همسوئی استراتژی‌های بازاریابی و تولید در صنعت سیم و کابل

0 Comments

:

سازمان ها جهت بقا و ترسیم وضعیت مطلوب کسب وکار خود، ملزم به بازنگری در مدل کسب وکار خود و روی آوردن به برنامه ریزی استراتژیک به عنوان کلیدی ترین عامل موفقیت سازمان ها می باشند. چه بسا سازمان هایی که علیرغم داشتن برنامه های استراتژیک سازمانی در عمل موفق نبوده اند. یکی از عمده ترین این دلایل، وجود شکاف و عدم همسوئی بین استراتژی های بخش های مختلف سازمان بوده است. گاهی استراتژی های یک بخش در تضاد با استراتژی های بخش دیگر سازمان بوده است؛ بنابراین سازمان ها ناگزیرند برنامه استراتژیک همه جانبه ای تدوین نمایند به گونه ای که برنامه های بخش های مختلف سازمان نه تنها در تقابل باهم نباشند، بلکه با یکدیگر هم افزائی نیز ایجاد نمایند. آنچه در این فصل موردمطالعه قرار می گیرد، شامل کلیات تحقیق مانند بیان مسئله، ضرورت انجام تحقیق، پرسش ها و اهداف تحقیق خواهد بود.

1-2. بیان مساله و ضرورت انجام پژوهش:

در مواردی که تفاوت های اساسی بین نیاز مشتری و بازار و توان تولید وجود دارد، انتخاب استراتژیک در بازاریابی و تولید برای از بین بردن این تفاوت ها موردنیاز است. این دو بخش در سازمان مسئولیت های متفاوتی بر عهده دارند، بخش بازاریابی بازار هدف، نیازهای مشتریان به نوع محصول و تعداد آن، آمیخته محصول و قیمت گذاری، ترفیع و سیاست های خدمت رسانی به مشتریان را مشخص می کند، بخش تولید، چیدمان و مکان تجهیزات، فرآیند تکنولوژیکی و ظرفیت تولید، فرآیند مدیریت کیفیت، برنامه­ریزی و کنترل تولید و موجودی، سیاست­های خرید و نیروی کار و سایر تصمیمات مرتبط با برنامه­ریزی، هماهنگی و کنترل منابع موردنیاز برای تولید را تعیین می نماید. از طرف دیگر فعالیت های کارکنان این دو بخش نیز با یکدیگر هم راستا نیستند و به نیازهای یکدیگر توجهی ندارند. کارکنان بازاریابی بیشتر بر مشتری و مسائل رقابتی متمرکزشده اند اما کارکنان تولید با تمرکز بر کارایی، توان و ظرفیت تولید و تکنولوژی تولید ممکن است به مسائل بازار کمتر توجه کنند. این مسئولیت های متفاوت سبب بروز اهداف و دیدگاه­های متفاوت بین کارکنان بازاریابی و فروش و کارکنان بخش تولید می شود که منجر به بروز گپ و مشکلاتی بین این دو بخش مهم و تصمیمات آن ها و درنتیجه کاهش سودآوری سازمان خواهد شد. درصورتی که جهت افزایش بهره وری و اثربخشی سازمان ها همه بخش های سازمان باید در راستای چشم انداز سازمان و رسیدن به اهداف مشترک، فعالیت های خود را همسو و هم راستا نمایند.

بنابراین در این تحقیق بر آنیم تا مدلی جهت همسوسازی استراتژی­های بازاریابی و تولید و هماهنگی دیدگاه­های کارکنان این دو بخش ارائه دهیم.

شرکت های فعال در صنعت سیم و کابل که از دسته سازمان های تولیدی هستند و از ویژگی هایی چون رقابت در بازار جهانی، صادرات محصول، سرمایه گذاری در تکنولوژی تولید و تنوع عملیاتی برخوردارند، جهت انجام این پژوهش مناسب به نظر آمدند.

