خرید پایان نامه ممنوعیت اشاعه فحشا و هتک ستر

حقوق

ممنوعیت اشاعه فحشا و هتک ستر

افشای امور و مسائلی که نوعاً برای دیگران فاش نمی شود و کتمان آنها برتر از ابراز آنها تلقی می شود از منظر اسلام منع شده است. خداوند متعال در این مورد می فرماید:

«ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم، فی الدنیا و الاخره».

«کسانیکه پخش کردن و شهرت دادن کار بد در میان مؤمنان را دوست دارند در این دنیا و سرای دیگر برای آنان عذابی دردناک می باشد». [۱]

مرسله ابن ابی عمیر به نقل از امام صادق (ع) می گوید، منظور از اشاعه فحشاء در متن آیه شریفه، همان افشاگری عیوب و اسرار مردم و غیبت کردن آنان است. زیرا غیبت و بیان اسرار و عیوب و گناهان و لغزشهای افراد برای دیگران، عین انتشار و اشاعه فحشاء است.

علاوه بر آن باز از آن امام منقول است: «کسی که خطاها و لغزشهای مؤمنین را با دو چشم خود ببیند و با دو گوش خود بشنود، باز نباید آنها را برای دیگران نقل و پخش نماید. چون در آن صورت از مصادیق آیه شریفه فوق خواهد بود». [۲]

پیامبر اسلام (ص) در این باره می فرماید: «من اذاع الفاحشه کم مبتدئها».

«همانا کسی که اشاعه فحشا می کند همانند کسی است که آنرا بوجود آورده است».[۳]

کلینی در اصول کافی با سند ویژه از «زراره» از امام محمد باقر (ع) نقل می کند که آنحضرت فرمود:

«نزدیک ترین مرزها به کفر و بی دینی آن است که انسان لغزشها و معایب برادر دینی خود را شناسایی و به یاد بسپارد، تا روزی آنها را فاش ساخته و به رخ او بکشد».

روایت دیگری از آن حضرت منقول است و آن اینکه از آنحضرت سؤال می شود:

«آیا عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ می فرمایند: بلی. سؤال می شود: آیا منظور از عورت دو عضو پائین تن [اعضای تناسلی] اوست؟ حضرت می فرمایند: نه، اشتباه فهمیده ای، منظور از عورت مؤمنین، اسرار و عیوب پنهانی آنان است که پخش کردنش حرام است».[۴]

از توجه به روایات وارده می توان چنین استنباط کرد که بر ملا نمودن مسائل خصوصی افراد حتی با رضایت آنان مجاز نخواهد بود و اشاعه فحشا تلقی می شود. بعضی از علما، ستر لغزشها و عیوب را از جانب خود شخص واجب دانسته اند و کسی را عادل می دانند که اگر عیب یا لغزشی باطناً از او سربزند، آن عیب و لغزش را از دیگران بپوشاند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

ح ـ ممنوعیت خیانت در امانت

وفای به عهد و عودت امانات به صاحبان آنها موضوعی است که کراراً در آیات قرآن و سنت اسلامی به آن سفارش شده است. قرآن مجید می فرماید:

«ان الله یأمرکم اتود و الامانات الی اهلها و …».

«همانا خداوند به شما دستور می دهد امانتها را به اهلش برگردانید».[۵]

در تعریف امانت گفته شده، اگر مال کسی نزد دیگری باشد بصورتیکه نگهداری آن بر ذوالید واجب باشد این بودن مال در حفظ غیرمالک امانت نامیده می شود. امر به بازگرداندن امانت در آیه فوق شامل تمام امانات مانند ودیعه، عاریه و امانات دیگر می شود. بازگرداندن امانت، حسن عقلی دارد. بنابراین به حکم عقل عملی واجب است و امساک از بازگرداندن آن عقلاً زشت و حرام است.

امانت را بر دو قسم تقسیم کرده اند: مالکی و شرعی

امانت مالکی آن است که مالک، خود مالش را به دیگری برای نگهداری سپرده است مثل ودیعه و عاریه.

امانت شرعی وقتی است که از طرف خود مالک، مال در دست امین قرار داده نشده، و مالک، خود، اذن در نگهداری مال خویش را نداده است بلکه شارع مقدس چنین اذنی را به مکلف داده است مانند مال لُقَطه یا مالی که از غاصب اخذ شده است. [۶]

آیه دیگر که در قرآن مجید در مورد امانت ذکر شده، چنین است:

«و من اهل الکتاب من ان تأمنه بقنطار یوده الیک و منهم من ان تامنه بدینار لایوده الیک الامادمت علیه قائماً ذلک بانهم قالوا لیس علینا فی الامیّیّن سبیل و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون».

«از جمله اهل کتاب کسی است که اگر اموال بسیاری به امانت به او بسپاری آنرا به تو می پردازد و از جمله کسی است که اگر یک دینار هم به او امانت بسپاری آنرا به تو بر نمی گرداند مگر آنکه پیوسته بالای سر او بایستی وآن بدان سبب است که ایشان گفتند، در بین امیین کسی بر ما راهی ندارد و بر خداوند دروغ می بندند و حال آنکه خود می دانند». [۷]

آیه شریفه در مقام ستایش رد امانت و مذمت خلاف آن است و بر وجوب ردّ امانت به صاحبان آن دلالت دارد. پزشک و وکیل دادگستری نیز نسبت به اطلاعاتیکه بیماران یا موکلان در اختیار آنها می گذارند در حکم امین هستند و حق افشای اطلاعات و اسرار آنها را ندارند.

[۱] سوره مبارکه نور، آیه شریفه ۱۹٫

[۲] حسینعلی منتظری، پیشین، ص ۲۸۶٫

[۳] سید روح الله موسوی، تحریر الوسیله، جلد اول، انتشارات اسلامی، چاپ شانزدهم، قم، ۱۳۷۸، ص ۲۹۴٫ (۴جلدی)

[۴] محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ص ۳۵۸٫

[۵] سوره مبارکه نساء آیه شریفه ۵۸٫

[۶] ابوالقاسم گرجی، ایات الاحکام، نشر میزان، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۰، صنعات ۶۸ و ۶۷٫

[۷] سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه ۷۵٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *