مقایسه راهبرد های مقابله ای معلمین زن و مرد آموزشگاه های ابتدایی شهرستان بهاباد و ارتباط آن با سلامت روان- قسمت ۷

فایل های دانشگاهی

مکانیسم ها و سبک های دفاعی سازش یافته با پیامدهای سلامت جسمانی و روانی در ارتباط قرار می گیرد(۹،۸) و مکانیسم ها و سبک های دفاعی سازش نایافته با بسیاری از شاخص های منفی سلامت مانند اختلال های شخصیت و افسردگی مرتبط اند. مکانیسم های دفاعی که مسئولیت محافظت از« من» را در مواجهه با شکل های مختلف اضطراب بر عهده دارند، برحسب نوع کنش وری ممکن است بهنجار یا نابهنجار و کارآمد یا ناکارآمد باشد. اندرو و همکاران بر اساس طبقه بندی سلسله مراتبی زیلنت در مورد مکانیسم های دفاعی ، ۲۰ مکانیسم را به سه سبک دفاعی رشد یافته، رشد نایافته و نوروتیک تقسیم کرده اند(۱۱،۱۰).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
مکانیسم های دفاعی رشد یافته به منزله شیوه های مواجهه انطباقی، بهنجار و کارآمد محسوب می شوند در حالی که مکانیسم های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته، شیوه های مواجهه غیر انطباقی و ناکارآمد محسوب می شوند.
مکانیزم های دفاعی فرایند خودکار روان شناختی است که در مقابل اضطراب و آگاهی از عوامل فشار زا و خطرات درونی و بیرونی از فرد حمایت می کنند. مکانیزم های دفاعی بین واکنش فرد به تعارض های هیجانی و عوامل فشارزای بیرونی ، نقش میانجی را دارند (۱۲).
بشارت ، پژوهشی با موضوع نارسایی هیجانی و سبک های دفاعی انجام داده است که نتایج این پزوهش نشان داده است که نارسایی هیجانی و مولفه های آن با سبک دفاعی رشد یافته رابطه منفی معنا دار و با سبک های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته رابطه مثبت معنی دار دارند(۱۲).
نوری ، در سال ۱۳۸۵ پژوهشی با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی با مکانیسم های دفاعی و هوش عمومی انجام داده است که نتایج این پژوهش نشان داده است که هوش هیجانی با مکانیسم های دفاعی رشد یافته همبستگی مثبت معنی دار و با مکانیسم های دفاعی رشد نایافته همبستگی منفی معنی دار دارد ( ۱۳).
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
شاه محمدی تحقیقی با عنوان بررسی تاثیر بین فرایندهای خود شناسی، سبک های دفاعی و استرس بر سلامت در سال ۱۳۸۵ انجام داده است که نتایج این تحقیق نشان می دهد که فرایندهای خودشناسی می توانند بیماری، سرزندگی و سبک های دفاعی سالم و ناسالم را پیش بینی کنند.
غضنفری و همکاران، تحقیقی با موضوع بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد انجام داده است که نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد(۱۰ ، ۱۱).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
حمیدی و شیرازی مطلق (۲۰۱۰) تحقیقی با عنوان رابطه بین باورها و مکانیسم های دفاعی در افراد وسواسی و عادی انجام داده اند که نتایج این تحقیق نشان می دهد که افراد وسواس برای کاهش اضطراب و حفظ من با شدت بیشتری از مکانیزم های دفاعی استفاده می کنند (۱۷).
وایس و همکارانش در یک مطالعه مقدماتی در مورد بیماران مبتلا به افسردگی نشان دادند که نارسایی های هیجانی با سبک دفاعی رشد نایافتگی رابطه مثبت دارد و با سبک دفاعی رشد یافته رابطه منفی دارد و با سبک نوروتیک رابطه ای نداشت (۱۴). یافته هایی مشابه نیز، توسط پارکر در جمعیت عمومی گزارش شده است (۱۴،۱۲).
کران ول ،(۱۹۹۰) ؛ به نقل از آقا یوسفی،( ۱۳۷۹) درپژوهشهای متعدد نشان دادهاند که افراد برای مبارزه با بیشتر رویدادهای تنیدگی زا از هر شیوهی مقابله ای استفاده میکنند. البته، برتری ورجحان یکی از دو شیوهی مقابله به صورت استوار از نوع رویدادهای تنیدگی زا بر دیگری تاثیرمیپذیرد. مشکلات و مسایل مربوط به کار و خانواده، فعالیت مقابله مسئله مدار را آشکار میسازد، در حالی که مشکلات و مسایل مربوط به سلامت و بهداشت روانی فعالیت مقابلهای هیجان محور را آشکار می کنند.
