیر کلومی‌پرامین و فلوکستین را برابرگزارش کرده‌اند. اما همانطور که اشاره شد در درمان درازمدت، دریافت‌کنندگان کلومی‌پرامین تحمل خوبی نسبت به این دارو نشان نمی‌دهند، درحالی که فلوکستین در درمان درازمدت بهتر تحمل می‌شود(کوباک و همکاران، 1988؛ کاپلان و سادوک،1998؛ به نقل از پورافکاری، نابدل و داداش‌زاده، 1382). پیگوت و سی ، 1999، تأثیرSSRIs را در درمان OCD بررسی کرده و گزارش کرده‌اند که SSRIs اثربخشی خود را در آزمایش‌های مختلف نشان داده‌اند. فلوکستین اولین SSRI بود که برای درمان OCD در ایالات متحده آمریکا مورد تأیید قرارگرفت. بررسی‌ها نشان داده که فلوکستین برای OCD با دوز 40 تا 60 میلی‌گرم در روزمؤثر بوده و اثرات آن تا سه روز حفظ می‌شود و مقایسه‌‌ی آن با کلومی پرامین یک برتری در نیمرخ سلامت فلوکستین برحسب عوارض جانبی آنتی کولینرژیک و اثرات سمی روی قلب با دوز بالا نشان داده است(وازوانی ، لیندا ، و رامش ، 2003).

 

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه روانشناسی :نظام نوین جهانی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در بررسی میرسپاسی و سالیانی (1382) تأثیرترکیب دارویی فلوکستین – هالوپریدول با ترکیب فلوکستین – دارونما در دو گروه 12 نفری مقایسه شدند. تفاوت در پاسخ درمانی درپایان هفته چهارم معنی‌دار بود. براین اساس علاوه برتأثیرگذاری سامانه پیام‌رسان عصبی سروتونین در ایجاد و شکل‌گیری اختلال وسواس فکری و عملی سامانه دوپامینرژیک هم می‌تواند نقشی در ایجاد اختلال وسواس فکری و عملی داشته باشد.
نتایج بررسی قریشی‌زاده و فرنام (1384) برروی 10 بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی نشان داد که علی‌رغم اثردرمانی فلوکستین در مهار علائم مربوط به اختلال وسواس فکری و عملی (001/0 P) در تمام زیرگروه‌های وسواسی یکسان نیست. نتایج این مطالعه نشان داد که تأثیر درمانی فلوکستین در مهار اختلالات افکار وسواسی و وسواس شستشو مطلوب است(001/0P) ولی تأثیر چندانی در وسواس وارسی ندارد.
در پژوهش پورافکاری، نابدل و داداش‌زاده(1382) در مقایسه‌‌ی کارآیی فلوکستین و کلومی‌پرامین در کاهش علائم 180 بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی، نتایج پژوهش برتری نسبی فلوکستین را برکلومی‌پرامین نشان داد. اما در پژوهشی توسط لای بوویتز و مایکل ، 1998، در انستیتو روانپزشکی ایالت نیویورک درآمریکا در مورد تأثیر داروهای ضدافسردگی در اختلالات اضطرابی به عمل آمده در مورد اختلال وسواس فکری – عملی، کلومی پرامین مؤثرترین دارو وفلوکستین و فلووکسامین در ردیف‌های دوم و سوم از نظر اثربخشی معرفی شدند.

