روانشناسی با موضوع تبیین جهانی شدن آموزش عالی

هر چند دانشگاه ها در شکل گیری پدیدۀ جهانی شدن نقش داشته ان، اما خود هم در همین زمینه دچار تحولاتی شده ان. جهانی شدن ضرورت توجه به آموزش عالی رو پررنگ کرده، چون بهره وری و رشد اقتصادی، متأثر از فعالیت های آموزشی و پژوهشی  دانشگاه هاست. پیگیری تحولات جهانی و آزمایش آموزش عالی به خاطر شناسایی روندها و رخدادهای این بخش، گامی مؤثر در آزمایش آموزش عالی ایران به حساب میاد.

اقتصاد

با در نظر گرفتن اینکه جهان الان با آوای اقتصاد جهانی علم – محور و تغییر بنیادی علوم و فنون مثل رایانه های شخصی، انرژی نوری، انرژی های جانشین، بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی همراه و همزاد بوده، یافته های آنی این تحولات بیان کننده اهمیت بیشتر از قبل علم و فناوری منظم می باشه. پس همزمان با پدیدۀ جهانی شدن، ضرورت از این رو به اون رو شدن نهادهای آموزش عالی و تاکید بیشتر بر همکاری های بین المللی دانشگاه ها و موسسه های آموزش عالی به عمل آمده. علاوه بر اون، از این نه هاده ها انتظار می رود که به حذف فاصله بین علم وتأثیرات جهانی شدن بر فناوری پرداخته و هم مبادلات علمی، آموزشی و فرهنگی میان ملل و فرهنگ ها رو تقویت کنن (بازرگان، ۱۳۸۶: ۱۶).

در دهه های گذشته آموزش عالی تحت فشار زیادی واسه پذیرش تغییرات سریع اجتماعی، فناوری، اقتصادی و سیاسی بوده که به وجود اومده توسط تغییرات محیط داخلی و هم اینکه محیط خارجی فراصنعتیه (صباغیان، ۱۳۸۸: ۸۲). در جهان رقابت آمیز امروزی، رقابت هایی واسه دانشگاه ها ایجاد شده که پاسخگویی به این رقابت ها لازمه تغییرات سازمانی و نوآوری در مدیریت دانشگاه هاست که لازمۀ اون باز بودن و جوابگو بودن دانشگاه ها نسبت به تقاضاهای محیط بیرونیه. مرزهای دانشگاه ها به روشای جدید، واسه ارائۀ خدمات و تولیدات به روی جهان بیرون باز شده. در واقع، جهانی شدن آموزش عالی نه فقط یه ضرورت، بلکه پاسخی بر اساس آینده نگریه (ویرا[۲] ۲۰۰۴: ۴۸۴). بنابر این فعالیت های آموزش عالی امروزه بیشتر از هر فعالیت دیگری خصلتی جهانی و بین المللی پیدا کرده پس ضرورت ایجاد رابطه فعال و پویا در همۀ میدون های علمیِ کشور؛ با مجامع علمی جهانی احساس می شه.

اقتصادی

۲-۵ الگوهای آموزش عالی

وجود و چیستی دانشگاه بیشتر از هر چیز به کارکرد این نهاد وابسته. علاوه بر کارکردهای علمی دانشگاه ها، رسالت های اجتماعی و فرهنگی از دیگر کارکردهای دانشگاه هاست. تعامل آموزش عالی و جامعه از زمان های قدیم مود توجه پژوهنگدان حوزۀ آموزش عالی بوده. واقعا وجود دانشگاه تعبیر و وجه فلسفی کارکرد اجتماعی اون هستش. این کارکرد با بهره گیری از ادبیات موجود آموزش عالی به دو بخش کارکرد خارجی و داخلی تقسیم شده و در آخر بر اساس این کارکردها، الگوهای جور واجور دانشگاهی شناسایی می شن.

