دانلود پایان نامه

468 هـ) از مفسرین مشهور اهل سنت است که در ذیل آیه شریفه ولایت می‌نویسد:
روایاتی که از ابن عباس در مورد این آیه شریفه رسیده، اختلاف دارند مانند روایت عوفی که می‌گوید این آیه در مورد عبدالله بن أُبّی هنگامی که سرپرست یهود شد و همچنین عباده بن صامت هنگامی که از یهود تبرئه جُست و گفت از پیمان بنی قریظه به خداوند پناه می برم و خدا و رسولش و مؤمنین ولیّ من هستند.193
از جابربن عبدالله نقل می‌کند: یهود از هرکس که از آنها مسلمان می‌شود دوری می‌گزینند و با آنها نمی‌نشینند، پس عبدالله بن سنان گفت: یا رسول الله( قوم ما، ما را خارج کردند و قسم خوردند که با ما نشست و برخاست نکنند و همچنین ما نمی‌توانیم با اصحاب شما رفت و آمد برقرار کنیم چون از ما دور هستند؛ در این هنگام آیه نازل شد و فرمود: به خدا و پیامبر و مؤمنین به عنوان ولی، راضی شدیم، بنابراین آیه معنای عامی دارد که به همه مؤمنین اطلاق می‌شود و هر مؤمنی ولی مؤمن دیگر است.
سپس تمام کردن نماز با تمام فروعاتش و بجا آوردن آن در اول وقت را تفسیر «والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصلاه» بعد از آن در مورد جملۀ «و هم راکعون» می‌گوید به معنای عبادت در شب و روز است و رکوع را به صورت مفرد آورده به جهت تشریف و عظمت آن است.
مراغی در مورد شأن نزول آیه می گوید: اول: شأن عام که هر مؤمنی که نماز را بجا آورد و زکات بدهد را شامل می‌شود. و دوم: شأن فرد خاصی که برای آن روایاتی می‌آورد.194
ایشان روایتی را از ابن عباس از عکرمه نقل می‌کند که آیه در شأن ابوبکر است و نیز روایتی را از عطاء نقل می‌کند که در شأن علی بن ابیطالب( است و بعد ذیل همین روایت، عبدالله ابن سلام می‌گوید: یا رسول الله(، ما مشاهده کردیم علی ابن ابیطالب( را در حالی که در رکوع بود، انگشترش را به نیازمند هبه کرد، پس ما او را ولی خود قرار دادیم.195
ابوذر می‌گوید: روزی از روزها نماز ظهر خودم را با پیامبر ( اقامه کردم، در این هنگام نیازمندی وارد مسجد شد و درخواست کمک نمود ولی هیچ‌کس به او کمک نکرد در این حال فرد نیازمند دستان خود را به آسمان بالا برد و گفت خدایا شاهد باش که در مسجد پیامبر تو درخواست کمک کردم ولی کسی کمک نکرد، در این هنگام علی بن ابی‌طالب ( در رکوع نماز بود به انگشت کوچک دست راستش اشاره کرد و نیازمند انگشتر را از آن برد و این مورد مشاهده رسول الله بود، سپس پیامبر دست به دعا برد و فرمود: خدایا برادرم موسی از تو درخواست کرد سپس فرمودی «رب اشرح لی صدری»196 تا آخر آیات و قرآن ناطق بر او نازل نمودی، خدایا محمد رسول توست شرح صدر به او بده و وزیری از اهلش برای او قرار بده و به وسیله علی پشت مرا محکم کن. پس ابوذر گفت: به خدا قسم کلام پیامبر تمام نشده بود که آیه ولایت نازل شد.197
واحدی روایاتی از قول مجاهد، السدی، عتبه بن ابی حکیم با همین مضمون نقل می‌کند.
ولی در نهایت واحدی شأن نزول آیه را برای عموم مؤمنین می‌گیرد که علی ( یکی از مصادیق آن است. 198

نظر آلوسی در روح المعانی
شهاب الدین آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت در ذیل آیه شریفه‌ی ولایت بحث مفصلی نموده و در قسمتی از بحث درصدد پاسخگویی به ادعای علمای شیعه مبنی بر دلالت آیه بر امامت امیرالمؤمنین علی ( برآمده است.
ایشان ابتدا به تفسیر ولیّ پرداخته و می نویسد: نباید هرکس را به عنوان ولی اتخاذ کنید بلکه ولیّ شاهد خداوند متعال، رسول ایشان و مؤمنین هستند و می‌افزاید که: ولایت در اصل ولایت پروردگار عزوّجل است و ولایت پیغمبر و مؤمنین تبعی هستند.199 سپس می‌گوید ولایت حصر در خداوند است و ولایت دیگران از باب اسناد آن به «الّذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکوه» بدل از موصول است.
شأن نزول آیه را در مورد حضرت علی ( دانسته و می‌گوید کمال رغبت و احسان و سرعت در دادن خیرات همانند علی ( باشد و برای تأیید سخن خود روایتی را از ابن عباس می‌آورد200 که ما در ذیل نظرات دیگر اهل سنت آورده‌ایم.
سپس دلیل علمای شیعه مبنی بر دلالت آیه بر ولایت بلافصل امیرالمؤمنین ( آورده و آن را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد که به طور خلاصه بدین شرح است:
1- این دلیل شیعه همانطوری که امامت قبل از حضرت علی ( (متقدمین) را نفی می‌کرد به همین دلیل امامت دوازده گانه بعد از حضرت علی ( نیز نفی می‌شود و می‌گوید این دلیل به ضرر شیعه است.
2- ما اجماعی که ثابت می‌کند که آیه فقط در شأن حضرت علی ( نازل شده را قبول نداریم زیرا از امام باقر ( نقل شده که در حق مهاجرین و انصار نازل شده و علی(( جزء آنان است.201 و این مطلب با جمع که در روایت آمده است موافق‌تر خواهد بود.
3- مراد از ولی را به معنای “سرپرست امور و دارای حق تصرف” نمی‌دانیم بلکه آن را به معنای نصرت و تقویت قلوب مؤمنین و ازاله ترس از دل آنها و این قرینه قوی بر معنای ولی است.
4- کلمه «إنّما» مفید حصر است ولی مقتضی این معنا آن است که احتمال نزاع و درگیری در مورد امامت و ولایت در آن زمان باشد، حال اینکه در آن زمان چنین نزاعی وجود نداشته بلکه در مورد یاری و محبت است. 202
5- اگر قول شیعه را بپذیریم، لفظ جمع عام است یا حداقل مساوی عام است و مفاد آیه حصر ولایت در عموم مردان که متعدد هستند و حضرت امیر ( یکی از آنهاست و حمل عام بر خاص، خلاف اصل است و عمل به این خلاف نیازمند ضرورت است که نسبت ولی اگر در پاسخ گفته شود؛ در اینجا ضرورت متحقق شده است زیرا تصدّق در حال رکوع از هیچ کس به جز حضرت امیر ( واقع نشده است ولی ایشان پاسخ می‌دهد
آیه نص در تصدق خاص درهنگام رکوع مصطلح متشرعه و علمای فقه نیست بلکه رکوع به معنای خشوع و تذلل است.203
آلوسی سپس روایات دیگر را می‌آورد تا مدعای خود را ثابت کند و باز متعرض قول شیعه شده و پاسخ می‌دهد ولی ما به دلیل اختصار آنها را نیاورده‌ایم ولی پاسخ به استدلال ایشان در ضمن تبیین آیه از دیدگاه مفسرین شیعه و همچنین در جمع‌بندی گفتار خواهد آمد. ان شاءالله.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد با موضوعزنجیره تأمین، مدیریت منابع انسانی، سودآوری

