دانلود پایان نامه

2007). طبق نتایج جدول تجزیه واریانس صفات، ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک تحت تأثیر تنش آبی، مصرف زئولیت و اثر متقابل آبیاری و زئولیت قرار گرفته و در سطح آماری یک درصد معنی دار شد ولی مصرف سالیسیلیک اسید و اثر متقابل آبیاری و سالیسیلیک اسید و همچنین زئولیت و سالیسیلیک اسید و اثرات متقابل سه گانه ی آبیاری، زئولیت و سالیسیلیک اسید از لحاظ آماری اختلاف معنی داری را روی ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک نشان ندادند (جدول4-1). فراست (1389) عنوان کرد که صفت ارتفاع اولین شاخه ی فرعی از سطح خاک تحت تأثیر تنش خشکی قرار نگرفت. در این آزمایش بر اساس نتایج جدول مقایسه میانگین اثرات اصلی، با افزایش شدت تنش آبی ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک، کاهش نشان می دهد به طوری که بیشترین و کمترین ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک با میانگین های 61/54 و 88/44 سانتی متر به ترتیب مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 100 و 70 درصد نیاز آبی گیاه بود. در بین سطوح مختلف مصرف زئولیت هم با افزایش مقدار مصرف آن ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک نیز افزایش پیدا می کند به نحوی که در تیمار مصرف 8 تن زئولیت در هکتار بیشترین ارتفاع با میانگین 33/50 سانتی متر و کمترین ارتفاع با میانگین 65/47 سانتی متر متعلق به تیمار عدم مصرف زئولیت بود. طبق نتایج این جدول با مصرف سالیسیلیک اسید ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک نسبت به تیمار عدم مصرف سالیسیلیک اسید کاهش یافت ولی هر دوی آن ها از لحاظ آماری در یک کلاس قرار گرفتند (جدول4-2). نتایج مقایسه میانگین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و زئولیت نشان داد که بیشترین ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک با میانگین 75/56 سانتی متر مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه و مصرف 8 تن زئولیت در هکتار و کمترین مقدار آن با میانگین 61/41 سانتی متر متعلق به تیمار آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف زئولیت بود (جدول4-3). همچنین در بین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و سالسیلیک اسید بیشترین ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک با میانگین 84/54 سانتی متر متعلق به تیمار آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف سالیسیلیک اسید و کمترین مقدار آن با میانگین 73/44 سانتی متر متعلق به تیمار آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید بود (جدول4-3). در بین اثرات متقابل زئولیت و سالیسیلیک اسید بیشترین ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک با میانگین 59/50 سانتی متر مربوط به تیمار مصرف 8 تن زئولیت در هکتار و محلول پاشی سالیسیلیک و کمترین مقدار آن با میانگین 84/46 سانتی متر متعلق به تیمار عدم مصرف زئولیت به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید بود (جدول4-3). نژاد شاملو (1375) بیان داشته است که با افزایش ارتفاع اولین شاخه ی فرعی از سطح زمین، عمق کنوپی (زیست توده) کاهش می یابد و باعث نفوذ بهتر نور در کنوپی و استفاده بیشتر برگ های پایین از نور می شود و در نهایت باعث افزایش عملکرد دانه خواهد شد. بر اساس نتایج جدول مقایسه میانگین های اثرات متقابل سه گانهی صفات بیشترین ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک با میانگین 55/57 سانتی متر متعلق به تیمار (آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه + مصرف 8 تن زئولیت در هکتار + محلول پاشی سالیسیلیک اسید) و کمترین ارتفاع اولین شاخه از سطح خاک با میانگین 20/41 سانتی متر مربوط به تیمار (آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه + عدم مصرف زئولیت + محلول پاشی سالیسیلیک اسید) بود (جدول4-4).