۲-۵-۱ الگوهای بر اساس کارکرد خارجی

الگوهایی که بر کارکرد خارجی دانشگاه تأکید دارن بر نقش ها و وظایف دانشگاه در سطح کلان و در رابطه با جامعه و محیط دور و بر اون متمرکز شده ان و هر یک شکل خاصی از گره خوردن این نهاد علمی با نیازای فرهنگی و اجتماعی جامعه رو درخشش می دهد. چهار الگوی شناخته شده در این مورد عبارتند از:

۲-۵-۲ الگوی ناپلئونی

این الگو یکی از قدیمی ترین نمونه های استفادۀ دولت از دانشگاه در راه نوسازی جامعه س. دولت با اعمال نظارتی دقیق بر امور مالی و انتصاب مقامات دانشگاه و هم، کاربرد روش های قانونی به خاطر حصول اطمینان از پخش عادلانۀ منابع ملی در سراسر کشور بر این مهم رسید.و دانشگاه ناپلئونی در شکل سنتی خود، اهرم نیرومندیه در تأکید بر هویت یگانۀ ملی که پایه های اون بر اصول برابری و شایسته سالاری قرار داره و خود این اصول رو، مدیریت قوی کشور، تعریف و پشتیبانی می کنه. این الگو علاوه بر فرانسه، در کشورهایی چون اسپانیا و ایتالیا استفاده شده و هم در آرژانتین و خیلی از کشورای فرانسه زبون و آفریقا دیده می شه.(نیو، ۲۳) ریدینگز در اثر خود این الگو رو «دانشگاه خِرد» نامیده س و ریشۀ اون رو در اندیشه های کانت جستجو کرده. کانت دانشگاه رو به شکلی به تصویر کشید که راهبر و گردانندۀ اون عقل باشه. در دید اون خرد چیزیه که واسه دانشگاه (در معنی مدرن نه قرون وسطی) جهانشمولی رو به ارمغان می آورد. کانت با ارائه کردن یه اصل جهانی وحدت بخش به نام خرد، در نوین سازی دانشگاه پیشقدم شد. ایشون گفت عقل بین رشته ها رابطه یا نسبتی رو برقرار می کنه و خود رشتۀ خاص خود رو داره. اون عقیده داره که یکی از کارکردهای دانشگاه تربیت تکنسینا یا افراد کاردان واسه دولته (مرتضوی، ۱۳۷۸: ۳۸۴). با در نظر گرفتن مطالب فوق در مورد الگوی ناپلئونی، می توان کارکرد اساسی دانشگاه رو هویت بخشی به دولت- ملت و کمک به نوسازی جامعه از راه آموزش دونست.

۲-۵-۳ الگوی هومبولتی

الگوی هومبولتی دانشگاه در شروع سدۀ نوزده از نام ویلهلم فن هومبولت گرفته شده، بیشترً به عنوان منشأ دانشگاه های پژوهشی امروز که به پیشبرد مرزهای علم معتقد هستن، تلقی می شه. هومبولت واسه آزادی مقامات ارشد دانشگاهی در دنبال کردن تحقیق های علمی، بدون دخالت دولت، اهمیت خاصی قائل بود و مهمتر اینکه دلیل آوردن می کرد دولت خود باید آزادی آموزش و تعلم رو تضمین کنه. مهم تر از همه، این برداشت از هومبولت بود که دانشگاه وظیفه داره هم آموزش و هم پرورش رو رهبری کنه. (نیو: ۲۱)

از نظر نظری دانشگاه هومبولتی که در درون سنت اروپایی ظهور و بروز پیدا کرده یه نمونه از الگوی کلی تری به نام «دانشگاه فرهنگ» تلقی می شه. این دانشگاه بر روند فرهیختن یا پرورش منش تأکید داره. در عین حال یه نهاد واسطه هم لازمه، نهادی که بتونه روند فرهنگ به جای طبیعت رو تحقق بخشه. شوماخر این نهاد واسطه رو دانشگاه می دونه. به نظر ایشون دانشگاه واسه دولت شهروندان عاقل می پروراند و نه خادمان بهتر. نکتۀ اصلی پرورش منش، آموزش علم به عنوان یه فراینده نه محصول. دو شاخۀ این روند در دانشگاه مدرن عبارتند از: تحقیق و تدریس… در دانشگاه تحقیق و تدریس با هم ترکیب می شن طوری که به زبون شلینگ، پرورشگاه علوم یعنی دانشگاه باید در عین حال نهاد فرهنگ عمومی هم باشه. دانشگاه فرهنگ که به وسیله هومبولت نهادینه شد قانون خود رو از فرهنگ می گیرد که به معنی ترکیب کردن تحقیق و تدریس، روند محصول، تاریخ و عقل، زبون شناسی و نقد، تحقیق تاریخی و تجربۀ زیبایی شناسی و در آخر فرد و نهاده. (مرتضوی، ۱۳۷۸: ۹-۳۸۸)

