دانلود پایان نامه

. ممکن است گروه ها یا افرادی از اهل کتاب مبتلا به عقاید یا اعمال شرک آمیز شده باشند که بـتوان آن ها را ((مشرک )) نامید، ولی در این صورت باید دید آیا مقصود از ((مشرکین )) هـر کـس است که به نحوی مشرک نامیده شود یا مقصود مشرکان خاص مورد نظرمثل بت پرستان آن زمان بوده اند که تعمیم حکم آنان به دیگر مشرکین نیازمند دلیل خاص باشد.
قرآن کریم در موارد مـتـعـدد آن گـاه کـه از ادیـان و آیین های غیر اسلام سخن می گوید, لفظ ((مشرکین)) را تنها نـیـاورده, تـا شامل اهل کتاب (یهود و نصارا) هم شده باشد, بلکه قبل یا بعد ازکلمه ((مشرکین )) کـلـمـه (( اهـل کـتـاب )) یـا ((یـهـود ونصارا)) را در ردیف آن ها ذکر کرده است.
همین تفکیک, روشـن تـرین شاهد بر این مدعاست که مراد خداوند از مشرکین, معنایی خاص است که شامل اهل کـتـاب نـمی باشد و همچنین تفکیک بـیـن احکام اهل کتاب و مشرکان در قرآن, خود شاهدی است بر این که مفهوم مشرکین در قرآن, غیر اهل کتاب است.
گفتار سوم: تعریف لغوی و اصطلاحی ازدواج
(ازدواج) مصدر ثلاثی مزید از باب افتعال و (زواج) مصدر باب مفاعله است؛ این دو واژه در اصطلاح فقهی و قانونی، به معنای رابطه ای است حقوقی که لازمه آن، جواز کامجویی بین زن و مرد می باشد، چنان که واژه نکاح نیز به همین معناست؛ هر چند از نظر لغت، ازدواج به معنای متحد شدن دو انسان و نکاح به معنای همخوابگی آن دو می باشد.
مراد از نکاح، پیمانی است که مرد و زن بر اساس مقررات معین دینی یا عرفی با یکدیگر می بندند که در همه جهات زندگی با هم باشند. 22 همچنین راغب چنین می گوید: کاربرد واژه نکاح در آمیزش جنسی ، استعاره است و نمی تواند معنای صریح آن آمیزش جنسی باشد و به صورت استعاره در ازدواج به کار رفته است، زیرا همه الفاظی که برای عمل زناشویی وضع شده اند ، کنایی اند و هیچ لفظی برای این کار وضع نشده است، زیرا میان مردم ذکر آن قبیح شمرده می شود، چنان که فعل آن نیز زشت به شمار می رود.23 بعضی از نویسندگان گفته اند: نکاح به معنای عقدی است که به وسیله آن، زن و مرد به قصد زندگی مشترک و کمک به یکدیگر قانوناً با هم متحد می شوند و نتیجه گرفته اند که اولاً: نکاح عقد است و ثانیاً: هدف آن، شرکت در زندگی است؛ تعریف این دسته با توجه به تعریفی که ذکر کردیم کامل نیست، چه این که هدف و قصد زندگی مشترکْ جزء مقومات این عقد نیست و این هدف معمولاً در عقد ازدواج دایم مطرح است و در ازدواج موقت یا ازدواج با کنیزان و… – که در اسلام و بسیاری از شرایع دیگر مطرح است – هدف اصلی، کامجویی است؛ بنابراین چنین قصدی در عقد ازدواج شرط نیست و بالطبع جزء مقوّمات عقد نیز نخواهد بود. 24
مرحوم صاحب جواهر پس از ذکر اقوال مختلف در معنای لغوی و اصطلاحی نکاح می گوید:نظر مشهور این است که نکاح در لغت به معنای همخوابگی است و در شرع به معنای عقد است و ابن ادریس مدعی است که در این معنا هیچ یک از دانشمندان اختلافی ندارند و ابن فهد و شیخ طوسی و فخر المحققین ادعای اجماع دارند، چه این که استعمال این واژه در عقدْ متداول است و بعضی25 را عقیده بر این است که در قرآن کریم جز در آیه (حَتّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ) 26به معنای همخوابگی نیامده، یعنی در تمام موارد، استعمال این واژه در قرآن به معنای عقد ازدواج است. جالب این که در آیه فوق نیز بعضی آن را به معنای ازدواج گرفته اند، نه همخوابگی و گفته اند: شرط بودن همخوابگی برای حصول حلیت در چنین ازدواجی، از دلیل خارجی فهمیده می شود، نه از آیه شریفه.