با کاهش میزان رطوبت قابل دسترس گیاه، معمولاً رشد رویشی و ارتفاع گیاه کاهش خواهد یافت. با کاهش رشد رویشی گیاه، مقدار تولید مواد فتوسنتزی گیاه نیزکاهش نشان می دهد، در نتیجه تعداد مریستم های آغازنده های شاخه های فرعی نیز کمتر خواهد شد و اولین شاخه ی فرعی گیاه در ارتفاع پایین تری از ساقه تشکیل می شود. با مصرف زئولیت و سالیسیلیک اسید هر کدام از این مواد توانسته اند اثر سوء تنش آبی را تعدیل دهند به نحوی که با افزایش مقادیر مصرف زئولیت و همچنین محلول پاشی سالیسیلیک اسید ارتفاع اولین شاخهی فرعی از سطح خاک افزایش می یابد و این نشان دهنده ی آن است که رطوبت قابل دسترس برای رشد گیاه فراهم بوده و گیاه رشد مطلوبتری را نسبت به زمانی که عدم مصرف این مواد وجود دارد، داشته است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوععلى‏علیه، کرد، پیش

4-3: قطر ساقه:
نتایج جدول تجزیه واریانس نشان داد که صفت قطر ساقه تحت تأثیر سطوح مختلف تنش آبی و اثر متقابل آبیاری و زئولیت قرار گرفت و در سطح آماری یک درصد معنی دار شد (جدول4-1). در جدول مقایسه میانگین اثرات اصلی، بیشترین قطر ساقه با میانگین 06/6 میلی متر مربوط به تیمار عدم تنش آبی (آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه) و کمترین قطر ساقه با میانگین 34/5 میلی متر مربوط به تیمار تنش شدید (آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه) بود (جدول4-2). در سطوح مختلف مصرف زئولیت نیز بیشترین و کمترین قطر ساقه مربوط به تیمارهای مصرف 4 تن در هکتار و عدم مصرف زئولیت به ترتیب با میانگین های 72/5 و 40/5 میلی متر بدست آمد. مصرف سالیسیلیک اسید بر صفت قطر ساقه تأثیر معنی داری را نشان نداد (جدول4-2). در بین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و زئولیت مشاهده شد که بیشترین قطر ساقه با میانگین 44/6 میلی متر متعلق به تیمار آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه و مصرف 8 تن زئولیت در هکتار و کمترین قطر ساقه با میانگین 79/4 میلی متر متعلق به تیمار آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف زئولیت بود (جدول4-3). اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و سالیسیلیک اسید نشان داد که بیشتر
ین قطر ساقه با میانگین 09/6 میلی متر مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف سالیسیلیک اسید و کمترین مقدار آن با میانگین 29/5 میلی متر مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه و محلول پاشی سالیسیلیک اسید بود (جدول4-3). در جدول مقایسه میانگین اثرات متقابل سه گانهی صفات بیشترین قطر ساقه با میانگین 68/6 میلی متر مربوط به تیمار (آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه + مصرف 8 تن در هکتار زئولیت + محلول پاشی سالیسیلیک اسید) بدست آمد و کمترین قطر ساقه با میانگین 77/4 میلی متر مربوط به تیمار (آبیاری بر اساس 75 درصد نیاز آبی گیاه + عدم مصرف زئولیت + مصرف سالیسیلیک اسید) بود (جدول4-4).
قطر ساقه نشان دهندهی حجم فیزیکی گیاه است یعنی هرچه قطر ساقه بیشتر باشد آن گیاه از نظر جثه بزرگتر و حجیم تر است که مسلماً گیاهان بزرگتر، قوی تر می باشند. با افزایش شدت تنش آبی قطر ساقه نیز تحت تأثیر قرار گرفته و کاهش پیدا می کند و این یک محدودیت در رشد گیاه برای رشد بهتر محسوب می شود. پس با مصرف مقادیر بیشتر زئولیت به دلیل در اختیار داشتن رطوبت بیشتر در اختیار گیاه و استفاده ی گیاه از این رطوبت به تبع قطر ساقه ی گیاه نیز افزایش پیدا می کند و این در استحکام گیاه و جثه ی گیاه تأثیر مثبت داشته و موجب افزایش آن می شود.

4-4: تعداد شاخهی فرعی:
در این آزمایش نتایج جدول تجزیه واریانس نشان داد که تنش آبی، مصرف زئولیت و اثر متقابل آبیاری و زئولیت بر صفت تعداد شاخه ی فرعی تأثیر گذاشته و در سطح آماری یک درصد معنی دار شد (جدول4-1). ولی مصرف سالیسیلیک اسید، اثر متقابل آبیاری و سالیسیلیک اسید، اثر متقابل زئولیت و سالیسیلیک اسید و همچنین اثر متقابل سه گانه ی آبیاری، زئولیت و سالیسیلیک اسید از لحاظ آماری اختلاف معنی داری روی آن نشان ندادند (جدول4-1). بر اساس نتایج جدول مقایسه میانگین های اثرات اصلی با افزایش شدت تنش آبی تعداد شاخه ی فرعی نیز کاهش نشان داد به طوری که بیشترین و کمترین تعداد شاخه ی فرعی با میانگین