دانلود پایان نامه

(ع) که فرمودند:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(إِذَا أَذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِى قَلْبِهِ نُکْتَهٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ انْمَحَتْ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ حَتَّى تَغْلِبَ عَلَى قَلْبِهِ فَلَایُفْلِحُ بَعْدَهَا أَبَداً)

«زمانی که مرد گناهی کند، نقطه ای سیاه در دلش پدید آید، اگر توبه کند، محو شود و اگر گناهش زیادتر گردد، در آن سیاهی بیفزاید تا تمام قلبش را فراگیرد که از آن پس هیچگاه رستگار نگردد.»
توبه، باعث پاکیزگی دل؛ امام علی (ع) فرمودند:
(التَّوبَهُ تُطهِّرُ القُلوبَ وتَغْسِلُ الذُّنوبَ)
«توبه مایه پاکیزگی دل و باعث مبرا گشتن از گناهان است.»
امام جعفر صادق (ع) فرمودند:
(رَحِمَ الله عَبداً تاب إلى الله قَبلِ المُوتِ، فَانَّ التوبَه مُطَهَره مَن دَنسِ الخَطیئه، وَ مُنقَذه مَن شَفا الهَلکه)
خداوند رحمت کند بنده ای را که پیش از مرگ توبه کند، زیرا توبه پلیدی های گناه و نادرستی را پاک می کند و از بدبختی، نابودی رهایی بخش است.»
بهترین بنده؛
امام محد باقر (ع) فرمودند:
(سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أساء وا اِستَغفَروُا)«سوال شد از پیامبر اسلام (ص) درباره بهترین بندگان از آن جمله فرموند: … زمانی که بدی کنند، استغفار کنند.»
یکی از عرفا گفته است: چهار چیز را با چهار چیز بشویید: 1- صورتهای خودتان را با آب چشمهایتان (از خوف خداوند).2- زبانتان را با ذکر پروردگارتان. 3- دلهایتان را با ترس از خدا.
4- و گناهانتان را با توبه و بازگشت از گناه.
گفتار چهارم- توبه در حکایات
حکایت های بسیار زیادی در کتابهای مختلف درباره افرادی که متوجه گناهانشان شده و توبه کرده و به سوی پروردگار مهربان برگشته اند بسیار فراوان است، که در اینجا دو حکایت جالب را آورده ایم؛
حضرت امام صادق(ع)فرمود: مردی در زمانهای گذشته زندگی می کرد. در جستجو بود دنیا را از راه حلال به دست آورد و ثروتی فراهم نماید. وقتی نتوانست، از راه حرام جدیت
کرد، باز نتوانست. شیطان برایش مجسم شده و گفت: از راه حلال خواستی ثروتی فراهم کنی، نشد و از راه حرام هم نتوانستی. اینک مایلی من راهی به تو بیاموزم که در خواسته خود موفق شوی؟ ثروت سر شاری بدست آوری و عده ای هم پیرو و تابع پیدا کنی؟ گفت: آری، مایلم. شیطان گفت: از خود، کیش و دینی اختراع کن. مردم را به سوی کیش اختراعی دعوت نما. به دستور شیطان رفتار کرد، مردم گردش را گرفته، پیرویش کردند و به آن چه مایل بود رسید. روزی
ناگاه متوجه شد که: چه کار ناشایستی کردم؟ مردم را گمراه نمودم. خیال نمی کنم که توبه ای داشته باشم، مگر اشخاصی که به واسطه من گمراه شده اند، متوجه کنم که آن چه از من شنیده اند، باطل و ساخته شده خودم بود. آنها را برگردانم، شاید توبه ام پذیرفته شود.
به پیروان خود، یک یک مراجعه کرد. آنها را گوشزد نمود که آنچه من می گفتم باطل بود، اساس و پایه ای نداشت. آنها جواب می دادند: دروغ می گویی، گفتار سابق تو حق بود، اکنون در کیش و دین خود شک کرده و گمراه گشته ای. این جواب را که از آنها شنید، غل و زنجیری تهیه نموده، به گردن خود آویخته، گفت باز نمی کنم تا خداوند توبه ام را بپذیرد.
خداوند به پیغمبر آن زمان وحی نمود که به فلانی بگو: قسم به عزتم، اگر آن قدر مرا بخوانی و ناله نمایی که بند بندت از هم جدا شود، دعایت را مستجاب نمی کنم، مگر کسانی که به کیش تو مرده اند و آنها را گمراه کرده بودی، به حقیقت کار خود اطلاع دهی و از کیش تو برگردند (این کار هم که برایش امکان نداشت).