همچنین صاحب جواهر می فرماید:
در این که معنای نکاح شرعاً عقد باشد جای بحث وجود دارد، چه این که واژه نکاح مانند بسیاری از عناوین فقهی قبل از پیدایش دین نیز در میان جوامع مطرح بوده؛ چنان که بیع به معنای عقد نیست، بلکه به معنای نقل ملک است و قهراً نکاح نیز چنین است؛ شاهد، این که در موقع عقد هنگامی که زن به عنوان طرف قرار داد می گوید: (انکحت)، عقد را قصد نمی کند، بلکه سلطه مرد و صاحب حق شدن او در کامجویی از همسرش را در برابر مهر معیّن قصد دارد. پس مراد از نکاح و ازدواج، همان حق همخوابگی است و مجازاً به عقد ازدواج اطلاق می گردد. این به جهت علاقه سببیّتی است که بین عقد خاص باحصول این حق وجود دارد27.
بنابراین، نکاح و ازدواج به معنای حق همخوابگی و به وحدت رسیدن است، که معنایی است لغوی و عقد عامل پیدایش این حق است؛ هر چند فقها و حقوقدانان در بسیاری از موارد مقصودشان از نکاح وازدواج، عقد خاص می باشد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژه هایشهر اصفهان، دوچرخه سواری، پرسش نامه

گفتارچهارم :اقسام ازدواج در فقه شیعه
نکاح در حقوق ایران بر دو قسم است : نکاح دائم و نکاح منقطع که آن را متعه و نکاح موقت نیز می گویند.
قانون مدنی در این باب از فقه امامیه پیروی کرده است . نکاح منقطع از ویژگی های مذهب تشیع است و در فقه عامه آنرا معتبر نمی شناسند . فقهای امامیه برای صحت این نکاح به آیات قرآن به ویژه آیه ?? از سوره نساء و نیز به روایت و اخبار و اجماع علمای مذهب استناد می کنند .
در کشورهای غربی نکاح موقت وجود ندارد و در بعضی از کشورهای اسلامی از جمله مراکش – تونس – عراق – سوریه – مصر که تحت تاثیر مکاتب تسنن هستند نکاح منقطع پذیرفته نشده است .
تفاوت بین ازدواج دائم و موقت :
نکاح منقطع از بسیاری از جهات مانند نکاح دائم است . شرایط و موانع نکاح منقطع همان است که در نکاح دائم آمده است به استثنای آنچه که ذیلا گفته خواهد شد . آثار آن هم اصولا ، جز در مورد نفقه و ارث ، همان آثار نکاح دائم است ؛ به ویژه از لحاظ اولاد تفا
وتی بین نکاح دائم و منقطع نیست و فرزند ناشی از این نکاح از کلیه حقوق فرزند ناشی از نکاح دائم برخوردار است . تفاوت عمده نکاح منقطع و دائم در امور زیر است :
?-تعیین مدت در نکاح منقطع شرط لازم است . ماده ???? قانون مدنی در این باره می گوید : (( نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده با .پس اگر مدت در نکاح منقطع ذکر نشود ، بی شک نکاح منقطع واقع نخواهد شد . اما آیا نکاح اساسا باطل است یا نه ؟ مساله اختلافی است . بنابر قول گروهی از فقهای امامیه ، نکاح به صورت دائم واقع خواهد شد ؛ زیرا لفظ ایجاب می تواند مفید نکاح دائم یا منقطع باشد و فقط ذکر مدت است که آن را به متعه اختصاص می دهد .
و اگر مدت ذکر نشده باشد ، برای عقد دائم خواهد بود . پس اگر اولی منتفی باشد دومی تحقق خواهد یافت . به علاوه اصل در عقد صحت است و فساد بر خلاف اصل می باشد .
در تایید این نظر به بعضی از روایات و اخبار نیز استناد شده است .
بعضی از فقها از جمله علامه حلی و شهید در مسالک گفته اند : اگر مدت ذکر نشود عقد باطل است، زیرا هرگاه با قصد نکاح منقطع مدت را در عقد ذکر نکنند ، چون قصد به نکاح دائم تعلق نگرفته است ، نکاح نمی تواند به صورت دائم واقع شود ؛ به تعبیر دیگر عقد تابع قصد است و در فرض ما قصد نکاح دائم منتفی است .
نظر دوم در حقوق جدید اقوی و بیشتر قابل قبول است ، زیرا در حقوق امروز نیز عقد تابع قصد است و هرگاه قصد نکاح منقطع شده باشد و عقد دائم مقصود نباشد ، نمی توان قائل به وقوع نکاح دائم شد . ممکن است در نکاح موقت مسلم نباشد و زن و شوهر در دائم یا موقت بودن نکاح اختلاف داشته باشند . در این صورت می توان گفت: لفظ نکاح یا زواج که به کار رفته ظاهر در نکاح دائم است . پس عقد به آن حمل می شود و باطل نیست .
?- تعیین مهر از شرایط اساسی نکاح منقطع است و در این گونه نکاح عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است ( ماده ???? ق . م )
?- در نکاح منقطع شوهر ملزم به دادن نفقه به زن خود نیست ، مگر اینکه دادن نفقه شرط شده باشد یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد ( ماده ???? ق . م )
?- در نکاح منقطع مقررات طلاق اجرا نخواهد نمی شود و جدایی زن و شوهر با انقضاء یا بذل مدت یا فسخ نکاح تحقق می یابد . بنابراین طلاق و آنچه در قانون مدنی راجع به آن آمده است ویژه نکاح دائم است . ( مستنبط از ماده ???? ق . م)
?- عده زوجه منقطع پس از جدایی از شوهر ( در غیر زن آبستن ) دو طهر است ، اعم از اینکه جدائی به علت فسخ نکاح یا انقضاء یا بذل مدت باشد ، در حالی که عده فسخ نکاح یا طلاق در نکاح دائم سه طهر است . هرگاه زوجه منقطع با اقتضای سن ( یعنی با اینکه در سنی است که علی القاعده باید عادت زنانگی داشته باشد ) عادت نبیند ، عده او ?? روز است ، حال آنکه عده این گونه زنان در نکاح دائم سه ماه است ( مواد ???? و ???? ق . م. ) . البته عده وفات و عده زن آبستن در مورد نکاح دائم و منقطع یکسان است ( مواد ???? و ???? ق . م)
?- در نکاح منقطع زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند . ( مستنبط از مواد ??? و ???? ق . م)

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانمدل پیشنهادی، رگرسیون خطی، مدل رگرسیون

گفتار پنجم :اقسام ازدواج در فقه عامه وحقوق کشورهای سنی مذهب
تعریف نکاح مسیارویومیه
