روانشناسی با موضوع تعهد سازمانی از دیدگاه اسلام

تعهد اسلامی احساس مسئولیت داخلی در قبال انجام وظایف محوله و پی‏آمدهای اون‎هاست که به وجود اومده توسط ایمان و اعتقادات الهیه. به همین دید داشتن فرهنگی اسلامی یه جور تعهد ایجاد می‏کنه که افراد خود رو مجبور به پاسخگویی در قبال دستورهای پروردگار و دین روشن کننده اسلام می‏بیند. جدا از وجود قوانین و مقرارت یا ناظر خارجی به انجام دادن کارا از روی مسئولیت همت می‏گمارد و جلب رضایت حق تعالی رو اولویت تلاش خود قرار می‏دهد و اختیار تفویض شده به خود رو امانت الهی می‏دونه، که باید براساس عهد و پیمانی که پذیرفته س خوب به سر منزل مقصود برسونه (غیاثی ،۱۳۹۰؛).

۲-۳-۳٫ ابعاد تعهد سازمانی

کریس آرجریس در تعریف ابعاد تعهد به دو نوع تعهد اشاره می‏کنه:

تعهد داخلی:  این تعهد از درون نشأت می‏گیرد. یعنی افراد، بنا به انگیزه‏های داخلی به سازمان معتقد می‏شه و در تعیین فعالیت‏های سازمانی خودشون نقش زیادی دارن و به دلیل دخالت در تعیین فعالیت‏های سازمان، یه تعهد داخلی در اون‏ها واسه انجام کار ایجاد می‏شه.

تعهد خارجی: یه توافق قراردادی میان سازمان و کارکنانه، طوری که شرایط کاری، اهداف و رفتارای اونا از طرف سازمان تعیین و از کارکنان انتظار می‏رود که فعالیت‏های سازمان به راه مطلوب بکنن. تعهد خارجی به خاطر این مهم تلقی می‏شه که کارکنان از خود اختیار نداشته چون که امورات سازمان از قبل مشخص شده و فرد به این تصمیمات و وظایف محوله، پایبنده (رنجبریان،۱۳۷۵).

توافق

 

درمورد ابعاد تعهد سازمانی تقریباً نظریه های مشترکی هست. خیلی از تحقیقات بر ابعاد عاطفی و دائمی بودن اون تأکید دارن و بعضی از تحقیقات بعد هنجارهای تکلیفی رو هم به اون اضافه کرده‏ان. این سه بعد در تحقیقات کاربردی مختلفی مورد استفاده قرار گرفته (می یر و آلن، ۱۹۸۴). در ادامه به توضیح  هر کدوم  پرداخته می‏شه.

۲-۳-۳-۱٫ تعهد عاطفی

تعهد عاطفی رو به عنوان وابستگی عاطفی فرد به سازمان و تعیین هویت شدن از راه اون تعریف می‏‏شه. فرد در مسئولیت‏ها مشارکت داوطلبانه داره و از عضویت خود در سازمان لذت می‏برد. تعهد عاطفی شامل سه جنبه می‎شه:

الف- شکلی از وابستگی عاطفی به سازمان

ب- تمایل فرد واسه تعیین هویت شدن از راه سازمان

ج- و میل به ادامه فعالیت در سازمان (غیاثی ،۱۳۹۰؛).

آلن و می‏یر (۱۹۹۰) فکر می کنند که یه فرد وقتی در خود وابستگی عاطفی نسبت به سازمان احساس می کنه که اهداف سازمانی رو اهداف خود بدونه و راضی شه که سازمان رو در راه رسیدن به اهدافش کمک کنه. هم‏اینجور اون‏ها توضیح می‏بدن که تعیین هویت شدن فرد از راه سازمان رخ می‏دهد که ارزش‎های فردی افراد با ارزش‏های سازمانی موافق بوده و فرد قادر باشه که ارزش‏های سازمانی رو در خود داخلی سازه. مطمئنا در این تعیین هویت شدن از راه سازمان یه رابطه روانشناسانه هست و فرد به خاطر تعیین هویت شدن از راه سازمان در خود یه نوع احساس غرور می‏کنه.