بنابراین همان طور که مجازاتهای دنیوی، گناهکاران را از حقوق و عرض مردم، بری الذمه نمی سازد توبه و استغفار در پیشگاه الهی نیز بعد مردمی گناه را از بین نمی برد و حساب مخلوق را تصفیه نمی نماید، مگر آنکه گناهکار در همین جهان به موازات توبه و استغفار، حقوق صاحبان حق را پرداخت نماید و رضایت خاطر آنان را فراهم آورد، و گرنه در روز جزا نسبت به جزء جزء اموال و اعراض آنان مؤاخذه می شود و مسئول است و باید حساب هر یک از آنها را جدا تصفیه نماید.
پیرمردی از نخع می گوید: به امام باقر(ع)عرض کردم: من از زمان حجاج تا امروز در بلاد اسلامی والی بوده ام، آیا برای من توبه هست و می توانم به وسیله آن، خویشتن را از آلودگی های گذشته تطهیر نمایم؟ امام سکوت کرد و به من پاسخ نداد. دوباره سوال کردم، حضرت علیه السلام در جواب فرمود: «توبه به تنهایی موجب نجات تو نمی شود، مگر اینکه حساب مردم را تصفیه کنی و حق هر صاحب حقی را ادا نمایی.»
مبحث چهارم- توبه نصوح، تفاوت توبه و استغفار، توبه و جوانان
این مبحث که شامل سه گفتار می باشد مفاهیم توبه نصوح، تفاوت توبه و استغفار، توبه در زمان جوانانی ، مورد بررسی قرار می گیرد.
گفتار اول- مفهوم توبه نصوح در لغت و اصطلاح
در این قسمت، مفهوم لغوی و اصطلاحی توبه نصوح را مورد بررسی قرار می دهیم.
توبه نصوح چیست، یا نصوح چه نوع توبه ای است؟
بزرگان برای توبه نصوح معانی متعددی را بیان داشته اند؛
الف: عده ای گفته اند: نصوح به فتح، به معنای نصیحت کننده است، آن است که شخص را نصیحت می کند که دیگر به گناه باز نگردد.
ب: و عده ای گفته اند: نُصّح در لغت عرب به معنای خالص، چنانکه به عسلی که خالص از موم باشد، عَسَلّ نَصُوحٌٍٍ می گویند.
و توبه خالص آن است که پشیمان شود از گناهان برای زشتی آنها و خالصاً لوجه الله باشد، نه برای ترس از آتش و یا به طمع بهشت.
ج: جمعی معتقدند؛ نصوح به معنای خیاطت است، به علت اینکه گناه رشته دین را پاره می کند و توبه آن را وصله کرده و می دوزد و یا به جهت آنکه توبه نصوح جمع می کند میان او و اولیای خدا را چنانکه خیاط پارچه را جمع می کند و بعضی از آن را به پاره دیگر می دوزد. یا به خاطر آنکه توبه نصوح طاعت و بندگی را محکم می کند چنانکه خیاط با دوختن پارچه آن را محکم و مستحکم می کند.
د: گروهی دیگر توبه نصوح را به توبه صادقانه معنی کرده اند که برگشت و عودت به گناه در آن نباشد. نظر دیگری نیز در این باب نقل شده که نصوح نام مردی بوده شبیه زنها، که داستان وی از ترجمه مجمع البیان جلد 25 صفحه 149 در کتاب «انوارالمجالس» ارجستانی صفحه 432 آمده است.
خداوند می فرماید:
«یااَیُهاالذینَ آمنوا توبُوا اِلی اَللهِ تَوّبَهًً نَصوحاً، عَسی رَبُکُّمّ اَنّ یُکَفِرَ عَنّکُمّ سَیئاتِکُمّ.»
«ای کسانی که ایمان آورده اید، توبه کنید توبه ای خالص، امید است با این کار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد.»
ابوالصباح کنانی گوید:(سالت ابا عبدالله (ع) عن قول الله عزوجل « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً. »
قال(ع): یتوب العبد من الذنب ثم لا یعود فیه).
«پرسیدم از حضرت صادق (ع) از گفتار خداوند در مورد این آیه: (ای کسانی که ایمان آوردید، توبه کنید به سوی خدا، توبه نصوح)، حضرت فرمود: یعنی، بنده از گناه توبه کند و دیگر به آن باز نگردد.»
محمدبن فضیل گوید: «من از تفسیر آیه 8 سوره تحریم از امام موسی بن جعفر (ع) پرسیدم. حضرت فرمود: از گناه توبه کند و دیگر به آن باز نگردد».
امام صادق (ع) می فرماید:
(اَنَّ تَوبَهَ النُّصوُحِ هُوَ اَنیَتوُبَ الرَّجُلُ مِن ذَنبٍ وَ یَنوی اَن لایَعوُدَ اِلَیهِ اَبَداً).
«توبه نصوح آن است که مرد از گناهی توبه کند و تصمیم گیرد که برای همیشه به آن بر نگردد».
«از ابوالحسن امام هادی (ع) از معنای توبه نصوح سوال شد؟ امام (ع) نوشت: باطن و درون توبه کننده چون ظاهر و برتر از آن باشد.»
ابن عباس گوید: معاذبن جبل گفت:(یا رسول الله (ص) ماالتوبه النصوح؟
قال (ص): ان یندم العبد علی الذنب الذی اصاب، فیعتذر الی الله ثم لا یعود الیه کما لا یعود اللبن الی الضرع)
«یا رسول الله (ص) توبه نصوح چیست؟
حضرت فرمودند: بنده خدا بر گناهی که کرده است، پشیمان شده از خدا پوزش طلبد، سپس بر آن کار هرگز باز نگردد، چنانکه شیر به پستان باز نمی گردد.»
(قیل لعلی (ع) ما التوبه النصوح؟
فقال (ع): نَدمٌ بِالقَلبِ، وَ اِستِغفارٌ بِاللِّسانِ وَ القَصدُ عَلی اَن لایَعوُدَ).
«به امیرالمومنین، علی (ع) گفته شد، توبه نصوح چیست؟
حضرت فرمودند: با دل پشیمان شدن و با زبان آمرزش خواستن و تصمیم جدی و مداوم بر ترک گناه گرفتن.»
مهمتر این که حقیقت تو بهی نصوح یعنی توبه ای خالص که به خاطر ترس از آتش جهنّم و چشمداشت و طمع بهشت نباشد؛ بلکه توبه ای پاک و مطهّر فقط برای بزرگداشت خدا که شایسته ستایش است، باشد.
گفتار دوم- تفاوت استغفار و توبه
در واقع استغفار، توقف در مسیر گناه و شستشوی خویشتن است و توبه بازگشت به سوی اوست که وجودی است بی انتها استفغار به معنای شستشو است و توبه به معنای کب کمالات است، مانند شخص آلوده که باید اول لباس چرکین را از تن بیرون بیاورد و خود را شستشو بدهد و بعد لباس پاکیزه به تن کند. یا باید ابتدا جاروب کند، سپس زمین را فرش کند.
استغفار، طلب کردن مغفرت از خدای آمرزنده است ولی توبه عبارت از پشیمانی است؛ البته با تصمیم بر ترک گناه و برگشت نکردن به آن.
در بسیاری از آیات قرآن استفغار و توبه با هم آمده، مانند سوره هود که می فرماید: (وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ)
(وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ)
(فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ)
(وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ)
عموم علمای اخلاق و دانشمندان اسلامی مبحث توبه و استفغار را در کتب خود یک جا مورد بحث قرار داده اند و در دعاها نیز استفغار و توبه با هم آمده است.
اینک این سوال مطرح است که، آیا فرقی میان استفغار و توبه است یا خیر؟
در جواب این سوال، بزرگان دو نظر را مطرح کرده اند:
گروهی معتقدند که فرقی میان استفغار و توبه نیست. برای آنکه استفغار و توبه یکی است و توبه تاکید استفغار است.
ولی گروهی دیگر میان آن دو فرق گذارده اند، به آن جهت که استفغار مقدم بر توبه است و تقدم استفغار بر توبه و به این معناست که انسان باید خود را از گناهان پاک سازد و سپس خود را به اوصاف الهی بیاراید.
در کلام معصومان (ع) نیز از توبه و استغفار بسیار صحبت به میان آمده است. در روایات آمده است که شخصی نزد امام علی (ع) آمد و استغفار کرد حضرت فرمود: مادرت به عزایت بنشیند آیا می دانی معنای استغفار چیست؟
استغفار درجه علیین است.
با توجه به اینکه کلمهی استغفار در میان اکثریت مردم در معنی و مفهوم توبه به کار برده می شود، اما در این واژه در قرآن، روایات و ادعیهی وارده از معصومین علیهم السلام بسیار استعمال گشته است و معنای لغوی آن با معنای لغوی توبه کاملاً متفاوت است به خاطر اینکه ، توبه به معنای رجوع و استغفار به معنای آمرزش خواستن است.

((اصل معنای استغفار طلب آمرزش است؛ حال آنکه توبه به معنای بازگشت (رجوع) می باشد. به عبارت دیگر، استغفار برای طلب آمرزش و بخشش گناه از جانب خداوند و عفو و صفح از جانب او دلالت می کند و توبه عبارت است از پشیمانی بر گناه همراه با قصد بر ترک ، باز گشتن بدان بنابراین هیچ وحدت معنایی میان دو واژهای ((استغفار و توبه )) وجود ندارد و تلازم عقلی بین آنها یافت نمی شود.))