1- 3. اهداف و سؤالات پژوهش:

1-3-1. اهداف تحقیق:

    • شناسایی اثر متقابل استراتژی های تولید و بازاریابی بر عملکرد شرکت های منتخب
    • شناسایی تأثیر استراتژی تولید بر عملکرد شرکت های منتخب
    • شناسایی تأثیر استراتژی بازاریابی بر عملکرد شرکت های منتخب

1-3-2. سؤالات تحقیق:

    • در صنعت سیم و کابل همسوئی کدام استراتژی های تولید و کدام استراتژی های بازاریابی منجر به عملکرد برتر می شود؟
    • استراتژی های تولید مورداستفاده در صنعت سیم و کابل به تنهایی بر عملکرد تأثیرگذارند؟
    • استراتژی های بازاریابی مورداستفاده در صنعت سیم و کابل به تنهایی بر عملکرد تأثیرگذارند؟

1- 4. روش شناسی و قلمرو پژوهش:

    • پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی است. استراتژی آن از نوع پیمایشی است که جهت جمع آوری داده ها از میان پرسشنامه های توزیع شده بین شرکت های این صنعت، 33 پرسشنامه قابل استفاده مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS، از آنالیزهای واریانس یک طرفه و دوطرفه کمک گرفتیم.
    • دوره زمانی انجام پژوهش:

پژوهش حاضر با توجه به اهداف مذکور، از تابستان 1393 تا زمستان همان سال به طول انجامید.

    • مکان پژوهش:

این پژوهش در صنایع سیم و کابل فعال در سراسر ایران صورت گرفت.

    • جامعه آماری:

در این پژوهش جامعه آماری، شرکت های فعال در صنعت سیم و کابل در سراسر ایران است.

    • نمونه آماری و حجم نمونه:

جهت نمونه گیری از 33 شرکت فعال در صنعت سیم و کابل استفاده گردید.

    • روش نمونه گیری:

با توجه به پراکندگی شرکت های این صنعت، از روش نمونه در دسترس استفاده گردید.

1- 5. تعریف واژه ها و اصلاحات تخصصی:

    • استراتژی:

 استراتژی ابزاری جهت رسیدن به اهداف سازمان، شامل فعالیت هایی که سازمان انجام می دهد، راه هایی که دنبال می کند و تصمیماتی که جهت رسیدن به اهداف می گیرد. (بهاورنیا، 1384)

    • استراتژی های تولید:

به عقیده پلتز و میلز، استراتژی تولید، الگویی از تصمیمات ساختاری و فراساختاری است که توانایی یک سیستم تولیدی را در به دست آوردن اهداف تولید که ناشی از اهداف کسب وکار است را نشان می دهد (جعفرنژاد و مختارزاده، 1386).

    • استراتژی های بازاریابی:

مجموعه ای از تصمیمات و عملیات یکپارچه است که سازمان انتظار دارد به اهداف بازاریابی دست یابد و ارزش موردنظر برای مشتریان ایجاد شود. استراتژی بازاریابی به تصمیمات درزمینه بخش بندی و هدف گذاری سازمان و توسعه استراتژی جایگاه سازی بر پایه محصول، قیمت، ترفیع و توسعه محصول مربوط است. تحقیقات بازار و بخش بندی زمینه ساز تصمیمات هدف گذاری در بازار است. هدف گذاری بازار بر الزام اصلی رضایت احتیاجات یک گروه مشتریان از طریق توسعه قابلیت های خاص و سرمایه گذاری بر منافع اختصاص یافته است. این توانایی ها سازمان را قادر می سازد تا ارزشی ویژه برای بخش هدف گذاری شده با استفاده از اجرای آمیخته بازاریابی پیشنهاد دهد. ازجمله تصمیمات مهم محصول توجه به وسعت خط تولید محصول است. آیا خط تولید بر محدوده کمی از محصولات باید تمرکز کند یا اینکه باید آن قدر وسیع باشد تا محصولات مختلفی را تولید نماید (اسلیتر و اولسون، 2001).

    • همسوئی: