دانلود پایان نامه

اسـتدلال کرده اند, تصریح می کردند که این نظریات مورد قبول این نویسندگان نیست, هر چند آن ها را در کتب خویش نقل کرده اند.
2- استعمال موردی لفظ طعام در معنای گندم بـسـیـاری از لـغت شناسان, مانند راغب در ((المفردات )) و جوهری در ((صحاح اللغه )) و صاحب معجم مقاییس اللغه و طریحی در ((مجمع البحرین )) نوشته اند که لفظ طعام گاهی در خصوص معنای ((گندم )) به کار برده می شود و تنها مثالی که برای آن نقل کرده اند حدیث ابی سعید است کـه گـفـته: کنا نخرج صدقه الفطره علی عهد رسول اللّه (ص ) صاعا من طعام او صاعامن شعیر.
یعنی ما در دوران حیات پیامبراکرم صلی الله علیه و آله برای زکات فطره, یک صاع ((طعام )) یا یک صاع ((جو)) بـه فقرا می دادیم.
روشن است که مقصود از طعام در این حدیث, ((گندم )) است و تعبیر آنان این اسـت: ((و ربـمـا خص بالطعام البر, مثل حدیث ابی سعید…)), یعنی گاهی لفظ طعام درخصوص معنای گندم به کار برده می شود, مثل حدیث ابی سعید.
امـا بـدیهی است که استعمال یک یا چند مورد این لفظ در خصوص گندم آن هم به سبب وجود قـرینه ای که در آن مورد بوده است بر این که این لفظ در همه جا به معنای خصوص گندم است, دلالت ندارد, تا در خصوص این آیه هم همان قانون اجرا شود.
بررسی احادیث در این باب
عده ای از فقیهان برای اثبات اختصاص لفظ ((طعام )) در آیه شریفه به گندم, به احادیثی استدلال کـرده انـد کـه در آن هـا طـعـام بـه مـعـنای گندم یا حبوبات به کار رفته است, از جمله صاحب جواهر123: کما انه لا ینبغی الاصغاء للاستدلال علی الطهاره ایضا بقوله تعالی طـعـام الـذیـن … بعد ورود الاخبار المعتبره و فیها الصحیح و الموثق و غیرهما باراده العدس و الحبوب والبقول من الطعام … )و صاحب حدائق124 و آیه اللّه الحکیم. 125
احادیث مزبور عبارت است از:
1- (این عناوین برای روایات پنج گانه از صاحب حدائق نقل شده است ) صحیحه هشام عن ابی عبداللّه (ع ) فی حدیث انه سئل عن قوله تعالی ((وطعامهم حل لکم )) فقال: العدس و الحمص و غیر ذلک126, هشام از امام صادق علیه الاسلام، نقل می کند که توضیح آیه ((وطعامکم حل لکم )) از آن حضرت پرسیده شد, حضرت فرمود: عدس , نخود و غیرآن دو.
2- صـحـیـحـه قتیبه عن ابی عبداللّه علیه الاسلام، فی حدیث انه سئل عن قوله تعالی ((وطعام الذین اوتوا الکتاب حل لکم و طعامکم حل لهم )) قال: کان ابی یقول: انماهی الحبوب و اشباهها.127
لزوم تخصیص عموم آیه با ادله نجاست اهل کتاب
شـمـاری از فقیهان, مانند سید مرتضی و ابن زهره گفته اند: گر چه مفهوم طعام در این آیه عام باشد و بر همین اساس بر حلیت و طهارت غذاهای طبخ نشده اهل کتاب دلالت کند, ادله نجاست اهل کتاب ایجاب می کند که این عمومیت تخصیص زده شود و طعام فقط شامل حبوبات باشد.
اما با توجه به این که در بخش های گذشته, ثابت شد که هیچ یک از ادله نجاست اهل کتاب تمام و پـذیـرفـتـه نیست, هیچ دلیلی برای تخصیص آیه فراهم نشده وعمومیت طعام در این آیه به حال خـویـش بـاقی است.
بنابراین, آیه شریفه به خوبی بر حلیت و طهارت غذاهای مطبوخ اهل کتاب و دست و بدن آنان دلالت می کند.
