دانلود پایان نامه

ه می‌رسیم که برای هر گونه فروش بیشتر باید مدیریت تقاضا به نیاز‌های مشتریان توجه داشته باشد و آنها را یکپارچه و متمرکز نماید باید بین واحد‌های فروش و اجرایی نوعی تمرکز وجود داشته باشد و دریافت اطلاعات بین این واحد‌ها باید به درستی تعریف شود.
1-11-2-6)حمایت از مدیریت تقاضا:
میزان پیروی تبعیت و حمایت کارکنان و مدیران از برنامه‌های مدیریتی تقاضا اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 8 تا 9 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما به‌طور منظم بر عملکرد واحد مدیریت تقاضا نظارت می‌کنیم.
2- فرایند‌های مدیریت تقاضای ما به طور واضح تعریف شده‌اند.
با توجه به دوسؤال بالا به این نتیجه می‌رسیم که داشتن برنامه‌ریزی‌های منظم و مدون ضروریست که باید به صورت مرتب و منظم تدوین شوند که حاصل آن جذب مشتری بیشتر و سودآوری بیشتر برای شرکت می‌باشد.

فصل دوم
ادبیات و مبانی نظری و تجربی تحقیق

2-1) مقدمه
برای محیط همیشه در حال تغییر این دوران وتغییر در شیوه تعاملات شرکت‌ها با تأمین کنندگان و مشتریان و پیچیدگی بازارها، کاهش دوره عمر محصولات و اهمیت یافتن زمان پاسخگویی به مشتریان و افزایش انعطاف‌پذیری، زنجیره تأمین عاملی حیاتی برای رقابت‌پذیری سازمان‌ها می‌باشد. بنابراین شناخت زنجیره تامین و اجرای آن کمک به تعالی سازمان و عملکرد بهتر می کند.
تشدید صحنه رقابت جهانی در محیطی که بصورت دائم در حال تغییر است ضرورت واکنش‌های مناسب سازمان‌ها وشرکت‌های تولیدی ـ صنعتی را دو چندان کرده و بر انعطاف‌پذیری آنها با محیط نامطمئن خارجی پای می‌فشارد و سازمان‌های امروزی در عرصه ملی و جهانی به منظور کسب جایگاهی مناسب و حفظ آن نیازمند بهره‌گیری از الگوی مناسب همچون مدیریت زنجیره تأمین در راستای تحقق مزیت رقابتی و انتظارات مشتریان هستند. مشتریان در سازمان‌های امروزی در تولید کالا و ارائه خدمت، رویه‌های انجام امور و فرایندها، توسعه دانش و توان رقابتی همراه و همگام اعضای سازمان می‌باشد.
باتوجه به این شواهد و واقعیت‌های دیگر جای تعجب نیست که امروزه اجرای برنامه‌های مدیریت تقاضا و حتی توزیع در اولویت قرار داده شود.
دراین فصل به تشریح مبانی نظری درباره پیش‌بینی، بخش‌بندی، برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی و حمایت از مدیریت پرداخته می‌شود و سپس در آخر خلاصه‌ای از تحقیقات انجام شده در این خصوص را تشریح می کنیم.