های 07/6 و 33/4 شاخه به ترتیب متعلق به تیمارهای آبیاری بر اساس 100 و 70 درصد نیاز آبی گیاه بود (جدول4-2). غوزه های ثانویه که بر روی شاخه های فرعی در گیاه تشکیل می شوند از لحاظ محل و زمان تشکیل در شرایطی هستند که تحت تأثیر عوامل محیطی، وجود و عرضه ی مواد فتوسنتزی و به طور کلی تداوم رشد گیاه قرار دارند. بنابراین به نظر می رسد هر عاملی مانند: وجود رطوبت مناسب که فرصت رشد بیشتری در اختیار گیاه قرار می دهد، موجب شکل گیری تعداد غوزهی بیشتری بر روی گیاه از طریق افزایش ارتفاع و انشعابات جانبی خواهد شد. همچنین رشد رویشی بیشتر منجر به باروری تعداد بیشتری از غوزه های تشکیل شده خواهد بود و به نظر می رسد این تأثیر گذاری بیشتر ناشی از بارور شدن غوزه هایی باشد که در موقعیت های ثانویه بر روی انشعابات جانبی ساقه تشکیل شده اند. از آن جا که به دلیل خود ناباروری گل های گلرنگ تلقیح در این گیاه به صورت دگرگشن صورت می گیرد (زینلی، 1378). با توجه به ماهیت رشد نامحدودی که گلرنگ دارد هرچه تعدا غوزه های تشکیل شده بیشتر باشد، شانس تلقیح گل های غوزه های تولیدی بیشتر خواهد بود. در بین سطوح مختلف مصرف زئولیت نیز با افزایش مقادیر مصرف زئولیت تعداد شاخهی فرعی نیز افزایش می یابد به طوری که در تیمار مصرف 8 تن زئولیت در هکتار بیشترین تعداد شاخه ی فرعی با میانگین 30/5 شاخه و کمترین آن با میانگین 66/4 شاخه که مربوط به تیمار عدم مصرف زئولیت به دست آمد (جدول4-2). طبق نتایج این جدول مشاهده شد که با محلول پاشی سالیسیلیک اسید تعداد شاخه ی فرعی کاهش یافت ولی از لحاظ آماری با تیمار عدم مصرف سالیسیلیک اسید در یک گروه آماری قرار گرفتند (جدول4-2). بر اساس نتایج مقایسه میانگین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و زئولیت، بیشترین تعداد شاخهی فرعی با میانگین 81/6 شاخه مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه به همراه مصرف 8 تن زئولیت در هکتار و کمترین تعداد شاخهی فرعی با میانگین 56/3 شاخه مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف زئولیت بود (جدول4-3). در بین اثرات متقابل دوگانهی آبیاری و سالیسیلیک اسید مشاهده شده بیشترین تعداد شاخهی فرعی مربوط به تیمار آبیاری بر اساس 100 درصد نیاز آبی گیاه و عدم مصرف سالیسیلیک اسید و کمترین مقدار آن با میانگین 27/4 شاخه متعلق به تیمار آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید بود. همچنین در بین اثرات متقابل دوگانهی زئولیت و سالسیلیک اسید، بیشترین تعداد شاخهی فرعی با میانگین 36/5 شاخه مربوط به تیمار مصرف 8 تن زئولیت در هکتار به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید و کمترین میزان آن با میانگین 58/4 شاخه مربوط به تیمار عدم مصرف زئولیت به همراه محلول پاشی سالیسیلیک اسید بود (جدول4-3). صفت تعداد شاخه ی فرعی بر تعداد غوزه، تعداد دانه در غوزه و در نهایت عملکرد دانه نقش مهمی دارد که از نظر تأثیر بر تولید اهمیت دارد و از این رو بررسی آن مهم تلقی می شود. در پژوهشی روی تنش خشکی در گلرنگ مشخص گردید که تعداد شاخه ی فرعی با میانگین 3/12 شاخه در گیاه تغییر معنی داری نداشت (Esendal et al., 2008). بر اساس نتایج جدول مقایسه میانگین اثرات متقابل سه گانهی صفات مشاهده شد که بیشترین تعداد شاخه ی فرعی با میانگین 85/6 شاخه متعلق به تیمار (آبیاری بر اساس 100 در صد نیاز آبی گیاه + مصرف 8 تن زئولیت در هکتار + محلول پاشی سالیسیلیک اسید) و کمترین آن با میانگین 52/3 شاخه
مربوط به تیمار (آبیاری بر اساس 70 درصد نیاز آبی گیاه + عدم مصرف زئولیت و سالیسیلیک اسید) بود (جدول4-4). سیروس مهر و همکاران (1387) اظهار داشتند که اثر آبیاری بر تعداد شاخه ی فرعی تأثیر معنی داری نداشت. فراست (1389) عنوان کرد که صفت تعداد شاخه ی فرعی نسبت به میزان آبیاری تحت تأثیر قرار نگرفت، با این وجود تیمارها در گروه های مختلف قرار گرفتند.
با افزایش شدت تنش کمبود آب، تعداد شاخه فرعی در هر بوته کاهش می یابد. بنابراین با محدودتر شدن مقدار آب قابل دسترس گیاه، تعداد مریستم های آغازنده ی شاخه ی فرعی در گیاه و همچنین طول دوره ی رشد و نمو گیاه کمتر خواهد شد و با کاهش تعداد شاخه ی فرعی، تعداد غوزه ی تولیدی در هر بوته نیز کمتر شده و نهایتاً عملکرد دانه نیز کاهش خواهد یافت. مصرف


پاسخی بگذارید