بیلینگزو موس،( ۱۹۸۴) در برخی مطالعات نیز نشان دادهاند، افرادی که راهبردهای مشکل مدار را فعالانه به کار می بندند، چه بلافاصله پس از رویداد تنیدگیزا و چه مدتها پس از آن، سطوح کمتری از افسردگی و اضطراب را نشان میدهند
بیلینگز و موس ( ۱۹۸۴) طی مطالعهای دریافتند که مقابله های متمرکز بر مسئله ی
(مشکل محور)راهبردهای مقابله فردی مؤثرند که با نشانه های پریشانی رابطه ی منفی دارند.
ویتالیانو و همکاران ( ۱۹۸۵ ) دریافتند که افسردگی با تفکر آرزویی رابطه ای مثبت و با مقابل ی مشکل دار رابطه ی منفی دارد.
گرین گلاس (۱۹۸۸) در طی مطالعه ای گزارش داد که مقابله متمرکز بر مشکل با اضطراب شغلی رابطه ی منفی دارد. همچنین، بین مقابله پیشگیرانه با اضطراب شغلی رابطه ی منفی معنی داری وجود دارد و کسانی که از مقابله پیشگیرانه بیشتر استفاده میکنند، از اضطراب شغلی پایین تری برخوردارند.
همچنین، نتایج پژوهشهای انجام شده از جمله پژوهشهای اسراییل و همکاران(۱۹۸۹) بیانگر آن است که کنترل ادراک شده به عنوان یک وجه ضروری از مقابله های متمرکز بر مسئله با سطح پایین استرس و تندرستی کارگران رابطه دارد.
اشمیتز (۱۹۹۲) در بررسی رابطه ی شخصیت، مقابله و بیماری دریافت که ریخت های رفتاری مقابله ای از یک سو با ابعاد اساسی شخصیت(مثل روان آزردگی گرایی، برونگرایی، روانگسستگی گرایی و ذهن باز در مقابل ذهن بسته) همبستگی دارند و از دیگر سو، با شکایات گوناگون بیماریهای روان تنی همبسته هستند
رابنیز و تانک (۱۹۹۲ ) طی مطالعه ای نشان دادهاند که بین راه های مقابله مبتنی بر بازخوردهای حفاظتی با افسردگی ارتباط منفی وجود دارد
گرین گلاس ( ۱۹۹۳ ) نشان داد که کنار آمدن هیجانی مانند افکار آرزومندانه و خودسرزنشی رابطه ای مثبت با پریشانی های روانشناختی مانند اضطراب شغلی و افسردگی دارد و همچنین، رابطه ی منفی با رضایت شغلی دارد.

در ایران نیز مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته است؛ از جمله، آقایوسفی و همکاران (۱۳۷۹) در مطالعهای نشان دادند که افسردگی متأثر از عوامل عمیق شخصیت و سپس عوامل سطحی و راه های مقابله ای است.(( مقابله درمانگری )) به عنوان یک فن ابداعی نه تنها مانند(( تنش زدایی تدریجی)) افسردگی را کاهش میدهد بلکه از میزان اضطراب نیز در حد قابل توجهی می کاهد.
شکری و همکاران ( ۱۳۸۳ ) طی مطالعهای به این نتایج دست یافتند که بین سبک مقابله ای مسئله مدار و هیجان مدار با سلامت روانی رابطه ای معنی دار وجود دارد در حالیکه میان سبک مقابلهی اجتنابی و سلامت روانی رابطه ای وجود ندارد
محمدی ( ۱۳۸۵ ) در مطالعه ی خود به این نتیجه دست یافت که دبیران مرد ایرانی و هندی در مقایسه با دبیران زن ایرانی و هندی بیشتر از ساز وکار مقابلهای مسئله مدار بهرهگیری می کنند دبیران زن ایرانی در مقایسه با دبیران زن هندی از ساز و کار مقابله ای هیجان مدار بیشتر بهره گیری میکنند و دبیران مرد ایرانی در مقایسه با دبیران زن ایرانی از افسردگی شغلی بیشتری برخوردارند.