دلایل عمومیت معنای طعام
1- لغت شناسان عرب تصریح کرده اند که اصولا ًلفظ ((طعام ))به معنای عام ((ماءکول )) و هر نوع خوردنی است, و بر این اساس, هر جااین لفظ درقرآن و حدیث و دیگر کتاب ها به کار برده شود, طبق قاعده باید بر همان معنای عام خود حمل گردد.
البته چون امکان استعمال آن در خـصوص معنای گندم وجوددارد, در هر مورد که قرینه و شاهدی بر اراده خصوص گندم بـاشد, بر این معنا حمل می شود.
حال چون در این آیه شریفه قرینه خاصی بر اراده خصوص گندم وجودندارد, ناگزیر این لفظ به معنای عام خوردنی حمل شده و آیه بر طهارت غذاهای طبخ شده اهل کتاب و طهارت دست و بدن آنان دلالت می کند.
2- فهم و قضاوت عرف پـیـش تـر گـفـتـیم, عرف عرب و اهل حجاز و مسلمانان مخاطب قرآن, از لفظ طعام معنای عام خـوردنـی را می فهمیدند, چنان که مسلمانان قرن اول و دوم در دوران ائمه علیهم السلام نیز هـمین معنا را در می یافتند.
حتی در عصر حاضر هم اگر درمیان مردم کسی بگوید ((ادعوک الی طعام )) یا ((اذهب الی السوق حتی اشتری طعاما)) مردم از آن مفهوم غذا و خوردنی می فهمند, نه خصوص گندم.
3- طعام در فرهنگ قرآن مـطمئن ترین و صحیح ترین راه برای کشف مفهوم یک واژه قرآنی, تفحص وجست و جو از معانی هـمـان واژه در دیگر آیات قرآن کریم است, زیرا ممکن است واژه ای در قرآن دارای معنای خاصی بـاشـد و حـال ایـن کـه همان واژه در کتب لغت معنای دیگری و در عرف مردم این دوران معنای سومی داشته باشد.
واژه طعام 22 بار در قرآن کریم به کار رفته است.
حال شایسته است برای کشف مقصود از این لفظ در آیـه شـریفه سوره مائده, 21 مورد دیگر استعمال آن را بررسی کنیم تا آشکار شود که آیا به طور غالب, مراد خداوند متعال از این لفظ در آیات قرآن, خصوص گندم یا حبوب است, و یا معنای عام خوردنی .

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق با موضوعخون آلوده، قاعده لاضرر، جبران خسارت

بند دوم: روایات دلالت کننده بر طهارت اهل کتاب
طهارت اهل کتاب در روایات
1- صـحـیـح ابـراهـیـم بـن ابی محمد: قلت للرضا علیه الاسلام، الجاریه النصرانیه تخدمک وانت تعلم انها نـصـرانـیـه , لاتتوضاء ولاتغتسل من جنابه ؟ قال : لاباءس , تغسل یدیها. 128
ابراهیم فرزند ابی مـحـمـد مـی گـوید: به امام رضا علیه الاسلام، عرض کردم: کنیزنصرانی خدمت گزار شماست و شما می دانـیـدکـه او نـصـرانی است, نه وضومی گیردو نه غسل جنابت می کند.
فرمود: عیبی ندارد, چون دست هایش را می شوید.
نحوه دلالت اگ
ـر آن کـنـیـز نصرانی ذاتا نجس باشد, شستن دست های وی هیچ اثری جزسرایت نجاست او به وسـایـل زندگی امام علیه الاسلام، نخواهد داشت, پس افاده شستن دست ها, خود نشانه طهارت ذاتی بدن وی است.
آیت اللّه حکیم (ره ) بار دیگر در نقددلالت این حدیث فرموده است: چون سؤال از یک حکم کلی نبوده, بلکه ازیک موضوع و فرد خاص بوده واشاره به کنیز نصرانی در مـنـزل حـضـرت داشته است, نمی توان از این حدیث حکم کلی استخراج کرد, زیرا شاید آن مورد خاص, حکم خاصی هم داشته است, مثلاکنیزی تحمیل شده از سوی خلیفه بوده و حضرت باید او را از باب تقیه تحمل می کرده است. 129
در پـاسـخ بـایـد گفت که اولاً, دلیل و شاهدی بر وجود چنین کنیز تحمیلی وجودندارد.