۲-۵-۴ الگوی دانشگاه بر اساس بازار

سومین الگوی دانشگاه الگوی بر اساس بازاره. بهترین نمایندۀ این الگو نظام های آموزش عالی ایالات متحدۀ آمریکاست. نظام آمریکایی هرچند عمیقاً از فلسفۀ اخلاق هومبولتی متأثره اما سه ویژگی کلی داره که اون رو از همتاهای اروپایی جدا می کنه. اولین ویژگی به علم به درد بخور مربوط می شه. ویژگی دوم پیوندهای نزدیک اون با جامعۀ محلیه و ویژگی سوم، که شایدً قوی ترین منبع جاذبۀ اون در روزگار ما باشه یعنی پیوند اون با اقتصاد کشور.  بیشتر از پنجاه سال پیش، ایالات متحدۀ آمریکا اولین کشوری بود که یه نظام آموزش عالی گسترده رو ساخت (نیو، ۲۱). ریدینگز از این الگو به «دانشگاه بهینه ورز» تعبیر کرده. به باور ایشون نظام جهانی سرمایه داری دیگه نیازمند وجود محتوایی فرهنگی نیس که براساس اون بتونه شهروندان رو کنترل کنه. اون وقت دیگه نه فقط دانشگاه رسالتی واسه انتقال میراث فرهنگی و تأسیس و تحکیم هویت ملی نخواد داشت بلکه ناچار واسه موندگاری و رقابت در دنیای سرمایه، مجبور به اتخاذ روش هاییه که کارایی سیستم رو تضمین کنه. به عبارت دقیق تر در دانشگاه بهینه ورز دانش اندوزی به پنهون شدن می گراید و به جای اون کسب امکانات واسه پردازش اطلاعات هدف می شه. (ذاکر صالحی، ۱۳۸۳: ۲۳)

کنی والاس[۳] (۲۰۰۰) از یکی از مصادیق این الگو به دانشگاه شرکتی[۴] یاد کرده. در این الگو پوسته ای به نام دانشگاه هست اما اعضای هیأت علمی ضمن قرار گرفتن پاره وقت در دانشگاه به عنوان مشاوران مدیریت، سرمایۀ علمی خود رو به طور کاملً در اختیار بنگاهای اقتصادی و صنعتی و خدماتی قرار میدن.(ذاکر صالحی، ۱۳۸۳: ۲۴)

۲-۵-۵ الگوی بریتانیا

چهارمین منبع آموزش عالی بریتانیااست. بیشترً از نظام آموزش عالی بریتانیا به عنوان نمونۀ برجسته ای از نظام دانشگاهی بهره مند از استقلال گستردۀ نهادینه شده یاد می شه. با بهره گرفتن از یه نظام منحصر به فرد تأمین اعتبار، در گذشته ای دور استقلال دانشگاه تضمین شد. دانشگاه های بریتانیا علاوه بر تعالی الهی دانشجویان از نظر دقت در رشد شخصی اونا هم شهره ان و هم فکر اسکان دانشجویان در محوطه های دانشگاه ها به عنوان یه جامعۀ دانشگاهی، اهمیت داشت. دانشجویان در این محوطه ها زندگی می کردن. بریتانیا در دهۀ ۱۹۸۰ به همگانی کردن آموزش عالی پرداخت و مدت ها نظام آموزش عالی این کشور در انحصار آموزش نخبگان جامعه بود. (نیو: ۲۱)

دانشجو

بعضی وقتا از این الگو به آکسفریج تعبیر می شه که اشاره به سنت جا افتادۀ دانشگاه های آکسفورد و کمبریج داره. در این دانشگاه بر اسکان دانشجو در محیط دانشگاه به خاطر کسب جامعه پذیری علمی و شکل گیری شخصیت علمی- اجتماعی تأکید می شه. الگوی بریتانیا در واقع نمونه دیگری از دانشگاه فرهنگ در درون سنت اروپاییه (ذاکر صالحی، ۱۳۸۳: ۲۴)

– Kilminster

-Vaira

 

 

– Wallace

– Corporate University