2-2) مبانی نظری
2-2-1) مدیریت زنجیره تأمین
عبارت است از فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تأمین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تأمین دربرگیرنده تمامی‌جابجایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌باشد.
تعاریف مختصر و جامعى که مى‌توان از زنجیره تأمین و مدیریت زنجیره تأمین ارایه داد، عبارت‌اند از:
مدیریت زنجیره تأمین: مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه سازى فعالیت‌هاى زنجیره تأمین و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره، براى دستیابى به مزیت رقابتى قابل اتکا و مستدام مشتمل مى‌شود. بنابراین، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازى فعالیت‌هاى زنجیره تأمین و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آن، از طریق بهبود و هماهنگ سازى فعالیت‌ها در زنجیره تأمین تــــولید و عرضه محصول (لاودون،2002).
زنجیره تأمین از دو یا بیش از دو سازمان مجزا تشکیل شده که از طریق جریان‌های کالایی، اطلاعاتی و مالی به هم پیوند یافته‌اند. این سازمان‌ها ممکن است یکی از گروه‌های زیر باشند:
• شرکت‌های تهیه‌کننده مواد اولیه
• تولیدکنندگان محصولات نیمه ساخته
• سازندگان محصولات نهایی
• عمده‌فروشان و توزیع‌کنندگان
• خرده فروشان (اژدری، بهنام و اختیارزاده،1390)
بنابراین می‌توان زنجیره تأمین را شبکه‌ای از شرکت‌های عرضه‌کننده مواد اولیه، تولیدکننده و توزیع‌کننده دانست که فعالیت‌های خرید مواد اولیه، تبدیل این مواد به محصولات نیمه‌ساخته و نهایی و توزیع محصولات نهایی را به مشتریان نهایی انجام می‌دهند.
زنجیره تأمین بر تمام فعالیتهای مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف‌کننده نهایی و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها مشتمل می‌شود. به‌طور کلی زنجیره تأمین زنجیره‌ای است که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف‌کننده را شامل می‌شود. درباره ‌جریان کالا دو جریان دیگر که یکی جریان اطلاعات و دیگری جریان منابع مالی واعتبارات است نیز حضور دارد (باب8، 2011).
مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام، مشتمل می‌شود. بنابراین، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازی فعالیتهای زنجیره تأمین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگ‌‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تأمین تــــولید و عرضه م
حصول.
برای بررسی یک سازمان منحصر به فرد در چارچوب این تعاریف باید هر دو شبکه تأمین‌کنندگان و کانال‌های توزیع در نظر گرفته شوند. تعریف ارائه شده برای زنجیره تامین موضوعات مدیریت سیستم‌های اطلاعات، منبع‌یابی و تدارکات، زمان‌بندی تولید، پردازش سفارشات، مدیریت موجودی، انبارداری وخدمت به مشتری را دربر می‌گیرد.

مطلب مرتبط :   امام صادق

طرح کلى یک زنجیره تأمین:
به‌طور کلى زنجیره‌ تأمین، زنجیره‌اى است که همه فعالیت‌هاى مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالاى نهایى به مصرف کننده را شامل مى‌شود. در ارتباط با جریان کالا دو جریان دیگر که یکى جریان اطلاعات و دیگرى جریان منابع مالى و اعتبارات است نیز حضور دارد.
محققان و نویسندگان مختلف، نگرش‌ها و تعاریف متفاوتى را از زنجیره تأمین ارایه کرده‌اند. برخى زنجیره تأمین را در روابط میان خریدار و فروشنده محدود کرده‌اند، که چنین نگرشى تنها بر عملیات خرید رده اول در یک سازمان تمرکز دارد. گروه دیگرى به زنجیره تامین دید وسیع‌ترى داده و آن را شامل تمام سرچشمه‌هاى تأمین (پایگاه‌هاى تأمین) براى سازمان مى‌دانند. با این تعریف، زنجیره تأمین شامل تمام تأمین کنندگان رده اول، دوم، سوم… خواهد بود. چنین نگرشى به زنجیره تامین، تنها به تحلیل شبکه تامین خواهد پرداخت. دید سوم، نگرش زنجیره ارزش – پورتر- است که در آن زنجیره تأمین شامل تمام فعالیت‌هاى مورد نیاز براى ارایه یک محصول یا خدمت به مشترى نهایى است. با نگرش یاد شده به زنجیره تأمین، توابع ساخت و توزیع به عنوان بخشى از جریان کالا و خدمات به زنجیره اضافه مى‌شود. در واقع با این دید، زنجیره تأمین شامل سه حوزه تدارک، تولید و توزیع است.