کلمه مسیار در لسان شرع وارد نشده و درکتابهای فقهی نیز چنین اصطلاحی وجود ندارد . این اصطلاحات از موضوعات مستحدثه است و کلمه ای معجمی و لغت نامه ای نیست؛ بلکه اصطلاحی عامیانه است که در کشورهای حاشیه خلیج فارس و عربستان به این اسم مروج است و در تعریف نکاح مسیار آمده است(( اِنَهّ ُزَواجٍ شَرعِیٌ یَتَمَیَزُ عَنِ الزَوجِ العادِی بِتَنازُلِ الزَوجَه فِیه عَن بَعضِ حُقُوقِها عَلی الزَوجِ، مِثلِ : اِلا تَطالُبّه بِالنَفَقَه وَ المَبیِتِ الَیلیَ ، اِن کَانَ مُتَزَوَجًا وَ فِی الغَالِبِ یَکُونُ زََوَاجِ المِسیَارِهُوالزَوجُ الثَانِی اَوِ الثَالِثِ وَ هُو نَوعٌ مِن تَعَدُدِ الزَوجَاتِ وَ اَبرَزَ مَا فِی هَذاالزَوَاج: اِن المَرَاهَ تَتَنَازَلُ فیِه بِاِرَادَهٍ تَامَه وَ اِختِیارهُ وَ رِضَاهُ عَن بَعضِ حُقُوقِهَا ، هَذا الَذِی اَفهَمَهُ عَن زَوَاجِ المِسیَار)) 28 بنابر تعریفی که در مجمع فقهی مکه مکرمه از آن ارائه داده اند: ازدواجی است دائمی با همان ارکان و شرایطی که نکاح دائمی دارد؛ با این تفاوت که زن از برخی حقوق خود مانند نفقه ، مسکن وقسم (نوبت شب) صرف نظر وگذشت می کند وآن را در اختیار شوهر می گذارد که هر وقت برای او میسر شد به او سر بزند ، وگذشت ازحقوق خود از نظر شرعی اشکالی ندارد؛ زیرا همچنان که برای شخص جایز است که از دیگری حقوق خود را مطالبه نماید نیز برای او جایز است که از حقوق خود در گذر کرده معاف نماید ، دکتر احمد الحجی الکردی از علماء معاصر کویت نیز در تاریخ 18 ذی القعده سال 1419 ه.قدر پاسخ به سوال اسامه عمر گفته است: ازدواج مسیار اصطلاح جدیدی است که نسبت داده شده به اسلام که مورد قبول نبوده و تنها نظری که در این خصوص میتوان ارائه کرد به این که تمام شرائط ازدواج کامل از حیث بلوغ و عاقله بودن و حضور شهود در آن دخیل باشد با مهریه معلوم مگر این که طرفین با توافق بعض حقوق را از یگدیگر سلب نمایند29 چنان چه ام المومنین حضرت سوده بنت زمعه رضی الله عنها از حق شب خود به نفع ام المومنین حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها گذشت 30 ومسلم ودر مورد مهر زنان در قرآن می آید: اگر با رضایت چیزی از مهریه خود را به شما بخشیدند آن را حلال وگوارا مصرف کنید. قال الله تعالی: “فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَرِیئًا”31 یا می آید “وَلَا جُنَاحَ عَلَی
ْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ32
هم چنین نکاح بدون ذکر مهر وحتی نکاح بدون مهر صحیح می باشد؛ البته در این صورت مهر مثل بر ذمه شوهر لازم می شود. المبسوط: ?/?? “وعقد النکاح بغیر تسمیه المهر جائز” وفی تبیین الحقائق ?/??? “صَحَ النِکاحِ بِلا ذِکرِ المَهرِ وَ کَذا نَفیَه” وایضا فی شرح فتح القدیر:?/???، وفی مجمع الانهر ?/??? وفی الاحکام الشرعیه فی الاحوال الشخصیه ?/ماده??وهمین دلایل به طریق اولی بر معاف کردن نفقه نیز صدق می کند. با توجه به تعریفهایی که به آنها مختصرا اشاره شد و مباحثی که در رابطه با نکاح مسیار مطرح است، مشخص میشود که(نکاح مسیار) به حسب ظاهر نکاح دائم است زیرا کلیه شرائط نکاح دائم را مانند ایجاب و قبول ، مهر، اجازه ولی (برمبنای کسانی که آن را شرط میدانند) و حضور دو شاهد عادل (مطابق نظر مذاهب شافعی ، حنفی و حنبلی ) دارد


پاسخی بگذارید