ب) تبیین آیه ولایت از دیدگاه مفسرین شیعه
نظر علامه طبرسی در مجمع البیان
طبرسی از مفسرین مشهور شیعه در قرن ششم متوفی 548 ق است که کتاب شریف تفسیر مجمع البیان از آثار گرانبهای وی محسوب می‌شود. ایشان در چهار قسمت لغوی، اعراب شأن نزول و معنی آیه به تفسیر آن می‌پردازد:
ایشان «ولی» را از لحاظ لغوی به معنای یاری کردن و همچنین کسی که مسئولیت تدبیر یک امری را بر عهده می‌گیرد مانند زمانی که گفته می‌شود فلانی ولیّ فلان زن است که همسر اوست.204
ولی در اعراب آن به واژه «إنّما» اشاره نموده و می‌گوید به معنای ثابت کننده یک چیز برای همان فرد و نفی غیر آن به طور نمونه در «إنّما السخاء حاتم» اراده نفی سخاء و بخشی از غیر حاتم طائی را اراده کرده است.205
علامه در ذیل شأن نزول آن سلسله سند مفصلی را از ابن عباس از پیامبر( نقل می‌کند: مردی به سمت ما آمد در حالی که صورت خود را با عمامه پوشانده بود، ابن عباس می‌گوید به او گفتم: شما را به خدا قسم تو چه کسی هستی؟ آن مرد عمامه خود را از روی صورت برداشت و ندا کرد: ای مردم اگر مرا می‌شناسید، پس می‌شناسید و اگر مرا نمی‌شناسید، خودم را معرفی می‌کنم: من جندب ابن جنادله بدری، ابوذر غفاری هستم، پیامبر را با همین دو گوشم شنیدم و با همین دو چشمم دیدم که اگر چنین نبود، گوشهایم کر و چشمهایم کور شود، مورد رهبر خوبان، قاتل کفار، هر که او را یاری کند پیروز است و هرکس او خوار کند خوار شود، من روزی از روزها در خدمت رسول الله( نماز ظهر را اقامه کردم در این هنگام گدا و سائلی در مسجد درخواست کمک کرد ولی کسی به وی نداد، پس آن نیازمند دستان خود را به آسمان بالا برد و گفت: خدایا تو شاهد باش که در مسجد پیامبر تو اظهار نیاز کردم ولی کسی چیزی نداد، در این هنگام حضرت علی ( در حال رکوع نماز بود پس با انگشت کوچک دست راست که در آن انگشتر بود، به وی اشاره کرد و علی آن را به آن نیازمند داد و این عمل در جلوی چشمان پیامبر ( بود. رسول خدا ( پس از نماز دستان خود را به آسمان بالا برد و فرمود: برادرم موسی از شما درخواست کرد و گفت: «رب اشرح لی صدری و یسّرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی و اجعل لی وزیراً من اهلی هارون اخی اشدد به أزری و أشرکه فی امری»206 پس بر او قرآن ناطق نازل نمودی “سنشدّ عضدک بأخیک و نجعل لکما سلطاناً فلا یصلون ألیکما” ما به وسیله برادر به تو کمک می‌کنیم و برای شما قدرت و سلطانی قرار می‌دهیم که به شما نرسند. ابوذر گفت: به خدا قسم هنوز آیه تمام نشده بود که جبرئیل نازل گشته و آیه ولایت را نازل فرمود.207
مفسر مشهور شیعه در ادامه روایت دیگری را با همین مضمون نقل می‌کند که شأن نزول آیه را برای امیرالمؤمنین علی ( می‌داند و در ذیل یکی از روایات شعر زیبایی از حسّان بن ثابت نقل می‌کند که می‌گوید:
ابا حسن تفد یک نفسی و مهجتی و کل بطیء فی الهدی و مسارع
ایذهب مدحبک المحبر ضائعاً و ما المدح فی جنب الاله بضائع
فأنت الّذی اعطیت إذ کنت راکعاً زکاه فدتک النفس یا خبر راکع
فأنزل فیک الله خیر و لا یسر و ثبتها مثنی کتاب الشرائع208
یعنی:
«ای اباالحسن، جان من و جان هرکس که به کندی یا شتاب، در راه هدایت است فدای تو باد.»