در پژوهش رئیسی و ناصحی(2004)، 39 بیمار دارای علائم وسواس فکری و عملی در دو گروه درمانی قرارگرفتند. 19 بیمار درمان دارویی فلوکستین همراه با نورتریپ تیلین را دریافت کرده و 20 بیمار تحت درمان با فلوکستین و دارونما قرارگرفتند. در پایان گرچه هردو روش درمانی منجر به کاهش معنی‌دار وسواس مطابق مقیاس ییل براون شدند. اما گروه ترکیبی فلوکستین و نورتریپ‌تیلین برتری معنی‌داری را نسبت به فلوکستین به اضافه‌ی دارونما نشان دادند. این مطالعه حمایتی را برای فرضیه‌‌ی نورآدرنرژیک- سروتونرژیک در درمان بیماران OCD مطرح می‌کند.
میمنت و ساکستا (1998؛ به نقل از ویلهلم، تولین و استکتی، 2004) در یک مطالعه موردی نشان دادند که داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین SSRIs بیشتر به افسردگی اختلال وسواس فکری و عملی تأثیرمی‌گذارند. برای بهبود علائم وسواسی بیماران وسواس فکری و عملی، رفتار درمانی شناختی و یا ترکیب رفتار درمانی شناختی با دارودرمانی می‌تواند به عنوان خط اول درمان برای اختلال وسواس فکری و عملی در نظرگرفته شود. در یک فراتحلیل جدید از درمان‌های ترکیبی برای اختلالات اضطرابی، فوآ، فرانکلین و موسر ، 2002، دریافتند که دارو تأثیر CBT را برای OCD نه کاهش و نه افزایش می‌دهد. اما نتایج پژوهش‌ها در مورد ترکیب درمان‌های دارویی و CBT متناقض بوده است(کتراکس و همکاران، 1990؛ فوآ و همکاران، 2002؛ به نقل از ادی، دترا، برادلی و وستن، 2004). ادی و همکاران(2004) در فراتحلیل خود برای درمان‌های ترکیبی به اندازه اثرموثری درحد معمول رسیدند که بیشتر از دارودرمانی به تنهایی بود (72/1 در برابر 18/1). این اندازه‌ی اثرها از اندازه‌‌ی اثرگزارش شده برای روان درمانی به تنهایی نیز بیشتر بود. براساس این نتایج پیشنهاد شده که ترکیب دارو درمانی و روان درمانی ممکن است مؤثرترین مداخله‌‌ی موثر برای بیماران OCD باشد.
همچنین تحقیقات نشان داده‌اند که دارودرمانی تأثیرسریع‌تری نسبت به رفتار درمانی دارد. در پژوهشی مشخص شد که حدود 40 تا 50 درصد بیماران وسواس فکری و عملی کاهش معنی‌داری در علائم بعد از 12 هفته مصرف داروهای مهار کننده بازجذب سروتونین نشان می‌دهند. برخلاف رفتاردرمانی شناختی داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین در افسردگی بیماران وسواس فکری و عملی هم مؤثر می‌باشند. چون این داروها ضدافسردگی هم هستند(فوستر و ایسلر، 2001). امابلودی(2000) می‌گوید تنها 50 تا 70 درصد بیماران با اختلال وسواس فکری و عملی با روش دارو درمانی یعنی از طریق دستکاری عملکرد سروتونین در سیستم اعصاب مرکزی به طور معنی‌داری بهبود پیدا می‌کنند و بعضی دیگر از پژوهشگران نظیراستانلی و ترنر معتقدند که تنها 40 تا 60% بیماران به درمان دارویی پاسخ می‌دهند و در بین این بیماران نیز تنها 20 تا 40% کاهش در علائم وجود دارد. به علاوه نرخ بالایی از برگشت مشکل در بین آنهایی که درمان دارویی را قطع می‌کنند مشاهده شده و معمولاً عوارض جانبی نظیر خشکی دهان، نقایص خفیف در حافظه، سردرد، بی‌خوابی یا خواب‌آلودگی مشاهده می‌شود. وجود این مسائل و مشکلات ترکیب درمان‌های دارویی و روان‌شناختی را به عنوان گزینه‌ای برای بهره‌مندی از منافع هر دو روش مطرح می‌سازد. بعضی یافته‌ها در خصوص ترکیب درمان‌های رفتاری و دارویی، افزایش اثراندکی را نشان داده است(فوستر و ایسلر،2001).
در پژوهش آزاد، دلاور و آتش‌پور(1382) در مقایسه‌‌ی شیوه‌های درمان رفتاری و دارویی برکاهش علائم بیماران مبتلا به وسواس فکری و وسواس عملی به این نتیجه رسیدند که درمان‌های رفتاری نسبت به درمان دارویی در کاهش علائم وسواس فکری (0= P) و علائم وسواس عملی (0= P) مؤثرترهستند.
توزنده‌جانی، احدی، آزاد و دلاور(1384) در پژوهشی در خصوص مقایسه‌‌ی اثربخشی روش‌های درمان رفتاری – شناختی، دارویی و ترکیب آنها برروی سه گروه درمانی و یک گروه لیست انتظار به این نتیجه رسیدند که هرکدام از روش‌های درمانی به تنهایی موجب کاهش علائم وسواس، سطح افسردگی، اضطراب، تغییرباورها، افکار ناهشیارانه یا ناسالم و نیز بهبودی نسبی سازگاری اجتماعی بیماران شده است. نتایج مربوط به ترکیب اثرات درمان دارویی و رفتاری – شناختی نسبت به اثربخشی هرکدام از روش‌ها به تنهایی، اثربخشی بیشتری را نشان داده است. در مقایسه‌ی روش درمان رفتاری – شناختی نسبت به روش درمان دارویی نشان داده شده که روش رفتاری شناختی به جز شاخص بهبود افسردگی در سایر شاخص‌ها نسبت به دارودرمانی برتری دارد.
خدایاری فرد و عابدینی (1380) در یک پژوهش موردی برروی چهار بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی توأم با اضطراب و افسردگی روش‌های درمان رفتاری – شناختی را برروی دو نفر و روش‌های رفتاری – شناختی همراه با دارو درمانی را روی دو نفر دیگر اجرا کردند. هردو روش درمانی برروی بیماران مؤثر بود ولی روش رفتاری – شناختی بدون استفاده از درمان دارویی تأثیر درمانی بیشتری داشت.
دیمال و همکاران، 1996 ، در بررسی خود در خصوص درمان اختلال وسواس فکری و عملی دریافتند مراجعانی که از رفتار درمانی شناختی استفاده کرده بودند پس از درمان بهبودی خود را بیشتر از افرادی که فقط تحت درمان دارویی قرارداشتند حفظ کردند. همچنین کوزاک لایبوویتز و فوآ،2000، با مطالعه‌ی 61 بیمار دارای اختلال وسواس فکری و عملی دریافتند که درمان رفتاری – شناختی نسبت به درمان ترکیبی رفتاری – شناختی همراه با درمان دارویی منجر به بهبودی سریع‌تر و بازگشت کمتر در بیماران مبتلا به این بیماری می‌شود(به نقل از خدایاری فرد و عابدینی، 1380).
همچنین در پژوهش صبوری، مهریار و قریب(1377) به منظور بررسی کارآمدی درمان رفتاری – شناختی، دارو درمانی و ترکیب آنها در درمان اختلال وسواس فکری و عملی برروی 16 بیمار مبتلا به اختلال وسواس شستشو نتایج حاکی از این است که درمان ترکیبی و درمان رفتاری – شناختی در کاهش علائم وسواس و اضطراب، خلق افسرده و کاهش افکار و نگرانی ناسالم بیماران تأثیر داشته و از شدت آنها کاسته است. و درمان ترکیبی نسبت به درمان با کلومی‌پرامین مؤثرتربوده اما تفاوت چشمگیری درمقایسه با درمان رفتاری – شناختی نداشته است.
2-3-4 درمان فراشناختی


دیدگاهتان را بنویسید