صادقی موحد و همکاران ( ۱۳۸۷ ) نیز در بررسی تأثیر آموزش مهارتهای مقابلهای بر سلامت روانی دانشجویان نشان دادهاند که آموزش مهارتهای مقابله ای بر کاهش علایم اختلال روانی بویژه نشانه های جسمانی و اضطراب دانشجویان مؤثر بوده است، اما در کاهش میزان افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی معنی دار نبوده است
غضنفری و قدم پور ( ۱۳۸۷ ) طی مطالعهای نشان دادند که بین راهبردهای مقابلهای با سلامت روانی رابطه ای معنی دار وجود دارد
فیروزه غضنفری و همکاران در سال ۲۰۰۸ به بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد پرداختند که بین استفاده از راهبرد مساله مدار و خرده سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد این امر نشان می دهد که هر چه فرد راهبرد مقابله مساله مدار را بیشتر به کار برد از سلامت بالاتری برخوردار است و بالعکس راهبرد هیجان مداری سبب افزایش علائم جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی می شود همچنین نتایج نشان داد که راهبردهای مقابله ای مساله مدار و هیجان مدار به طور متفاوتی واریانس متغیرهای اضطراب، آسیب جسمانی، افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی که ازمؤلفه های سلامت روانی هستند را به صورت معناداری تبیین می کنند
بحث: به طور کلی نتایج نشان می دهد که بهداشت روانی افراد در زمینه های جسمانی، روانی و اجتماعی تحت تاثیر شیوه مقابله فرد با مسائل قرار می گیرد . شیوه هیجان مدار در کاهش بهداشت روانی و شیوه مساله مدار در افزایش آن نقش دارد.
پیشینه عملیاتی تحقیق:
سلامت روانی
فصل سوم
روش شناختی تحقیق
مقدمه
تحقیق در لغت به معنای درست کردن، رسیدن، پرسیدن، پژوهیدن، پژوهش، رسیدگی، بررسی، مطالعه واقعیت و حقیقت می باشد. به طور کلی می توان گفت تحقیق یعنی به کنه مطلب رسیدن و حقیقت و واقعیت چیزی را به دست آوردن. هدف تحقیق پدیدار ساختن چگونگی پدیده هاست منظور از اجرای هر تحقیق در تعلیم و تربیت یافتن یا کشف حقیقت یا مجهول یا تایید موضوع یا قضیه پذیرفته شده است هدف از تحقیق علمی آن است که همراه با دلایل و شواهد عینی اتفاق نظر را بر انگیزد و درستی یا نادرستی یک یا چند قضیه یا فرضیه درباره چگونگی پدیده ها را بسنجد. (کریم زاده، ۱۳۸۵ ص۲۷).
روش تحقیق
روش تحقیق شیوه ای است که محقق انتخاب می کند تا هر چه سهل تر و سریعتر به پاسخ سولات پژوهش دست یابد انتخاب روش بستگی به ماهیت موضوع پژوهش، هدف ها و امکانات اجرای آن دارد. (طباطبایی، ۱۳۸۷ ص۶۰).
پژوهش حاضر از نوع تجربی و توصیفی،کاربردی استفاده می شود.
جامعه، نمونه و روش نمونه گیری
یک جامعه آماری عبارتند از مجموعه افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشد. (کریم زاده، ۱۳۸۵ ص۶۲). منظور از نمونه عبارتند از انتخاب تعدادی از افراد، حوادث، اشیاء از یک جامعه تعریف شده به عنوان نماینده آن جامعه می باشد. (دلاور، ۱۳۸۶ ص۹۰).
در ابتدا کلیه معلمان ابتدایی شهرستان بهابادکه تعدادشان ۹۰ نفر در سال ۱۳۹۳ در نظر گرفته شدند. که از
میان آنها ۸۹ نفر به پرسش نامه جواب دادندوانتخاب گردیدند.