«آیا این مدح دلنشین من درباره‌ی تو تباه نمی‌شود؟! نه، هرگز، مدحی که در کنار مدح خداست، تباه شدنی نیست.»
«تویی که در حال رکوع انگشتری خود را بخشیدی، جان به قربانت، ای بهترین رکوع کنندگان».
«خداوند بهترین آیات ولایت را درباره‌ی تو نازل و کتاب آسمانی خدا آن را ثبت کرد.»209
علامه طبرسی پس از نقل شأن نزول به معنی آیه پرداخته و می‌گوید: در این آیه شریفه ولایت بر خلق و قیام به امور آنها که اطاعت از آن واجب را در خداوند و رسولش و مؤمنین منحصر کرده ولی مؤمنین با وصف «یؤتون» مقید کرده است، بنابراین آیه دلالت بر امامت علی ابن ابیطالب ( بعد از رسول اکرم ( می‌کند. زیرا اگر واژه «ولیّکم» به معنای أولی بودن در تدبیر امور و وجوب اطاعت از آن باشد و جمله «الّذین آمنوا» علی ( که امامت آن با نص ثابت می‌شود و آن چیزی که دلالت بر تولیت امور مسلمانان می‌کند همان معنایی که اهل لغت پیشتر آنرا گفتیم. و کلمه «إنّما» دلالت بر حصر ولایت در امیرالمؤمنین( به عنوان ولی می‌کند زیرا اگر به معنای محبت در دین باشد فایده ندارد زیرا در محبت بین مؤمنین تخصیصی وجود ندارد و همه مؤمنین در این معنا مشترک هستند.210
آن چیزی که دلالت می‌کند منظور «الّذین آمنوا» همان علی ( است همان روایاتی که از خاصه و عامه نقل شده است که علی( در هنگام رکوع، انگشتر خود را داد و در پاسخ به کسانی که می‌گویند لفظ «الّذین آمنوا» لفظ جمع است و دلالت بر مفرد نمی‌کند، می‌گوییم اهل لغت فراوان است که از مفرد به لفظ جمع یاد می‌کنند و آن هم به دلیل تعظیم و بزرگداشت مقام آن است و این کلام آن قدر مشهور است که نیازی به استدلال ندارد.211
همچنین به اشکال دیگری که می‌گوید «و هم راکعون» عادت آنهاست و به معنای در حال دادن کازت نیست» پاسخ می‌دهد ک
ه: قول «و یقیمون الصلوه» رکوع داخل در آن است در حالی که «و هم راکعون» را حمل بر حالت دادن زکات نکنیم و اگر حمل به آن نکنیم آن کسانی که صفت رکوع دارند، این تکرار غیر مفید است و تأویل مفید نسبت به دوری که مفید نیست اولویت دارد.212
دیگر اینکه دلالت آیه اختصاص ولایت است زیرا که خداوند متعال فرمود: «إنّما ولیکم الله» همه مؤمنین را مورد خطاب قرار داد که پیامبر ( داخل در آن خطاب است سپس با قول «و رسوله» نبی (را از این خطاب خارج می‌کند سپس فرمود: «والذین آمنوا» پس واجب است آن کسی که در آیه مورد خطاب واقع شده غیر از آن کسی که ولایت دارد باشد و الاّ مضاف همان مضاف الیه خواهد بود و هرکدام از مؤمنین ولیّ خودش باشد و این محال است.213
ایشان با نقل نظر واحد از تفسیر بسیط که ما پیش تر آن را ذکر کردیم تفسیر آیه را به اتمام رسانده و نتیجه آن این است که این آیه از آیات مهم اثبات کننده ولایت


پاسخی بگذارید