ثانیاً, بر فرض که آن خادم تحمیلی باشد, تحمل او از سوی امام (ع ) اقتضا نمی کند که حضرت در پاسخ یکی از شیعیان خود نیز تقیه کرده, حکم واقعی را بیان نکند.
2- صـحـیحه ابراهیم بن ابی محمود: قلت للرضا علیه الاسلام: الخیاط والقصار یکون یهودیا اونصرانیا و انت تـعـلم ان یبول ولایتوضاء, ماتقول فی عمله؟ قال :لاباءس130
ابراهیم می گوید: به امام رضا علیه الاسلام، عـرض کـردم: نـظـرتـان در باره کارخیاط و کسی که لباس ها را رنگ می کند, اما یهودی یا نـصـرانـی است, چیست ؟ ومی دانید که بول می کند و وضو نمی گیرد. (استنجا نمی کند) فرمود: عیبی ندارد.
نحوه دلالت چنان که آیه اللّه خویی (ره ) فرموده است از مثال خیاط نمی توان طهارت ذاتی اهل کتاب را استفاده کرد, زیرا گرچه وی ذاتا نجس باشد, لباسی را که او می دوزد محکوم به نجاست نیست و غـالباً دست تر او به پارچه اصابت نمی کند.131
اما مثال رنگرز که حتماً دست او بارها به پارچه اصابت می کند, بر طهارت ذاتی اهل کتاب دلالت دارد.
3- مـحـمـد بـن مسلم, قال سئلت ابا جعفر علیه الاسلام، عن انیه اهل الذمه و المجوس, فقال: لاتاءکلوا فی آنیتهم و لا من طعامهم الذی یطبخون و لا فی آنیتهم التی یشربون فیها الخمر132
محمد بن مـسلم حکم استفاده از ظرف های اهل ذمه و مجوسی را ازامام باقر علیه الاسلام، پرسید, حضرت فرمود: در ظـرف هـای آنـان و از غـذاهایی که آنان می پزند, نخورید و هم چنین درظرف هایی که آنان در آن شراب می نوشند.
نحوه دلالت مـقـید کردن ظرف های حرام به ظرف هایی که در آن شراب می نوشند, خود شاهد نظر حضرت به پاکی بقیه ظرف های اهل کتاب و دست ها و بدن آنان است, چنان که حضرت خوردن غذاهایی را که آنان می پزند, به سبب این که غالبا آمیخته باگوشت حیوانات غیر ذبیحه, و یا دیگر محرمات است, منع فرمودند.
4- محمدبن مسلم عن احدهما علیه الاسلام، ساءلته عن آنیه اهل الکتاب, فقال: لاتاءکل فی آنیتهم اذا کانوا یـاکـلـون فـیـه المیته و الدم و لحم الخنزیر133
محمد بن مسلم می گوید: حکم استفاده از ظـرف هـای اهل کتاب را از امام باقر, یا امام صادق علیها الاسلام،پرسیدم, حضرت فرمود: در ظرف های آنان که در آن میته و خون و گوشت خوک می خورند, چیزی مخور.
دلالت این حدیث بر طهارت بقیه ظرفهای اهل کتاب و بالتبع طهارت ذاتی آنان روشن تر از حدیث قبلی است.
5- مـوثقه عمار ساباطی عن ابی عبداللّه علیه الاسلام، قال: ساءلته عن الرجل هل یتوضاء من کوز او اناء غیره اذا شرب علی انه یهودی؟ قال: نعم, فقلت من ذلک الماءالذی یشرب منه؟ قال: نعم134
عمار ساباطی می گوید: از امام صادق علیه الاسلام، پرسیدم: آیا فرد می تواند از کوزه یا ظرفی که شخصی یهودی از آن آشامیده است, وضوبگیرد؟ فرمود: آری.
گفتم: از همین آبی که او نوشیده است؟ فرمود: بله.
