هومبولت

 

ترکیب و ترکیب تدریس با تحقیق، مشخصۀ مهم معنی ارائه شده از طرف هومبولت در مورد دانشگاه بود. تا قبل از اون و طی قرون متمادی تحقیق و تدریس به منزلۀ دو مقولۀ جدا از هم حساب می شدن. محتوای کلی کلام هومبولت مخالفت با اطاعت پذیری دانشگاه از دولت بود. اون به فکر بود دانشگاه چیزی بیشتر از یه مرکز آموزش حرفه واسه تربیت نیروی کار لازم دولته. به نظر هومبولت دانشگاه نقشی مهم و الهی در زمینۀ پرورش شخصیت یه ملت رو دوش داشت. در عین حال دانشگاه واسه تضمین اختیار خود به دولت نیاز داره. این نهاد در مقابل تضمین اختیار خود از طرف دولت نقش قبلی کلیسا یعنی ایجاد پایگاهی الهی و اخلاقی رو واسه دولت رو دوش میگیره (دلانتی، ۱۳۸۹: ۵۶).

۲-۳-۱-۳ کاردینال نیومن

نیومن[۲] (۱۸۷۲)، عقیده داره دانشگاه یا مدرسه عالی راستین، جاییه که در اون، خرد بتونه در امن و امان بالاترین درجه بگیره و تأمل کنه، و اطمینان داشته باشه که تعالی خود رو در فعالیتی رقابت آمیز، و قاضی خود رو در دادگاه حقیقت پیدا می کنه. به عقیدۀ ایشون دانشگاه جاییه که در اون، از راه برخورد ذهن با ذهن و علم با علم، تحقیق به پیش رانده می شه، و کشف ها بررسی می شن و کمال می پیدا کنن، و شتابزدگی بی اثر و اشتباه رو می شه (نیومن، ۱۸۷۲: ۴). نیومن آموزش و پرورش رو جامعه رویایی فراگیران شامل مدرسان ودانشجویان که از راه مباحثات علمی با هم تعامل می کنن، دونست که بر فلسفه ادبیات ودین متمرکز شده ان ایشون به فکر بود که مطالعه این موضوعات به رشد شخصیت ومنش زندگی آدم تحصیل کرده منجر می شه ودانشگاه باید فقطً بر رشد فکری دانشجویان متمرکز شه (روزنامه صبح ایران، ۱۳/ ۵/ ۸۵).
فلسفه

نیومن در اواسط قرن نوزده پس از رو دوش گرفتن ریاست دانشگاه تازه تأسیس دوبلین در سال ۱۸۵۲ سلسله مباحثی رو در مورد رسالت این دانشگاه و ویژگی دانشی که باید در اون تدریس شه نشون داد.

بر خلاف باور اصلی نیومن در کتابش با عنوان «ایدۀ دانشگاه» مبنی بر این که دانشگاه محلی واسه تعقیب و پیگیری علم عمومی به شکل دو مقولۀ تحقیق و تدریسه، توجه اصلی خود رو بر تدریس متمرکز  کرده، و تحقیق در نظر ایشون از اهمیت کمتری بهره مند بود. کاردینال نیومن در پیشگفتار کتابش آورده «دانشگاه محلی واسه تدریس علم عمومی و فراگیره». دانشی که دانشگاه انتشار می دهد باید به رشد فرهنگ عمومی و ایجاد جامعه ای با ادب کمک کنه. ایشون بر دانشگاه به معنی «مکانی واسه مراقبت چوپانی شکل»[۳] تأکید می کرد. ایدۀ نیومن از همین  نظر با ایدۀ هومبولت فرق داشت که از روابط چوپانی میان معلم و شاگرد پشتیبانی چندانی نمی کرد. نیومن هدف اصلی علم رو انتقال آموزش می دونست، به خاطر همین ایشون به انجام تحقیقات اساسی واسه تولید علم جدید یا بررسی های انتقادی در مجموعه های فکری موجود احتیاجی احساس نمی کرد. اون به فکر بود دانشگاه بیشتر از این که در خدمت دولت باشه باید با کلیسا متحد باشه و هم اینکه این نهاد باید از حقی انحصاری در تصویب برنامه های آموزشی خود بهره مند شه. در عین حال اون موافق با هومبولت به فکر بود علم فی نفسه هدفه. (دلانتی، ۱۳۸۹: ۶۰)

نیومن که افکارش محصول سکولاریسم قرن نوزدهم بود خواهان هماهنگی دین با شرایط مدرنیته بود. آرزوی نیومن این بود که الهیات رو  به صورت یه علم شناختی در نهادی سکولار یعنی دانشگاه مدرن جای دهد، آرزویی که از وجود تناقضی در سکولاریسم مدرن حکایت داشت؛ به این معنا که جدایی دولت و کلیسا امکان رشد کم کم دین رو به منزلۀ یه نظام ارزشی فردی و نظام شناختی درست کرد. پشتیبانی نیومن از علم عمومی حتماٌ از دیدگاه کاتولیک رومی نشأت گرفته بود. (دلانتی، ۱۳۸۹: ۶۲-۶۱).

– Humboldt

– Newman

– Pastoral Care