همان گونه که در مباحث قبلی بیان شد، به صراحت در متون اسلامی (آیات و روایات)از توبه بعنوان زایل کننده گناهان و تبدیل کننده سیئات به حسنات نام برده شده است. یکی از آثار بارز و نمود خارجی توبه این است که عدالت از دست رفته با توبه بر می‌گردد، چون توبه آثار گناه را نابود می‌کند.
توبه نفس انسانی را از آلودگی پاکیزه می‌سازد و دلها را به حالت پیش از گناه بر می‌ گرداند، در نتیجه عدالت از دست رفته بازگشت می‌ کند و گناهان گذشته را پاک می ‌سازد.
گفتار سوم- توبه و جوانان
انسان باید هر چه زودتر دامن همت «توبه» به کمر بزند و تصمیم را محکم و اراده را تقویت کند و تا در سن جوانی هست یا فرصت دارد و زنده است از گناهان توبه کند و نگذارد فرصتهای طلایی خدادادی از دست وی برود و توبه را به تاخیر اندازد.
بهار توبه ایام جوانی است که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقص تر و شرایط توبه آسان تر است.
مرحوم استاد شهید مطهری (ره) می گوید:
« تا کی بگوییم آقا دیر نمی شود، حالا وقت باقی است، تا هنوز جوان هستیم، می گوییم ای آقا، جوان بیست ساله که دیگر وقت توبه کردنش نیست. عجیب این است که بعضی افراد پیر و کهن سال وقتی یک جوان را می بینند که متوجه عبادت است و به گناه خودش توجه دارد و در حال توبه و ندامت است، می گویند، ای آقا، تو جوانی، هنوز وقت این حرفها برای تو. نرسیده، اتفاقاً جوانی بهترین وقتش است. یک شاخه در اوایلی که هنوز تازه است، آمادگی بیشتری برای مستقیم شدن و راست شدن دارد و هر چه که بزرگتر بشود، هر چه خشک تر بشود، آمادگی اش کمتر می شود. تازه، چه کسی، به این جوان قول داده که او پا به سن بگذارد؟ میان مرد بشود، از میان مردی بگذرد و پیر بشود؟
تا جوانیم، می گوییم جوانیم، در میان سالی هم که می گوییم، حالا خیلی وقت داریم، توبه وقتش پیری است، وقتی که پیر شدیم، از همه کارها افتادیم، همه قدرتها از ما گرفته شد، آن وقت توبه می کنیم. نمی دانیم که اشتباه کرده ایم، آن وقت اتفاقاً هیچ توبه نمی کنیم، آن وقت دیگر حال توبه برایمان نمی ماند، آن قدر در زیر بار معاصی کمرمان خم شده است که این دل ما دیگر حاضر برای توبه کردن نیست.
دل یک جـوان آماده تر اسـت برای تـوبه کردن تا دل یک پیر،
مثلی می آورد؛ می گوید:
یک نفر خاری را در سر راه مردم کاشته بود،این خار بزرگ شد. گفتند آقا بیا این خار را بکن.
می گفت: دیر نمی شود، درخت خاری است، کنده می شود.
دوباره گفتند: این خار را بکن.
گفت: دیر نمی شود، حالا می کَنیم، یک سال دیگر می کَنیم، سال بعد درخت خار بزرگتر شد، ولی خارکن چطور؟
پیرتر شده، گفتند بیا بکن، گفت: دیر نمی شود، بعد می کَنیم. سال به سال درخت خار بیشتر رشد می کرد، بیشتر ریشه می دوانید. تنه اش کلفت تر می شد. خارها بیش تر تیز می شد، خطرش بیشتر می شد. اما خارکن سال به سال پیرتر می شد، از نیرویش کاسته می شد.
می خواهد بگوید آقاجان، این ملکات رذیله، اخلاق فاسد، روز به روز در وجود تو مثل آن درخت خار بیشتر رشد می کند، بیشتر ریشه می دواند. تنه اش کلفت تر می شود. خارهایش تیزتر می شود. خطرش بزرگتر می شود، ولی تو، خودت روز به روز پیر می شوی و از نیرویت، از آن نیروهای مقدس تو کاسته می شود. وقتی که تو جوان هستی، مثل یک آدم قوی و نیرومندی هستی که یک نهال را می خواهد بکند، به سرعت می کنی، ریشه اش را هم می کنی می اندازی دور. اما وقتی که پیر شدی، یک آدم سست قوه ای هستی که می خواهد یک درخت قوی را با دست خودش بکند. هر چه زور می زند، درخت از ریشه در نمی آید».
پیشوایان معصوم در روایات خود سفارش زیادی به توبه در ایام جوانی کرده اند که در اینجا بعضی از احادیث را می آوریم.
بند اول- جوانی و توبه در روایات
پیامبر اسلام (ص) می فرمایند:
هیچ کس پیش خداوند

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته حقوق در مورد :پیامبر اسلام (ص)


دیدگاهتان را بنویسید