گـرچه در سند این حدیث اختلاف نظر است و صاحب حدائق از آن به عنوان ((روایت عمار)) نام برده و عنوان ((صحیحه یا موثقه )) را از آن دریغ کرده است, دلالت آن بر طهارت ذاتی اهل کتاب روشن است.
آیـت اللّه حـکیم (ره ) در تضعیف دلالت این حدیث احتمال داده که حکم جواز وضو با آب نیم خورده یـهـودی, بـر طـهـارت ذاتی وی دلالت نکند, زیرا شاید این حکم بر مبنای عدم انفعال آب قلیل از نجاست باشد.135 اما این احتمال بر خلاف ظاهر و مبنای آن از نظراکثر فقها باطل است.
6- صحیحه عبداللّه بن سنان: ساءل ابی اباعبداللّه و انا حاضر انی اعیر الذمی ثوبی و انا اعلم انه یـشرب الخمر و یاءکل لحم الخنزیر, ثم یرده علی ,فاغسله قبل ان اصلی فیه ؟ فقال ابو عبداللّه علیه الاسلام، صـل فـیـه ولاتـغسل من اجل ذلک, فانک اعرته ایاه و هو طاهر و لم تتیقن انه نجسه, فلاباءس ان تصلی فیه حتی تتیقن انه نجسه.136
ترجمه, شرح و نحوه دلالت این حدیث بر طهارت اهل کتاب, در بحث دسته اول از احادیث (دلالت کننده بر نجاست اهل کتاب ) گذشت.
7- احـمد ابن علی ابن ابیطالب الطبری فی الاحتجاج عن محمد بن عبداللّه ابن جعفر الحمیری, انـه کـتـب الـی صـاحب الزمان عج اللله، :عندنا حاکه مجوس یاءکلون المیته و لایغسلون من الجنابه و ینسجون لنا ثیابا, فهل تجوز الصلوه فیها من قبل ان تغسل؟ فکتب الیه فی الجواب: لاباءس بالصلوه فیها137
محمد بن عبداللّه حمیری طی نامه ای که خدمت امام زمان عج الله نوشت, سؤال کرد: عـده ای از خـیـاطـان مجوسی نزد ما هستند که مردار می خورند و غسل جنابت نمی کنند و برای مـا پـارچـه مـی بافند, آیا جایز است که قبل از شستن, درآن لباس ها نماز خوانده شود؟حضرت در جواب نوشتند: نماز در آن لباس ها مانعی ندارد.
الـبته دلالت این حدیث بر طهارت اهل کتاب خیلی روشن نیست, زیرا ممکن است اهل کتاب ذاتا نجس باشند, اما چون معمولاً دست تر آن ها به لباس ها اصابت نمی کند, لباسی را که می دوزند پاک باشد, البته
نشانه ای از ارتکاب طهارت ذاتی هست.
8 – خـبـر زکـریـا بن ابراهیم: دخلت علی ابی عبداللّه علیه الاسلام، فقلت: انی رجل من اهل الکتاب و انی اسـلـمـت و بـقـی اهـلـی کلهم علی النصرانیه و انا معهم فی بیت واحد, لم افارقهم بعد, فکل من طـعـامهم؟ فقال علیه الاسلام، علی: یاءکلون الخنزیر؟ فقلت:لا, و لکنهم یشربون الخمر, فقال لی: کل معهم و اشـرب138.
مـردی به نام زکریامی گوید: من خدمت امام صادق علیه الاسلام، رسیدم و گفتم: من فـردی اهل کتاب بودم ومسلمان شدم, اما بقیه خانواده ام همگی بر نصرانیت باقی هستند.
من در یـک خانه با آنان زندگی می کنم و از آنان جدا نشده ام, آیا از غذای آنان بخورم ؟حضرت پرسیدند؟ آیـا آن هـا گـوشـت خوک هم می خورند؟ گفتم: خیر, ولی شراب می نوشند. به من فرمود: با آنان بخور و بیاشام.
دلالـت ایـن حـدیـث بـر طـهـارت ذاتـی اهـل کـتـاب بسیار روشن است, اما


پاسخی بگذارید