روش گردآوری تحقیق:
مقیاس سلامت عمومی روان ۲۸ سوالی GHQ :
پرسشنامه سلامت عمومی ۲۸ سوالی یک پرسشنامه سرندی مبتنی بر روش خود گزارش دهی است که در مجموعه های بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند مورد استفاده قرار می گیرد (گلدبرگ ۱۹۷۲ به نقل از سراجی ۸۱) در این پرسشنامه به دو طبقه اصلی از پدیده ها توجه می شود: ناتوانی فرد در برخورداری از یک کنش ورزی ” سالم ” و “بروز پدیده های جدید با ماهیت معلول کننده” . در حال حاضر این نکته آشکار شده است که پاره ای از سطوح نشانه های مرضی را می توان بوسیله مصاحبه های استاندارد شده روان پزشکی, تشخیص داد اما پائین تر از سطح معینی احتمال قرار گرفتن اختلال در سطح زیر آستانه ای و عدم تشخیص آن وجود دارد. پرسشنامه سلامت عمومی را می توان بعنوان مجموعه پرسشهایی در نظر گرفت که از پائین ترین سطوح نشانه های مشترک مرضی که در اختلال های مختلف روانی وجود دارند تشکیل شده است. و بدین ترتیب می تواند بیماران روانی را به عنوان یک طبقه کلی از افرادی که خود را سالم می پندارند متمایز کند. بنابراین هدف این پرسشنامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماریهای روانی نیست ، بلکه منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماری روانی و سلامت است. فرم ۲۸ ماده ای پرسشنامه عمومی دارای این مزیت است که برای تمام افراد جامعه طراحی شده است این پرسشنامه به عنوان یک ابزار ” سرندی ” می تواند احتمال وجود یک اختلال روانی را در فرد تعیین کند. در حال حاضر با اجرای این پرسشنامه توانسته اند به گستره وسیعی از نتایج در جمعیتهای مختلف دست یابند . این پرسشنامه دارای چهار زیر مقیاس است. نشانه های بدنی , اضطراب , اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی . از مجموعه نمرات نیز یک نمره کلی بدست می آید. ضمنا وجود چهار زیر مقیاس براساس تحلیل آماری پاسخها ( تحلیل عاملی) ثابت شده است.
زیر مقیاس اول (A)، شامل مواردی درباره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنهاست و نشانه های بدنی را در بر می گیرد . این زیر مقیاس , دریافتهای حسی بدن را که اغلب با انگیختگی های هیجان همرامند ارزشیابی می کند. مواد این زیر مقیاس در پرسشنامه با حرف A مشخص شده اند.
پرسشهای زیر مقیاس دوم ( B )، شامل مواردی است که با اضطراب و بی خوابی مرتبطند. هفت ماده مربوط به این زیر مقیاس در پرسشنامه با حرف B مشخص شده اند.
زیر مقیاس سوم ( C) گستره توانایی افراد را در مقابله با خواسته های حرفه ای و مسائل زندگی روزمره می سنجد و احساسات آ نها را درباره چگونگی کنار آمدن با موقعیتهای متداول زندگی آشکار می کند, هفت ماده مربوط به این زیر مقیاس در پرسشنامه با حرف C متمایز شده اند.
و بالاخره چهارمین زیر مقیاس در برگیرنده مواردی است که با افسردگی وخیم و گرایش مشخص به خودکشی مرتبطند و هفت ماده متمایز کننده آن در پرسشنامه با حرف D مشخص شده اند . نمره کلی هر فرد از حاصل جمع نمرات چهار زیرمقیاس به دست می آید
پرسشنامه راهبردهای مقابله ای:
این پرسشنامه بر مبنای نظریه لازاروس – فولکمن در مورد تنیدگی بنا شده است . به نظر آنها تفسیر و برآورد ما از رویدادها اهمیت بیشتری از خود رویدادها دارد. آنها معتقدند که ادراک فرد از موقعیت هاست که تنیدگی و شدت آنرا تعیین میکند بر این اساس پرسشنامه ای مشتمل بر۶۶ گویه طراحی شد. نمونه ای که مقیاسهای مقابله ای از آن استخراج شد متشکل از ۷۵ زوج-سفید پوست از طبقه متوسط و متوسط بالا بودند که حداقل با یک کودک در هر خانه زندگی می کردند. تحلیل عاملی نهایتا بروی ۷۵۰ مشاهده صورت گرفت و منجر به استخراج ۸ مقیاس ذیل شد.(لازاروس و فولکمن ۱۹۸۴ به نقل از آقا یوسفی)
۱-مقابله رویا رویگری: توصیف کننده تلاشهای پرخاشگرانه جهت تغییر موقعیت بود و درجاتی از خصومت و خطر طلبی را ارائه میدهد.
۲- دوری جویی : توصیف کننده تلاشهای شناختی برای جدا کردن خویش و به حداقل رسانیدن اهمیت موقعیت است.
۳- خویشتن داری : توصیف کننده تلاشهایی است که احساسات و اعمال فرد را تنظیم میکند.