2-2-2-1) تاریخچه مدیریت زنجیره تامین
در دو دهه60 و 70 میلادی، سازمان‌ها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرایندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش‌نیاز دستیابی به خواسته‌های بازار و در نتیجه کسب سهم بازار بیشتری است. به همین دلیل سازمان‌ها تمام تلاش خودرا بر افزایش کارایی معطوف می‌کردند.در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف‌پذیر شدند خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 میلادی، به همراه بهبود در فرایندهای تولید و به کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شـــــرکت کافی نیست بلکه تأمین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست‌های توسعه بازار تولیدکننده داشته باشند؛ با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تأمین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف دیگر با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سال‌های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تأمین، بسیاری از فعالیت‌های اساسی مدیریت زنجیره باروش‌های جدید در حال انجام است. (باتچر9،2005)
2-2-1-2) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین:
فرآیندهاى اصلى:
مدیریت زنجیره تامین داراى سه فرآیند عمده است که عبارت‌اند از:
1. مدیریت اطلاعات (INFORMATION MANAGEMENT)
2. مدیریت لجستیک (MANAGEMENT LOGISTIC)
3. مدیریت روابط (RELATIONSHIP MANAGEMENT).
مدیریت اطلاعات: امروزه نقش، اهمیت و جایگاه اطلاعات براى همگان بدیهى است. گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث مى‌شود تا فرآیندها مؤثرتر و کاراترگشته و مدیریت آنها آسان‌تر گردد. در بحث زنجیره تأمین – همان‌طور که گفته شد -اهمیت موضوع هماهنگى در فعالیت‌ها، بسیار حائز اهمیت است. این نکته در بحث مدیریت اطلاعات در زنجیره، مدیریت سیستم‌هاى اطلاعاتى و انتقال اطلاعات نیز صحت دارد. مدیریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث خواهد شد تا تأثیرات فزاینده‌اى در سرعت، دقت، کیفیت و جنبه‌هاى دیگر وجود داشته باشد. مدیریت صحیح اطلاعات موجب هماهنگى بیشتر در زنجیره خواهد شد. به‌طور کلى در زنجیره تأمین، مدیریت اطلاعات در بخش‌هاى مختلفى تأثیرگذار خواهد بود که برخى از آنها عبارت‌اند از:
مدیریت لجستیک (انتقال، جابجایى، پردازش و دسترسى به اطلاعات لجستیکى براى یکپارچه‌سازى فرآیندهاى حمل و نقل، سفارش‌دهى و ساخت، تغییرات سفارش، زمان‌بندى تولید، برنامه‌هاى لجستیک و عملیات انباردارى)؛ تبادل و پردازش داده‌ها میان شرکا (مانند تبادل و پردازش اطلاعات فنى، سفارشات و…). و جمع‌آورى و پردازش اطلاعات براى تحلیل فرآیند منبع‌یابى و ارزیابى، انتخاب و توسعه تأمین کنندگان؛ جمع‌آورى و پردازش اطلاعات عرضه و تقاضا و… براى پیش‌بینى روند بازار و شرایط آینده عرضه و تقاضا؛ ایجاد و بهبود روابط بین شرکا.
چنانچه پیداست، مدیریت اطلاعات و مجموعه سیستم‌هاى اطلاعاتى زنجیره تأمین مى‌تواند برروى بسیارى از تصمیم‌گیرى‌هاى داخلى بخش‌هاى مختلف زنجیره تأمین مؤثر باشد که این موضوع حاکى از اهمیت بالاى این مؤلفه در مدیریت زنجیره تأمین است.
مدیریت لجستیک: در تحلیل سیستم هاى تولیدى مانند صنعت خودرو، موضوع لجستیک بخش
فیزیکى زنجیره تأمین را در بر مى‌گیرد. این بخش که کلیه فعالیت‌هاى فیزیکى از مرحله تهیه ماده خام تا محصول نهایى شامل فعالیت‌هاى حمل و نقل، انباردارى، زمان‌بندى تولید و… را شامل مى‌شود، بخش نسبتاً بزرگى از فعالیت‌هاى زنجیره تأمین را به خود اختصاص مى‌دهد. در واقع، محدوده لجستیک تنها جریان مواد و کالا نبوده بلکه محور فعالیت‌هاى زنجیره تأمین است که روابط و اطلاعات، ابزارهاى پشتیبان آن براى بهبود در فعالیت‌ها هستند.
مدیریت روابط: فاکتورى که ما را به سمت فرجام بحث راهنمایى مى کند و شاید مهم‌ترین بخش مدیریت زنجیره تامین به خاطر ساخت و فرم آن باشد، مدیریت روابط در زنجیره تأمین است. مدیریت روابط، تاثیر شگرفى بر همه زمینه‌هاى زنجیره تامین و همچنین سطح عملکرد آن دارد. در بسیارى از موارد، سیستم‌هاى اطلاعاتى و تکنولوژى مورد نیاز براى فعالیت‌هاى مدیریت زنجیره تأمین به سهولت در دسترس بوده و مى‌توانند دریک دوره زمانى نسبتاً کوتاه تکمیل و به‌کار گمارده شوند. اما بسیارى از شکست‌هاى آغازین در زنجیره تأمین، معلول انتقال ضعیف انتظارات و توقعات و نتیجه رفتارهایى است که بین طرفین درگیر در زنجیره به وقوع مى‌پیوندد. علاوه بر این، مهم‌ترین فاکتور براى


پاسخی بگذارید