۴- جستجوی حمایت اجتماعی : توصیف کننده تلاشهایی که در جستجوی حمایت اطلاعاتی و هیجانی هستند.
۵- مسئولیت پذیری : توصیف کننده پذیرش نقش خویش در مشکل است که همواره با تلاش در جهت قراردادن هر چیزی بجای درست همراه است.
۶- گریز و اجتناب : توصیف کننده تفکر آرزویی و تلاشهای رفتاری جهت گریز و اجتناب از مشکل است .
۷- حل مدیرانه مساله : توصیف کننده تلاشهای اندیشمندانه مشکل مدار جهت تغییر موقعیت است.
۸- باز برآورد مثبت : توصیف کننده تلاشهایی است که با تمرکز بر رشد شخصی معنای مثبت می آفریند این مقیاس معنای مذهبی دارد.
نمره گذاری این پرسشنامه به دو روش خام و نسبی صورت می گیرد. نمرات خام توصیف کننده تلاش مقابله ای برای هر یک از هشت نوع مقابله است و مجموع پاسخهای آزمودنی به مواد تشکیل دهنده مقیاس می باشد . نمرات نسبی ، نسبت تلاشی که در هرنوع مقابله صورت گرفته را توصیف می کند. در هر دو روش نمره گذاری ، افراد به هر ماده روی یک مقیاس چهار گزینه ای لیکرت پاسخ میدهند که بسامد هر راهبرد را به این شکل نشان می دهد : صفر نشانگر “بکار نبردم “، یک نشانگر”خیلی کم بکار بردم ” ، دو نشانگر “تا حدی بکار بردم ” و سه نشانگر “به مقدار زیاد بکار بردم “است.
اعتبار پرسشنامه ازطریق آزمایش ثبات درونی اندازه های مقابله ای که به وسیله ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده است مناسب تشخیص داده شده . آلدوین وریونسون نیز پرسشنامه تجدید نظر شده راه های مقابله ای را تحلیل عملی کرده و اعتبار آن را تایید کرده اند.(به نقل از آقا یوسفی۱۳۸۰)
از آنجا که راهبردهای توصیف شده ،راهبردهایی هستند که افراد گزارش کرده اند که در مقابله با خواستهای موقعیتهای تنیدگی زا آنها را بکار می برند. پرسشنامه راه های مقابله ای روایی صوری دارد.
-۶-۲ آزمون مقابله با استرس لازاروس فولکمن
نمره گذاری پرسشنامه راه های مقابله ای به دو روش خام و نسبی صورت می گیرد . نمرات خام توصیف کننده تلاش مقابله ای برای هر یک از هشت نوع مقابله هستند .
در حالیکه نمرات نسبی، نسبت تلاشی را که در هر نوع مقابله صورت گرفته توصیف می کنند .
در هر دوروش نمره گذاری افراد به هر ماده روی یک مقیاس چهار گزینه ای لیکرت پاسخ می دهند که بسامد هر راهبرد را به این شکل نشان می دهد . صفر نشانگر «بکار نبردم» . یک ، نشانگر «خیلی کم تا حدی» دو ، نشانگر کمی به کار بردم . و سه ، نشانگر «به مقدار زیاد به کار بردم» است . این آزمون شامل ۶۶ ماده بوده و ۸ مقیاس مقابله ای را می سنجد هر مقیاس شامل مجموعه ای از سوالات می باشد که عبارتند:
۱- از مقابله رویاروگر مواد ۷و۶، ۱۷، ۲۸، ۳۴، ۴۶)
۲- دوری جویی مواد : (۱۲ ، ۱۳، ۱۵، ۲۱، ۴۱، ۴۴)
۳- خویشتن داری (خود مهارگری) مواد (۱۰، ۱۴، ۳۵، ۴۳، ۵۴، ۶۲، ۶۳)
۴- جستجوی حمایت اجتماعی، سوالات : (۸، ۱۸، ۲۲، ۳۱، ۴۲، ۴۵)
۵- مسئولیت پذیری مواد : (۹، ۲۵، ۲۹ ، ۵۱)
۶- گزیده اجتناب ، مواد : (۱۱، ۱۶، ۳۳، ۴۰، ۴۷، ۵۰، ۵۸، ۵۹)
۷- حل مدبرانه مساله ، مواد (۱، ۲۶، ۳۹، ۴۸، ۴۹، ۵۲)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *